<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.entreneed.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=S.rahmanpour64</id>
	<title>دانشنامه کارآفرینی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.entreneed.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=S.rahmanpour64"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/S.rahmanpour64"/>
	<updated>2026-06-04T22:32:34Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.35.3</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:S.rahmanpour64&amp;diff=1691</id>
		<title>کاربر:S.rahmanpour64</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:S.rahmanpour64&amp;diff=1691"/>
		<updated>2021-10-19T11:27:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «سجاد رحمانپور هستم.   بندانگشتی بنیانگذار شرکت پایاف...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سجاد رحمانپور هستم.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:Sajjad-Rahmanpour-pic.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
بنیانگذار شرکت پایافناوران فردوسی، شرکت دانش بنیان فعال در حوزه تولید تجهیزات پزشکی. علاقه مند به به کارگیری تکنولوژی های جدید در حوزه تجهیزات پزشکی و مدیریت تیمهای نوآور جهت توسعه محصولات این حوزه.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اطلاعات تماس'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
s.rahmanpour@ut.ac.ir&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
s.rahmanpour64@gmail.com&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Phone Number: +989155046052&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://www.linkedin.com/in/sajjad-rahmanpour-899978aa&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سوابق تحصیلی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارشناسی مهندسی برق-مخابرات دانشگاه فردوسی مشهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارشناسی ارشد رشته مدیریت کارآفرینی گرایش کسب و کار جدید دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سوابق کاری:'''   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت پایافناوران فردوسی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sajjad-Rahmanpour-pic.jpg&amp;diff=1690</id>
		<title>پرونده:Sajjad-Rahmanpour-pic.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sajjad-Rahmanpour-pic.jpg&amp;diff=1690"/>
		<updated>2021-10-19T11:25:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;pic&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87_%DA%A9%D8%B3%D8%A8_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87&amp;diff=703</id>
		<title>شتاب دهنده کسب و کار پرمخاطره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87_%DA%A9%D8%B3%D8%A8_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87&amp;diff=703"/>
		<updated>2021-07-25T12:40:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Venture Accelerator  /  /  شتاب‌دهندگان کسب و کار پر مخاطره شرکت‌های خدماتی هستند که فر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Accelerator&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/  /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شتاب‌دهندگان کسب و کار پر مخاطره شرکت‌های خدماتی هستند که فرآیند شروع یک کسب و کار جدید را شتاب می‌دهند. آن‌ها برای تقویت طرح کسب و کار، اعتبار یافتن و عرضه به بازار خدمات مشاوره‌ای فراهم می‌آورند و برای یک شرکت، سرمایه مخاطره‌پذیر یا برای دیگر سرمایه‌گذاران پشتکار و جدیت به خرج می‌دهند و دیگر خدمات استخدامی را به ویژه برای کسب و کار پر مخاطره جدید در دسترس می‌سازند. مانند هر شرکت مشاوره‌ای، آن‌ها امید دارند پایه‌های گسترده مهارت‌هایشان را قوت بخشند، به بهترین روش‌ها، بهترین عینیت و معیار در صنعت، به منزله یک موشک تقویت کننده مخاطرات جدید، دست یابند. هم‌چنین در مقوله شتاب دهنده کسب و کار پر مخاطره، مراکز رشد در مرحله آغازین را باید گنجاند که در واقع شرکت‌هایی با سرمایه مخاطره‌پذیر و با شرکای فعال هستند. این شرکت‌ها فضای اداری، برخی از یاری‌های استراتژیک و سرمایه را با هدف کمک به شتاب یافتگی شرکت فراهم می‌آورند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%82_%DA%A9%D8%B3%D8%A8_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&amp;diff=701</id>
		<title>خلق کسب و کار جدید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%82_%DA%A9%D8%B3%D8%A8_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&amp;diff=701"/>
		<updated>2021-07-25T12:38:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «New Venture Creation  /  /  خلق کسب و کار جدید فرآیند پویای ایجاد ثروت انبوه است. این ثروت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;New Venture Creation&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/  /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلق کسب و کار جدید فرآیند پویای ایجاد ثروت انبوه است. این ثروت را افرادی ایجاد می‌کنند که فرض می‌شود از نظر ارزش، زمان و یا تعهد شغلی ارزش آفرینی برای محصول یا خدمات، خطرپذیری بالایی دارند. خود محصول یا خدمت ممکن است منحصر به‌فرد باشد یا نباشد، اما کارآفرین با تأمین و تخصیص منابع و مهارت‌های ضروری تا حدودی به آن ارزش می‌بخشد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%B1_%DA%A9%D8%B3%D8%A8_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=699</id>
		<title>معبر کسب و کار خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%B1_%DA%A9%D8%B3%D8%A8_%D9%88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=699"/>
		<updated>2021-07-25T12:34:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Venture Portal  /  /  معبرهای کسب و کار مخاطره پذیر، وب‌سایت‌های online یا شبکه‌های خار...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Portal&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/  /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معبرهای کسب و کار مخاطره پذیر، وب‌سایت‌های online یا شبکه‌های خارجی هستند که یک شبکه متشکل از کارآفرینان، مشاوران و سرمایه‌گذاران را ایجاد می‌کند. این سایتها به منزله سکوی پرتاب برای کارآفرینان می‌باشند و کارآفرینان می‌توانند به واسطه این سایت‌ها طرح کسب و کار و دیگر ملاک‌های ارزشی (توسط سرمایه‌گذاران) را عرضه کنند. این سایت‌ها می‌توانند در همه زمینه‌ها و مراحل تحویل کسب و کار مخاطرپذیه، سودآور باشند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سایت‌ها هم‌چنین رویدادهای شبکه‌های offline را در پیوند با شبکه‌های online ایجاد می‌کنند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=696</id>
		<title>شبکه سرمایه گذاران خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=696"/>
		<updated>2021-07-25T12:23:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital Network&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شبکه های سرمایه گذاری خطرپذیر'''، یا باشگاه ها، گروه هایی از سرمایه گذاران فردی و نهادی هستند که سرمایه گذاری های ریسک پذیر برای کسب و کار تأمین می کنند. مانند سایر تأمین کنندگان سرمایه های خطرپذیر - که ممکن است شامل صندوق های سرمایه گذاری با مدیریت حرفه ای، شرکت های سرمایه گذاری دولتی مشاغل کوچک (SBIC) یا شرکت های تابعه شرکت های سرمایه ­گذاری بانکی و شرکت های بیمه- اعضای این شبکه ها به طور کلی در شرکت های نوپای خصوصی با پتانسیل سود بالا سرمایه­ گذاری می­کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر در ازای سرمایه ­گذاری خود معمولاً درصدی از مالکیت سهام شرکت، مقداری کنترل بر برنامه ریزی استراتژیک آن و هزینه­کردها را درخواست می­کنند. با توجه به ماهیت بسیار سوداگرانه سرمایه گذاری های خود، سرمایه گذاران خطر پذیر امیدوارند که در بازه زمانی نسبتاً کوتاه به نرخ بازده بالایی دست پیدا کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تفاوت بین شبکه ­های سرمایه­ گذاری خطر پذیر و تامین­ کنندگان رسمی سرمایه ریسک پذیر ==&lt;br /&gt;
تفاوت اصلی بین شبکه ­های سرمایه ­گذاری خطر پذیر و سایر تامین ­کنندگان سرمایه ریسک پذیر، درجه­ی رسمی بودن آنهاست. شبکه های سرمایه گذاری خطر پذیر سازمان­هایی غیر رسمی هستند که برای کمک به اتصال کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک به سرمایه­ گذاران بالقوه به وجود امده­اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از ظهور اینترنت و شبکه های مجازی، دسترسی به سرمایه گذاران خصوصی ثروتمند ، که به آنها &amp;quot;فرشتگان&amp;quot; یا &amp;quot;سرمایه داران ماجراجو&amp;quot; نیز می گویند، برای کارآفرینان بسیار دشوار بود. این شبکه ها - که دیتابیسی از کارآفرینان و سرمایه­ گذاران را در اختیار دارند-  اساساً خدمات &amp;quot;خواستگاری&amp;quot; را بین افراد با ایده های خوب تجاری و افراد دارای سرمایه برای سرمایه گذاری ارائه می دهند. در مقابل، شرکتهای رسمی سرمایه گذاری خطرپذیر، سازمانهایی با مدیریت حرفه ای هستند که برای سرمایه گذاری در شرکتهای جدید و در حال رشد، انتظار سود بالایی از سرمایه خود را دارند. این شرکتها معمولاً در مورد شرکتهایی که در آنها سرمایه گذاری می کنند بسیار گزینشی عمل می­کنند، به این معنی که سرمایه خطرپذیر از طرف این سازمان­ها معمولا در اختیار مشاغل نوپا قرار نمی­گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چه کسانی عضو این شبکه هستند؟ ==&lt;br /&gt;
اعضای شبکه های سرمایه گذاری خطرپذیر عمدتاً متشکل هستند از کارآفرینان ثروتمندی که هم پتانسیل مالی بیزینس­های جدید را می­شناسند و هم لزوم و اهمیت سرمایه­گذاری در مراحل اولیه رشد یک استارتاپ. در بسیاری از موارد ، این سرمایه گذاران در هیئت مدیره شرکت هایی که در آن سرمایه­گذاری می­کنند، به عنوان یکی از اعضای اصلی حضور پیدا می­کنند و با توجه به تجربیات خود، مشاوره­های مدیریتی ارزشمندی را ارائه دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://www.inc.com/encyclopedia/venture-capital-networks.html&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=689</id>
		<title>شبکه سرمایه گذاران خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=689"/>
		<updated>2021-07-25T12:13:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Venture Capital Network  / /  '''شبکه های سرمایه گذاری خطرپذیر'''، یا باشگاه ها، گروه هایی ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital Network&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شبکه های سرمایه گذاری خطرپذیر'''، یا باشگاه ها، گروه هایی از سرمایه گذاران فردی و نهادی هستند که سرمایه گذاری های ریسک پذیر برای کسب و کار تأمین می کنند. مانند سایر تأمین کنندگان سرمایه های خطرپذیر - که ممکن است شامل صندوق های سرمایه گذاری با مدیریت حرفه ای، شرکت های سرمایه گذاری دولتی مشاغل کوچک (SBIC) یا شرکت های تابعه شرکت های سرمایه ­گذاری بانکی و شرکت های بیمه- اعضای این شبکه ها به طور کلی در شرکت های نوپای خصوصی با پتانسیل سود بالا سرمایه­ گذاری می­کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر در ازای سرمایه ­گذاری خود معمولاً درصدی از مالکیت سهام شرکت، مقداری کنترل بر برنامه ریزی استراتژیک آن و هزینه­کردها را درخواست می­کنند. با توجه به ماهیت بسیار سوداگرانه سرمایه گذاری های خود، سرمایه گذاران خطر پذیر امیدوارند که در بازه زمانی نسبتاً کوتاه به نرخ بازده بالایی دست پیدا کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تفاوت بین شبکه ­های سرمایه­ گذاری خطر پذیر و تامین­ کنندگان رسمی سرمایه ریسک پذیر ==&lt;br /&gt;
تفاوت اصلی بین شبکه ­های سرمایه ­گذاری خطر پذیر و سایر تامین ­کنندگان سرمایه ریسک پذیر، درجه­ی رسمی بودن آنهاست. شبکه های سرمایه گذاری خطر پذیر سازمان­هایی غیر رسمی هستند که برای کمک به اتصال کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک به سرمایه­ گذاران بالقوه به وجود امده­اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از ظهور اینترنت و شبکه های مجازی، دسترسی به سرمایه گذاران خصوصی ثروتمند ، که به آنها &amp;quot;فرشتگان&amp;quot; یا &amp;quot;سرمایه داران ماجراجو&amp;quot; نیز می گویند، برای کارآفرینان بسیار دشوار بود. این شبکه ها - که دیتابیسی از کارآفرینان و سرمایه­ گذاران را در اختیار دارند-  اساساً خدمات &amp;quot;خواستگاری&amp;quot; را بین افراد با ایده های خوب تجاری و افراد دارای سرمایه برای سرمایه گذاری ارائه می دهند. در مقابل، شرکتهای رسمی سرمایه گذاری خطرپذیر، سازمانهایی با مدیریت حرفه ای هستند که برای سرمایه گذاری در شرکتهای جدید و در حال رشد، انتظار سود بالایی از سرمایه خود را دارند. این شرکتها معمولاً در مورد شرکتهایی که در آنها سرمایه گذاری می کنند بسیار گزینشی عمل می­کنند، به این معنی که سرمایه خطرپذیر از طرف این سازمان­ها معمولا در اختیار مشاغل نوپا قرار نمی­گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://www.inc.com/encyclopedia/venture-capital-networks.html&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%B1%D8%B4%D8%AF&amp;diff=583</id>
		<title>مرکز رشد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%B1%D8%B4%D8%AF&amp;diff=583"/>
		<updated>2021-07-24T22:32:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Incubator  /ˈiNGkyəˌbādər/   انکوباتور کسب و کار، سازمانی است که با ارائه طیف گسترده ای...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Incubator&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈiNGkyəˌbādər/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انکوباتور کسب و کار، سازمانی است که با ارائه طیف گسترده ای از خدمات شروع به آموزش مدیریت و فضای اداری و پایان دادن به تأمین مالی سرمایه گذاری، به شرکت های نوپا و کارآفرینان فردی کمک می کند تا تجارت خود را توسعه دهند. انجمن ملی انکوباتور کسب و کار (NBIA)، انکوباتورهای گسب و کار را به عنوان ابزاری کاتالیزور برای توسعه اقتصادی منطقه ای یا ملی تعریف می کند. NBIA انکوباتورهای عضو حود را بر اساس پنج نوع انکوباتور زیر طبقه بندی می کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* academic institutions&lt;br /&gt;
* non-profit development corporations&lt;br /&gt;
* for-profit property development ventures&lt;br /&gt;
* venture capital firms&lt;br /&gt;
* combination of the above&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انکوباتورها از نظر میزان تعهد به شرکت های نوپا و شرکتهای در مراحل اولیه، با پارک های تحقیقاتی و فناوری متفاوت هستند. از طرف دیگر، پارک های تحقیقاتی و فناوری به عنوان پروژه هایی در مقیاس بزرگ در نظر گرفته می شوند که از آزمایشگاه های شرکت ها، دولت ها یا دانشگاه ها گرفته تا شرکت های بسیار کوچک در آن قرار دارند. بیشتر پارک های تحقیقاتی و فناوری خدمات کمک به مشاغل را ارائه نمی دهند، که مشخصه اصلی یک انکوباتور کسب و کار است. با این حال، بسیاری از پارک های تحقیقاتی و فناوری برنامه های خدمات انکوباتوری را در خود جای داده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف مرکز رشد ==&lt;br /&gt;
مرکز رشد (incubator) نام وسیله‌ای است که گرمای لازم را برای تولید جوجه از تخم مرغ فراهم می‌کند. این لغت همچنین به وسیله‌ای اطلاق می‌شود که با ایجاد گرما، زمینه را برای ادامه حیات نوزادان زودرس پس از تولد فراهم می‌کند. در ادبیات کارآفرینی، انکوباتورها یا مراکز رشد، مراکزی هستند که برای پرورش یا ایجاد کسب و کارهای کوچک ایجاد می‌شوند. انکوباتورها طرح‌هایی مبتنی بر نوآوری هستند و از کادر مدیریتی کوچکی تشکیل می‌شوند. این مراکز دارای مکان فیزیکی و تسهیلات مشترک هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه مراکز رشد ==&lt;br /&gt;
تأسیس اولین مرکز رشد جهان به سال ۱۹۵۹ میلادی در نیویورک بر می‌گردد. در این سال '''ژوزف مانسکو'''، تاجر آمریکایی با خرید یک ساختمان بزرگ قدیمی تصمیم داشت آن را پس از تعمیر، به یک مستاجر اجاره دهد، اما متوجه شد که ساختمان مزبور بزرگ‌تر از آن است که یک مستاجر به تنهایی از عهده هزینه‌های آن برآید. لذا تصمیم گرفت که آن را به مستاجران متعددی اجاره دهد تا بتواند از این طریق درآمدزایی نماید. مانسکو بعد از یک سال، ۲۰ تا ۳۰ مستاجر داشت که حدوداً ده هزار متر مربع از فضای مجموعه را اجاره نموده بودند. این مرکز هنوز هم فعال است و با نام ''مرکز صنعتی باتاویا (Batavia)'' شناخته می‌شود و حدوداً هزار نفر در آن به کار مشغولند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اهداف مراکز رشد ==&lt;br /&gt;
اهداف عمده انکوباتورها را می‌توان چنین دسته‌بندی نمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کمک به جذب بیشتر کارآموزان و فارغ التحصیلان دانشگاهی در بازار کار و ایجاد شغل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ایجاد واحدهای صنایع کوچک و متوسط فنی و تخصصی که بتوانند در بازار کار رقابت‌پذیر باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نوسازی، انتقال فناوری و استفاده از اکتشافات علمی جدید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        افزایش بازدهی نیروی کار بالقوه و استفاده بهینه از این سرمایه عظیم ملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنار این اهداف، انکوباتورها اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کنند: رشد اقتصادی منطقه، تنوع اقتصاد و سرمایه‌گذاران، کمک به زنان، مهاجران یا اقلیت‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خدمات مراکز رشد ==&lt;br /&gt;
مراکز رشد، خدمات متعددی را به شرکت‌های پذیرفته شده ارائه می‌دهند. این خدمات را می‌توان بدین ترتیب برشمرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# '''خدمات عمومی و دفتری''': تلفن، نمابر، اینترنت، اتاق مذاکره و کنفرانس، دفتر کار مجازی، منشی و کارهای دفتری، منشی مجازی، رایانه، دبیرخانه، نظافت و...&lt;br /&gt;
# '''خدمات اداری و اجرایی''': وام‌ها و تسهیلات دولتی، شبکه، کمک‌های مالیاتی، اجاره‌بها و...&lt;br /&gt;
# '''خدمات تجهیزاتی و تسهیلاتی''': فضای اداری، پارکینگ، تجهیزات اداری و دفتری، منابع آزمایشگاهی، تجهیزات کارگاهی و...&lt;br /&gt;
# '''خدمات فنی و تخصصی''': مشاوره مالی و بازاریابی، مشاوره حقوقی و مدیریتی، دوره‌های آموزشی، دسترسی به منابع مالی و...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انواع مراکز رشد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# '''مرکز رشد صنعتی''': این مراکز رشد را اغلب نهادهای دولتی یا مراکز غیرانتفاعی به منظور حمایت از کارفرمایان تأسیس می‌کنند.&lt;br /&gt;
#  '''مرکز رشد دانشگاهی''': این انکوباتورها به منظور تسهیل استفاده تجاری از دانش فنی و حقوق مالکیت معنوی تأسیس می‌شوند و امکان استفاده از امکانات دانشگاهی مانند آزمایشگاه، کارگاه و کتابخانه را فراهم می‌کنند. این انکوباتورها همچنین امکان استفاده از نظرات و مشاوره تخصصی اعضای هیئت علمی دانشگاه را نیز فراهم می‌آورند.&lt;br /&gt;
# '''مرکز رشد مجازی''': این انکوباتورها معمولاً دارای فضای فیزیکی خاصی نیستند و امکاناتی غیر از فضای اداری را ارائه می‌دهند.&lt;br /&gt;
# '''مرکز رشد بین‌المللی''': به‌طور معمول این طبقه از انکوباتورها دارای مجموعه کاملی از سرویس‌های پشتیبانی برای پیشرفت فعالیت‌های تجاری هستند و تمرکز آن‌ها بیشتر بر روی صادرات است. این انکوباتورها با دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، سرمایه‌گذاران داخلی و بین‌المللی در ارتباطند. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این گروه، ایجاد شبکه‌ای از انکوباتورها در محدوده مربوط به خود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://en.wikipedia.org/wiki/Business_incubator&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%B1%D8%B4%D8%AF&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=582</id>
		<title>سرمایه گذاری خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=582"/>
		<updated>2021-07-24T19:51:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ ˈven(t)SHər ˈkapədl/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه خطرپذیر (VC) شکلی از تأمین مالی سهام خصوصی است که توسط شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر یا صندوق های سرمایه گذاری برای شرکت های تازه تاسیس، در مراحل اولیه و نوظهور که تصور می شود دارای پتانسیل رشد بالایی هستند یا رشد بالایی را نشان داده اند (از نظر تعداد کارمندان ، درآمد سالانه ، مقیاس عملیات و غیره) انجام می­شود. بنگاه ها یا صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر در ازای سهام ، یا سهام مالکیت در این شرکت های نوپا سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر ریسک تأمین مالی شرکت های نوپای با ریسک بالا را به عهده دارند به این امید که برخی از بنگاه های اقتصادی مورد حمایت آنها موفق شوند. از آنجا که شرکت های نوپا با عدم اطمینان بالایی روبرو هستند، سرمایه گذاری های VC امکان شکست بالایی دارند. شرکتهای نوپا معمولاً مبتنی بر یک فناوری نوآورانه یا مدل تجاری هستند و معمولاً از صنایع با فناوری پیشرفته مانند فناوری اطلاعات (IT) ، فناوری پاک یا بیوتکنولوژی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه گذاری مخاطره آمیز معمول پس از دور اولیه &amp;quot;تأمین بودجه بذر&amp;quot; (Seed Funding) اتفاق می افتد. اولین دور سرمایه های خطرپذیر برای تأمین سرمایه، دور سری A (Series A round) نام دارد. سرمایه گذاران خطرپذیر این تأمین مالی را با انگیزه کسب سود و بازگشت مالی در زمان خروج (Exit) احتمالی انجام می دهند. روشهای خروجی مانند فروش سهام به مردم برای اولین بار در یک عرضه اولیه (IPO)، یا واگذاری سهام به اشخاص حقیقی و حقوقی یا فروش شرکت به یک رقیب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر سرمایه گذاری فرشته، سرمایه گذاری در سهام و سایر گزینه های تأمین اعتبار بذر، سرمایه خطرپذیر برای شرکت های جدید با سابقه عملیاتی محدود که برای جذب سرمایه در بازارهای عمومی بسیار کوچک هستند و به حدی نرسیده اند که بتوانند یک وام بانکی را دریافت و بازپرداخت کنند، نیز گزینه جذابی است.بانک خود را تأمین کنند. وام یا تکمیل پیشنهاد بدهی. در ازای ریسک بالایی که سرمایه داران خطر پذیر با سرمایه گذاری در شرکت های کوچکتر و در مراحل اولیه می پذیرند، سرمایه داران خطرپذیر معمولاً کنترل قابل توجهی بر تصمیمات شرکت، علاوه بر بخش قابل توجهی از مالکیت شرکت ها خواهند داشت. شرکت های نوپایی مانند Uber ، Airbnb ، Flipkart ، Xiaomi و Didi Chuxing استارتاپ های بسیار با ارزشی هستند که معمولاً با نام &amp;quot;Unicorns&amp;quot; شناخته می شوند ، جایی که سرمایه گذاران خطرپذیر مشارکت بسیار بیشتری از تامین مالی صرف در این شرکت­ها دارند. آنها همچنین اغلب در مورد مدل تجاری و استراتژی های بازاریابی، مشاوره استراتژیک به مدیران شرکت ارائه می دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف ==&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' (به انگلیسی: Venture Capital) که از آن با عنوان‌های «سرمایه‌گذاری جسورانه» یا «سرمایه‌گذاری کارآفرینی» نیز نام می‌برند، عبارت است از تأمین سرمایه لازم برای شرکت‌ها و کسب‌وکارهای نوپا (استارت آپ) و کارآفرین که مستعد جهش و رشد ارزش هستند و البته دارای ریسک فراوانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرکت‌های سرمایه‌گذار ریسک پذیر'''، گروهی از سرمایه گذاران هستند که بر روی شرکت‌های کوچک با پتانسیل رشد بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها پول قرض نمی‌دهند بلکه در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها در مراحل ابتدایی رشد و تکامل اقتصادی خود، مورد توجه سرمایه‌گذارانی هستند که با ارزیابی موشکافانه خود، شکاف سرمایه و کمبود نقدینگی شرکت‌های کارآفرین را جبران می‌کنند و در گروه سهام‌داران آن‌ها قرار می‌گیرند. سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر با مدیریت فعالانه و برنامه‌ریزی در توسعه مدل‌های راهبردی، در کسب‌وکار هدف و ارزش افزوده و افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند. رونق و توسعه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر موتور محرکه و محور اصلی رشد محصولات جدید و نوآوری در عرصه فناوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه خطرپذیر''' سرمایه‌ای است که به همراه کمک‌های مدیریتی، در اختیار شرکت‌های جوان، کوچک، به سرعت در حال رشد و دارای آتیه اقتصادی قرار می‌دهند. سرمایه خطرپذیر، از منابع مهم تأمین مالی شرکت‌های کوچک و نوپا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیانی می‌توان گفت شرکت‌های سرمایه‌گذاری پول و تجارب مدیریتی را در اختیار شرکت‌های در حال رشد قرار‌می‌دهند و آن‌ها هم این امکانات را برای تبلیغات، پژوهش، ایجاد زیرساخت و تولید محصول استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذار را وی سی فیرم (VC Firm) و پولی که به شرکت در حال رشد داده می‌شود سرمایه خطرپذیر (venture capital fund) گفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر عموماً در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که به تکنولوژی جدیدی یا روش کار نویی دست پیدا کرده باشند، و این سرمایه‌گذاران در ازای پولی که سرمایه‌گذاری می‌کنند، سهام آن شرکت را تصاحب می‌کنند و از این طریق تولید پول می‌کند. سرمایه مخاطره پذیر سرمایه‌گذاری شده عموماً هنگامی که سهام آن مبادله می‌شود نقد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
مبدأ واژه سرمایه‌گذار خطرپذیر فردی به نام جین وایتر بوده‌است که در سال ۱۹۳۹ برای اولین بار این واژه را در همایش عمومی انجمن بانکداران آمریکایی بکار برده‌است. در ابتدای شکل گرفتن سرمایه‌گذاری خطرپذیر غالباً این سرمایه‌گذاری توسط افراد ثروتمند صورت می‌گرفت. این افراد غالباً صاحبان شغل‌های پر درآمدی بودند که در کنار آن به این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها نیز می‌پرداختند. امروزه به این افراد فرشتگان کسب و کار گفته می‌شود. اما با مدرن شدن سرمایه‌گذاری پر خطر، این روش سرمایه‌گذاری خود به تجارتی مستقل تبدیل شد و شرکت‌های تخصصی در این زمینه به وجود آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها، فعالیتشان همان فعالیت سرمایه‌گذاران خطرپذیر است و کمبود کانال‌های سنتی تأمین مالی را پوشش می‌دهند و منابع مالی کافی را برای سرمایه‌گذاری پرخطر و بلندمدت در تکنولوژی‌های نوین فراهم می‌آورند. اما در شریان‌های مختلف این صنعت به صورت علمی و تخصصی حضور پیدا می‌کنند. برای انتخاب طرح‌ها الگویی بهینه دارد، تأمین منابع مالی خطرپذیر به شکل سیستمی پویا درآمده‌است. تأثیر مدیریت و مشارکت آن‌ها بسیار تأثیرگذار است، مدیرت ریسک و خطر را به صورت حرفه‌ای در نظز می‌گیرند، همچنین زمان و راه‌های خروج از سرمایه‌گذاری را از همان ابتدا در برنامه‌های خود جای می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روش‌های تأمین مالی در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام&lt;br /&gt;
* کارت‌های اعتباری&lt;br /&gt;
* فرشتگان نجات کسب و کار&lt;br /&gt;
* تهیه‌کنندگان و مشتریان&lt;br /&gt;
* مؤسسات وام دهنده مثل بانک‌ها و مؤسسات اعتباری&lt;br /&gt;
* سرمایه‌گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
* اجاره به شرط تملیک&lt;br /&gt;
* بانک‌های تجاری&lt;br /&gt;
* فروش سهام و ورود به بازار بورس&lt;br /&gt;
* تامین مالی جمعی (Crowdfunding)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# توجه به شرکت‌های نوپا&lt;br /&gt;
# خطرپذیری&lt;br /&gt;
# دیدگاه بلندمدت&lt;br /&gt;
# انگیزه سودآوری&lt;br /&gt;
# مشارکت در مدیریت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# مشارکت در مالکیت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# خروج از سرمایه‌گذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تجارب جهانی ==&lt;br /&gt;
تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر نشان می‌دهد درصورت فراهم‌بودن سازوکار‌ها و زیرساخت‌های مناسب، این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها مناسب‌ترین راه برای توسعه طرح‌های نوآورانه است. بانک‌ها و دیگر مراکز اعطای تسهیلات به‌دلیل ریسک‌های موجود، از این طرح‌ها حمایت نکرده‌اند. حمایت نکردن از این طرح‌ها موجب ازدست‌رفتن موقعیت‌های مستعد برای توسعه فناوری و اشتغال‌زایی در کشور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکتهٔ مهم در ساختارهای تأمین مالی این‌گونه طرح‌ها، وجود سرمایه ابتدایی و راه‌اندازی کسب‌وکار است. ازاین‌رو، اگر صاحب طرح یا ایده‌پرداز اصلی نتواند منابع مالی ضروری و اولیه و حتی ضمانت‌های لازم برای سرمایه‌گذار را فراهم آورد، درواقع، با اولین و جدی‌ترین مسئله روبه‌رو خواهد شد. در این حالت، با فرض اینکه از عهده مسائل مدیریتی و بازار و تحلیل اوضاع برآید، دغدغه اصلی وی، چگونگی تأمین این منابع و صرف وقت و انرژی فراوان است. این روند نیز مستلزم گذراندن فرایندهای پیچیده در بیشتر مؤسسه‌های مالی و بانک‌ها و دیگر شرکت‌های دولتی است. بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی و اعتباری و صندوق‌ها و نیز شرکت‌های سرمایه‌گذاری مختلف، در بیشتر زمان‌ها، درزمینه رشد صنایع گوناگون و حمایت از طرح‌های سودآور اقتصادی، نقش و حضوری جدی دارند؛ اما برخی طرح‌ها و ایده‌های فنّاورانه دانش‌محور است. ازاین‌رو، در بازارهای مالی دنیا، به‌تازگی، شاهد شکل‌گیری نهادهای سرمایه‌گذار جدیدی هستیم. این نهادهای مالی با مشارکت مستقیم و فعال در طرح‌های فناورانه جدید و همچنین، در شرکت‌هایی با ریسک بیشتر از متوسطِ ریسک در بازارهای سرمایه‌ای رسمی و غیررسمی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که ازجمله می‌توان به بازار بورس اوراق بهادار، شرکت‌های سهامی عام، زمین و مستغلات و طلا و ارز اشاره کرد. این‌گونه نهادهای مالی را «شرکت‌ها یا صندوق‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر» نیز می‌نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایالات متحدهٔ آمریکا در توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر، نقش مهمی ایفا می‌کند. بنابر آمار، عملکرد نهادهای مالی در این کشور، علاوه بر کاهش نرخ بازگشت سرمایه، به توسعه صنایع کوچک و متوسط و ایجاد ارزش در شرکت‌های سرمایه‌پذیر کمک کرده‌است. چنین روندی، درنهایت، به ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد داخلی در این کشور منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت آمریکا با جذب سرمایه‌های صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌های مختلف ایالتی و ملی توانست زمینه ایجاد فضای تخصصی و حرفه‌ای را برای کارشناسان صنایع فراهم آورد. این کارشناسان به سرمایه‌گذاری در صنایع دانش‌بنیان و شکوفاسازی آن‌ها علاقه‌مند بودند. اندکی پس از آن، دولت به خروج از این صندوق‌ها اقدام کرد. این درحالی بود که سرمایه‌گذاران بسیاری با دیدن آثار سودمند و بازدهی مناسب این نوع سرمایه‌گذاری که از صرفه مالیاتی نیز برخوردار بود، بازخرید سهام دولتی این صندوق‌ها را شروع کردند. آنان می‌خواستند از تمام بازده این صندوق‌ها که پاداش ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها بود، به‌نفع خود بهره‌مند گردند. البته یکی از عواملی که باعث شد این نوع بازار یا صنعت، رشد یابد، این بود که رقابت در بازار با توجه به کثرت ایده‌ها و طرح‌های خطرپذیر، اندک و در نتیجه، حق گزینش طرح‌های سودآور، بسیار بود. ازاین‌رو، سرمایه‌گذاران طرح‌هایی را توان بالقوهٔ فراوانی برای رشد و توسعه داشت، به‌سرعت جذب می‌کردند. به‌تدریج، این صنعت در سطح بین‌الملل شناخته‌تر شد و سرمایه‌گذاری در طرح‌های جدید پُرریسک، پس از آمریکا، در کشورهای اروپایی و آسیایی رواج یافت؛ برای مثال در کشور هند، به‌عنوان کشوری در حال توسعه، از سال ۱۹۸۵ به بعد، فعالیت رسمی در این حوزه شکل گرفته‌است. هم‌اکنون، در هند حدود ۲۵۰تا۳۰۰صندوق خطرپذیر مشغول فعالیت است. حتی در کشورهایی مانند کانادا، در کنار بورس سهام شرکت‌های بزرگ، بورس سهام شرکت‌های پُرریسک جای دارد. به‌دلیل بازدهی کمابیش خوب سالانه این شرکت‌ها، درمقایسه‌با دیگر شرکت‌های حاضر در بورس، حجم معاملات روزانه سهام شرکت‌های پُرریسک به‌طور چشمگیری رشد کرده‌است. در کشور انگلستان، بورس‌های محلی کوچکی را تأسیس کرده‌اند. شرکت‌های متقاضی ورود به بورس، با دارابودن شرایط از پیش اعلام‌شده، برای عرضه سهام به عموم افراد اجازه می‌یابند. بورس سرمایه‌گذاری خطرپذیر لندن نیز از این قبیل است.  وجود فرصت‌های پربازده مالی طی دورهٔ مشارکت سرمایه‌گذاران خطرپذیر، طرح‌ها و شرکت‌های صاحب ایده و فناوری را با استقبال سرمایه‌گذاران خطرپذیر در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آزمایشگاه‌ها و نمایشگاه‌ها روبه‌رو کرده‌است. درمجموع، شرکت‌های نوپا خواهان جذب یا افزایش سرمایه‌اند. ازاین‌رو، ایجاد بسترهایی مناسب مانند بازارهای سرمایه‌ای از عوامل مهم تسهیل خروج سرمایه‌گذاران خطرپذیر از شرکت‌ها و کسب بازدهی و نقدینگی مناسب برای آنان است. این بازارها به سرمایه‌گذاران فعال در این صنعت فرصت می‌دهند که بازدهی واقعی یا همان پاداش ریسک‌های تقبل‌شده را در زمان مناسب، با ایجاد نقدینگی در سرمایه‌گذاری ابتدایی خود و خروج از شرکت محقق سازند. به‌طورخلاصه، ساختار سازمانی این صندوق‌ها به‌این‌صورت است که هیئت امناء، متشکل از سهام‌داران صندوق، با انتخاب یک مدیر یا گروه مدیران، وظایف مربوط به فعالیت‌ها و کارشناسی و ارزیابی طرح‌ها را به این گروه واگذار می‌کند. گروه مدیران سعی می‌کند با گزینش طرح‌های خوب و جذاب که ارزش بالقوه مطلوبی دارد، پس از دو تا سه سال، به بازدهی مطلوبی دست یابد. کارشناسان و مدیران صندوق باید تمام ابعاد طرح ازجمله مباحث فنی، مسائل بازار و گروه مدیران، برآوردهای مالی و… را با محاسبهٔ ضرایب ریسک این طرح‌ها بررسی کنند؛ بنابراین، در مرحله اول، پس از ارسال پرسش‌نامه شغلی برای صاحبان ایده و کارآفرینان، از آن‌ها می‌خواهند طرح را مفصل توصیف کنند تا ارزش‌گذاری شرکت‌ها به‌خوبی انجام شود. در جلسات آتی نیز از آن‌ها می‌خواهند طرح را با توضیحات بیشتر معرفی کنند تا سرانجام، در طرح‌های منتخب سرمایه‌گذاری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران ==&lt;br /&gt;
در ایران یکی از حلقه‌های مهم مفقوده در زنجیره کارآفرینی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر است و کمتر سازمان و شرکتی را می‌توان یافت که به‌طور کامل شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر را رعایت کرده باشد. در هیچ‌یک از شرکت‌ها و صندوق‌های شکل گرفته در ایران در این زمینه تاکنون بخش خصوصی به تنهایی وارد عمل نشده و غالباً با مشارکت و حمایت و سرمایه دولت است. به همین دلیل تأمین عمده هزینه‌های جاری این صندوق‌ها و شرکت‌ها توسط بخش دولتی است. متأسفانه طی سال‌های اخیر ساختار استانداردی که مطابق با نرم جهانی و توسط تیم مدیریت حرفه‌ای باشد در این شرکت‌ها به چشم نمی‌خورد. بدون داشتن نگاه بنگاه‌داری در این صنعت، نمی‌توان انتظار رشد و موفقیت از آن را داشت، لذا نگاه دولتی که عمدتاً توسط نهادهایی نظیر معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری با هدف حمایت از بنگاه‌های دانش‌بنیان صورت می‌پذیرد، نمی‌تواند موجب توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ساختار سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها برای بقا در بازار پر ریسکی که کار می‌کنند حتماً باید از ساختاری هوشمند و کارآمد بهره‌مند باشند که البته بستگی به سیاست‌ها و اهداف آن شرکت این ساختار نیز متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارچوب کلی که در این شرکت‌ها برقرار است شامل قسمت‌های زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش انتخاب طرح ===&lt;br /&gt;
این بخش مسئولیت جستجوی طرح، بررسی طرح‌ها پیشنهادی به شرکت و در نهایت انتخاب طرح و ایده مناسب که پتانسیل سرمایه‌گذاری را داشته باشد به عهده دارد. پس از انتخاب طرح باید یک برنامه سرمایه‌گذاری شامل میزان بودجه مورد نیاز و زمان‌های تزریق آن به طرح آماده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش تأمین مالی ===&lt;br /&gt;
وی سی فرم‌ها اغلب توانایی پرداخت تمام منابع سرمایه‌گذاری را به تنهایی ندارند و در این راه سعی می‌کنند علاقه‌مندان به این نوع سرمایه‌گذاری را با خود همراه کنند مانند: افراد ثروتمند، صندوق‌های بازنشستگی، صندوق‌های وقف، سازمان‌های خیریه، بانک‌ها و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش مدیریت شرکت‌های نوپا ===&lt;br /&gt;
این قسمت از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که تیم اجرایی و مدیریتی شرکت‌های نوپا در این قسمت هستند. این تیم باید از افرادی تشکیل شود که علاقه، دانش و تجربه مدیریت در شرکت‌های کوچک را داشته باشند. بعد توافقات لازم با کارآفرین این تیم در مدیریت شرکت نوپا، مشارکت خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش خروج از سرمایه‌گذاری ===&lt;br /&gt;
این قسمت نیاز به افرادی دارد که با شرکت‌ها و افراد زیادی ارتباط داشته باشند همچنین نحوه ورود و پذیرش شرکت‌ها به بورس را بدانند، تا بهترین سیاست برای واگذاری شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و خروج از آن را اتخاذ کنند. از جمله شیوه‌های خروح از سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.   عرضه ابتدایی سهام به همگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.   فروش به شرکت‌های بزرگتر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.   بازخرید از سوی کارآفرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.   مزایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های اخیر، عرضه سهام شرکت‌های تکنولوژیکی به بازار بورس بسیار مورد توجه بوده‌است. هنگام عرضه سهام به بازار بورس، شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر به‌عنوان مالک بخشی از شرکت کارآفرین بخشی از سهام شرکت را دریافت می‌کنند. هرگاه زمان دادوستد این سهام فرا برسد، شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر سهام خود را بین شرکای سرمایه‌گذار اندک خود توزیع می‌کند. این شرکا می‌توانند بعد از آن مانند سهامداران معمولی باقی بمانند یا همزمان با دریافت سهام، آن‌ها را نقد کنند. طی بیست سال اخیر، سهام حدود سیصد شرکت که از سرمایه‌های خطرپذیر بهره برده‌اند، در بازار بورس آمریکا عرضه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیران و مالکان شرکت‌ها با توجه به تمامی موارد بالا، راهبرد خروج خود را تدوین و از این راه، نحوه تحقق نهایی منافع حاصل از سرمایه‌گذاری را تعیین می‌کنند. انتخاب راهبرد خروج، با توجه به شرایط و ملاحظات بلندمدت صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی ==&lt;br /&gt;
سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به روشی از سرمایه‌گذاری گفته می‌شود که در آن شرکت‌های بزرگ مستقیماً بر روی استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند. در قبال این سرمایه‌گذاری بخشی از سهام استارتاپ به شرکت سرمایه‌گذار منتقل می‌گردد و معمولاً استارتاپ علاوه بر بهره‌مندی از سرمایهٔ تزریق شده از حمایت‌های سرمایه‌گذار بهره‌مند می‌شود. این حمایت‌ها می‌تواند شامل مواردی نظیر استفاده از تخصص شرکت در مسائل فنی، مشاوره در تصمیم‌گیری و اشتراک‌گذاری بازار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرمایه‌گذاری شرکتی چطور به وجود آمد؟ ===&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های '''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' شناخته می‌شود. این پدیده در دوره‌های مختلف ظهور و بروز داشته‌است و بیشتر هنگامی رونق پیدا کرده که تحولات و نوآوری‌های تکنولوژی فرصت‌هایی نویی را برای سرمایه‌گذاری در بازارهای جدید به وجود آورده‌اند. رویکرد شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی در هر دوره متفاوت بوده‌است اما در دوران کنونی هدف اصلی از این نوع سرمایه‌گذاری به دست آوردن مزیت رقابتی یا دسترسی به شرکت‌های نوآور است که ممکن است بخشی از بازار را به عنوان رقیب در دست داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' مسیر دستیابی به منافع استراتژیک را در پیش می‌گیرد، از عناصر واسطه برای سرمایه‌گذاری استفاده نمی‌کند و در مقایسه با سرمایه‌گذاران سنتی که به دنبال مالکیت کامل استارتاپ هستند، ترجیح می‌دهد بخشی از سهام را در دست بگیرد و به گونه‌ای ورود کند که تیم مدیریتی استارتاپ در اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک، استقلال خود را حفظ کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های زیر از بزرگترین شرکت‌های استفاده‌کننده از این نوع سرمایه‌گذاری هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* Google Ventures&lt;br /&gt;
* Qualcomm Ventures&lt;br /&gt;
* Microsoft Ventures&lt;br /&gt;
* Intel Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این شرکت‌ها که بیشتر در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند، شرکت‌های بزرگ دیگر حوزه‌ها نظیر انرژی، حمل و نقل و سلامت نیز فعالیت‌های مشابهی را آغاز کرده‌اند. در حال حاضر سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به سرعت در حال رشد است، چنان‌که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۷۹۱ قرارداد سرمایه‌گذاری با ارزشی بیش از ۳۱٫۲ میلیارد دلار در این حوزه به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://en.wikipedia.org/wiki/Venture_capital&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=581</id>
		<title>سرمایه گذاری خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=581"/>
		<updated>2021-07-24T19:50:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه خطرپذیر (VC) شکلی از تأمین مالی سهام خصوصی است که توسط شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر یا صندوق های سرمایه گذاری برای شرکت های تازه تاسیس، در مراحل اولیه و نوظهور که تصور می شود دارای پتانسیل رشد بالایی هستند یا رشد بالایی را نشان داده اند (از نظر تعداد کارمندان ، درآمد سالانه ، مقیاس عملیات و غیره) انجام می­شود. بنگاه ها یا صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر در ازای سهام ، یا سهام مالکیت در این شرکت های نوپا سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر ریسک تأمین مالی شرکت های نوپای با ریسک بالا را به عهده دارند به این امید که برخی از بنگاه های اقتصادی مورد حمایت آنها موفق شوند. از آنجا که شرکت های نوپا با عدم اطمینان بالایی روبرو هستند، سرمایه گذاری های VC امکان شکست بالایی دارند. شرکتهای نوپا معمولاً مبتنی بر یک فناوری نوآورانه یا مدل تجاری هستند و معمولاً از صنایع با فناوری پیشرفته مانند فناوری اطلاعات (IT) ، فناوری پاک یا بیوتکنولوژی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه گذاری مخاطره آمیز معمول پس از دور اولیه &amp;quot;تأمین بودجه بذر&amp;quot; (Seed Funding) اتفاق می افتد. اولین دور سرمایه های خطرپذیر برای تأمین سرمایه، دور سری A (Series A round) نام دارد. سرمایه گذاران خطرپذیر این تأمین مالی را با انگیزه کسب سود و بازگشت مالی در زمان خروج (Exit) احتمالی انجام می دهند. روشهای خروجی مانند فروش سهام به مردم برای اولین بار در یک عرضه اولیه (IPO)، یا واگذاری سهام به اشخاص حقیقی و حقوقی یا فروش شرکت به یک رقیب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر سرمایه گذاری فرشته، سرمایه گذاری در سهام و سایر گزینه های تأمین اعتبار بذر، سرمایه خطرپذیر برای شرکت های جدید با سابقه عملیاتی محدود که برای جذب سرمایه در بازارهای عمومی بسیار کوچک هستند و به حدی نرسیده اند که بتوانند یک وام بانکی را دریافت و بازپرداخت کنند، نیز گزینه جذابی است.بانک خود را تأمین کنند. وام یا تکمیل پیشنهاد بدهی. در ازای ریسک بالایی که سرمایه داران خطر پذیر با سرمایه گذاری در شرکت های کوچکتر و در مراحل اولیه می پذیرند، سرمایه داران خطرپذیر معمولاً کنترل قابل توجهی بر تصمیمات شرکت، علاوه بر بخش قابل توجهی از مالکیت شرکت ها خواهند داشت. شرکت های نوپایی مانند Uber ، Airbnb ، Flipkart ، Xiaomi و Didi Chuxing استارتاپ های بسیار با ارزشی هستند که معمولاً با نام &amp;quot;Unicorns&amp;quot; شناخته می شوند ، جایی که سرمایه گذاران خطرپذیر مشارکت بسیار بیشتری از تامین مالی صرف در این شرکت­ها دارند. آنها همچنین اغلب در مورد مدل تجاری و استراتژی های بازاریابی، مشاوره استراتژیک به مدیران شرکت ارائه می دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف ==&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' (به انگلیسی: Venture Capital) که از آن با عنوان‌های «سرمایه‌گذاری جسورانه» یا «سرمایه‌گذاری کارآفرینی» نیز نام می‌برند، عبارت است از تأمین سرمایه لازم برای شرکت‌ها و کسب‌وکارهای نوپا (استارت آپ) و کارآفرین که مستعد جهش و رشد ارزش هستند و البته دارای ریسک فراوانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرکت‌های سرمایه‌گذار ریسک پذیر'''، گروهی از سرمایه گذاران هستند که بر روی شرکت‌های کوچک با پتانسیل رشد بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها پول قرض نمی‌دهند بلکه در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها در مراحل ابتدایی رشد و تکامل اقتصادی خود، مورد توجه سرمایه‌گذارانی هستند که با ارزیابی موشکافانه خود، شکاف سرمایه و کمبود نقدینگی شرکت‌های کارآفرین را جبران می‌کنند و در گروه سهام‌داران آن‌ها قرار می‌گیرند. سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر با مدیریت فعالانه و برنامه‌ریزی در توسعه مدل‌های راهبردی، در کسب‌وکار هدف و ارزش افزوده و افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند. رونق و توسعه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر موتور محرکه و محور اصلی رشد محصولات جدید و نوآوری در عرصه فناوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه خطرپذیر''' سرمایه‌ای است که به همراه کمک‌های مدیریتی، در اختیار شرکت‌های جوان، کوچک، به سرعت در حال رشد و دارای آتیه اقتصادی قرار می‌دهند. سرمایه خطرپذیر، از منابع مهم تأمین مالی شرکت‌های کوچک و نوپا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیانی می‌توان گفت شرکت‌های سرمایه‌گذاری پول و تجارب مدیریتی را در اختیار شرکت‌های در حال رشد قرار‌می‌دهند و آن‌ها هم این امکانات را برای تبلیغات، پژوهش، ایجاد زیرساخت و تولید محصول استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذار را وی سی فیرم (VC Firm) و پولی که به شرکت در حال رشد داده می‌شود سرمایه خطرپذیر (venture capital fund) گفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر عموماً در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که به تکنولوژی جدیدی یا روش کار نویی دست پیدا کرده باشند، و این سرمایه‌گذاران در ازای پولی که سرمایه‌گذاری می‌کنند، سهام آن شرکت را تصاحب می‌کنند و از این طریق تولید پول می‌کند. سرمایه مخاطره پذیر سرمایه‌گذاری شده عموماً هنگامی که سهام آن مبادله می‌شود نقد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
مبدأ واژه سرمایه‌گذار خطرپذیر فردی به نام جین وایتر بوده‌است که در سال ۱۹۳۹ برای اولین بار این واژه را در همایش عمومی انجمن بانکداران آمریکایی بکار برده‌است. در ابتدای شکل گرفتن سرمایه‌گذاری خطرپذیر غالباً این سرمایه‌گذاری توسط افراد ثروتمند صورت می‌گرفت. این افراد غالباً صاحبان شغل‌های پر درآمدی بودند که در کنار آن به این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها نیز می‌پرداختند. امروزه به این افراد فرشتگان کسب و کار گفته می‌شود. اما با مدرن شدن سرمایه‌گذاری پر خطر، این روش سرمایه‌گذاری خود به تجارتی مستقل تبدیل شد و شرکت‌های تخصصی در این زمینه به وجود آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها، فعالیتشان همان فعالیت سرمایه‌گذاران خطرپذیر است و کمبود کانال‌های سنتی تأمین مالی را پوشش می‌دهند و منابع مالی کافی را برای سرمایه‌گذاری پرخطر و بلندمدت در تکنولوژی‌های نوین فراهم می‌آورند. اما در شریان‌های مختلف این صنعت به صورت علمی و تخصصی حضور پیدا می‌کنند. برای انتخاب طرح‌ها الگویی بهینه دارد، تأمین منابع مالی خطرپذیر به شکل سیستمی پویا درآمده‌است. تأثیر مدیریت و مشارکت آن‌ها بسیار تأثیرگذار است، مدیرت ریسک و خطر را به صورت حرفه‌ای در نظز می‌گیرند، همچنین زمان و راه‌های خروج از سرمایه‌گذاری را از همان ابتدا در برنامه‌های خود جای می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روش‌های تأمین مالی در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام&lt;br /&gt;
* کارت‌های اعتباری&lt;br /&gt;
* فرشتگان نجات کسب و کار&lt;br /&gt;
* تهیه‌کنندگان و مشتریان&lt;br /&gt;
* مؤسسات وام دهنده مثل بانک‌ها و مؤسسات اعتباری&lt;br /&gt;
* سرمایه‌گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
* اجاره به شرط تملیک&lt;br /&gt;
* بانک‌های تجاری&lt;br /&gt;
* فروش سهام و ورود به بازار بورس&lt;br /&gt;
* تامین مالی جمعی (Crowdfunding)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# توجه به شرکت‌های نوپا&lt;br /&gt;
# خطرپذیری&lt;br /&gt;
# دیدگاه بلندمدت&lt;br /&gt;
# انگیزه سودآوری&lt;br /&gt;
# مشارکت در مدیریت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# مشارکت در مالکیت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# خروج از سرمایه‌گذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تجارب جهانی ==&lt;br /&gt;
تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر نشان می‌دهد درصورت فراهم‌بودن سازوکار‌ها و زیرساخت‌های مناسب، این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها مناسب‌ترین راه برای توسعه طرح‌های نوآورانه است. بانک‌ها و دیگر مراکز اعطای تسهیلات به‌دلیل ریسک‌های موجود، از این طرح‌ها حمایت نکرده‌اند. حمایت نکردن از این طرح‌ها موجب ازدست‌رفتن موقعیت‌های مستعد برای توسعه فناوری و اشتغال‌زایی در کشور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکتهٔ مهم در ساختارهای تأمین مالی این‌گونه طرح‌ها، وجود سرمایه ابتدایی و راه‌اندازی کسب‌وکار است. ازاین‌رو، اگر صاحب طرح یا ایده‌پرداز اصلی نتواند منابع مالی ضروری و اولیه و حتی ضمانت‌های لازم برای سرمایه‌گذار را فراهم آورد، درواقع، با اولین و جدی‌ترین مسئله روبه‌رو خواهد شد. در این حالت، با فرض اینکه از عهده مسائل مدیریتی و بازار و تحلیل اوضاع برآید، دغدغه اصلی وی، چگونگی تأمین این منابع و صرف وقت و انرژی فراوان است. این روند نیز مستلزم گذراندن فرایندهای پیچیده در بیشتر مؤسسه‌های مالی و بانک‌ها و دیگر شرکت‌های دولتی است. بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی و اعتباری و صندوق‌ها و نیز شرکت‌های سرمایه‌گذاری مختلف، در بیشتر زمان‌ها، درزمینه رشد صنایع گوناگون و حمایت از طرح‌های سودآور اقتصادی، نقش و حضوری جدی دارند؛ اما برخی طرح‌ها و ایده‌های فنّاورانه دانش‌محور است. ازاین‌رو، در بازارهای مالی دنیا، به‌تازگی، شاهد شکل‌گیری نهادهای سرمایه‌گذار جدیدی هستیم. این نهادهای مالی با مشارکت مستقیم و فعال در طرح‌های فناورانه جدید و همچنین، در شرکت‌هایی با ریسک بیشتر از متوسطِ ریسک در بازارهای سرمایه‌ای رسمی و غیررسمی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که ازجمله می‌توان به بازار بورس اوراق بهادار، شرکت‌های سهامی عام، زمین و مستغلات و طلا و ارز اشاره کرد. این‌گونه نهادهای مالی را «شرکت‌ها یا صندوق‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر» نیز می‌نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایالات متحدهٔ آمریکا در توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر، نقش مهمی ایفا می‌کند. بنابر آمار، عملکرد نهادهای مالی در این کشور، علاوه بر کاهش نرخ بازگشت سرمایه، به توسعه صنایع کوچک و متوسط و ایجاد ارزش در شرکت‌های سرمایه‌پذیر کمک کرده‌است. چنین روندی، درنهایت، به ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد داخلی در این کشور منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت آمریکا با جذب سرمایه‌های صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌های مختلف ایالتی و ملی توانست زمینه ایجاد فضای تخصصی و حرفه‌ای را برای کارشناسان صنایع فراهم آورد. این کارشناسان به سرمایه‌گذاری در صنایع دانش‌بنیان و شکوفاسازی آن‌ها علاقه‌مند بودند. اندکی پس از آن، دولت به خروج از این صندوق‌ها اقدام کرد. این درحالی بود که سرمایه‌گذاران بسیاری با دیدن آثار سودمند و بازدهی مناسب این نوع سرمایه‌گذاری که از صرفه مالیاتی نیز برخوردار بود، بازخرید سهام دولتی این صندوق‌ها را شروع کردند. آنان می‌خواستند از تمام بازده این صندوق‌ها که پاداش ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها بود، به‌نفع خود بهره‌مند گردند. البته یکی از عواملی که باعث شد این نوع بازار یا صنعت، رشد یابد، این بود که رقابت در بازار با توجه به کثرت ایده‌ها و طرح‌های خطرپذیر، اندک و در نتیجه، حق گزینش طرح‌های سودآور، بسیار بود. ازاین‌رو، سرمایه‌گذاران طرح‌هایی را توان بالقوهٔ فراوانی برای رشد و توسعه داشت، به‌سرعت جذب می‌کردند. به‌تدریج، این صنعت در سطح بین‌الملل شناخته‌تر شد و سرمایه‌گذاری در طرح‌های جدید پُرریسک، پس از آمریکا، در کشورهای اروپایی و آسیایی رواج یافت؛ برای مثال در کشور هند، به‌عنوان کشوری در حال توسعه، از سال ۱۹۸۵ به بعد، فعالیت رسمی در این حوزه شکل گرفته‌است. هم‌اکنون، در هند حدود ۲۵۰تا۳۰۰صندوق خطرپذیر مشغول فعالیت است. حتی در کشورهایی مانند کانادا، در کنار بورس سهام شرکت‌های بزرگ، بورس سهام شرکت‌های پُرریسک جای دارد. به‌دلیل بازدهی کمابیش خوب سالانه این شرکت‌ها، درمقایسه‌با دیگر شرکت‌های حاضر در بورس، حجم معاملات روزانه سهام شرکت‌های پُرریسک به‌طور چشمگیری رشد کرده‌است. در کشور انگلستان، بورس‌های محلی کوچکی را تأسیس کرده‌اند. شرکت‌های متقاضی ورود به بورس، با دارابودن شرایط از پیش اعلام‌شده، برای عرضه سهام به عموم افراد اجازه می‌یابند. بورس سرمایه‌گذاری خطرپذیر لندن نیز از این قبیل است.  وجود فرصت‌های پربازده مالی طی دورهٔ مشارکت سرمایه‌گذاران خطرپذیر، طرح‌ها و شرکت‌های صاحب ایده و فناوری را با استقبال سرمایه‌گذاران خطرپذیر در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آزمایشگاه‌ها و نمایشگاه‌ها روبه‌رو کرده‌است. درمجموع، شرکت‌های نوپا خواهان جذب یا افزایش سرمایه‌اند. ازاین‌رو، ایجاد بسترهایی مناسب مانند بازارهای سرمایه‌ای از عوامل مهم تسهیل خروج سرمایه‌گذاران خطرپذیر از شرکت‌ها و کسب بازدهی و نقدینگی مناسب برای آنان است. این بازارها به سرمایه‌گذاران فعال در این صنعت فرصت می‌دهند که بازدهی واقعی یا همان پاداش ریسک‌های تقبل‌شده را در زمان مناسب، با ایجاد نقدینگی در سرمایه‌گذاری ابتدایی خود و خروج از شرکت محقق سازند. به‌طورخلاصه، ساختار سازمانی این صندوق‌ها به‌این‌صورت است که هیئت امناء، متشکل از سهام‌داران صندوق، با انتخاب یک مدیر یا گروه مدیران، وظایف مربوط به فعالیت‌ها و کارشناسی و ارزیابی طرح‌ها را به این گروه واگذار می‌کند. گروه مدیران سعی می‌کند با گزینش طرح‌های خوب و جذاب که ارزش بالقوه مطلوبی دارد، پس از دو تا سه سال، به بازدهی مطلوبی دست یابد. کارشناسان و مدیران صندوق باید تمام ابعاد طرح ازجمله مباحث فنی، مسائل بازار و گروه مدیران، برآوردهای مالی و… را با محاسبهٔ ضرایب ریسک این طرح‌ها بررسی کنند؛ بنابراین، در مرحله اول، پس از ارسال پرسش‌نامه شغلی برای صاحبان ایده و کارآفرینان، از آن‌ها می‌خواهند طرح را مفصل توصیف کنند تا ارزش‌گذاری شرکت‌ها به‌خوبی انجام شود. در جلسات آتی نیز از آن‌ها می‌خواهند طرح را با توضیحات بیشتر معرفی کنند تا سرانجام، در طرح‌های منتخب سرمایه‌گذاری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران ==&lt;br /&gt;
در ایران یکی از حلقه‌های مهم مفقوده در زنجیره کارآفرینی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر است و کمتر سازمان و شرکتی را می‌توان یافت که به‌طور کامل شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر را رعایت کرده باشد. در هیچ‌یک از شرکت‌ها و صندوق‌های شکل گرفته در ایران در این زمینه تاکنون بخش خصوصی به تنهایی وارد عمل نشده و غالباً با مشارکت و حمایت و سرمایه دولت است. به همین دلیل تأمین عمده هزینه‌های جاری این صندوق‌ها و شرکت‌ها توسط بخش دولتی است. متأسفانه طی سال‌های اخیر ساختار استانداردی که مطابق با نرم جهانی و توسط تیم مدیریت حرفه‌ای باشد در این شرکت‌ها به چشم نمی‌خورد. بدون داشتن نگاه بنگاه‌داری در این صنعت، نمی‌توان انتظار رشد و موفقیت از آن را داشت، لذا نگاه دولتی که عمدتاً توسط نهادهایی نظیر معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری با هدف حمایت از بنگاه‌های دانش‌بنیان صورت می‌پذیرد، نمی‌تواند موجب توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ساختار سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها برای بقا در بازار پر ریسکی که کار می‌کنند حتماً باید از ساختاری هوشمند و کارآمد بهره‌مند باشند که البته بستگی به سیاست‌ها و اهداف آن شرکت این ساختار نیز متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارچوب کلی که در این شرکت‌ها برقرار است شامل قسمت‌های زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش انتخاب طرح ===&lt;br /&gt;
این بخش مسئولیت جستجوی طرح، بررسی طرح‌ها پیشنهادی به شرکت و در نهایت انتخاب طرح و ایده مناسب که پتانسیل سرمایه‌گذاری را داشته باشد به عهده دارد. پس از انتخاب طرح باید یک برنامه سرمایه‌گذاری شامل میزان بودجه مورد نیاز و زمان‌های تزریق آن به طرح آماده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش تأمین مالی ===&lt;br /&gt;
وی سی فرم‌ها اغلب توانایی پرداخت تمام منابع سرمایه‌گذاری را به تنهایی ندارند و در این راه سعی می‌کنند علاقه‌مندان به این نوع سرمایه‌گذاری را با خود همراه کنند مانند: افراد ثروتمند، صندوق‌های بازنشستگی، صندوق‌های وقف، سازمان‌های خیریه، بانک‌ها و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش مدیریت شرکت‌های نوپا ===&lt;br /&gt;
این قسمت از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که تیم اجرایی و مدیریتی شرکت‌های نوپا در این قسمت هستند. این تیم باید از افرادی تشکیل شود که علاقه، دانش و تجربه مدیریت در شرکت‌های کوچک را داشته باشند. بعد توافقات لازم با کارآفرین این تیم در مدیریت شرکت نوپا، مشارکت خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش خروج از سرمایه‌گذاری ===&lt;br /&gt;
این قسمت نیاز به افرادی دارد که با شرکت‌ها و افراد زیادی ارتباط داشته باشند همچنین نحوه ورود و پذیرش شرکت‌ها به بورس را بدانند، تا بهترین سیاست برای واگذاری شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و خروج از آن را اتخاذ کنند. از جمله شیوه‌های خروح از سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.   عرضه ابتدایی سهام به همگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.   فروش به شرکت‌های بزرگتر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.   بازخرید از سوی کارآفرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.   مزایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های اخیر، عرضه سهام شرکت‌های تکنولوژیکی به بازار بورس بسیار مورد توجه بوده‌است. هنگام عرضه سهام به بازار بورس، شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر به‌عنوان مالک بخشی از شرکت کارآفرین بخشی از سهام شرکت را دریافت می‌کنند. هرگاه زمان دادوستد این سهام فرا برسد، شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر سهام خود را بین شرکای سرمایه‌گذار اندک خود توزیع می‌کند. این شرکا می‌توانند بعد از آن مانند سهامداران معمولی باقی بمانند یا همزمان با دریافت سهام، آن‌ها را نقد کنند. طی بیست سال اخیر، سهام حدود سیصد شرکت که از سرمایه‌های خطرپذیر بهره برده‌اند، در بازار بورس آمریکا عرضه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیران و مالکان شرکت‌ها با توجه به تمامی موارد بالا، راهبرد خروج خود را تدوین و از این راه، نحوه تحقق نهایی منافع حاصل از سرمایه‌گذاری را تعیین می‌کنند. انتخاب راهبرد خروج، با توجه به شرایط و ملاحظات بلندمدت صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی ==&lt;br /&gt;
سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به روشی از سرمایه‌گذاری گفته می‌شود که در آن شرکت‌های بزرگ مستقیماً بر روی استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند. در قبال این سرمایه‌گذاری بخشی از سهام استارتاپ به شرکت سرمایه‌گذار منتقل می‌گردد و معمولاً استارتاپ علاوه بر بهره‌مندی از سرمایهٔ تزریق شده از حمایت‌های سرمایه‌گذار بهره‌مند می‌شود. این حمایت‌ها می‌تواند شامل مواردی نظیر استفاده از تخصص شرکت در مسائل فنی، مشاوره در تصمیم‌گیری و اشتراک‌گذاری بازار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرمایه‌گذاری شرکتی چطور به وجود آمد؟ ===&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های '''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' شناخته می‌شود. این پدیده در دوره‌های مختلف ظهور و بروز داشته‌است و بیشتر هنگامی رونق پیدا کرده که تحولات و نوآوری‌های تکنولوژی فرصت‌هایی نویی را برای سرمایه‌گذاری در بازارهای جدید به وجود آورده‌اند. رویکرد شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی در هر دوره متفاوت بوده‌است اما در دوران کنونی هدف اصلی از این نوع سرمایه‌گذاری به دست آوردن مزیت رقابتی یا دسترسی به شرکت‌های نوآور است که ممکن است بخشی از بازار را به عنوان رقیب در دست داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' مسیر دستیابی به منافع استراتژیک را در پیش می‌گیرد، از عناصر واسطه برای سرمایه‌گذاری استفاده نمی‌کند و در مقایسه با سرمایه‌گذاران سنتی که به دنبال مالکیت کامل استارتاپ هستند، ترجیح می‌دهد بخشی از سهام را در دست بگیرد و به گونه‌ای ورود کند که تیم مدیریتی استارتاپ در اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک، استقلال خود را حفظ کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های زیر از بزرگترین شرکت‌های استفاده‌کننده از این نوع سرمایه‌گذاری هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* Google Ventures&lt;br /&gt;
* Qualcomm Ventures&lt;br /&gt;
* Microsoft Ventures&lt;br /&gt;
* Intel Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این شرکت‌ها که بیشتر در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند، شرکت‌های بزرگ دیگر حوزه‌ها نظیر انرژی، حمل و نقل و سلامت نیز فعالیت‌های مشابهی را آغاز کرده‌اند. در حال حاضر سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به سرعت در حال رشد است، چنان‌که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۷۹۱ قرارداد سرمایه‌گذاری با ارزشی بیش از ۳۱٫۲ میلیارد دلار در این حوزه به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://en.wikipedia.org/wiki/Venture_capital&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=580</id>
		<title>سرمایه گذاری خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=580"/>
		<updated>2021-07-24T19:49:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه خطرپذیر (VC) شکلی از تأمین مالی سهام خصوصی است که توسط شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر یا صندوق های سرمایه گذاری برای شرکت های تازه تاسیس، در مراحل اولیه و نوظهور که تصور می شود دارای پتانسیل رشد بالایی هستند یا رشد بالایی را نشان داده اند (از نظر تعداد کارمندان ، درآمد سالانه ، مقیاس عملیات و غیره) انجام می­شود. بنگاه ها یا صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر در ازای سهام ، یا سهام مالکیت در این شرکت های نوپا سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر ریسک تأمین مالی شرکت های نوپای با ریسک بالا را به عهده دارند به این امید که برخی از بنگاه های اقتصادی مورد حمایت آنها موفق شوند. از آنجا که شرکت های نوپا با عدم اطمینان بالایی روبرو هستند، سرمایه گذاری های VC امکان شکست بالایی دارند. شرکتهای نوپا معمولاً مبتنی بر یک فناوری نوآورانه یا مدل تجاری هستند و معمولاً از صنایع با فناوری پیشرفته مانند فناوری اطلاعات (IT) ، فناوری پاک یا بیوتکنولوژی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه گذاری مخاطره آمیز معمول پس از دور اولیه &amp;quot;تأمین بودجه بذر&amp;quot; (Seed Funding) اتفاق می افتد. اولین دور سرمایه های خطرپذیر برای تأمین سرمایه، دور سری A (Series A round) نام دارد. سرمایه گذاران خطرپذیر این تأمین مالی را با انگیزه کسب سود و بازگشت مالی در زمان خروج (Exit) احتمالی انجام می دهند. روشهای خروجی مانند فروش سهام به مردم برای اولین بار در یک عرضه اولیه (IPO)، یا واگذاری سهام به اشخاص حقیقی و حقوقی یا فروش شرکت به یک رقیب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر سرمایه گذاری فرشته، سرمایه گذاری در سهام و سایر گزینه های تأمین اعتبار بذر، سرمایه خطرپذیر برای شرکت های جدید با سابقه عملیاتی محدود که برای جذب سرمایه در بازارهای عمومی بسیار کوچک هستند و به حدی نرسیده اند که بتوانند یک وام بانکی را دریافت و بازپرداخت کنند، نیز گزینه جذابی است.بانک خود را تأمین کنند. وام یا تکمیل پیشنهاد بدهی. در ازای ریسک بالایی که سرمایه داران خطر پذیر با سرمایه گذاری در شرکت های کوچکتر و در مراحل اولیه می پذیرند، سرمایه داران خطرپذیر معمولاً کنترل قابل توجهی بر تصمیمات شرکت، علاوه بر بخش قابل توجهی از مالکیت شرکت ها خواهند داشت. شرکت های نوپایی مانند Uber ، Airbnb ، Flipkart ، Xiaomi و Didi Chuxing استارتاپ های بسیار با ارزشی هستند که معمولاً با نام &amp;quot;Unicorns&amp;quot; شناخته می شوند ، جایی که سرمایه گذاران خطرپذیر مشارکت بسیار بیشتری از تامین مالی صرف در این شرکت­ها دارند. آنها همچنین اغلب در مورد مدل تجاری و استراتژی های بازاریابی، مشاوره استراتژیک به مدیران شرکت ارائه می دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف ==&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' (به انگلیسی: Venture Capital) که از آن با عنوان‌های «سرمایه‌گذاری جسورانه» یا «سرمایه‌گذاری کارآفرینی» نیز نام می‌برند، عبارت است از تأمین سرمایه لازم برای شرکت‌ها و کسب‌وکارهای نوپا (استارت آپ) و کارآفرین که مستعد جهش و رشد ارزش هستند و البته دارای ریسک فراوانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرکت‌های سرمایه‌گذار ریسک پذیر'''، گروهی از سرمایه گذاران هستند که بر روی شرکت‌های کوچک با پتانسیل رشد بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها پول قرض نمی‌دهند بلکه در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها در مراحل ابتدایی رشد و تکامل اقتصادی خود، مورد توجه سرمایه‌گذارانی هستند که با ارزیابی موشکافانه خود، شکاف سرمایه و کمبود نقدینگی شرکت‌های کارآفرین را جبران می‌کنند و در گروه سهام‌داران آن‌ها قرار می‌گیرند. سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر با مدیریت فعالانه و برنامه‌ریزی در توسعه مدل‌های راهبردی، در کسب‌وکار هدف و ارزش افزوده و افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند. رونق و توسعه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر موتور محرکه و محور اصلی رشد محصولات جدید و نوآوری در عرصه فناوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه خطرپذیر''' سرمایه‌ای است که به همراه کمک‌های مدیریتی، در اختیار شرکت‌های جوان، کوچک، به سرعت در حال رشد و دارای آتیه اقتصادی قرار می‌دهند. سرمایه خطرپذیر، از منابع مهم تأمین مالی شرکت‌های کوچک و نوپا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیانی می‌توان گفت شرکت‌های سرمایه‌گذاری پول و تجارب مدیریتی را در اختیار شرکت‌های در حال رشد قرار‌می‌دهند و آن‌ها هم این امکانات را برای تبلیغات، پژوهش، ایجاد زیرساخت و تولید محصول استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذار را وی سی فیرم (VC Firm) و پولی که به شرکت در حال رشد داده می‌شود سرمایه خطرپذیر (venture capital fund) گفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر عموماً در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که به تکنولوژی جدیدی یا روش کار نویی دست پیدا کرده باشند، و این سرمایه‌گذاران در ازای پولی که سرمایه‌گذاری می‌کنند، سهام آن شرکت را تصاحب می‌کنند و از این طریق تولید پول می‌کند. سرمایه مخاطره پذیر سرمایه‌گذاری شده عموماً هنگامی که سهام آن مبادله می‌شود نقد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
مبدأ واژه سرمایه‌گذار خطرپذیر فردی به نام جین وایتر بوده‌است که در سال ۱۹۳۹ برای اولین بار این واژه را در همایش عمومی انجمن بانکداران آمریکایی بکار برده‌است. در ابتدای شکل گرفتن سرمایه‌گذاری خطرپذیر غالباً این سرمایه‌گذاری توسط افراد ثروتمند صورت می‌گرفت. این افراد غالباً صاحبان شغل‌های پر درآمدی بودند که در کنار آن به این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها نیز می‌پرداختند. امروزه به این افراد فرشتگان کسب و کار گفته می‌شود. اما با مدرن شدن سرمایه‌گذاری پر خطر، این روش سرمایه‌گذاری خود به تجارتی مستقل تبدیل شد و شرکت‌های تخصصی در این زمینه به وجود آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها، فعالیتشان همان فعالیت سرمایه‌گذاران خطرپذیر است و کمبود کانال‌های سنتی تأمین مالی را پوشش می‌دهند و منابع مالی کافی را برای سرمایه‌گذاری پرخطر و بلندمدت در تکنولوژی‌های نوین فراهم می‌آورند. اما در شریان‌های مختلف این صنعت به صورت علمی و تخصصی حضور پیدا می‌کنند. برای انتخاب طرح‌ها الگویی بهینه دارد، تأمین منابع مالی خطرپذیر به شکل سیستمی پویا درآمده‌است. تأثیر مدیریت و مشارکت آن‌ها بسیار تأثیرگذار است، مدیرت ریسک و خطر را به صورت حرفه‌ای در نظز می‌گیرند، همچنین زمان و راه‌های خروج از سرمایه‌گذاری را از همان ابتدا در برنامه‌های خود جای می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روش‌های تأمین مالی در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام&lt;br /&gt;
* کارت‌های اعتباری&lt;br /&gt;
* فرشتگان نجات کسب و کار&lt;br /&gt;
* تهیه‌کنندگان و مشتریان&lt;br /&gt;
* مؤسسات وام دهنده مثل بانک‌ها و مؤسسات اعتباری&lt;br /&gt;
* سرمایه‌گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
* اجاره به شرط تملیک&lt;br /&gt;
* بانک‌های تجاری&lt;br /&gt;
* فروش سهام و ورود به بازار بورس&lt;br /&gt;
* تامین مالی جمعی (Crowdfunding)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# توجه به شرکت‌های نوپا&lt;br /&gt;
# خطرپذیری&lt;br /&gt;
# دیدگاه بلندمدت&lt;br /&gt;
# انگیزه سودآوری&lt;br /&gt;
# مشارکت در مدیریت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# مشارکت در مالکیت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# خروج از سرمایه‌گذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تجارب جهانی ==&lt;br /&gt;
تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر نشان می‌دهد درصورت فراهم‌بودن سازوکار‌ها و زیرساخت‌های مناسب، این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها مناسب‌ترین راه برای توسعه طرح‌های نوآورانه است. بانک‌ها و دیگر مراکز اعطای تسهیلات به‌دلیل ریسک‌های موجود، از این طرح‌ها حمایت نکرده‌اند. حمایت نکردن از این طرح‌ها موجب ازدست‌رفتن موقعیت‌های مستعد برای توسعه فناوری و اشتغال‌زایی در کشور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکتهٔ مهم در ساختارهای تأمین مالی این‌گونه طرح‌ها، وجود سرمایه ابتدایی و راه‌اندازی کسب‌وکار است. ازاین‌رو، اگر صاحب طرح یا ایده‌پرداز اصلی نتواند منابع مالی ضروری و اولیه و حتی ضمانت‌های لازم برای سرمایه‌گذار را فراهم آورد، درواقع، با اولین و جدی‌ترین مسئله روبه‌رو خواهد شد. در این حالت، با فرض اینکه از عهده مسائل مدیریتی و بازار و تحلیل اوضاع برآید، دغدغه اصلی وی، چگونگی تأمین این منابع و صرف وقت و انرژی فراوان است. این روند نیز مستلزم گذراندن فرایندهای پیچیده در بیشتر مؤسسه‌های مالی و بانک‌ها و دیگر شرکت‌های دولتی است. بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی و اعتباری و صندوق‌ها و نیز شرکت‌های سرمایه‌گذاری مختلف، در بیشتر زمان‌ها، درزمینه رشد صنایع گوناگون و حمایت از طرح‌های سودآور اقتصادی، نقش و حضوری جدی دارند؛ اما برخی طرح‌ها و ایده‌های فنّاورانه دانش‌محور است. ازاین‌رو، در بازارهای مالی دنیا، به‌تازگی، شاهد شکل‌گیری نهادهای سرمایه‌گذار جدیدی هستیم. این نهادهای مالی با مشارکت مستقیم و فعال در طرح‌های فناورانه جدید و همچنین، در شرکت‌هایی با ریسک بیشتر از متوسطِ ریسک در بازارهای سرمایه‌ای رسمی و غیررسمی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که ازجمله می‌توان به بازار بورس اوراق بهادار، شرکت‌های سهامی عام، زمین و مستغلات و طلا و ارز اشاره کرد. این‌گونه نهادهای مالی را «شرکت‌ها یا صندوق‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر» نیز می‌نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایالات متحدهٔ آمریکا در توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر، نقش مهمی ایفا می‌کند. بنابر آمار، عملکرد نهادهای مالی در این کشور، علاوه بر کاهش نرخ بازگشت سرمایه، به توسعه صنایع کوچک و متوسط و ایجاد ارزش در شرکت‌های سرمایه‌پذیر کمک کرده‌است. چنین روندی، درنهایت، به ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد داخلی در این کشور منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت آمریکا با جذب سرمایه‌های صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌های مختلف ایالتی و ملی توانست زمینه ایجاد فضای تخصصی و حرفه‌ای را برای کارشناسان صنایع فراهم آورد. این کارشناسان به سرمایه‌گذاری در صنایع دانش‌بنیان و شکوفاسازی آن‌ها علاقه‌مند بودند. اندکی پس از آن، دولت به خروج از این صندوق‌ها اقدام کرد. این درحالی بود که سرمایه‌گذاران بسیاری با دیدن آثار سودمند و بازدهی مناسب این نوع سرمایه‌گذاری که از صرفه مالیاتی نیز برخوردار بود، بازخرید سهام دولتی این صندوق‌ها را شروع کردند. آنان می‌خواستند از تمام بازده این صندوق‌ها که پاداش ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها بود، به‌نفع خود بهره‌مند گردند. البته یکی از عواملی که باعث شد این نوع بازار یا صنعت، رشد یابد، این بود که رقابت در بازار با توجه به کثرت ایده‌ها و طرح‌های خطرپذیر، اندک و در نتیجه، حق گزینش طرح‌های سودآور، بسیار بود. ازاین‌رو، سرمایه‌گذاران طرح‌هایی را توان بالقوهٔ فراوانی برای رشد و توسعه داشت، به‌سرعت جذب می‌کردند. به‌تدریج، این صنعت در سطح بین‌الملل شناخته‌تر شد و سرمایه‌گذاری در طرح‌های جدید پُرریسک، پس از آمریکا، در کشورهای اروپایی و آسیایی رواج یافت؛ برای مثال در کشور هند، به‌عنوان کشوری در حال توسعه، از سال ۱۹۸۵ به بعد، فعالیت رسمی در این حوزه شکل گرفته‌است. هم‌اکنون، در هند حدود ۲۵۰تا۳۰۰صندوق خطرپذیر مشغول فعالیت است. حتی در کشورهایی مانند کانادا، در کنار بورس سهام شرکت‌های بزرگ، بورس سهام شرکت‌های پُرریسک جای دارد. به‌دلیل بازدهی کمابیش خوب سالانه این شرکت‌ها، درمقایسه‌با دیگر شرکت‌های حاضر در بورس، حجم معاملات روزانه سهام شرکت‌های پُرریسک به‌طور چشمگیری رشد کرده‌است. در کشور انگلستان، بورس‌های محلی کوچکی را تأسیس کرده‌اند. شرکت‌های متقاضی ورود به بورس، با دارابودن شرایط از پیش اعلام‌شده، برای عرضه سهام به عموم افراد اجازه می‌یابند. بورس سرمایه‌گذاری خطرپذیر لندن نیز از این قبیل است.  وجود فرصت‌های پربازده مالی طی دورهٔ مشارکت سرمایه‌گذاران خطرپذیر، طرح‌ها و شرکت‌های صاحب ایده و فناوری را با استقبال سرمایه‌گذاران خطرپذیر در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آزمایشگاه‌ها و نمایشگاه‌ها روبه‌رو کرده‌است. درمجموع، شرکت‌های نوپا خواهان جذب یا افزایش سرمایه‌اند. ازاین‌رو، ایجاد بسترهایی مناسب مانند بازارهای سرمایه‌ای از عوامل مهم تسهیل خروج سرمایه‌گذاران خطرپذیر از شرکت‌ها و کسب بازدهی و نقدینگی مناسب برای آنان است. این بازارها به سرمایه‌گذاران فعال در این صنعت فرصت می‌دهند که بازدهی واقعی یا همان پاداش ریسک‌های تقبل‌شده را در زمان مناسب، با ایجاد نقدینگی در سرمایه‌گذاری ابتدایی خود و خروج از شرکت محقق سازند. به‌طورخلاصه، ساختار سازمانی این صندوق‌ها به‌این‌صورت است که هیئت امناء، متشکل از سهام‌داران صندوق، با انتخاب یک مدیر یا گروه مدیران، وظایف مربوط به فعالیت‌ها و کارشناسی و ارزیابی طرح‌ها را به این گروه واگذار می‌کند. گروه مدیران سعی می‌کند با گزینش طرح‌های خوب و جذاب که ارزش بالقوه مطلوبی دارد، پس از دو تا سه سال، به بازدهی مطلوبی دست یابد. کارشناسان و مدیران صندوق باید تمام ابعاد طرح ازجمله مباحث فنی، مسائل بازار و گروه مدیران، برآوردهای مالی و… را با محاسبهٔ ضرایب ریسک این طرح‌ها بررسی کنند؛ بنابراین، در مرحله اول، پس از ارسال پرسش‌نامه شغلی برای صاحبان ایده و کارآفرینان، از آن‌ها می‌خواهند طرح را مفصل توصیف کنند تا ارزش‌گذاری شرکت‌ها به‌خوبی انجام شود. در جلسات آتی نیز از آن‌ها می‌خواهند طرح را با توضیحات بیشتر معرفی کنند تا سرانجام، در طرح‌های منتخب سرمایه‌گذاری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران ==&lt;br /&gt;
در ایران یکی از حلقه‌های مهم مفقوده در زنجیره کارآفرینی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر است و کمتر سازمان و شرکتی را می‌توان یافت که به‌طور کامل شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر را رعایت کرده باشد. در هیچ‌یک از شرکت‌ها و صندوق‌های شکل گرفته در ایران در این زمینه تاکنون بخش خصوصی به تنهایی وارد عمل نشده و غالباً با مشارکت و حمایت و سرمایه دولت است. به همین دلیل تأمین عمده هزینه‌های جاری این صندوق‌ها و شرکت‌ها توسط بخش دولتی است. متأسفانه طی سال‌های اخیر ساختار استانداردی که مطابق با نرم جهانی و توسط تیم مدیریت حرفه‌ای باشد در این شرکت‌ها به چشم نمی‌خورد. بدون داشتن نگاه بنگاه‌داری در این صنعت، نمی‌توان انتظار رشد و موفقیت از آن را داشت، لذا نگاه دولتی که عمدتاً توسط نهادهایی نظیر معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری با هدف حمایت از بنگاه‌های دانش‌بنیان صورت می‌پذیرد، نمی‌تواند موجب توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ساختار سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها برای بقا در بازار پر ریسکی که کار می‌کنند حتماً باید از ساختاری هوشمند و کارآمد بهره‌مند باشند که البته بستگی به سیاست‌ها و اهداف آن شرکت این ساختار نیز متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارچوب کلی که در این شرکت‌ها برقرار است شامل قسمت‌های زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش انتخاب طرح ===&lt;br /&gt;
این بخش مسئولیت جستجوی طرح، بررسی طرح‌ها پیشنهادی به شرکت و در نهایت انتخاب طرح و ایده مناسب که پتانسیل سرمایه‌گذاری را داشته باشد به عهده دارد. پس از انتخاب طرح باید یک برنامه سرمایه‌گذاری شامل میزان بودجه مورد نیاز و زمان‌های تزریق آن به طرح آماده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش تأمین مالی ===&lt;br /&gt;
وی سی فرم‌ها اغلب توانایی پرداخت تمام منابع سرمایه‌گذاری را به تنهایی ندارند و در این راه سعی می‌کنند علاقه‌مندان به این نوع سرمایه‌گذاری را با خود همراه کنند مانند: افراد ثروتمند، صندوق‌های بازنشستگی، صندوق‌های وقف، سازمان‌های خیریه، بانک‌ها و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش مدیریت شرکت‌های نوپا ===&lt;br /&gt;
این قسمت از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که تیم اجرایی و مدیریتی شرکت‌های نوپا در این قسمت هستند. این تیم باید از افرادی تشکیل شود که علاقه، دانش و تجربه مدیریت در شرکت‌های کوچک را داشته باشند. بعد توافقات لازم با کارآفرین این تیم در مدیریت شرکت نوپا، مشارکت خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش خروج از سرمایه‌گذاری ===&lt;br /&gt;
این قسمت نیاز به افرادی دارد که با شرکت‌ها و افراد زیادی ارتباط داشته باشند همچنین نحوه ورود و پذیرش شرکت‌ها به بورس را بدانند، تا بهترین سیاست برای واگذاری شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و خروج از آن را اتخاذ کنند. از جمله شیوه‌های خروح از سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.   عرضه ابتدایی سهام به همگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.   فروش به شرکت‌های بزرگتر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.   بازخرید از سوی کارآفرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.   مزایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های اخیر، عرضه سهام شرکت‌های تکنولوژیکی به بازار بورس بسیار مورد توجه بوده‌است. هنگام عرضه سهام به بازار بورس، شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر به‌عنوان مالک بخشی از شرکت کارآفرین بخشی از سهام شرکت را دریافت می‌کنند. هرگاه زمان دادوستد این سهام فرا برسد، شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر سهام خود را بین شرکای سرمایه‌گذار اندک خود توزیع می‌کند. این شرکا می‌توانند بعد از آن مانند سهامداران معمولی باقی بمانند یا همزمان با دریافت سهام، آن‌ها را نقد کنند. طی بیست سال اخیر، سهام حدود سیصد شرکت که از سرمایه‌های خطرپذیر بهره برده‌اند، در بازار بورس آمریکا عرضه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیران و مالکان شرکت‌ها با توجه به تمامی موارد بالا، راهبرد خروج خود را تدوین و از این راه، نحوه تحقق نهایی منافع حاصل از سرمایه‌گذاری را تعیین می‌کنند. انتخاب راهبرد خروج، با توجه به شرایط و ملاحظات بلندمدت صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی ==&lt;br /&gt;
سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به روشی از سرمایه‌گذاری گفته می‌شود که در آن شرکت‌های بزرگ مستقیماً بر روی استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند. در قبال این سرمایه‌گذاری بخشی از سهام استارتاپ به شرکت سرمایه‌گذار منتقل می‌گردد و معمولاً استارتاپ علاوه بر بهره‌مندی از سرمایهٔ تزریق شده از حمایت‌های سرمایه‌گذار بهره‌مند می‌شود. این حمایت‌ها می‌تواند شامل مواردی نظیر استفاده از تخصص شرکت در مسائل فنی، مشاوره در تصمیم‌گیری و اشتراک‌گذاری بازار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرمایه‌گذاری شرکتی چطور به وجود آمد؟ ===&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های '''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' شناخته می‌شود. این پدیده در دوره‌های مختلف ظهور و بروز داشته‌است و بیشتر هنگامی رونق پیدا کرده که تحولات و نوآوری‌های تکنولوژی فرصت‌هایی نویی را برای سرمایه‌گذاری در بازارهای جدید به وجود آورده‌اند. رویکرد شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی در هر دوره متفاوت بوده‌است اما در دوران کنونی هدف اصلی از این نوع سرمایه‌گذاری به دست آوردن مزیت رقابتی یا دسترسی به شرکت‌های نوآور است که ممکن است بخشی از بازار را به عنوان رقیب در دست داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' مسیر دستیابی به منافع استراتژیک را در پیش می‌گیرد، از عناصر واسطه برای سرمایه‌گذاری استفاده نمی‌کند و در مقایسه با سرمایه‌گذاران سنتی که به دنبال مالکیت کامل استارتاپ هستند، ترجیح می‌دهد بخشی از سهام را در دست بگیرد و به گونه‌ای ورود کند که تیم مدیریتی استارتاپ در اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک، استقلال خود را حفظ کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های زیر از بزرگترین شرکت‌های استفاده‌کننده از این نوع سرمایه‌گذاری هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Google Ventures&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Qualcomm Ventures&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Microsoft Ventures&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Intel Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این شرکت‌ها که بیشتر در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند، شرکت‌های بزرگ دیگر حوزه‌ها نظیر انرژی، حمل و نقل و سلامت نیز فعالیت‌های مشابهی را آغاز کرده‌اند. در حال حاضر سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به سرعت در حال رشد است، چنان‌که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۷۹۱ قرارداد سرمایه‌گذاری با ارزشی بیش از ۳۱٫۲ میلیارد دلار در این حوزه به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://en.wikipedia.org/wiki/Venture_capital&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=579</id>
		<title>سرمایه گذاری خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=579"/>
		<updated>2021-07-24T19:48:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه خطرپذیر (VC) شکلی از تأمین مالی سهام خصوصی است که توسط شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر یا صندوق های سرمایه گذاری برای شرکت های تازه تاسیس، در مراحل اولیه و نوظهور که تصور می شود دارای پتانسیل رشد بالایی هستند یا رشد بالایی را نشان داده اند (از نظر تعداد کارمندان ، درآمد سالانه ، مقیاس عملیات و غیره) انجام می­شود. بنگاه ها یا صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر در ازای سهام ، یا سهام مالکیت در این شرکت های نوپا سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر ریسک تأمین مالی شرکت های نوپای با ریسک بالا را به عهده دارند به این امید که برخی از بنگاه های اقتصادی مورد حمایت آنها موفق شوند. از آنجا که شرکت های نوپا با عدم اطمینان بالایی روبرو هستند، سرمایه گذاری های VC امکان شکست بالایی دارند. شرکتهای نوپا معمولاً مبتنی بر یک فناوری نوآورانه یا مدل تجاری هستند و معمولاً از صنایع با فناوری پیشرفته مانند فناوری اطلاعات (IT) ، فناوری پاک یا بیوتکنولوژی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه گذاری مخاطره آمیز معمول پس از دور اولیه &amp;quot;تأمین بودجه بذر&amp;quot; (Seed Funding) اتفاق می افتد. اولین دور سرمایه های خطرپذیر برای تأمین سرمایه، دور سری A (Series A round) نام دارد. سرمایه گذاران خطرپذیر این تأمین مالی را با انگیزه کسب سود و بازگشت مالی در زمان خروج (Exit) احتمالی انجام می دهند. روشهای خروجی مانند فروش سهام به مردم برای اولین بار در یک عرضه اولیه (IPO)، یا واگذاری سهام به اشخاص حقیقی و حقوقی یا فروش شرکت به یک رقیب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر سرمایه گذاری فرشته، سرمایه گذاری در سهام و سایر گزینه های تأمین اعتبار بذر، سرمایه خطرپذیر برای شرکت های جدید با سابقه عملیاتی محدود که برای جذب سرمایه در بازارهای عمومی بسیار کوچک هستند و به حدی نرسیده اند که بتوانند یک وام بانکی را دریافت و بازپرداخت کنند، نیز گزینه جذابی است.بانک خود را تأمین کنند. وام یا تکمیل پیشنهاد بدهی. در ازای ریسک بالایی که سرمایه داران خطر پذیر با سرمایه گذاری در شرکت های کوچکتر و در مراحل اولیه می پذیرند، سرمایه داران خطرپذیر معمولاً کنترل قابل توجهی بر تصمیمات شرکت، علاوه بر بخش قابل توجهی از مالکیت شرکت ها خواهند داشت. شرکت های نوپایی مانند Uber ، Airbnb ، Flipkart ، Xiaomi و Didi Chuxing استارتاپ های بسیار با ارزشی هستند که معمولاً با نام &amp;quot;Unicorns&amp;quot; شناخته می شوند ، جایی که سرمایه گذاران خطرپذیر مشارکت بسیار بیشتری از تامین مالی صرف در این شرکت­ها دارند. آنها همچنین اغلب در مورد مدل تجاری و استراتژی های بازاریابی، مشاوره استراتژیک به مدیران شرکت ارائه می دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعریف&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' (به انگلیسی: Venture Capital) که از آن با عنوان‌های «سرمایه‌گذاری جسورانه» یا «سرمایه‌گذاری کارآفرینی» نیز نام می‌برند، عبارت است از تأمین سرمایه لازم برای شرکت‌ها و کسب‌وکارهای نوپا (استارت آپ) و کارآفرین که مستعد جهش و رشد ارزش هستند و البته دارای ریسک فراوانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شرکت‌های سرمایه‌گذار ریسک پذیر'''، گروهی از سرمایه گذاران هستند که بر روی شرکت‌های کوچک با پتانسیل رشد بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها پول قرض نمی‌دهند بلکه در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها در مراحل ابتدایی رشد و تکامل اقتصادی خود، مورد توجه سرمایه‌گذارانی هستند که با ارزیابی موشکافانه خود، شکاف سرمایه و کمبود نقدینگی شرکت‌های کارآفرین را جبران می‌کنند و در گروه سهام‌داران آن‌ها قرار می‌گیرند. سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر با مدیریت فعالانه و برنامه‌ریزی در توسعه مدل‌های راهبردی، در کسب‌وکار هدف و ارزش افزوده و افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند. رونق و توسعه فعالیت‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر موتور محرکه و محور اصلی رشد محصولات جدید و نوآوری در عرصه فناوری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه خطرپذیر''' سرمایه‌ای است که به همراه کمک‌های مدیریتی، در اختیار شرکت‌های جوان، کوچک، به سرعت در حال رشد و دارای آتیه اقتصادی قرار می‌دهند. سرمایه خطرپذیر، از منابع مهم تأمین مالی شرکت‌های کوچک و نوپا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیانی می‌توان گفت شرکت‌های سرمایه‌گذاری پول و تجارب مدیریتی را در اختیار شرکت‌های در حال رشد قرار‌می‌دهند و آن‌ها هم این امکانات را برای تبلیغات، پژوهش، ایجاد زیرساخت و تولید محصول استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذار را وی سی فیرم (VC Firm) و پولی که به شرکت در حال رشد داده می‌شود سرمایه خطرپذیر (venture capital fund) گفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر عموماً در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که به تکنولوژی جدیدی یا روش کار نویی دست پیدا کرده باشند، و این سرمایه‌گذاران در ازای پولی که سرمایه‌گذاری می‌کنند، سهام آن شرکت را تصاحب می‌کنند و از این طریق تولید پول می‌کند. سرمایه مخاطره پذیر سرمایه‌گذاری شده عموماً هنگامی که سهام آن مبادله می‌شود نقد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محتویات ==&lt;br /&gt;
·        ۱تاریخچه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۲روش‌های تأمین مالی در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۳شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۴تجارب جهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۵سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۶ساختار سرمایه‌گذاری خطرپذیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
o       ۶.۱بخش انتخاب طرح&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
o       ۶.۲بخش تأمین مالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
o       ۶.۳بخش مدیریت شرکت‌های نوپا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
o       ۶.۴بخش خروج از سرمایه‌گذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۷سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
o       ۷.۱سرمایه‌گذاری شرکتی چطور به وجود آمد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۸پانویس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        ۹منابع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
مبدأ واژه سرمایه‌گذار خطرپذیر فردی به نام جین وایتر بوده‌است که در سال ۱۹۳۹ برای اولین بار این واژه را در همایش عمومی انجمن بانکداران آمریکایی بکار برده‌است. در ابتدای شکل گرفتن سرمایه‌گذاری خطرپذیر غالباً این سرمایه‌گذاری توسط افراد ثروتمند صورت می‌گرفت. این افراد غالباً صاحبان شغل‌های پر درآمدی بودند که در کنار آن به این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها نیز می‌پرداختند. امروزه به این افراد فرشتگان کسب و کار گفته می‌شود. اما با مدرن شدن سرمایه‌گذاری پر خطر، این روش سرمایه‌گذاری خود به تجارتی مستقل تبدیل شد و شرکت‌های تخصصی در این زمینه به وجود آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها، فعالیتشان همان فعالیت سرمایه‌گذاران خطرپذیر است و کمبود کانال‌های سنتی تأمین مالی را پوشش می‌دهند و منابع مالی کافی را برای سرمایه‌گذاری پرخطر و بلندمدت در تکنولوژی‌های نوین فراهم می‌آورند. اما در شریان‌های مختلف این صنعت به صورت علمی و تخصصی حضور پیدا می‌کنند. برای انتخاب طرح‌ها الگویی بهینه دارد، تأمین منابع مالی خطرپذیر به شکل سیستمی پویا درآمده‌است. تأثیر مدیریت و مشارکت آن‌ها بسیار تأثیرگذار است، مدیرت ریسک و خطر را به صورت حرفه‌ای در نظز می‌گیرند، همچنین زمان و راه‌های خروج از سرمایه‌گذاری را از همان ابتدا در برنامه‌های خود جای می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روش‌های تأمین مالی در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام&lt;br /&gt;
* کارت‌های اعتباری&lt;br /&gt;
* فرشتگان نجات کسب و کار&lt;br /&gt;
* تهیه‌کنندگان و مشتریان&lt;br /&gt;
* مؤسسات وام دهنده مثل بانک‌ها و مؤسسات اعتباری&lt;br /&gt;
* سرمایه‌گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
* اجاره به شرط تملیک&lt;br /&gt;
* بانک‌های تجاری&lt;br /&gt;
* فروش سهام و ورود به بازار بورس&lt;br /&gt;
* تامین مالی جمعی (Crowdfunding)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# توجه به شرکت‌های نوپا&lt;br /&gt;
# خطرپذیری&lt;br /&gt;
# دیدگاه بلندمدت&lt;br /&gt;
# انگیزه سودآوری&lt;br /&gt;
# مشارکت در مدیریت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# مشارکت در مالکیت شرکت‌ها&lt;br /&gt;
# خروج از سرمایه‌گذاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تجارب جهانی ==&lt;br /&gt;
تجارب کشورهای گوناگون برای ایجاد نهادهای مالی درزمینه سرمایه‌گذاری خطرپذیر نشان می‌دهد درصورت فراهم‌بودن سازوکار‌ها و زیرساخت‌های مناسب، این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها مناسب‌ترین راه برای توسعه طرح‌های نوآورانه است. بانک‌ها و دیگر مراکز اعطای تسهیلات به‌دلیل ریسک‌های موجود، از این طرح‌ها حمایت نکرده‌اند. حمایت نکردن از این طرح‌ها موجب ازدست‌رفتن موقعیت‌های مستعد برای توسعه فناوری و اشتغال‌زایی در کشور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکتهٔ مهم در ساختارهای تأمین مالی این‌گونه طرح‌ها، وجود سرمایه ابتدایی و راه‌اندازی کسب‌وکار است. ازاین‌رو، اگر صاحب طرح یا ایده‌پرداز اصلی نتواند منابع مالی ضروری و اولیه و حتی ضمانت‌های لازم برای سرمایه‌گذار را فراهم آورد، درواقع، با اولین و جدی‌ترین مسئله روبه‌رو خواهد شد. در این حالت، با فرض اینکه از عهده مسائل مدیریتی و بازار و تحلیل اوضاع برآید، دغدغه اصلی وی، چگونگی تأمین این منابع و صرف وقت و انرژی فراوان است. این روند نیز مستلزم گذراندن فرایندهای پیچیده در بیشتر مؤسسه‌های مالی و بانک‌ها و دیگر شرکت‌های دولتی است. بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی و اعتباری و صندوق‌ها و نیز شرکت‌های سرمایه‌گذاری مختلف، در بیشتر زمان‌ها، درزمینه رشد صنایع گوناگون و حمایت از طرح‌های سودآور اقتصادی، نقش و حضوری جدی دارند؛ اما برخی طرح‌ها و ایده‌های فنّاورانه دانش‌محور است. ازاین‌رو، در بازارهای مالی دنیا، به‌تازگی، شاهد شکل‌گیری نهادهای سرمایه‌گذار جدیدی هستیم. این نهادهای مالی با مشارکت مستقیم و فعال در طرح‌های فناورانه جدید و همچنین، در شرکت‌هایی با ریسک بیشتر از متوسطِ ریسک در بازارهای سرمایه‌ای رسمی و غیررسمی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که ازجمله می‌توان به بازار بورس اوراق بهادار، شرکت‌های سهامی عام، زمین و مستغلات و طلا و ارز اشاره کرد. این‌گونه نهادهای مالی را «شرکت‌ها یا صندوق‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر» نیز می‌نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایالات متحدهٔ آمریکا در توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر، نقش مهمی ایفا می‌کند. بنابر آمار، عملکرد نهادهای مالی در این کشور، علاوه بر کاهش نرخ بازگشت سرمایه، به توسعه صنایع کوچک و متوسط و ایجاد ارزش در شرکت‌های سرمایه‌پذیر کمک کرده‌است. چنین روندی، درنهایت، به ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد داخلی در این کشور منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت آمریکا با جذب سرمایه‌های صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌های مختلف ایالتی و ملی توانست زمینه ایجاد فضای تخصصی و حرفه‌ای را برای کارشناسان صنایع فراهم آورد. این کارشناسان به سرمایه‌گذاری در صنایع دانش‌بنیان و شکوفاسازی آن‌ها علاقه‌مند بودند. اندکی پس از آن، دولت به خروج از این صندوق‌ها اقدام کرد. این درحالی بود که سرمایه‌گذاران بسیاری با دیدن آثار سودمند و بازدهی مناسب این نوع سرمایه‌گذاری که از صرفه مالیاتی نیز برخوردار بود، بازخرید سهام دولتی این صندوق‌ها را شروع کردند. آنان می‌خواستند از تمام بازده این صندوق‌ها که پاداش ریسک سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها بود، به‌نفع خود بهره‌مند گردند. البته یکی از عواملی که باعث شد این نوع بازار یا صنعت، رشد یابد، این بود که رقابت در بازار با توجه به کثرت ایده‌ها و طرح‌های خطرپذیر، اندک و در نتیجه، حق گزینش طرح‌های سودآور، بسیار بود. ازاین‌رو، سرمایه‌گذاران طرح‌هایی را توان بالقوهٔ فراوانی برای رشد و توسعه داشت، به‌سرعت جذب می‌کردند. به‌تدریج، این صنعت در سطح بین‌الملل شناخته‌تر شد و سرمایه‌گذاری در طرح‌های جدید پُرریسک، پس از آمریکا، در کشورهای اروپایی و آسیایی رواج یافت؛ برای مثال در کشور هند، به‌عنوان کشوری در حال توسعه، از سال ۱۹۸۵ به بعد، فعالیت رسمی در این حوزه شکل گرفته‌است. هم‌اکنون، در هند حدود ۲۵۰تا۳۰۰صندوق خطرپذیر مشغول فعالیت است. حتی در کشورهایی مانند کانادا، در کنار بورس سهام شرکت‌های بزرگ، بورس سهام شرکت‌های پُرریسک جای دارد. به‌دلیل بازدهی کمابیش خوب سالانه این شرکت‌ها، درمقایسه‌با دیگر شرکت‌های حاضر در بورس، حجم معاملات روزانه سهام شرکت‌های پُرریسک به‌طور چشمگیری رشد کرده‌است. در کشور انگلستان، بورس‌های محلی کوچکی را تأسیس کرده‌اند. شرکت‌های متقاضی ورود به بورس، با دارابودن شرایط از پیش اعلام‌شده، برای عرضه سهام به عموم افراد اجازه می‌یابند. بورس سرمایه‌گذاری خطرپذیر لندن نیز از این قبیل است.  وجود فرصت‌های پربازده مالی طی دورهٔ مشارکت سرمایه‌گذاران خطرپذیر، طرح‌ها و شرکت‌های صاحب ایده و فناوری را با استقبال سرمایه‌گذاران خطرپذیر در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آزمایشگاه‌ها و نمایشگاه‌ها روبه‌رو کرده‌است. درمجموع، شرکت‌های نوپا خواهان جذب یا افزایش سرمایه‌اند. ازاین‌رو، ایجاد بسترهایی مناسب مانند بازارهای سرمایه‌ای از عوامل مهم تسهیل خروج سرمایه‌گذاران خطرپذیر از شرکت‌ها و کسب بازدهی و نقدینگی مناسب برای آنان است. این بازارها به سرمایه‌گذاران فعال در این صنعت فرصت می‌دهند که بازدهی واقعی یا همان پاداش ریسک‌های تقبل‌شده را در زمان مناسب، با ایجاد نقدینگی در سرمایه‌گذاری ابتدایی خود و خروج از شرکت محقق سازند. به‌طورخلاصه، ساختار سازمانی این صندوق‌ها به‌این‌صورت است که هیئت امناء، متشکل از سهام‌داران صندوق، با انتخاب یک مدیر یا گروه مدیران، وظایف مربوط به فعالیت‌ها و کارشناسی و ارزیابی طرح‌ها را به این گروه واگذار می‌کند. گروه مدیران سعی می‌کند با گزینش طرح‌های خوب و جذاب که ارزش بالقوه مطلوبی دارد، پس از دو تا سه سال، به بازدهی مطلوبی دست یابد. کارشناسان و مدیران صندوق باید تمام ابعاد طرح ازجمله مباحث فنی، مسائل بازار و گروه مدیران، برآوردهای مالی و… را با محاسبهٔ ضرایب ریسک این طرح‌ها بررسی کنند؛ بنابراین، در مرحله اول، پس از ارسال پرسش‌نامه شغلی برای صاحبان ایده و کارآفرینان، از آن‌ها می‌خواهند طرح را مفصل توصیف کنند تا ارزش‌گذاری شرکت‌ها به‌خوبی انجام شود. در جلسات آتی نیز از آن‌ها می‌خواهند طرح را با توضیحات بیشتر معرفی کنند تا سرانجام، در طرح‌های منتخب سرمایه‌گذاری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران ==&lt;br /&gt;
در ایران یکی از حلقه‌های مهم مفقوده در زنجیره کارآفرینی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر است و کمتر سازمان و شرکتی را می‌توان یافت که به‌طور کامل شاخص‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر را رعایت کرده باشد. در هیچ‌یک از شرکت‌ها و صندوق‌های شکل گرفته در ایران در این زمینه تاکنون بخش خصوصی به تنهایی وارد عمل نشده و غالباً با مشارکت و حمایت و سرمایه دولت است. به همین دلیل تأمین عمده هزینه‌های جاری این صندوق‌ها و شرکت‌ها توسط بخش دولتی است. متأسفانه طی سال‌های اخیر ساختار استانداردی که مطابق با نرم جهانی و توسط تیم مدیریت حرفه‌ای باشد در این شرکت‌ها به چشم نمی‌خورد. بدون داشتن نگاه بنگاه‌داری در این صنعت، نمی‌توان انتظار رشد و موفقیت از آن را داشت، لذا نگاه دولتی که عمدتاً توسط نهادهایی نظیر معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری با هدف حمایت از بنگاه‌های دانش‌بنیان صورت می‌پذیرد، نمی‌تواند موجب توسعه صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ساختار سرمایه‌گذاری خطرپذیر ==&lt;br /&gt;
این شرکت‌ها برای بقا در بازار پر ریسکی که کار می‌کنند حتماً باید از ساختاری هوشمند و کارآمد بهره‌مند باشند که البته بستگی به سیاست‌ها و اهداف آن شرکت این ساختار نیز متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارچوب کلی که در این شرکت‌ها برقرار است شامل قسمت‌های زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش انتخاب طرح ===&lt;br /&gt;
این بخش مسئولیت جستجوی طرح، بررسی طرح‌ها پیشنهادی به شرکت و در نهایت انتخاب طرح و ایده مناسب که پتانسیل سرمایه‌گذاری را داشته باشد به عهده دارد. پس از انتخاب طرح باید یک برنامه سرمایه‌گذاری شامل میزان بودجه مورد نیاز و زمان‌های تزریق آن به طرح آماده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش تأمین مالی ===&lt;br /&gt;
وی سی فرم‌ها اغلب توانایی پرداخت تمام منابع سرمایه‌گذاری را به تنهایی ندارند و در این راه سعی می‌کنند علاقه‌مندان به این نوع سرمایه‌گذاری را با خود همراه کنند مانند: افراد ثروتمند، صندوق‌های بازنشستگی، صندوق‌های وقف، سازمان‌های خیریه، بانک‌ها و …&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش مدیریت شرکت‌های نوپا ===&lt;br /&gt;
این قسمت از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که تیم اجرایی و مدیریتی شرکت‌های نوپا در این قسمت هستند. این تیم باید از افرادی تشکیل شود که علاقه، دانش و تجربه مدیریت در شرکت‌های کوچک را داشته باشند. بعد توافقات لازم با کارآفرین این تیم در مدیریت شرکت نوپا، مشارکت خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بخش خروج از سرمایه‌گذاری ===&lt;br /&gt;
این قسمت نیاز به افرادی دارد که با شرکت‌ها و افراد زیادی ارتباط داشته باشند همچنین نحوه ورود و پذیرش شرکت‌ها به بورس را بدانند، تا بهترین سیاست برای واگذاری شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و خروج از آن را اتخاذ کنند. از جمله شیوه‌های خروح از سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.   عرضه ابتدایی سهام به همگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.   فروش به شرکت‌های بزرگتر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.   بازخرید از سوی کارآفرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.   مزایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های اخیر، عرضه سهام شرکت‌های تکنولوژیکی به بازار بورس بسیار مورد توجه بوده‌است. هنگام عرضه سهام به بازار بورس، شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر به‌عنوان مالک بخشی از شرکت کارآفرین بخشی از سهام شرکت را دریافت می‌کنند. هرگاه زمان دادوستد این سهام فرا برسد، شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر سهام خود را بین شرکای سرمایه‌گذار اندک خود توزیع می‌کند. این شرکا می‌توانند بعد از آن مانند سهامداران معمولی باقی بمانند یا همزمان با دریافت سهام، آن‌ها را نقد کنند. طی بیست سال اخیر، سهام حدود سیصد شرکت که از سرمایه‌های خطرپذیر بهره برده‌اند، در بازار بورس آمریکا عرضه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیران و مالکان شرکت‌ها با توجه به تمامی موارد بالا، راهبرد خروج خود را تدوین و از این راه، نحوه تحقق نهایی منافع حاصل از سرمایه‌گذاری را تعیین می‌کنند. انتخاب راهبرد خروج، با توجه به شرایط و ملاحظات بلندمدت صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی ==&lt;br /&gt;
سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به روشی از سرمایه‌گذاری گفته می‌شود که در آن شرکت‌های بزرگ مستقیماً بر روی استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند. در قبال این سرمایه‌گذاری بخشی از سهام استارتاپ به شرکت سرمایه‌گذار منتقل می‌گردد و معمولاً استارتاپ علاوه بر بهره‌مندی از سرمایهٔ تزریق شده از حمایت‌های سرمایه‌گذار بهره‌مند می‌شود. این حمایت‌ها می‌تواند شامل مواردی نظیر استفاده از تخصص شرکت در مسائل فنی، مشاوره در تصمیم‌گیری و اشتراک‌گذاری بازار باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرمایه‌گذاری شرکتی چطور به وجود آمد؟ ===&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های '''سرمایه‌گذاری خطرپذیر''' شناخته می‌شود. این پدیده در دوره‌های مختلف ظهور و بروز داشته‌است و بیشتر هنگامی رونق پیدا کرده که تحولات و نوآوری‌های تکنولوژی فرصت‌هایی نویی را برای سرمایه‌گذاری در بازارهای جدید به وجود آورده‌اند. رویکرد شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی در هر دوره متفاوت بوده‌است اما در دوران کنونی هدف اصلی از این نوع سرمایه‌گذاری به دست آوردن مزیت رقابتی یا دسترسی به شرکت‌های نوآور است که ممکن است بخشی از بازار را به عنوان رقیب در دست داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی''' مسیر دستیابی به منافع استراتژیک را در پیش می‌گیرد، از عناصر واسطه برای سرمایه‌گذاری استفاده نمی‌کند و در مقایسه با سرمایه‌گذاران سنتی که به دنبال مالکیت کامل استارتاپ هستند، ترجیح می‌دهد بخشی از سهام را در دست بگیرد و به گونه‌ای ورود کند که تیم مدیریتی استارتاپ در اتخاذ تصمیم‌های استراتژیک، استقلال خود را حفظ کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های زیر از بزرگترین شرکت‌های استفاده‌کننده از این نوع سرمایه‌گذاری هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Google Ventures&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Qualcomm Ventures&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Microsoft Ventures&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        Intel Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این شرکت‌ها که بیشتر در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند، شرکت‌های بزرگ دیگر حوزه‌ها نظیر انرژی، حمل و نقل و سلامت نیز فعالیت‌های مشابهی را آغاز کرده‌اند. در حال حاضر سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به سرعت در حال رشد است، چنان‌که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۷۹۱ قرارداد سرمایه‌گذاری با ارزشی بیش از ۳۱٫۲ میلیارد دلار در این حوزه به ثبت رسیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
https://en.wikipedia.org/wiki/Venture_capital&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=578</id>
		<title>استارتاپ یونیکورن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=578"/>
		<updated>2021-07-24T19:28:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Unicorn&lt;br /&gt;
/ ˈyo͞onəˌkôrn/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونیکورن‌ها استارتاپ‌هایی هستند که ارزش آنها بیش از یک میلیارد دلار است. این اصطلاح را Aileen Lee  سال ۲۰۱۳ بر سر زبان‌ها انداخت. آیلین لی بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری Cowboy  است که روی استارتاپ‌های نرم‌افزاری مستقر در ایالات متحده سرمایه‌گذاری می‌کند. نقطه تمایز در استارتاپ بودن این شرکت‌هاست، که طی یک دوره زمانی کوتاه به چنین ارزشی رسیده‌اند و همین اتفاق آنها را به اسب تک شاخ بدل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استارتاپ چیست؟==&lt;br /&gt;
اصطلاح یونیکورن اولین بار در سال 2013 توسط آیلین لی استفاده شد و به شرکت‌هایی که بعد از سال 2003 ایجادشده‌اند و ارزش فعلی آن‌ها بیش از یک میلیارد دلار است، گفته می‌شود. در معنی لغوی واژه یونیکورن به معنای اسب تک‌شاخ است. تک‌شاخ‌ها موجودات افسانه‌ای هستند که یک‌شاخ در سرشان دارند. استارتاپ‌هایی که  خیلی زود به ارزش بالای 1 میلیارد دلاررسیده‌اند و مانند اسب تک‌شاخ به یک افسانه تبدیل شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مکان پیدایش !! زمان ارزشگذاری !!  ارزش!!  حوزه فعالیت!!  نام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2011 || ۸  میلیارد دلار||  شبکه های اجتماعی|| توئیتر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2016 || 8.53  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| اسپاتیفای&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2010 || 4.75 میلیارد دلار || تخفیف گروهی|| گروپان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2011 || 8.5  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| اسکایپ&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| انگلستان || 2015 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| شزام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2015 || 1  میلیارد دلار|| آموزش|| لیندا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2017 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| زوم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| امارات|| 2016 || 1  میلیارد دلار|| فروشگاه انلاین|| سوق&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیلین لی برای اولین بار در مقاله‌ی خود “به باشگاه یونیکورن خوش‌آمدید: آشنایی با استارتاپ‌های یک میلیارد دلاری” درباره یونیکورن در جهان سرمایه‌داری نوشت. در این مقاله، او در مورد استارتاپ‌هایی که از سال 2000 به بعد ایجادشده‌اند نوشت و برآورد کرد که تنها 0.07 درصد از آن‌ها تاکنون به ارزش 1 میلیارد دلار رسیده‌اند. وی خاطرنشان کرد که استارتاپ‌هایی که موفق به رسیدن به ارزش 1 میلیارد دلار شدند، بسیار نادر هستند و پیدا کردن آن‌ها مانند پیدا کردن یک اسب تک‌شاخ اسطوره‌ای است.&lt;br /&gt;
البته به‌جز اصطلاح یونیکورن، اصطلاحات دیگری هم برای توصیف اندازه‌ی یک شرکت استارتاپی به کار می‌رود، به شرکت‌هایی که ارزش آن‌ها بالای 10 میلیارد دلار است دکاکورن (decacorn) و به شرکت‌هایی که بالای 100 میلیون دلار ارزش‌ دارند هکتوکورن (hectocorn)  گفته می‌شود Uber، Dropbox، SpaceX، WeWork  و … برخی از Decacorns مشهور هستند.&lt;br /&gt;
==چه تعداد استارتاپ یونیکورن در جهان وجود دارد؟==&lt;br /&gt;
TechCrunch می‌گوید که تا مارس 2018، 279 شرکت یونیکورن وجود داشت. بزرگ‌ترین یونیکورن‌ها در سال 2018 عبارت‌اند از Uber، Airbnb، Palantir، Pinterest و Xiaomi. در ماه مارس 2018 هم اعلام شد که ارزش Dropbox به بیش از 10 میلیارد دلار رسیده است و این یعنی تازه‌ترین دکاکورن در حال حاضر Dropbox است.&lt;br /&gt;
==یونیکورن‌ها دیگر کمیاب نیستند==&lt;br /&gt;
تعداد شرکت‌های یونیکورن در جهان به‌سرعت در حال افزایش است. زمانی که آیلین لی اولین بار این اصطلاح را در سال 2013 معرفی کرد، تنها ۳۹ شرکت یونیکورن وجود داشت، اما اکنون تعداد آن‌ها بیش از پنج برابر شده است. رشد استارتاپ‌های یونیکورن از سال 2012 تا سال 2015 دو برابر قبل بوده و این یعنی در آینده شاهد یونیکورن‌های بیشتری هستیم.&lt;br /&gt;
==آیا در ایران استارتاپ یونیکورن وجود دارد؟==&lt;br /&gt;
در اردیبهشت سال 97 مدیرعامل شرکت اسنپ ادعا کرد که ارزش این شرکت بین 1.4 تا 1.7 میلیارد دلار است و این یعنی اسنپ هم تبدیل به یک شرکت یونیکورن شده است اما بعد از افزایش چند برابری نرخ ارز در سالی که گذشت مطمئناً دیگر نمی‌توان اسنپ را جزو شرکت‌های یونیکورن دانست. دیجی کالا هم که عنوان پربازدیدترین سایت فروشگاهی خاورمیانه را یدک می‌کشد تا مرز یونیکورن شدن پیش رفت اما این شرکت هم به دلیل افزایش نرخ ارز از این موضوع فاصله گرفته است. پس جواب سؤال ما خیر است و در حال حاضر هیچ شرکت ایرانی را نمی‌توان جزو استارتاپ‌های یونیکورن دانست.&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شرکت‌های یونیکورن==&lt;br /&gt;
تقریباً تمام استارتاپ‌های یونیکورن صنعت را به‌کلی تغییر داده‌اند. اوبر، سفر با تاکسی را تغییر داد، Airbnb  بر روی صرفه‌جویی تمرکز کرده است، Snapchat  زمینه‌های شبکه‌های اجتماعی را تغییر داد و… .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر استارتاپ‌های یونیکورن نه‌تنها بر مزیت اولین بودن (FMA) سرمایه‌گذاری می‌کنند بلکه موقعیت خود را به‌طور دائمی با نوآوری بهبود می‌بخشد. منظور از مزیت اولین بودن این است که یک نوآوری در پشت این استارتاپ‌ها قرارگرفته است و این استارتاپ‌ها درزمینه‌ی کاری خود اولین بوده‌اند. به‌عنوان‌مثال اسنپ اولین استارتاپی بود که تاکسی اینترنتی را به ایران آورد و همین نوآوری بود که این استارتاپ را تا مرز یونیکورن شدن پیش برد. پس اسنپ پاداش اولین بودن را دریافت کرده است. 87٪ محصولات استارتاپ‌های یونیکورن در حوزه‌ی نرم‌افزار، 7٪ سخت‌افزار و 6٪ در حوزه‌ی محصولات و خدمات دیگر فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;
62٪  از یونیکورن‌ها B2C هستند و مدل‌های کسب‌وکار خود را بر روی ایجاد چیزهای ساده‌تر و مقرون‌به‌صرفه تر برای مصرف‌کنندگان قرار داده‌اند. منظور از B2C ارتباط مستقیم با مصرف‌کننده است. به‌عبارت‌دیگر در بازاریابی از نوع B2C استارتاپ‌ها مستقیماً محصولات یا خدمات خود را به مشتری می‌فروشند. به‌عنوان‌مثال دیجی کالا یک استارتاپ است (البته یونیکورن نیست!) که مستقیماً محصولات خودش را به مشتریان می‌فروشد، پس از B2C استفاده می‌کند.&lt;br /&gt;
==آیا اصطلاح یونیکورن محدود به استارتاپ‌های تکنولوژی است؟==&lt;br /&gt;
صدها یونیکورن در دنیا وجود دارد که در حوزه‌های تجارت الکترونیک، خرده‌فروشی و صدها حوزه‌ی دیگر فعالیت دارند. باوجود آن‌که بسیاری از آن‌ها استارتاپ‌ها در بخش تکنولوژی فعالیت می‌کنند اما اصطلاح یونیکورن فقط به تکنولوژی محدود نمی‌شود و هر نوع استارتاپی می‌تواند تبدیل به یک یونیکورن شود.&lt;br /&gt;
==تفاوت یونیکورن با ناروال (Narwhal)==&lt;br /&gt;
ناروال به استارتاپ‌هایی که فقط در کانادا ارزش بالای 1 میلیارد دلار دارند گفته می‌شود اما یونیکورن مربوط به همه‌ی استارتاپ‌های موجود در دنیا است و محدود به کشور خاصی نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سخن پایانی==&lt;br /&gt;
یونیکورن شدن آرزوی هر استارتاپی است. برخی از استارتاپ‌ها چندین سال تلاش کرده‌اند تا به استارتاپ یونیکورن تبدیل‌شده‌اند. اگر شما هم در فکر یک استارتاپ هستید باید تلاش و پشتکار زیادی داشته باشید تا بتوانید موفق باشید.&lt;br /&gt;
در این مقاله سعی کردیم استارتاپ‌های یونیکورن را به‌صورت کامل شرح دهیم. اگر شما هم نکات دیگری در مورد استارتاپ یونیکورن دارید لطفاً در بخش دیدگاه‌ها ذکر کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*https://hamyar.co&lt;br /&gt;
*https://mahmoodghasem.com&lt;br /&gt;
*https://startupha.com&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%B4%D8%B4&amp;diff=577</id>
		<title>کشش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%B4%D8%B4&amp;diff=577"/>
		<updated>2021-07-24T19:27:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Traction&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ ˈtrakSH(ə)n/&lt;br /&gt;
[[پرونده:ترکشن.png|بندانگشتی|ترکشن یا کشش لازمه جذابیت یک استارتاپ برای سرمایه گذاران]]&lt;br /&gt;
Traction عبارتی است که به روند پیشرفت یک استارتاپ اشاره دارد و روش یکسان و ساده‌ای برای به دست آوردن آن وجود ندارد. منطق پشت کشش بازار این است که یک کسب و کار برای گسترش خود علاوه بر تعریف و دستیابی به اهداف کوتاه مدت خود، باید قابلیت رشد هم داشته باشد. شاید مفهوم کشش بازار کمی انتزاعی به نظر برسد اما اندازه گیری درست آن، می‌تواند جایگاه فعلی و آینده یک کسب و کار را در یک بازار نشان دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''کشش یا Traction برای استارتاپ شما چه معنی می‌دهد؟''' ==&lt;br /&gt;
هر تیمی که تا به امروز به دنبال جذب سرمایه برای استارتاپ خود بوده باشد، بدون شک حداقل چند ده بار کلمه '''ترکشن''' به گوشش خورده. تعریف‌های زیادی از ترکشن یا کشش بازار وجود دارد. برخی می‌گویند تنها مدرکی است که نشان می‌دهد کسب و کار شما ارزش سرمایه‌گذاری دارد و برخی آن را صرفا در حد یک معیار در کنار معیارهای دیگر در نظر می‌گیرند. امروز می‌خواهیم ببینیم که این کلمه پرکاربرد چه معنی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“کشش بازار یک معیار قابل اندازه گیری است که نشان‌ دهنده میزان نیاز بازار است.” این تعریفی است که ناوال راویکانت ، موسس مجموعه Angel List برای کشش بازار دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:ترکشن 2.png|بندانگشتی|بخشهای کشش در استارتاپ]]&lt;br /&gt;
Traction عبارتی است که به روند پیشرفت یک استارتاپ اشاره دارد و روش یکسان و ساده‌ای برای به دست آوردن آن وجود ندارد. منطق پشت کشش بازار این است که یک کسب و کار برای گسترش خود علاوه بر تعریف و دستیابی به اهداف کوتاه مدت خود، باید قابلیت رشد هم داشته باشد. شاید مفهوم کشش بازار کمی انتزاعی به نظر برسد اما اندازه گیری درست آن، می‌تواند جایگاه فعلی و آینده یک کسب و کار را در یک بازار نشان دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چرا باید به مفهوم traction اهمیت بدهید؟ ==&lt;br /&gt;
علاوه بر اهمیت این مفهوم برای کسب و کار شما و دید خوبی که از وضعیت شما می‌دهد، کشش بازار یک مفهوم کلیدی و پر اهمیت برای سرمایه‌گذاران و ذی‌نفعان کسب و کار شماست. هرچه کشش بازار برای کسب و کار شما بیشتر باشد توجه سرمایه‌گذاران بیشتری را به سمت شما جلب خواهد کرد و هرچه سرمایه‌گذاران توجه بیشتری به کسب و کار شما نشان دهند، سرمایه بیشتری به سمت شما سرازیر خواهد شد که امکان توسعه کسب و کار را به شما می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای اندازی گیری ترکشن استارتاپ خود چه کاری از دستمان بر می‌آید؟ ==&lt;br /&gt;
اگر هم خوتان قصد دارید برای کسب و کار خود معیارهای کمی تعریف کنید و با اندازه‌گیری آن‌ها میزان رشد کسب و کار خود را اندازه‌ بگیرید می‌توانید با مطالعه کتاب Lean Analytics که از سری کتاب‌های لین به شمار می‌رود و توسط آلیستر کرول و بنجامین یسکویتز نوشته شده را مطالعه کنند. این کتاب یکی از بهترین منابع برای یادگیری چگونگی اندازه‌گیری رشد استارتاپ شماست و در این زمینه بسیار به شما کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;http://seopath.ir/growth_hacking/traction-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4%D9%86_2.png&amp;diff=576</id>
		<title>پرونده:ترکشن 2.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4%D9%86_2.png&amp;diff=576"/>
		<updated>2021-07-24T19:26:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ترکشن 2&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4%D9%86.png&amp;diff=575</id>
		<title>پرونده:ترکشن.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4%D9%86.png&amp;diff=575"/>
		<updated>2021-07-24T19:24:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ترکشن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%B4%D8%B4&amp;diff=574</id>
		<title>کشش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%B4%D8%B4&amp;diff=574"/>
		<updated>2021-07-24T19:22:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Traction&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ ˈtrakSH(ə)n/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Traction عبارتی است که به روند پیشرفت یک استارتاپ اشاره دارد و روش یکسان و ساده‌ای برای به دست آوردن آن وجود ندارد. منطق پشت کشش بازار این است که یک کسب و کار برای گسترش خود علاوه بر تعریف و دستیابی به اهداف کوتاه مدت خود، باید قابلیت رشد هم داشته باشد. شاید مفهوم کشش بازار کمی انتزاعی به نظر برسد اما اندازه گیری درست آن، می‌تواند جایگاه فعلی و آینده یک کسب و کار را در یک بازار نشان دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''کشش یا Traction برای استارتاپ شما چه معنی می‌دهد؟''' ==&lt;br /&gt;
هر تیمی که تا به امروز به دنبال جذب سرمایه برای استارتاپ خود بوده باشد، بدون شک حداقل چند ده بار کلمه '''ترکشن''' به گوشش خورده. تعریف‌های زیادی از ترکشن یا کشش بازار وجود دارد. برخی می‌گویند تنها مدرکی است که نشان می‌دهد کسب و کار شما ارزش سرمایه‌گذاری دارد و برخی آن را صرفا در حد یک معیار در کنار معیارهای دیگر در نظر می‌گیرند. امروز می‌خواهیم ببینیم که این کلمه پرکاربرد چه معنی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“کشش بازار یک معیار قابل اندازه گیری است که نشان‌ دهنده میزان نیاز بازار است.” این تعریفی است که ناوال راویکانت ، موسس مجموعه Angel List برای کشش بازار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Traction عبارتی است که به روند پیشرفت یک استارتاپ اشاره دارد و روش یکسان و ساده‌ای برای به دست آوردن آن وجود ندارد. منطق پشت کشش بازار این است که یک کسب و کار برای گسترش خود علاوه بر تعریف و دستیابی به اهداف کوتاه مدت خود، باید قابلیت رشد هم داشته باشد. شاید مفهوم کشش بازار کمی انتزاعی به نظر برسد اما اندازه گیری درست آن، می‌تواند جایگاه فعلی و آینده یک کسب و کار را در یک بازار نشان دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چرا باید به مفهوم traction اهمیت بدهید؟ ==&lt;br /&gt;
علاوه بر اهمیت این مفهوم برای کسب و کار شما و دید خوبی که از وضعیت شما می‌دهد، کشش بازار یک مفهوم کلیدی و پر اهمیت برای سرمایه‌گذاران و ذی‌نفعان کسب و کار شماست. هرچه کشش بازار برای کسب و کار شما بیشتر باشد توجه سرمایه‌گذاران بیشتری را به سمت شما جلب خواهد کرد و هرچه سرمایه‌گذاران توجه بیشتری به کسب و کار شما نشان دهند، سرمایه بیشتری به سمت شما سرازیر خواهد شد که امکان توسعه کسب و کار را به شما می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برای اندازی گیری ترکشن استارتاپ خود چه کاری از دستمان بر می‌آید؟ ==&lt;br /&gt;
اگر هم خوتان قصد دارید برای کسب و کار خود معیارهای کمی تعریف کنید و با اندازه‌گیری آن‌ها میزان رشد کسب و کار خود را اندازه‌ بگیرید می‌توانید با مطالعه کتاب Lean Analytics که از سری کتاب‌های لین به شمار می‌رود و توسط آلیستر کرول و بنجامین یسکویتز نوشته شده را مطالعه کنند. این کتاب یکی از بهترین منابع برای یادگیری چگونگی اندازه‌گیری رشد استارتاپ شماست و در این زمینه بسیار به شما کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;http://seopath.ir/growth_hacking/traction-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7&amp;diff=567</id>
		<title>بنگاه های کوچک و متوسط</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7&amp;diff=567"/>
		<updated>2021-07-24T18:11:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Small and medium-sized enterprises (SME) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بنگاه­های کوچک و متوسط''' (Small and medium-sized enterprises - SME)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنگاه های کوچک و متوسط ​​(SME) یا مشاغل کوچک و متوسط ​​(SMB) مشاغلی هستند که تعداد پرسنل آنها از حد معینی کمتر است. مخفف &amp;quot;SME&amp;quot; توسط سازمانهای بین المللی مانند بانک جهانی، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی (WTO) استفاده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد هر کشوری، دیده می شود که تعداد SME ها گاهی با اختلاف زیاد از شرکتهای بزرگ بیشتر می شوند و میزان اشتغالزایی بیشتری نیز انجام می­دهند. به عنوان مثال، SME های استرالیایی 98٪ کل مشاغل استرالیایی را تشکیل می دهند، یک سوم کل تولید ناخالص داخلی را تولید می کنند و 4.7 میلیون نفر مشغول به کار هستند. در شیلی ، در سال تجاری 2014 ، 98.5٪ از شرکت ها به عنوان SME طبقه بندی شدند. در تونس ، کارگران خود اشتغالی به تنهایی حدود 28٪ از کل اشتغال غیر مزرعه ای را تشکیل می دهند و شرکت هایی که کمتر از 100 کارمند دارند حدود 62٪ از کل اشتغال را تشکیل می دهند. SME های ایالات متحده نیمی از مشاغل ایالات متحده را تولید می کنند، اما تنها 40٪ از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کشورهای در حال توسعه ، شرکتهای کوچک (خرد) و غیررسمی سهم بیشتری نسبت به کشورهای پیشرفته دارند. همچنین گفته می شود که شرکتهای کوچک و متوسط مسئول نوآوری و رقابت هستند. در بسیاری از بخشهای اقتصادی اگرچه مشاغل جدید بیشتری نسبت به بنگاه های بزرگ ایجاد می کنند، اما شرکت های متوسط ​​نیز بیشترین تخریب / انقباض شغل را متحمل می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف بنگاه های کوچک و متوسط (SME) ==&lt;br /&gt;
SME  مخفف عبارت Small &amp;amp; Medium Enterprises است و در برگیرنده کلیه بنگاهای کوچک و متوسط اعم از بنگاههای صنعتی، خدماتی، بازرگانی و کشاورزی می با  SME. به بنگاه های Micro ،Small, ، Medium تقسیم می‌شوند. این بنگاهها به علت ویژگیهای خاص خود دارای کارکردهای منحصر به فردی هستند، از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# اشتغالزایی&lt;br /&gt;
# توزیع ثروت در جامعه&lt;br /&gt;
# توسعه مناطق حاشیه ای&lt;br /&gt;
# تامین تولیدات مورد نیاز کشورها&lt;br /&gt;
# تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنایع و بنگاه های بزرگ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه موسسات کوچک و متوسط علاوه بر کارکردهای پیشین خود، کانون اصلی توسعه فناوری و تأمین نیازهای پیچیده و پیشرفته کشورها به حساب می آیند و حمایت های گسترده ای توسط مؤسسات دولتی و عمومی از آنها به عمل می آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگیهای  کیفی کسب و کارهای کوچک و متوسط ==&lt;br /&gt;
معمولا کسب و کارهای کوچک و متوسط از سه ویژگی کیفی برخوردارند که این ویژگی‌ها به آنها ماهیتی متفاوت از صنایع بزرگ داده است. این ویژگی‌ها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# وحدت مالکیت و مدیریت&lt;br /&gt;
# مالکیت فردی و خانوادگی&lt;br /&gt;
# استقلال از سایر کسب وکارها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف بنگاه های کوچک و متوسط در کشورهای مختلف ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ایران ===&lt;br /&gt;
بر اساس تعریف وزارت صنایع و معادن و وزارت جهاد کشاورزی، بنگاه‌های کوچک و متوسط، واحدهای صنعتی و خدماتی (شهری و روستایی) هستند که کمتر از 50 نفر کارگر دارند (یونیدو، 1383: 121).  وزارت تعاون نیز بر حسب مورد، تعاریف وزارت صنایع و معادن و مرکز آمار ایران را در مورد این صنایع بکار می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکز آمار ایران کسب و کارها را به چهار گروه طبقه‌بندی کرده است؛ هر چند این طبقه‌بندی ظاهرا شباهتی با تعاریف اتحادیه اروپا دارد ولی مرکز آمار ایران فقط کسب و کارهای کمتر از 10 نفر نیروی کار را بنگاه‌های کوچک و متوسط محسوب می‌کند و سایر کسب و کارها را “کارخانجات صنعتی بزرگ ” قلمداد می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای دارای 9-1 کارگر،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای 49-10 کارگر،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای99 -50 کارگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای بیش از 100 کارگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک مرکزی ایران نیز کسب و کارهای زیر 100 نفر نیروی کار را به عنوان بنگاه‌های کوچک و متوسط تلقی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ایالات متحده آمریکا ===&lt;br /&gt;
در ایالات متحده آمریکا، بنگاه هایی را که کمتر از 500 نفر پرسنل داشته باشند، شرکت کوچک می نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آلمان ===&lt;br /&gt;
در آلمان شرکتهایی را که دارای کمتر از ده نفر پرسنل باشند. کوچک و از ده تا 499 نفــر را شــرکتهــای متوسط محسوب می کنند. میزان گردش مالی شرکتها نیز معیار دیگری برای طبقه بندی شرکتهای کوچک و متوسط در آلمان به شمار می رود. شرکتهایی که گردش مالی آنها تا 25 میلیون یورو در سال باشد، شرکت متوسط و شرکتهایی که گردش مالی آنها حدود 250 هزار یورو باشد، شرکت کوچک به حساب می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تایوان ===&lt;br /&gt;
در مورد بنگاههای تولیدی، چنانچه میزان سرمایه ثبت شده آنها کمتر از 40 میلیون دلار تایوان و مجمــوع دارایی هایشان کمتر از 120 میلیون دلارتایوان باشد. بنگاه کوچک و متوسط به حســــاب می آیند. ملاک تعریف بنگاههای کوچک و متوسط برای بنگاههای غیرتولیدی حجم فروش آنها می باشد. براساس این معیار، در بنگاههای تجاری، حمل و نقل و خدماتی چنانچه میزان فروش کمتر از 40 میلیون دلار تایوان باشد، آن بنگاه یک بنگاه کوچک و متوسط محسوب خواهد شد.یکی دیگـر از معیــــارهــــــا برای طبقه بندیSMEs ، استفاده ازمعیارهای مالی است. براین اساس بنگاههایی که گردش مالی سالیانه آنها کمتر از ۲۰ میلیون یورو و یا جمع ترازنامه آنها کمتر از ۱۰ میلیون یورو باشد،SMEs شناخته می شوند. براساس این تعریف بنگاههایی که گردش مالی سالانه آنها کمتر از ۵ میلیون یورو و یا جمع ترازنامه شان کمتر از ۲ میلیون یورو باشد، بنگاه کوچک محسوب می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی های کسب و کارهای(بنگاه های) کوچک و متوسط ==&lt;br /&gt;
به‌منظورشناخت بیشترکسب وکار‌های‌کوچک ومتوسط‌می‌توان گفت که‌این کسب‌وکارهادارای قوانین‌اجرایی وتجاری بوده،برای‌هرصنعت براساس درآمد و میزان ‌استخدام‌سالانه، اندازه‌استانداردخاصی برای‌آن تعریف می‌گردد. در بیشتر موارد این تعریف به‌واسطه‌نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شودتاتحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی‌راصورت دهند.به علاوه،این‌استانداردهابرای برنامه‌هایی‌که‌درخصوص کمک به بهبود امور مالی‌ است‌ کارا می‌باشد. کسب ‌و کارکوچک و متوسط به‌صورت‌مستقل است وهرشرکتی باکمتراز500 پرسنل دراین حیطه قرارمی‌گیرد.این اندازه مرسوم ترین‌استانداردتعریف شده‌است. گروه ‌قابل توجهی‌ازمحققان براین باورندکه‌حل مشکل بیکاری،فقر، عدم‌ توازن ‌منطقه‌ای ‌و دستیابی به‌توسعه صنعتی‌درکشورهای‌جهان سوم در گرو ‌توسعه ‌کسب ‌و کارهای‌کوچک‌ومتوسط‌دراین‌کشورهامی‌باشد.دلایل عمده این محققین را می‌توان‌ به‌طورخلاصه‌ذیل‌عنوان‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تأسیس وتوسعه‌کسب وکارهای کوچک ومتوسط‌به‌منابع‌اندکی نیازدارد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی‌ازمشکلات کشورهای‌درحال‌توسعه،محدودیت منابع سرمایه گذاری است.کسب‌وکار‌های کوچک به‌دلایل کاربر بودن فعالیت های تولیدی آنها،بامنابع محدودقادربه‌شکل‌گیری‌وگسترش می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب‌وکارهای‌کوچک‌ومتوسط‌ازدرجه‌اشتغال‌زایی‌بالایی‌برخورداراست:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌دلیل‌کاربری بودن‌فعالیت‌های تولیدی واستفاده‌ازروش های سنتی در این‌ کسب‌ و کارها، انتظارآن‌است‌که‌باتوسعه‌آنهابتوان بااستفاده ازمنابع محدودتعدادقابل توجهی‌ازمشاغل را ایجاد نمود.بالا بودن درجه‌اشتغال‌زایی‌کسب وکارهای کوچک و متوسط به ‌این معنی نیست‌که یک واحد ‌از این‌ دسته ‌ازکسب‌وکارهاقادر به ‌استخدام وپذیرش تعداد زیادی‌ از نیروی ‌کار باشد؛ بلکه‌باتوسعه‌وگسترش تعداد کسب وکارها می‌توان‌مشاغل بیشتری‌ایجادنمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب‌وکارهای‌کوچک ومتوسط‌اغلب متکی بر منابع‌داخلی هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شرایطی‌که‌به‌لحاظ‌‌سیاسی‌یابه‌لحاظ‌اقتصادی‌امکان‌استفاده‌ازمنابع خارجی‌ وجود نداشته ‌باشد، اتکابه‌منابع‌داخلی‌امتیازبزرگی به‌شمار‌ می‌رود.کسب‌وکار‌های‌کوچک به‌دلیل ‌ماهیت فعالیت‌های خود به‌گونه‌ای عمل می‌کنندکه‌عمدتاً به‌سرمایه مجریان ‌یا به‌اعتبارات دریافتی اندک ازبانک‌ها،بااستفاده ‌ازکالاهای واسطه‌ای‌وسرمایه‌ای داخلی به فعالیت خودادامه‌دهند.این‌امتیازی‌است که‌صنایع بزرگ به‌ندرت  می‌توانندازآن‌بهره‌مندگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب‌وکار‌های کوچک ومتوسط‌ازانعطاف پذیری بالایی برخوردارند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کسب وکارهاقادرندتاخودراباشرایط مختلف مطابقت داده و سازوکارهای لازم ‌را جهت‌ادامه‌فعالیت خودفراهم‌نمایند.این ویژگی موجب می‌گرددتاسیاست گذاران دراقدام به‌توسعه‌این کسب وکارها درمناطق مختلف کشور، برنامه ‌دلخواه‌ خود را طراحی واجرانمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب وکارهای‌کوچک ومتوسط‌پرورش دهنده‌نیروهای مجرب ومتخصص برای کسب‌وکار‌های بزرگ به‌حساب می‌آیند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای مورداستفاده‌درکسب وکارهای کوچک ومتوسط غالباًباسطوح پایینی‌ از آموزش عالی همراه‌می‌باشند.همین‌امرهزینه‌آموزش نیروهای مورد نیازبرای‌این دسته ‌از کسب وکارهارابه‌نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش   می‌دهد. از طرف ‌دیگر این ‌دسته ‌از نیروهای‌کار به‌کارگرفته شده‌درکسب و کارهای‌ کوچک ‌ومتوسط پس‌ از مدتی می‌توانندازتجربه مفیدی برخوردار شده،ازآن‌دربخش کسب و کارهای بزرگ‌ استفاده ‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مدیریت‌وکنترل‌کسب‌وکارهای کوچک ومتوسط هزینه‌کمتری‌در بردارد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات درکسب وکارهای کوچک ومتوسط دراندازه‌محدودانجام می‌گیرد که ‌در نتیجه، هزینه‌کنترل‌ومدیریت‌آنهادرمقایسه باکسب وکارهای بزرگ ناچیزواندک می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مکان‌یابی کسب‌وکارهای کوچک ومتوسط به‌سهولت‌وبه‌نفع سیاست‌های منطقه‌ای‌دولت قابل‌انجام‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسب‌وکارهای‌کوچک‌ومتوسط‌عمدتاًدرشهرهای کوچک وخارج‌ازمراکز عمده اقتصادی فعال می‌باشندکه‌این‌امرعلاوه بر تعدیل عدم توازن منطقه‌ای،انگیزه‌های مهاجرت به‌شهرهای بزرگ راتقلیل می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* توسعه‌کسب‌وکارهای‌کوچک ومتوسط فاصله‌طبقاتی رادرجامعه کاهش داده ‌و نحوه‌ توزیع ‌درآمد را به‌نفع‌ افرادکم‌درآمدبهبود می‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://iibrando.com/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-sme/ https://iibrando.com/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-sme]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7&amp;diff=566</id>
		<title>بنگاه های کوچک و متوسط</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7&amp;diff=566"/>
		<updated>2021-07-24T18:09:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Small and medium-sized enterprises   / /  '''بنگاه­های کوچک و متوسط''' (Small and medium-sized enterprises)    بنگا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Small and medium-sized enterprises &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بنگاه­های کوچک و متوسط''' (Small and medium-sized enterprises)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنگاه های کوچک و متوسط ​​(SME) یا مشاغل کوچک و متوسط ​​(SMB) مشاغلی هستند که تعداد پرسنل آنها از حد معینی کمتر است. مخفف &amp;quot;SME&amp;quot; توسط سازمانهای بین المللی مانند بانک جهانی، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی (WTO) استفاده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد هر کشوری، دیده می شود که تعداد SME ها گاهی با اختلاف زیاد از شرکتهای بزرگ بیشتر می شوند و میزان اشتغالزایی بیشتری نیز انجام می­دهند. به عنوان مثال، SME های استرالیایی 98٪ کل مشاغل استرالیایی را تشکیل می دهند، یک سوم کل تولید ناخالص داخلی را تولید می کنند و 4.7 میلیون نفر مشغول به کار هستند. در شیلی ، در سال تجاری 2014 ، 98.5٪ از شرکت ها به عنوان SME طبقه بندی شدند. در تونس ، کارگران خود اشتغالی به تنهایی حدود 28٪ از کل اشتغال غیر مزرعه ای را تشکیل می دهند و شرکت هایی که کمتر از 100 کارمند دارند حدود 62٪ از کل اشتغال را تشکیل می دهند. SME های ایالات متحده نیمی از مشاغل ایالات متحده را تولید می کنند، اما تنها 40٪ از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کشورهای در حال توسعه ، شرکتهای کوچک (خرد) و غیررسمی سهم بیشتری نسبت به کشورهای پیشرفته دارند. همچنین گفته می شود که شرکتهای کوچک و متوسط مسئول نوآوری و رقابت هستند. در بسیاری از بخشهای اقتصادی اگرچه مشاغل جدید بیشتری نسبت به بنگاه های بزرگ ایجاد می کنند، اما شرکت های متوسط ​​نیز بیشترین تخریب / انقباض شغل را متحمل می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف بنگاه های کوچک و متوسط (SME) ==&lt;br /&gt;
SME  مخفف عبارت Small &amp;amp; Medium Enterprises است و در برگیرنده کلیه بنگاهای کوچک و متوسط اعم از بنگاههای صنعتی، خدماتی، بازرگانی و کشاورزی می با  SME. به بنگاه های Micro ،Small, ، Medium تقسیم می‌شوند. این بنگاهها به علت ویژگیهای خاص خود دارای کارکردهای منحصر به فردی هستند، از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# اشتغالزایی&lt;br /&gt;
# توزیع ثروت در جامعه&lt;br /&gt;
# توسعه مناطق حاشیه ای&lt;br /&gt;
# تامین تولیدات مورد نیاز کشورها&lt;br /&gt;
# تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنایع و بنگاه های بزرگ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروزه موسسات کوچک و متوسط علاوه بر کارکردهای پیشین خود، کانون اصلی توسعه فناوری و تأمین نیازهای پیچیده و پیشرفته کشورها به حساب می آیند و حمایت های گسترده ای توسط مؤسسات دولتی و عمومی از آنها به عمل می آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگیهای  کیفی کسب و کارهای کوچک و متوسط ==&lt;br /&gt;
معمولا کسب و کارهای کوچک و متوسط از سه ویژگی کیفی برخوردارند که این ویژگی‌ها به آنها ماهیتی متفاوت از صنایع بزرگ داده است. این ویژگی‌ها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# وحدت مالکیت و مدیریت&lt;br /&gt;
# مالکیت فردی و خانوادگی&lt;br /&gt;
# استقلال از سایر کسب وکارها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف بنگاه های کوچک و متوسط در کشورهای مختلف ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ایران ===&lt;br /&gt;
بر اساس تعریف وزارت صنایع و معادن و وزارت جهاد کشاورزی، بنگاه‌های کوچک و متوسط، واحدهای صنعتی و خدماتی (شهری و روستایی) هستند که کمتر از 50 نفر کارگر دارند (یونیدو، 1383: 121).  وزارت تعاون نیز بر حسب مورد، تعاریف وزارت صنایع و معادن و مرکز آمار ایران را در مورد این صنایع بکار می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرکز آمار ایران کسب و کارها را به چهار گروه طبقه‌بندی کرده است؛ هر چند این طبقه‌بندی ظاهرا شباهتی با تعاریف اتحادیه اروپا دارد ولی مرکز آمار ایران فقط کسب و کارهای کمتر از 10 نفر نیروی کار را بنگاه‌های کوچک و متوسط محسوب می‌کند و سایر کسب و کارها را “کارخانجات صنعتی بزرگ ” قلمداد می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای دارای 9-1 کارگر،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای 49-10 کارگر،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای99 -50 کارگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        کسب و کارهای بیش از 100 کارگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک مرکزی ایران نیز کسب و کارهای زیر 100 نفر نیروی کار را به عنوان بنگاه‌های کوچک و متوسط تلقی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ایالات متحده آمریکا ===&lt;br /&gt;
در ایالات متحده آمریکا، بنگاه هایی را که کمتر از 500 نفر پرسنل داشته باشند، شرکت کوچک می نامند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آلمان ===&lt;br /&gt;
در آلمان شرکتهایی را که دارای کمتر از ده نفر پرسنل باشند. کوچک و از ده تا 499 نفــر را شــرکتهــای متوسط محسوب می کنند. میزان گردش مالی شرکتها نیز معیار دیگری برای طبقه بندی شرکتهای کوچک و متوسط در آلمان به شمار می رود. شرکتهایی که گردش مالی آنها تا 25 میلیون یورو در سال باشد، شرکت متوسط و شرکتهایی که گردش مالی آنها حدود 250 هزار یورو باشد، شرکت کوچک به حساب می آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تایوان ===&lt;br /&gt;
در مورد بنگاههای تولیدی، چنانچه میزان سرمایه ثبت شده آنها کمتر از 40 میلیون دلار تایوان و مجمــوع دارایی هایشان کمتر از 120 میلیون دلارتایوان باشد. بنگاه کوچک و متوسط به حســــاب می آیند. ملاک تعریف بنگاههای کوچک و متوسط برای بنگاههای غیرتولیدی حجم فروش آنها می باشد. براساس این معیار، در بنگاههای تجاری، حمل و نقل و خدماتی چنانچه میزان فروش کمتر از 40 میلیون دلار تایوان باشد، آن بنگاه یک بنگاه کوچک و متوسط محسوب خواهد شد.یکی دیگـر از معیــــارهــــــا برای طبقه بندیSMEs ، استفاده ازمعیارهای مالی است. براین اساس بنگاههایی که گردش مالی سالیانه آنها کمتر از ۲۰ میلیون یورو و یا جمع ترازنامه آنها کمتر از ۱۰ میلیون یورو باشد،SMEs شناخته می شوند. براساس این تعریف بنگاههایی که گردش مالی سالانه آنها کمتر از ۵ میلیون یورو و یا جمع ترازنامه شان کمتر از ۲ میلیون یورو باشد، بنگاه کوچک محسوب می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی های کسب و کارهای(بنگاه های) کوچک و متوسط ==&lt;br /&gt;
به‌منظورشناخت بیشترکسب وکار‌های‌کوچک ومتوسط‌می‌توان گفت که‌این کسب‌وکارهادارای قوانین‌اجرایی وتجاری بوده،برای‌هرصنعت براساس درآمد و میزان ‌استخدام‌سالانه، اندازه‌استانداردخاصی برای‌آن تعریف می‌گردد. در بیشتر موارد این تعریف به‌واسطه‌نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شودتاتحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی‌راصورت دهند.به علاوه،این‌استانداردهابرای برنامه‌هایی‌که‌درخصوص کمک به بهبود امور مالی‌ است‌ کارا می‌باشد. کسب ‌و کارکوچک و متوسط به‌صورت‌مستقل است وهرشرکتی باکمتراز500 پرسنل دراین حیطه قرارمی‌گیرد.این اندازه مرسوم ترین‌استانداردتعریف شده‌است. گروه ‌قابل توجهی‌ازمحققان براین باورندکه‌حل مشکل بیکاری،فقر، عدم‌ توازن ‌منطقه‌ای ‌و دستیابی به‌توسعه صنعتی‌درکشورهای‌جهان سوم در گرو ‌توسعه ‌کسب ‌و کارهای‌کوچک‌ومتوسط‌دراین‌کشورهامی‌باشد.دلایل عمده این محققین را می‌توان‌ به‌طورخلاصه‌ذیل‌عنوان‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تأسیس وتوسعه‌کسب وکارهای کوچک ومتوسط‌به‌منابع‌اندکی نیازدارد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی‌ازمشکلات کشورهای‌درحال‌توسعه،محدودیت منابع سرمایه گذاری است.کسب‌وکار‌های کوچک به‌دلایل کاربر بودن فعالیت های تولیدی آنها،بامنابع محدودقادربه‌شکل‌گیری‌وگسترش می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب‌وکارهای‌کوچک‌ومتوسط‌ازدرجه‌اشتغال‌زایی‌بالایی‌برخورداراست:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌دلیل‌کاربری بودن‌فعالیت‌های تولیدی واستفاده‌ازروش های سنتی در این‌ کسب‌ و کارها، انتظارآن‌است‌که‌باتوسعه‌آنهابتوان بااستفاده ازمنابع محدودتعدادقابل توجهی‌ازمشاغل را ایجاد نمود.بالا بودن درجه‌اشتغال‌زایی‌کسب وکارهای کوچک و متوسط به ‌این معنی نیست‌که یک واحد ‌از این‌ دسته ‌ازکسب‌وکارهاقادر به ‌استخدام وپذیرش تعداد زیادی‌ از نیروی ‌کار باشد؛ بلکه‌باتوسعه‌وگسترش تعداد کسب وکارها می‌توان‌مشاغل بیشتری‌ایجادنمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب‌وکارهای‌کوچک ومتوسط‌اغلب متکی بر منابع‌داخلی هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شرایطی‌که‌به‌لحاظ‌‌سیاسی‌یابه‌لحاظ‌اقتصادی‌امکان‌استفاده‌ازمنابع خارجی‌ وجود نداشته ‌باشد، اتکابه‌منابع‌داخلی‌امتیازبزرگی به‌شمار‌ می‌رود.کسب‌وکار‌های‌کوچک به‌دلیل ‌ماهیت فعالیت‌های خود به‌گونه‌ای عمل می‌کنندکه‌عمدتاً به‌سرمایه مجریان ‌یا به‌اعتبارات دریافتی اندک ازبانک‌ها،بااستفاده ‌ازکالاهای واسطه‌ای‌وسرمایه‌ای داخلی به فعالیت خودادامه‌دهند.این‌امتیازی‌است که‌صنایع بزرگ به‌ندرت  می‌توانندازآن‌بهره‌مندگردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب‌وکار‌های کوچک ومتوسط‌ازانعطاف پذیری بالایی برخوردارند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کسب وکارهاقادرندتاخودراباشرایط مختلف مطابقت داده و سازوکارهای لازم ‌را جهت‌ادامه‌فعالیت خودفراهم‌نمایند.این ویژگی موجب می‌گرددتاسیاست گذاران دراقدام به‌توسعه‌این کسب وکارها درمناطق مختلف کشور، برنامه ‌دلخواه‌ خود را طراحی واجرانمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کسب وکارهای‌کوچک ومتوسط‌پرورش دهنده‌نیروهای مجرب ومتخصص برای کسب‌وکار‌های بزرگ به‌حساب می‌آیند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای مورداستفاده‌درکسب وکارهای کوچک ومتوسط غالباًباسطوح پایینی‌ از آموزش عالی همراه‌می‌باشند.همین‌امرهزینه‌آموزش نیروهای مورد نیازبرای‌این دسته ‌از کسب وکارهارابه‌نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش   می‌دهد. از طرف ‌دیگر این ‌دسته ‌از نیروهای‌کار به‌کارگرفته شده‌درکسب و کارهای‌ کوچک ‌ومتوسط پس‌ از مدتی می‌توانندازتجربه مفیدی برخوردار شده،ازآن‌دربخش کسب و کارهای بزرگ‌ استفاده ‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مدیریت‌وکنترل‌کسب‌وکارهای کوچک ومتوسط هزینه‌کمتری‌در بردارد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات درکسب وکارهای کوچک ومتوسط دراندازه‌محدودانجام می‌گیرد که ‌در نتیجه، هزینه‌کنترل‌ومدیریت‌آنهادرمقایسه باکسب وکارهای بزرگ ناچیزواندک می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مکان‌یابی کسب‌وکارهای کوچک ومتوسط به‌سهولت‌وبه‌نفع سیاست‌های منطقه‌ای‌دولت قابل‌انجام‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسب‌وکارهای‌کوچک‌ومتوسط‌عمدتاًدرشهرهای کوچک وخارج‌ازمراکز عمده اقتصادی فعال می‌باشندکه‌این‌امرعلاوه بر تعدیل عدم توازن منطقه‌ای،انگیزه‌های مهاجرت به‌شهرهای بزرگ راتقلیل می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* توسعه‌کسب‌وکارهای‌کوچک ومتوسط فاصله‌طبقاتی رادرجامعه کاهش داده ‌و نحوه‌ توزیع ‌درآمد را به‌نفع‌ افرادکم‌درآمدبهبود می‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://iibrando.com/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-sme/ https://iibrando.com/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-sme]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=565</id>
		<title>اسکیل آپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=565"/>
		<updated>2021-07-24T17:38:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Scaleup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ skāl əp/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس تعریف معمول تقریبا نیمی از استارت آپ ها در طول ۵ سال اول حیات خود تداوم می یابند و فقط ۱ مورد از ۲۰۰ استارتاپ تبدیل به اسکیل آپ (scaleup) می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارقام ارائه شده در بالا به وضوح نشان میدهند که رشد عمده و نمایی  و اسکیل آپ (scaleup) برای همه استارت آپ ها مناسب نیست. و البته این آمار تنها مختص شرکت های سیلیکون ولی نیست بلکه وضعیت رشد کسب و کار در سراسر جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
اما نگران نباشید و نباید هیجان و باور خود را نسبت به مدل تجاری کسب و کارتان از دست بدهید. در مقابل، اگر شما نسبت به رشد و اسکیل آپ (scaleup) شرکت خود جدی هستید، این آمار و ارقام می‌توانند الهام بخش شما باشند تا نسبت به اقدامات خود دقیق و متمرکز باشید.  &lt;br /&gt;
یک آمار دیگه رو بررسی کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی تنها ۱۱ درصد از استارتاپ های اروپایی، ۲۲ درصد از استارت آپ های آمریکایی و یک درصد از استارتاپ های ایرانی قادر هستند بیش از ۵ سال عمر بکنند دلیل اینکه نمیتوانند بیشتر عمر بکنند این هست که توانایی اسکیل کردن و تبدیل شدن به اسکیل آپ (scaleup) ندارند…&lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 1.png|بندانگشتی|یک مورد از 200 استارتاپ تبدیل به اسکیلاپ می شوند]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استارت آپ یا اسکیل آپ (scaleup) : ویژگیها و تفاوتهای مشترک ==&lt;br /&gt;
هرچند اصطلاح های «استارت آپ» و «اسکیل آپ» اغلب جهت تعریف نوع سازمان به کار گرفته میشوند اما آنها در اصل اشاره به ابعاد شرکت یا مراحل رشد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ ها و اسکیل آپ ها به دنبال میزان ثابتی از رشد و تاثیر هستند اما هر یک از آنها در مراحل مختلف چرخۀ عمر کسب و کار خود قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجازه بدهید یک بررسی اجمالی در مورد چرخه عمر کسب و کارها داشته باشیم.&lt;br /&gt;
==اسکیل آپ (scaleup) در چرخه عمر کسب و کارها==&lt;br /&gt;
چرخه عمر کسب و کار مراحلی دارد که هر کارآفرین و مدیری باید در زمینه آن‌ها و مشخصات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشد.  چرخه عمر یک کسب و کار را از شروع با استارتاپ، تا بلوغ در مرحله اسکیل آپ (scaleup) و تثبیت و افول احتمالی در اسکرواپ بررسی می‌کنیم.&lt;br /&gt;
=== استند آپ ===&lt;br /&gt;
رشد یک کسب و کار با مرحله استنداپ آغاز می‌شود. در واقع تمامی کسب و کارها در ابتدا ایده‌هایی دارند که در مرحله استنداپ مورد بررسی قرار می‌گیرد. بسیاری از کسب و کارها متاسفانه با این مرحله آشنایی ندارند و از استارتاپ شروع می‌کنند. در حالی که یک چرخه عمر کسب و کار باید از مرحله استنداپ و بررسی‌های زیرساختی مرتبط با کسب و کار شروع گردد.&lt;br /&gt;
=== استارت آپ ===&lt;br /&gt;
در این مرحله از چرخه عمر کسب و کار ایده‌ها و بررسی‌های اولیه پخته می‌شود، بیزینس پلن تثبیت شده و تیم شکل می‌گیرد. اعضای تیم که هسته اولیه کسب و کار را تشکیل می‌دهند، در محلی دور هم جمع می‌شوند و همکاری‌های اولیه شکل می‌گیرد. اعضای استارتاپ بر محصول یا خدمت جدیدی که می‌خواهند به بازار و جامعه ارائه دهند تمرکز می‌کنند. البته در مرحله استارت آپ، محصول یا خدمت مورد نظر در مقیاس کوچک ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 2.png|بندانگشتی|سیکلهای یک استارتاپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکیل آپ (scaleup) ===&lt;br /&gt;
زمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل آپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است. در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکرو آپ ===&lt;br /&gt;
این مرحله از چرخه عمر کسب و کار در تصویر به فیل تشبیه شده است. چرا؟ زیرا کسب و کار دیگر چابکی گذشته را ندارد. یک کسب و کار زمانی به اسکروآپ می‌رسد که سازمان یافته می‌شود و از نظر سازمانی بدنه سنگینی پیدا می‌کند. در این مرحله اعضای تیم مرکزی به درآمد خوبی رسیده‌اند و تیم‌ها نیز گسترش یافته و فرایندهای اجرایی پیچیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
==scale up  به چه معناست؟ ==&lt;br /&gt;
به صورت کلی تعاریف متعددی از مفهوم اسکیل آپ در منابع مختلف وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر، اسکیل آپ (scaleup) را شرکتی تعریف می‌کند که مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرار پذیر تبدیل کرده، محصول و خدمات نهایی خود را با نیازهای بازار مطابقت داده و در واقع به این اطمینان دست یافته که مدل کسب و کار آن در ابعاد کوچک، پاسخگوی نیازهای کسب و کار در ابعاد بزرگ نیز خواهد بود. در واقع  در اسکیل آپ مدل کسب و کار قابلیت مقیاس پذیری دارد.&lt;br /&gt;
در تعریفی دیگر اسکیل آپ شرکتی است که محصول و بازار مناسب محصولش را مشخص کرده و حوزه بازار ویژه محصول خود را تدقیق کرده است. در واقع چنین شرکتی دقیقا می‌داند که چه محصولات و خدماتی را به کدام بازارها و مشتریان ارائه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکیل آپ در واقع یکی از مراحل رشد کسب و کار می‌باشد که پس از استارت‌ آپ قرار می‌گیرد. مرحله‌ی اسکیل آپ به زمانی اطلاق می‌گردد که کسب و کار کاملا پتانسیل رشد پیدا کرده، به سوددهی رسیده است و درآمدی به مراتب بالاتر از هزینه‌های جاری دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:روند اسکیلاپ.png|بندانگشتی|روند اسکیلاپ]]&lt;br /&gt;
به طور کلی تا زمانی که مدل تجاری خود را اثبات نکنید، هنوز هم یک استارتاپ هستید. شما زمانی تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) میشوید که مدل اثبات شده ای داشته و در حال توسعۀ درآمد خود باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که استارتاپ هنوز در حال بررسی قابلیتهای بالقوه خود و راه¬ هایی است که میتواند محصولات و خدمات خود را از طریق آن ها به بهترین شکل ارائه دهد، اسکیل آپ به این نکات دسترسی پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت دیگر، اسکیل آپ ها متناسب سازی بازار و محصول را به بهترین شکل انجام میدهند و زمانی که نوبت به تامین مالی می رسد، اسکیل آپ ها می‌توانند سرمایه گذاران احتمالی را با ارزشی بیش از یک محصول کوچک بادوام، یک تیم قابل اعتماد و یک فرصت بازاری فوق العاده فراهم کنند. در ساده ترین حالت ممکن می توان گفت که اسکیل آپ ها شرکت هایی هستند که در یک بازه سه ساله با ۲۰ درصد رشد سالانه رشد میکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بدان معناست که شما می‌توانید یک استارتاپ با یک مدل تجاری به ظاهر قابل توسعه باشید و به دلیل فقدان رشد کافی (مشتری) هنوز نتوانسته باشید که تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) شوید. به همین ترتیب، شما می توانید یک استارتاپ با رشد درآمدی بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال قبل باشید اما هنوز هم نتوانسته باشید به زیرساختهای قابل توسعۀ، خدمات یا محصولات مورد نظر خود دست یابید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که توسعه را به عنوان یک بعد و مرحله در نظر می گیرید، به این تصور نیز خواهید رسید که توسعه می تواند مرحله ای باشد که توسط کسب و کار یا شرکت میان بازاری دیگری ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرق استارت آپ و اسکیل آپ (scaleup) چیست؟ ==&lt;br /&gt;
استارت آپ به یک کسب و کار نوآور و مبتنی بر فناوری‌های به روز گفته می‌شود. این شرکت ها معمولا از قابلیت رشد سریع برخوردارند. در استارتاپ ها معمولا ایده اولیه کسب و کار مورد آزمایش قرار می‌گیرد، منابع مالی مورد نیاز جمع آوری و مدل کسب و کار طراحی می‌شود. &lt;br /&gt;
در واقع استارتاپ را می‌توان شرکتی کوچک با عمر حدود پنج سال دانست که در جستجوی یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر یا ارائه محصول و خدماتی نوآورانه است.&lt;br /&gt;
اسکیل آپ به عنوان شرکتی تعریف می‌شود که از مرحله استارت آپ به موفقیت عبور کرده و مدل کسب و کار خود را به مدلی تکرارپذیر تبدیل کرده است. در اسکیل آپ محصول یا خدمات مورد نظر کسب و کار با نیازهای بازار مطابقت پیدا کرده است. در واقع کسب و کار به این اطمینان دست پیدا کرده که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخگوی نیاز بازار هدف است و در صورت بزرگ شدن کسب و کار، باز هم پاسخگو خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ را میتوان به عنوان یک شرکت جدید با برنامه های بزرگ برای رشد و بدون محدودیت جغرافیایی تعریف کرد. ماموریت اصلی استارت اَپ ها شناسایی مدل تجاری تکرارپذیر خود می باشد. آنها هنوز هم در حال آزمایش مواردی مانند بخش بندی، هزینه های جذب مشتری و ویژگی های محصول هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که افراد در این مرحله وارد تیم شما می شوند، تصمیم میگیرند که در راستای تحقق وعدۀ اصلی شما در رابطه با رشد و هیجان ناشی از ایجاد تاثیر فوری از مساله ثبات چشم پوشی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که یک استارتاپ هنوز در مراحل اولیه جایگاه یابی مناسب برای محصول خود، تامین بودجه و منظم کردن توالی فعالیت های خود است، یک اسکیل آپ جایگاه محصولات خود را در بازار تثبیت کرده است و در مسیر تلاش برای تسریع فعالیت های مرتبط با رشد میباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله استارتاپ ==&lt;br /&gt;
دغدغه های اصلی شرکت هایی که هنوز در مرحله استارتاپ قرار دارند اغلب مربوط به تامین مالی، استخدام افراد مناسب، مشارکت و جلب اعتماد در صنعت مربوطه است. آن ها اغلب با یک رقابت شدید مقابله می کنند و به صورت مستمر نیز با چالش‌های مرتبط با مدیریت مالی یا جریان وجوه نقد مواجه می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چالش اصلی برای هر استارتاپی خلق محصولات یا خدماتی است که مشتریان دوست داشته باشند. بنابراین ایجاد یک حلقه بازخورد بین مشتریان و توسعه‌دهندگان محصول یک عامل مهم برای آنها خواهد بود و میتواند منجر به اختلافات و حساسیت هایی شود. تمایز میان «خوب است داشته باشیم» با «باید داشته باشیم» و یادگیری نحوه اولویت بندی امری حیاتی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی اوقات در استارتاپ ها سندروم «باید بی نقص باشد» وجود دارد که باید به درستی مورد توجه قرار گیرد. برای پیشبرد سریع و کارآمد شرکت نیاز به محصولات بادوام و کوچک و پیاده سازی سریع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که شما شروع به کار می‌کنید، هیچ وقت زمان کافی وجود نخواهد داشت؛ بنابراین مدیریت میتواند کار دشواری باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غفلت از بازاریابی و فروش به دلیل محدودیت در زمان، منابع و جریان نقدینگی امری غیرمعمول نیست. آنها ممکن است باور داشته باشند که تمام اتفاقات خوب و پیش بینی نشده باید از طریق رشد ارگانیک و بازاریابی دهان به دهان اتفاق بیفتد. اما متاسفانه، افزایش فروش و درآمد بدون فعالیت راهبردی و هماهنگ در جهت جلب توجه بعید به نظر میرسد و همانند هر نوع کسب و کار دیگری ممکن است به دلیل فقدان مشاوره های لازم یا ضعف در مدیریت، مشکلات و چالش‌هایی پیش بینی نشده رخ دهند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله اسکیل آپ (scaleup)==&lt;br /&gt;
به محض اینکه شما شروع به رشد می کنید، به صورت مستمر با دو شکل روبه رو می شوید:&lt;br /&gt;
# اکثر کارها تاکنون به صورت دستی انجام می شدند&lt;br /&gt;
# همه افراد همه کاری انجام می دادند&lt;br /&gt;
در مرحله استارتاپ مسئولیتهای اعضای تیم به خوبی تعریف شده نیستند. زمانیکه کسب وکار شما توسعه مییابد، شما باید در زمینۀ ایجاد سیستم های رهبری و فرایندهای خودکارسازی خوب عمل کنید. در مرحله اسکیل آپ (scaleup) پیچیدگیهای مربوط به تصمیم گیری تغییر میکنند. میزان درگیری ذینفعان افزایش پیدا می کند و میزان ریسکی که شرکت میتواند تحمل کند کاهش می یابد. تصمیم گیری حساب شده در هر مرحله امری مهم محسوب می شود اما ممکن است در این مرحله امکان این کار وجود نداشته باشد. شرکتها ناچار هستند برای مقابله با پیچیدگیهای روزافزون، سیستم های فناوری اطلاعات و ساختارهای فیزیکی و سازمانی خود را ارتقا دهند. بنابراین، با ادامه روند رشد، شرکت چالش های بیشتری در زمینۀ رهبری، زیرساختها و بازاریابی شکل می گیرند. یک اسکیل آپ (scaleup) باید در هر سه زمینه، سیستمهای مناسبی داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکتهای دارای رشد سریع ممکن است چالشهایی در خصوص جریان نقدینگی داشته باشند؛ زیرا رشد سریع با افزایش سریع هزینه ها نیز همراه است. ای شرکتها برای تامین هزینه های مربوط به استخدامهای جدید، فعالیتهای برونسپاری، سیستمهای فناوری اطلاعات و فضای فیزیکی اضافی به یک برنامه جامع نیاز دارند. حفظ کنترل کیفیت و انجام به موقع پروژه ها بدون داشتن زیرساختهای مناسب و قابل توسعه میتواند دشوار باشد. شرکت بدون داشتن تمرکز کافی روی فرآیندهای توسعه کارکنان و مشتریان خود را دچار مشکلات، سردرگمی و آسیب خواهند کرد زیرا فقدان زیرساختهای مناسب منجر به سردرگمی و آشفتگی میشود. الزامات رهبری به سرعت تغییر خواهد کرد. اگر شما به دنبال این هستید که کسب و کار خود را تا ۱۰ برابر بزرگتر کنید، باید قابلیتهای رهبری و مدیریت میانی خود را نیز ۱۰ برابر کنید. افزودن لایه های مدیریتی بیشتر به سلسله مراتب بدون کاهش سرعت کار دشواری است. اکثر شرکتها این کار را به خوبی انجام نمیدهند. یافتن و حفظ افراد مناسب در کنار حفظ سطح رقابت و سطوح محصول از مهم ترین نگرانی های شرکت های اسکیل آپ (scaleup) محسوب می شود. دلیل این امر این است که هنگام صحبت از افراد منظور ما فقط استخدام چندین متخصص نیست و این افراد باید مناسب ترین افراد برای مناسب ترین حوزه ها باشند. پس از تمرکز ادر زمینه تولید محصول، رشد ارگانیک و شاید بازاریابی و فروش در مرحله استارتاپ اکنون به استعدادهای منابع انسانی، مدیریت، حقوق و دستمزد و پشتیبانی نیز نیاز خواهید دارید. همانطور که جیم کالینز در کتاب پر فروش خود «خوب تا عالی» میگوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شما باید در هر یک از صندلیهای اتوبوس افراد مناسبی را قرار دهید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کالینز با این استعاره به این مساله اشاره میکند که مدیران اجرایی چگونه متوجه این مساله نشده اند که اتوبوس را در چه مسیری پیش بگیرند و چگونه افراد را سوار اتوبوس کنند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نه، آنها باید ابتدا افراد مناسبی را سوار اتوبوس کنند و افراد نامناسب را از اتوبوس پیاده کنند و سپس تعیین کنند که در چه مسیری حرکت کنند.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی اگر مسیر درست را نیز تعیین کنید، باز هم هرگز با افراد نامناسب تبدیل به یک شرکت عالی نخواهید شد و اکنون برای آن افرادی که به تازگی استخدام شده اند، نیاز به یک سیستم مناسب هدایتی دارید. کارکنان جدید در مرحله استارتاپ می توانند به آسانی سوار شده و حرکت کنند زیرا  نقش و عملکردهای هر یک از اعضای تیم هنوز ساده هستند و با به سرعت و از طریق انجام قابل درک می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اینکه یک کارمند جدید در مرحله اسکیل آپ (scaleup) به سرعت رسالت، چشم انداز، ارزشهای فرهنگی و فرایندهای شرکت را درک کند، باید دوره های آموزشی فشرده را پشت سر بگذارد. و این دوره ها باید طراحی شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مرحله همچنین مهم است که یک سرمایه گذاری کارکردهای بازاریابی موثری جدای از فروش داشته باشد. سازمان از این طریق می تواند تمرکز خود را برای پیگیری مشتریان مناسب (و سودآورترین) حفظ کند. همچنین برای جذب استعدادهای مناسب جهت همگام شدن با رشد کسب و کار نیاز به بازاریابی است.&lt;br /&gt;
برای اینکه شرکت های اسکیل آپ (scaleup) بتوانند در رقابت باقی بمانند، باید اطمینان حاصل کنند که محصولشان نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش افزایش پیدا می کند. شما باید هوشمندی لازم را در رابطه با کسب و کار خود داشته باشید و فضایی را ایجاد کنید که کارکنان عاشق کار و اجرای آخرین فناوری ها برای حفظ قدرت رقابتی شما باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رشد در برابر اسکیل: تفاوت بزرگ ==&lt;br /&gt;
تفاوت زیادی بین رشد و توسعه یک شرکت وجود دارد و این رشد نیست بلکه رشد نمایی است که استارتاپ ها به دنبال آن هستند و اسکیل آپ ها به آن اشاره دارند. به این معنا که اگر یک استارتاپ یا شرکت در مرحله میان  بازاری بخواهد تاثیری پایدار بر صنعت خود بگذارد، باید بدون انباشت مقدار زیادی از هزینه های سربار رشد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رشد به معنای ساده تر به معنای بزرگ و بزرگتر شدن در طول یک دورۀ زمانی است اما اسکیل به معنای ظاهر شدن در ابعاد متناسب یا افزایش (یا کاهش) اندازه براساس مقیاس های معمول می باشد.&lt;br /&gt;
  مشتری های بیشتر، تعداد روزافزون کارکنان و دفاتر بیشتر یا بزرگ تر همگی از علائم فیزیکی رشد یک کسب  و  کار می باشند. اما اگر این رشد نتواند تاثیری بر شاخص های اصلی شرکت داشته باشد، چه فایده ای دارد؟&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
یک دام معمول که اکثر شرکتهای کوچک و متوسط در آغاز کار خود در آن گرفتار میشود این است که آنها در نهایت واحدهای زیادی راه اندازی می کنند، کارکنان بیشتری را استخدام می کنند و هزینه های سربار خود را افزایش میدهند اما در نهایت سود برابر با زمان آغاز فعالیت خود یا حتی کمتر از آن به دست میآورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کسب و کار خود را توسعه می دهید، حتی با وجود اینکه به صورت چشمگیری بر تعداد مشتریان و درآمد خود را اضافه می کنید؛ هزینه ها باید فقط به شکل فزاینده ای افزایش یابند (در صورت وجود). بنابراین، اسکیل به معنای تجربۀ رشد ثابت و خطی در تمام ابعاد نیست. در مقابل، آنها در رابطه با معیارهای رشد خود به ارزیابی نمودارهای «چوب هاکی» خود می پردازند. این امر در بسیاری از موارد از طریق سیستم هایی حاصل می شود که به شکل نمایی و بدون نیاز به افزایش هزینه  ها با نسبت مساوی به درآمد اضافه می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup/{{ https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=564</id>
		<title>اسکیل آپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=564"/>
		<updated>2021-07-24T17:36:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Scaleup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس تعریف معمول تقریبا نیمی از استارت آپ ها در طول ۵ سال اول حیات خود تداوم می یابند و فقط ۱ مورد از ۲۰۰ استارتاپ تبدیل به اسکیل آپ (scaleup) می‌شوند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ارقام ارائه شده در بالا به وضوح نشان میدهند که رشد عمده و نمایی  و اسکیل آپ (scaleup) برای همه استارت آپ ها مناسب نیست. و البته این آمار تنها مختص شرکت های سیلیکون ولی نیست بلکه وضعیت رشد کسب و کار در سراسر جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
اما نگران نباشید و نباید هیجان و باور خود را نسبت به مدل تجاری کسب و کارتان از دست بدهید. در مقابل، اگر شما نسبت به رشد و اسکیل آپ (scaleup) شرکت خود جدی هستید، این آمار و ارقام می‌توانند الهام بخش شما باشند تا نسبت به اقدامات خود دقیق و متمرکز باشید.  &lt;br /&gt;
یک آمار دیگه رو بررسی کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی تنها ۱۱ درصد از استارتاپ های اروپایی، ۲۲ درصد از استارت آپ های آمریکایی و یک درصد از استارتاپ های ایرانی قادر هستند بیش از ۵ سال عمر بکنند دلیل اینکه نمیتوانند بیشتر عمر بکنند این هست که توانایی اسکیل کردن و تبدیل شدن به اسکیل آپ (scaleup) ندارند…&lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 1.png|بندانگشتی|یک مورد از 200 استارتاپ تبدیل به اسکیلاپ می شوند]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استارت آپ یا اسکیل آپ (scaleup) : ویژگیها و تفاوتهای مشترک ==&lt;br /&gt;
هرچند اصطلاح های «استارت آپ» و «اسکیل آپ» اغلب جهت تعریف نوع سازمان به کار گرفته میشوند اما آنها در اصل اشاره به ابعاد شرکت یا مراحل رشد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ ها و اسکیل آپ ها به دنبال میزان ثابتی از رشد و تاثیر هستند اما هر یک از آنها در مراحل مختلف چرخۀ عمر کسب و کار خود قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجازه بدهید یک بررسی اجمالی در مورد چرخه عمر کسب و کارها داشته باشیم.&lt;br /&gt;
==اسکیل آپ (scaleup) در چرخه عمر کسب و کارها==&lt;br /&gt;
چرخه عمر کسب و کار مراحلی دارد که هر کارآفرین و مدیری باید در زمینه آن‌ها و مشخصات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشد.  چرخه عمر یک کسب و کار را از شروع با استارتاپ، تا بلوغ در مرحله اسکیل آپ (scaleup) و تثبیت و افول احتمالی در اسکرواپ بررسی می‌کنیم.&lt;br /&gt;
=== استند آپ ===&lt;br /&gt;
رشد یک کسب و کار با مرحله استنداپ آغاز می‌شود. در واقع تمامی کسب و کارها در ابتدا ایده‌هایی دارند که در مرحله استنداپ مورد بررسی قرار می‌گیرد. بسیاری از کسب و کارها متاسفانه با این مرحله آشنایی ندارند و از استارتاپ شروع می‌کنند. در حالی که یک چرخه عمر کسب و کار باید از مرحله استنداپ و بررسی‌های زیرساختی مرتبط با کسب و کار شروع گردد.&lt;br /&gt;
=== استارت آپ ===&lt;br /&gt;
در این مرحله از چرخه عمر کسب و کار ایده‌ها و بررسی‌های اولیه پخته می‌شود، بیزینس پلن تثبیت شده و تیم شکل می‌گیرد. اعضای تیم که هسته اولیه کسب و کار را تشکیل می‌دهند، در محلی دور هم جمع می‌شوند و همکاری‌های اولیه شکل می‌گیرد. اعضای استارتاپ بر محصول یا خدمت جدیدی که می‌خواهند به بازار و جامعه ارائه دهند تمرکز می‌کنند. البته در مرحله استارت آپ، محصول یا خدمت مورد نظر در مقیاس کوچک ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 2.png|بندانگشتی|سیکلهای یک استارتاپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکیل آپ (scaleup) ===&lt;br /&gt;
زمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل آپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است. در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکرو آپ ===&lt;br /&gt;
این مرحله از چرخه عمر کسب و کار در تصویر به فیل تشبیه شده است. چرا؟ زیرا کسب و کار دیگر چابکی گذشته را ندارد. یک کسب و کار زمانی به اسکروآپ می‌رسد که سازمان یافته می‌شود و از نظر سازمانی بدنه سنگینی پیدا می‌کند. در این مرحله اعضای تیم مرکزی به درآمد خوبی رسیده‌اند و تیم‌ها نیز گسترش یافته و فرایندهای اجرایی پیچیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
==scale up  به چه معناست؟ ==&lt;br /&gt;
به صورت کلی تعاریف متعددی از مفهوم اسکیل آپ در منابع مختلف وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر، اسکیل آپ (scaleup) را شرکتی تعریف می‌کند که مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرار پذیر تبدیل کرده، محصول و خدمات نهایی خود را با نیازهای بازار مطابقت داده و در واقع به این اطمینان دست یافته که مدل کسب و کار آن در ابعاد کوچک، پاسخگوی نیازهای کسب و کار در ابعاد بزرگ نیز خواهد بود. در واقع  در اسکیل آپ مدل کسب و کار قابلیت مقیاس پذیری دارد.&lt;br /&gt;
در تعریفی دیگر اسکیل آپ شرکتی است که محصول و بازار مناسب محصولش را مشخص کرده و حوزه بازار ویژه محصول خود را تدقیق کرده است. در واقع چنین شرکتی دقیقا می‌داند که چه محصولات و خدماتی را به کدام بازارها و مشتریان ارائه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکیل آپ در واقع یکی از مراحل رشد کسب و کار می‌باشد که پس از استارت‌ آپ قرار می‌گیرد. مرحله‌ی اسکیل آپ به زمانی اطلاق می‌گردد که کسب و کار کاملا پتانسیل رشد پیدا کرده، به سوددهی رسیده است و درآمدی به مراتب بالاتر از هزینه‌های جاری دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:روند اسکیلاپ.png|بندانگشتی|روند اسکیلاپ]]&lt;br /&gt;
به طور کلی تا زمانی که مدل تجاری خود را اثبات نکنید، هنوز هم یک استارتاپ هستید. شما زمانی تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) میشوید که مدل اثبات شده ای داشته و در حال توسعۀ درآمد خود باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که استارتاپ هنوز در حال بررسی قابلیتهای بالقوه خود و راه¬ هایی است که میتواند محصولات و خدمات خود را از طریق آن ها به بهترین شکل ارائه دهد، اسکیل آپ به این نکات دسترسی پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت دیگر، اسکیل آپ ها متناسب سازی بازار و محصول را به بهترین شکل انجام میدهند و زمانی که نوبت به تامین مالی می رسد، اسکیل آپ ها می‌توانند سرمایه گذاران احتمالی را با ارزشی بیش از یک محصول کوچک بادوام، یک تیم قابل اعتماد و یک فرصت بازاری فوق العاده فراهم کنند. در ساده ترین حالت ممکن می توان گفت که اسکیل آپ ها شرکت هایی هستند که در یک بازه سه ساله با ۲۰ درصد رشد سالانه رشد میکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بدان معناست که شما می‌توانید یک استارتاپ با یک مدل تجاری به ظاهر قابل توسعه باشید و به دلیل فقدان رشد کافی (مشتری) هنوز نتوانسته باشید که تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) شوید. به همین ترتیب، شما می توانید یک استارتاپ با رشد درآمدی بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال قبل باشید اما هنوز هم نتوانسته باشید به زیرساختهای قابل توسعۀ، خدمات یا محصولات مورد نظر خود دست یابید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که توسعه را به عنوان یک بعد و مرحله در نظر می گیرید، به این تصور نیز خواهید رسید که توسعه می تواند مرحله ای باشد که توسط کسب و کار یا شرکت میان بازاری دیگری ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرق استارت آپ و اسکیل آپ (scaleup) چیست؟ ==&lt;br /&gt;
استارت آپ به یک کسب و کار نوآور و مبتنی بر فناوری‌های به روز گفته می‌شود. این شرکت ها معمولا از قابلیت رشد سریع برخوردارند. در استارتاپ ها معمولا ایده اولیه کسب و کار مورد آزمایش قرار می‌گیرد، منابع مالی مورد نیاز جمع آوری و مدل کسب و کار طراحی می‌شود. &lt;br /&gt;
در واقع استارتاپ را می‌توان شرکتی کوچک با عمر حدود پنج سال دانست که در جستجوی یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر یا ارائه محصول و خدماتی نوآورانه است.&lt;br /&gt;
اسکیل آپ به عنوان شرکتی تعریف می‌شود که از مرحله استارت آپ به موفقیت عبور کرده و مدل کسب و کار خود را به مدلی تکرارپذیر تبدیل کرده است. در اسکیل آپ محصول یا خدمات مورد نظر کسب و کار با نیازهای بازار مطابقت پیدا کرده است. در واقع کسب و کار به این اطمینان دست پیدا کرده که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخگوی نیاز بازار هدف است و در صورت بزرگ شدن کسب و کار، باز هم پاسخگو خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ را میتوان به عنوان یک شرکت جدید با برنامه های بزرگ برای رشد و بدون محدودیت جغرافیایی تعریف کرد. ماموریت اصلی استارت اَپ ها شناسایی مدل تجاری تکرارپذیر خود می باشد. آنها هنوز هم در حال آزمایش مواردی مانند بخش بندی، هزینه های جذب مشتری و ویژگی های محصول هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که افراد در این مرحله وارد تیم شما می شوند، تصمیم میگیرند که در راستای تحقق وعدۀ اصلی شما در رابطه با رشد و هیجان ناشی از ایجاد تاثیر فوری از مساله ثبات چشم پوشی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که یک استارتاپ هنوز در مراحل اولیه جایگاه یابی مناسب برای محصول خود، تامین بودجه و منظم کردن توالی فعالیت های خود است، یک اسکیل آپ جایگاه محصولات خود را در بازار تثبیت کرده است و در مسیر تلاش برای تسریع فعالیت های مرتبط با رشد میباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله استارتاپ ==&lt;br /&gt;
دغدغه های اصلی شرکت هایی که هنوز در مرحله استارتاپ قرار دارند اغلب مربوط به تامین مالی، استخدام افراد مناسب، مشارکت و جلب اعتماد در صنعت مربوطه است. آن ها اغلب با یک رقابت شدید مقابله می کنند و به صورت مستمر نیز با چالش‌های مرتبط با مدیریت مالی یا جریان وجوه نقد مواجه می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چالش اصلی برای هر استارتاپی خلق محصولات یا خدماتی است که مشتریان دوست داشته باشند. بنابراین ایجاد یک حلقه بازخورد بین مشتریان و توسعه‌دهندگان محصول یک عامل مهم برای آنها خواهد بود و میتواند منجر به اختلافات و حساسیت هایی شود. تمایز میان «خوب است داشته باشیم» با «باید داشته باشیم» و یادگیری نحوه اولویت بندی امری حیاتی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی اوقات در استارتاپ ها سندروم «باید بی نقص باشد» وجود دارد که باید به درستی مورد توجه قرار گیرد. برای پیشبرد سریع و کارآمد شرکت نیاز به محصولات بادوام و کوچک و پیاده سازی سریع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که شما شروع به کار می‌کنید، هیچ وقت زمان کافی وجود نخواهد داشت؛ بنابراین مدیریت میتواند کار دشواری باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غفلت از بازاریابی و فروش به دلیل محدودیت در زمان، منابع و جریان نقدینگی امری غیرمعمول نیست. آنها ممکن است باور داشته باشند که تمام اتفاقات خوب و پیش بینی نشده باید از طریق رشد ارگانیک و بازاریابی دهان به دهان اتفاق بیفتد. اما متاسفانه، افزایش فروش و درآمد بدون فعالیت راهبردی و هماهنگ در جهت جلب توجه بعید به نظر میرسد و همانند هر نوع کسب و کار دیگری ممکن است به دلیل فقدان مشاوره های لازم یا ضعف در مدیریت، مشکلات و چالش‌هایی پیش بینی نشده رخ دهند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله اسکیل آپ (scaleup)==&lt;br /&gt;
به محض اینکه شما شروع به رشد می کنید، به صورت مستمر با دو شکل روبه رو می شوید:&lt;br /&gt;
# اکثر کارها تاکنون به صورت دستی انجام می شدند&lt;br /&gt;
# همه افراد همه کاری انجام می دادند&lt;br /&gt;
در مرحله استارتاپ مسئولیتهای اعضای تیم به خوبی تعریف شده نیستند. زمانیکه کسب وکار شما توسعه مییابد، شما باید در زمینۀ ایجاد سیستم های رهبری و فرایندهای خودکارسازی خوب عمل کنید. در مرحله اسکیل آپ (scaleup) پیچیدگیهای مربوط به تصمیم گیری تغییر میکنند. میزان درگیری ذینفعان افزایش پیدا می کند و میزان ریسکی که شرکت میتواند تحمل کند کاهش می یابد. تصمیم گیری حساب شده در هر مرحله امری مهم محسوب می شود اما ممکن است در این مرحله امکان این کار وجود نداشته باشد. شرکتها ناچار هستند برای مقابله با پیچیدگیهای روزافزون، سیستم های فناوری اطلاعات و ساختارهای فیزیکی و سازمانی خود را ارتقا دهند. بنابراین، با ادامه روند رشد، شرکت چالش های بیشتری در زمینۀ رهبری، زیرساختها و بازاریابی شکل می گیرند. یک اسکیل آپ (scaleup) باید در هر سه زمینه، سیستمهای مناسبی داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکتهای دارای رشد سریع ممکن است چالشهایی در خصوص جریان نقدینگی داشته باشند؛ زیرا رشد سریع با افزایش سریع هزینه ها نیز همراه است. ای شرکتها برای تامین هزینه های مربوط به استخدامهای جدید، فعالیتهای برونسپاری، سیستمهای فناوری اطلاعات و فضای فیزیکی اضافی به یک برنامه جامع نیاز دارند. حفظ کنترل کیفیت و انجام به موقع پروژه ها بدون داشتن زیرساختهای مناسب و قابل توسعه میتواند دشوار باشد. شرکت بدون داشتن تمرکز کافی روی فرآیندهای توسعه کارکنان و مشتریان خود را دچار مشکلات، سردرگمی و آسیب خواهند کرد زیرا فقدان زیرساختهای مناسب منجر به سردرگمی و آشفتگی میشود. الزامات رهبری به سرعت تغییر خواهد کرد. اگر شما به دنبال این هستید که کسب و کار خود را تا ۱۰ برابر بزرگتر کنید، باید قابلیتهای رهبری و مدیریت میانی خود را نیز ۱۰ برابر کنید. افزودن لایه های مدیریتی بیشتر به سلسله مراتب بدون کاهش سرعت کار دشواری است. اکثر شرکتها این کار را به خوبی انجام نمیدهند. یافتن و حفظ افراد مناسب در کنار حفظ سطح رقابت و سطوح محصول از مهم ترین نگرانی های شرکت های اسکیل آپ (scaleup) محسوب می شود. دلیل این امر این است که هنگام صحبت از افراد منظور ما فقط استخدام چندین متخصص نیست و این افراد باید مناسب ترین افراد برای مناسب ترین حوزه ها باشند. پس از تمرکز ادر زمینه تولید محصول، رشد ارگانیک و شاید بازاریابی و فروش در مرحله استارتاپ اکنون به استعدادهای منابع انسانی، مدیریت، حقوق و دستمزد و پشتیبانی نیز نیاز خواهید دارید. همانطور که جیم کالینز در کتاب پر فروش خود «خوب تا عالی» میگوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شما باید در هر یک از صندلیهای اتوبوس افراد مناسبی را قرار دهید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کالینز با این استعاره به این مساله اشاره میکند که مدیران اجرایی چگونه متوجه این مساله نشده اند که اتوبوس را در چه مسیری پیش بگیرند و چگونه افراد را سوار اتوبوس کنند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نه، آنها باید ابتدا افراد مناسبی را سوار اتوبوس کنند و افراد نامناسب را از اتوبوس پیاده کنند و سپس تعیین کنند که در چه مسیری حرکت کنند.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی اگر مسیر درست را نیز تعیین کنید، باز هم هرگز با افراد نامناسب تبدیل به یک شرکت عالی نخواهید شد و اکنون برای آن افرادی که به تازگی استخدام شده اند، نیاز به یک سیستم مناسب هدایتی دارید. کارکنان جدید در مرحله استارتاپ می توانند به آسانی سوار شده و حرکت کنند زیرا  نقش و عملکردهای هر یک از اعضای تیم هنوز ساده هستند و با به سرعت و از طریق انجام قابل درک می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اینکه یک کارمند جدید در مرحله اسکیل آپ (scaleup) به سرعت رسالت، چشم انداز، ارزشهای فرهنگی و فرایندهای شرکت را درک کند، باید دوره های آموزشی فشرده را پشت سر بگذارد. و این دوره ها باید طراحی شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مرحله همچنین مهم است که یک سرمایه گذاری کارکردهای بازاریابی موثری جدای از فروش داشته باشد. سازمان از این طریق می تواند تمرکز خود را برای پیگیری مشتریان مناسب (و سودآورترین) حفظ کند. همچنین برای جذب استعدادهای مناسب جهت همگام شدن با رشد کسب و کار نیاز به بازاریابی است.&lt;br /&gt;
برای اینکه شرکت های اسکیل آپ (scaleup) بتوانند در رقابت باقی بمانند، باید اطمینان حاصل کنند که محصولشان نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش افزایش پیدا می کند. شما باید هوشمندی لازم را در رابطه با کسب و کار خود داشته باشید و فضایی را ایجاد کنید که کارکنان عاشق کار و اجرای آخرین فناوری ها برای حفظ قدرت رقابتی شما باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رشد در برابر اسکیل: تفاوت بزرگ ==&lt;br /&gt;
تفاوت زیادی بین رشد و توسعه یک شرکت وجود دارد و این رشد نیست بلکه رشد نمایی است که استارتاپ ها به دنبال آن هستند و اسکیل آپ ها به آن اشاره دارند. به این معنا که اگر یک استارتاپ یا شرکت در مرحله میان  بازاری بخواهد تاثیری پایدار بر صنعت خود بگذارد، باید بدون انباشت مقدار زیادی از هزینه های سربار رشد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رشد به معنای ساده تر به معنای بزرگ و بزرگتر شدن در طول یک دورۀ زمانی است اما اسکیل به معنای ظاهر شدن در ابعاد متناسب یا افزایش (یا کاهش) اندازه براساس مقیاس های معمول می باشد.&lt;br /&gt;
  مشتری های بیشتر، تعداد روزافزون کارکنان و دفاتر بیشتر یا بزرگ تر همگی از علائم فیزیکی رشد یک کسب  و  کار می باشند. اما اگر این رشد نتواند تاثیری بر شاخص های اصلی شرکت داشته باشد، چه فایده ای دارد؟&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
یک دام معمول که اکثر شرکتهای کوچک و متوسط در آغاز کار خود در آن گرفتار میشود این است که آنها در نهایت واحدهای زیادی راه اندازی می کنند، کارکنان بیشتری را استخدام می کنند و هزینه های سربار خود را افزایش میدهند اما در نهایت سود برابر با زمان آغاز فعالیت خود یا حتی کمتر از آن به دست میآورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کسب و کار خود را توسعه می دهید، حتی با وجود اینکه به صورت چشمگیری بر تعداد مشتریان و درآمد خود را اضافه می کنید؛ هزینه ها باید فقط به شکل فزاینده ای افزایش یابند (در صورت وجود). بنابراین، اسکیل به معنای تجربۀ رشد ثابت و خطی در تمام ابعاد نیست. در مقابل، آنها در رابطه با معیارهای رشد خود به ارزیابی نمودارهای «چوب هاکی» خود می پردازند. این امر در بسیاری از موارد از طریق سیستم هایی حاصل می شود که به شکل نمایی و بدون نیاز به افزایش هزینه  ها با نسبت مساوی به درآمد اضافه می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup/{{ https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=563</id>
		<title>اسکیل آپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=563"/>
		<updated>2021-07-24T17:35:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Scaleup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس تعریف معمول تقریبا نیمی از استارت آپ ها در طول ۵ سال اول حیات خود تداوم می یابند و فقط ۱ مورد از ۲۰۰ استارتاپ تبدیل به اسکیل آپ (scaleup) می‌شوند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ارقام ارائه شده در بالا به وضوح نشان میدهند که رشد عمده و نمایی  و اسکیل آپ (scaleup) برای همه استارت آپ ها مناسب نیست. و البته این آمار تنها مختص شرکت های سیلیکون ولی نیست بلکه وضعیت رشد کسب و کار در سراسر جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
اما نگران نباشید و نباید هیجان و باور خود را نسبت به مدل تجاری کسب و کارتان از دست بدهید. در مقابل، اگر شما نسبت به رشد و اسکیل آپ (scaleup) شرکت خود جدی هستید، این آمار و ارقام می‌توانند الهام بخش شما باشند تا نسبت به اقدامات خود دقیق و متمرکز باشید.  &lt;br /&gt;
یک آمار دیگه رو بررسی کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی تنها ۱۱ درصد از استارتاپ های اروپایی، ۲۲ درصد از استارت آپ های آمریکایی و یک درصد از استارتاپ های ایرانی قادر هستند بیش از ۵ سال عمر بکنند دلیل اینکه نمیتوانند بیشتر عمر بکنند این هست که توانایی اسکیل کردن و تبدیل شدن به اسکیل آپ (scaleup) ندارند…&lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 1.png|بندانگشتی|یک مورد از 200 استارتاپ تبدیل به اسکیلاپ می شوند]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استارت آپ یا اسکیل آپ (scaleup) : ویژگیها و تفاوتهای مشترک ==&lt;br /&gt;
هرچند اصطلاح های «استارت آپ» و «اسکیل آپ» اغلب جهت تعریف نوع سازمان به کار گرفته میشوند اما آنها در اصل اشاره به ابعاد شرکت یا مراحل رشد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ ها و اسکیل آپ ها به دنبال میزان ثابتی از رشد و تاثیر هستند اما هر یک از آنها در مراحل مختلف چرخۀ عمر کسب و کار خود قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجازه بدهید یک بررسی اجمالی در مورد چرخه عمر کسب و کارها داشته باشیم.&lt;br /&gt;
==اسکیل آپ (scaleup) در چرخه عمر کسب و کارها==&lt;br /&gt;
چرخه عمر کسب و کار مراحلی دارد که هر کارآفرین و مدیری باید در زمینه آن‌ها و مشخصات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشد.  چرخه عمر یک کسب و کار را از شروع با استارتاپ، تا بلوغ در مرحله اسکیل آپ (scaleup) و تثبیت و افول احتمالی در اسکرواپ بررسی می‌کنیم.&lt;br /&gt;
=== استند آپ ===&lt;br /&gt;
رشد یک کسب و کار با مرحله استنداپ آغاز می‌شود. در واقع تمامی کسب و کارها در ابتدا ایده‌هایی دارند که در مرحله استنداپ مورد بررسی قرار می‌گیرد. بسیاری از کسب و کارها متاسفانه با این مرحله آشنایی ندارند و از استارتاپ شروع می‌کنند. در حالی که یک چرخه عمر کسب و کار باید از مرحله استنداپ و بررسی‌های زیرساختی مرتبط با کسب و کار شروع گردد.&lt;br /&gt;
=== استارت آپ ===&lt;br /&gt;
در این مرحله از چرخه عمر کسب و کار ایده‌ها و بررسی‌های اولیه پخته می‌شود، بیزینس پلن تثبیت شده و تیم شکل می‌گیرد. اعضای تیم که هسته اولیه کسب و کار را تشکیل می‌دهند، در محلی دور هم جمع می‌شوند و همکاری‌های اولیه شکل می‌گیرد. اعضای استارتاپ بر محصول یا خدمت جدیدی که می‌خواهند به بازار و جامعه ارائه دهند تمرکز می‌کنند. البته در مرحله استارت آپ، محصول یا خدمت مورد نظر در مقیاس کوچک ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 2.png|بندانگشتی|سیکلهای یک استارتاپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکیل آپ (scaleup) ===&lt;br /&gt;
زمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل آپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است. در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکرو آپ ===&lt;br /&gt;
این مرحله از چرخه عمر کسب و کار در تصویر به فیل تشبیه شده است. چرا؟ زیرا کسب و کار دیگر چابکی گذشته را ندارد. یک کسب و کار زمانی به اسکروآپ می‌رسد که سازمان یافته می‌شود و از نظر سازمانی بدنه سنگینی پیدا می‌کند. در این مرحله اعضای تیم مرکزی به درآمد خوبی رسیده‌اند و تیم‌ها نیز گسترش یافته و فرایندهای اجرایی پیچیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
==scale up  به چه معناست؟ ==&lt;br /&gt;
به صورت کلی تعاریف متعددی از مفهوم اسکیل آپ در منابع مختلف وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر، اسکیل آپ (scaleup) را شرکتی تعریف می‌کند که مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرار پذیر تبدیل کرده، محصول و خدمات نهایی خود را با نیازهای بازار مطابقت داده و در واقع به این اطمینان دست یافته که مدل کسب و کار آن در ابعاد کوچک، پاسخگوی نیازهای کسب و کار در ابعاد بزرگ نیز خواهد بود. در واقع  در اسکیل آپ مدل کسب و کار قابلیت مقیاس پذیری دارد.&lt;br /&gt;
در تعریفی دیگر اسکیل آپ شرکتی است که محصول و بازار مناسب محصولش را مشخص کرده و حوزه بازار ویژه محصول خود را تدقیق کرده است. در واقع چنین شرکتی دقیقا می‌داند که چه محصولات و خدماتی را به کدام بازارها و مشتریان ارائه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکیل آپ در واقع یکی از مراحل رشد کسب و کار می‌باشد که پس از استارت‌ آپ قرار می‌گیرد. مرحله‌ی اسکیل آپ به زمانی اطلاق می‌گردد که کسب و کار کاملا پتانسیل رشد پیدا کرده، به سوددهی رسیده است و درآمدی به مراتب بالاتر از هزینه‌های جاری دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:روند اسکیلاپ.png|بندانگشتی|روند اسکیلاپ]]&lt;br /&gt;
به طور کلی تا زمانی که مدل تجاری خود را اثبات نکنید، هنوز هم یک استارتاپ هستید. شما زمانی تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) میشوید که مدل اثبات شده ای داشته و در حال توسعۀ درآمد خود باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که استارتاپ هنوز در حال بررسی قابلیتهای بالقوه خود و راه¬ هایی است که میتواند محصولات و خدمات خود را از طریق آن ها به بهترین شکل ارائه دهد، اسکیل آپ به این نکات دسترسی پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت دیگر، اسکیل آپ ها متناسب سازی بازار و محصول را به بهترین شکل انجام میدهند و زمانی که نوبت به تامین مالی می رسد، اسکیل آپ ها می‌توانند سرمایه گذاران احتمالی را با ارزشی بیش از یک محصول کوچک بادوام، یک تیم قابل اعتماد و یک فرصت بازاری فوق العاده فراهم کنند. در ساده ترین حالت ممکن می توان گفت که اسکیل آپ ها شرکت هایی هستند که در یک بازه سه ساله با ۲۰ درصد رشد سالانه رشد میکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بدان معناست که شما می‌توانید یک استارتاپ با یک مدل تجاری به ظاهر قابل توسعه باشید و به دلیل فقدان رشد کافی (مشتری) هنوز نتوانسته باشید که تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) شوید. به همین ترتیب، شما می توانید یک استارتاپ با رشد درآمدی بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال قبل باشید اما هنوز هم نتوانسته باشید به زیرساختهای قابل توسعۀ، خدمات یا محصولات مورد نظر خود دست یابید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که توسعه را به عنوان یک بعد و مرحله در نظر می گیرید، به این تصور نیز خواهید رسید که توسعه می تواند مرحله ای باشد که توسط کسب و کار یا شرکت میان بازاری دیگری ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرق استارت آپ و اسکیل آپ (scaleup) چیست؟ ==&lt;br /&gt;
استارت آپ به یک کسب و کار نوآور و مبتنی بر فناوری‌های به روز گفته می‌شود. این شرکت ها معمولا از قابلیت رشد سریع برخوردارند. در استارتاپ ها معمولا ایده اولیه کسب و کار مورد آزمایش قرار می‌گیرد، منابع مالی مورد نیاز جمع آوری و مدل کسب و کار طراحی می‌شود. &lt;br /&gt;
در واقع استارتاپ را می‌توان شرکتی کوچک با عمر حدود پنج سال دانست که در جستجوی یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر یا ارائه محصول و خدماتی نوآورانه است.&lt;br /&gt;
اسکیل آپ به عنوان شرکتی تعریف می‌شود که از مرحله استارت آپ به موفقیت عبور کرده و مدل کسب و کار خود را به مدلی تکرارپذیر تبدیل کرده است. در اسکیل آپ محصول یا خدمات مورد نظر کسب و کار با نیازهای بازار مطابقت پیدا کرده است. در واقع کسب و کار به این اطمینان دست پیدا کرده که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخگوی نیاز بازار هدف است و در صورت بزرگ شدن کسب و کار، باز هم پاسخگو خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ را میتوان به عنوان یک شرکت جدید با برنامه های بزرگ برای رشد و بدون محدودیت جغرافیایی تعریف کرد. ماموریت اصلی استارت اَپ ها شناسایی مدل تجاری تکرارپذیر خود می باشد. آنها هنوز هم در حال آزمایش مواردی مانند بخش بندی، هزینه های جذب مشتری و ویژگی های محصول هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که افراد در این مرحله وارد تیم شما می شوند، تصمیم میگیرند که در راستای تحقق وعدۀ اصلی شما در رابطه با رشد و هیجان ناشی از ایجاد تاثیر فوری از مساله ثبات چشم پوشی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که یک استارتاپ هنوز در مراحل اولیه جایگاه یابی مناسب برای محصول خود، تامین بودجه و منظم کردن توالی فعالیت های خود است، یک اسکیل آپ جایگاه محصولات خود را در بازار تثبیت کرده است و در مسیر تلاش برای تسریع فعالیت های مرتبط با رشد میباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله استارتاپ ==&lt;br /&gt;
دغدغه های اصلی شرکت هایی که هنوز در مرحله استارتاپ قرار دارند اغلب مربوط به تامین مالی، استخدام افراد مناسب، مشارکت و جلب اعتماد در صنعت مربوطه است. آن ها اغلب با یک رقابت شدید مقابله می کنند و به صورت مستمر نیز با چالش‌های مرتبط با مدیریت مالی یا جریان وجوه نقد مواجه می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چالش اصلی برای هر استارتاپی خلق محصولات یا خدماتی است که مشتریان دوست داشته باشند. بنابراین ایجاد یک حلقه بازخورد بین مشتریان و توسعه‌دهندگان محصول یک عامل مهم برای آنها خواهد بود و میتواند منجر به اختلافات و حساسیت هایی شود. تمایز میان «خوب است داشته باشیم» با «باید داشته باشیم» و یادگیری نحوه اولویت بندی امری حیاتی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی اوقات در استارتاپ ها سندروم «باید بی نقص باشد» وجود دارد که باید به درستی مورد توجه قرار گیرد. برای پیشبرد سریع و کارآمد شرکت نیاز به محصولات بادوام و کوچک و پیاده سازی سریع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که شما شروع به کار می‌کنید، هیچ وقت زمان کافی وجود نخواهد داشت؛ بنابراین مدیریت میتواند کار دشواری باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غفلت از بازاریابی و فروش به دلیل محدودیت در زمان، منابع و جریان نقدینگی امری غیرمعمول نیست. آنها ممکن است باور داشته باشند که تمام اتفاقات خوب و پیش بینی نشده باید از طریق رشد ارگانیک و بازاریابی دهان به دهان اتفاق بیفتد. اما متاسفانه، افزایش فروش و درآمد بدون فعالیت راهبردی و هماهنگ در جهت جلب توجه بعید به نظر میرسد و همانند هر نوع کسب و کار دیگری ممکن است به دلیل فقدان مشاوره های لازم یا ضعف در مدیریت، مشکلات و چالش‌هایی پیش بینی نشده رخ دهند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله اسکیل آپ (scaleup)==&lt;br /&gt;
به محض اینکه شما شروع به رشد می کنید، به صورت مستمر با دو شکل روبه رو می شوید:&lt;br /&gt;
# اکثر کارها تاکنون به صورت دستی انجام می شدند&lt;br /&gt;
# همه افراد همه کاری انجام می دادند&lt;br /&gt;
در مرحله استارتاپ مسئولیتهای اعضای تیم به خوبی تعریف شده نیستند. زمانیکه کسب وکار شما توسعه مییابد، شما باید در زمینۀ ایجاد سیستم های رهبری و فرایندهای خودکارسازی خوب عمل کنید. در مرحله اسکیل آپ (scaleup) پیچیدگیهای مربوط به تصمیم گیری تغییر میکنند. میزان درگیری ذینفعان افزایش پیدا می کند و میزان ریسکی که شرکت میتواند تحمل کند کاهش می یابد. تصمیم گیری حساب شده در هر مرحله امری مهم محسوب می شود اما ممکن است در این مرحله امکان این کار وجود نداشته باشد. شرکتها ناچار هستند برای مقابله با پیچیدگیهای روزافزون، سیستم های فناوری اطلاعات و ساختارهای فیزیکی و سازمانی خود را ارتقا دهند. بنابراین، با ادامه روند رشد، شرکت چالش های بیشتری در زمینۀ رهبری، زیرساختها و بازاریابی شکل می گیرند. یک اسکیل آپ (scaleup) باید در هر سه زمینه، سیستمهای مناسبی داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکتهای دارای رشد سریع ممکن است چالشهایی در خصوص جریان نقدینگی داشته باشند؛ زیرا رشد سریع با افزایش سریع هزینه ها نیز همراه است. ای شرکتها برای تامین هزینه های مربوط به استخدامهای جدید، فعالیتهای برونسپاری، سیستمهای فناوری اطلاعات و فضای فیزیکی اضافی به یک برنامه جامع نیاز دارند. حفظ کنترل کیفیت و انجام به موقع پروژه ها بدون داشتن زیرساختهای مناسب و قابل توسعه میتواند دشوار باشد. شرکت بدون داشتن تمرکز کافی روی فرآیندهای توسعه کارکنان و مشتریان خود را دچار مشکلات، سردرگمی و آسیب خواهند کرد زیرا فقدان زیرساختهای مناسب منجر به سردرگمی و آشفتگی میشود. الزامات رهبری به سرعت تغییر خواهد کرد. اگر شما به دنبال این هستید که کسب و کار خود را تا ۱۰ برابر بزرگتر کنید، باید قابلیتهای رهبری و مدیریت میانی خود را نیز ۱۰ برابر کنید. افزودن لایه های مدیریتی بیشتر به سلسله مراتب بدون کاهش سرعت کار دشواری است. اکثر شرکتها این کار را به خوبی انجام نمیدهند. یافتن و حفظ افراد مناسب در کنار حفظ سطح رقابت و سطوح محصول از مهم ترین نگرانی های شرکت های اسکیل آپ (scaleup) محسوب می شود. دلیل این امر این است که هنگام صحبت از افراد منظور ما فقط استخدام چندین متخصص نیست و این افراد باید مناسب ترین افراد برای مناسب ترین حوزه ها باشند. پس از تمرکز ادر زمینه تولید محصول، رشد ارگانیک و شاید بازاریابی و فروش در مرحله استارتاپ اکنون به استعدادهای منابع انسانی، مدیریت، حقوق و دستمزد و پشتیبانی نیز نیاز خواهید دارید. همانطور که جیم کالینز در کتاب پر فروش خود «خوب تا عالی» میگوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شما باید در هر یک از صندلیهای اتوبوس افراد مناسبی را قرار دهید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کالینز با این استعاره به این مساله اشاره میکند که مدیران اجرایی چگونه متوجه این مساله نشده اند که اتوبوس را در چه مسیری پیش بگیرند و چگونه افراد را سوار اتوبوس کنند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نه، آنها باید ابتدا افراد مناسبی را سوار اتوبوس کنند و افراد نامناسب را از اتوبوس پیاده کنند و سپس تعیین کنند که در چه مسیری حرکت کنند.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی اگر مسیر درست را نیز تعیین کنید، باز هم هرگز با افراد نامناسب تبدیل به یک شرکت عالی نخواهید شد و اکنون برای آن افرادی که به تازگی استخدام شده اند، نیاز به یک سیستم مناسب هدایتی دارید. کارکنان جدید در مرحله استارتاپ می توانند به آسانی سوار شده و حرکت کنند زیرا  نقش و عملکردهای هر یک از اعضای تیم هنوز ساده هستند و با به سرعت و از طریق انجام قابل درک می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اینکه یک کارمند جدید در مرحله اسکیل آپ (scaleup) به سرعت رسالت، چشم انداز، ارزشهای فرهنگی و فرایندهای شرکت را درک کند، باید دوره های آموزشی فشرده را پشت سر بگذارد. و این دوره ها باید طراحی شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مرحله همچنین مهم است که یک سرمایه گذاری کارکردهای بازاریابی موثری جدای از فروش داشته باشد. سازمان از این طریق می تواند تمرکز خود را برای پیگیری مشتریان مناسب (و سودآورترین) حفظ کند. همچنین برای جذب استعدادهای مناسب جهت همگام شدن با رشد کسب و کار نیاز به بازاریابی است.&lt;br /&gt;
برای اینکه شرکت های اسکیل آپ (scaleup) بتوانند در رقابت باقی بمانند، باید اطمینان حاصل کنند که محصولشان نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش افزایش پیدا می کند. شما باید هوشمندی لازم را در رابطه با کسب و کار خود داشته باشید و فضایی را ایجاد کنید که کارکنان عاشق کار و اجرای آخرین فناوری ها برای حفظ قدرت رقابتی شما باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رشد در برابر اسکیل: تفاوت بزرگ ==&lt;br /&gt;
تفاوت زیادی بین رشد و توسعه یک شرکت وجود دارد و این رشد نیست بلکه رشد نمایی است که استارتاپ ها به دنبال آن هستند و اسکیل آپ ها به آن اشاره دارند. به این معنا که اگر یک استارتاپ یا شرکت در مرحله میان  بازاری بخواهد تاثیری پایدار بر صنعت خود بگذارد، باید بدون انباشت مقدار زیادی از هزینه های سربار رشد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رشد به معنای ساده تر به معنای بزرگ و بزرگتر شدن در طول یک دورۀ زمانی است اما اسکیل به معنای ظاهر شدن در ابعاد متناسب یا افزایش (یا کاهش) اندازه براساس مقیاس های معمول می باشد.&lt;br /&gt;
  مشتری های بیشتر، تعداد روزافزون کارکنان و دفاتر بیشتر یا بزرگ تر همگی از علائم فیزیکی رشد یک کسب  و  کار می باشند. اما اگر این رشد نتواند تاثیری بر شاخص های اصلی شرکت داشته باشد، چه فایده ای دارد؟&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
یک دام معمول که اکثر شرکتهای کوچک و متوسط در آغاز کار خود در آن گرفتار میشود این است که آنها در نهایت واحدهای زیادی راه اندازی می کنند، کارکنان بیشتری را استخدام می کنند و هزینه های سربار خود را افزایش میدهند اما در نهایت سود برابر با زمان آغاز فعالیت خود یا حتی کمتر از آن به دست میآورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کسب و کار خود را توسعه می دهید، حتی با وجود اینکه به صورت چشمگیری بر تعداد مشتریان و درآمد خود را اضافه می کنید؛ هزینه ها باید فقط به شکل فزاینده ای افزایش یابند (در صورت وجود). بنابراین، اسکیل به معنای تجربۀ رشد ثابت و خطی در تمام ابعاد نیست. در مقابل، آنها در رابطه با معیارهای رشد خود به ارزیابی نمودارهای «چوب هاکی» خود می پردازند. این امر در بسیاری از موارد از طریق سیستم هایی حاصل می شود که به شکل نمایی و بدون نیاز به افزایش هزینه  ها با نسبت مساوی به درآمد اضافه می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{ https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup/{{&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=562</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=562"/>
		<updated>2021-07-24T17:23:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرصت بقا''' (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف فرصت بقای استارتاپ ==&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه­هایی که بیزینس شما می­تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه­بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می­کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می­توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه­گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه­گذاران از سرمایه­گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه­گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه­ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه­های اقتصادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه محاسبه فرصت بقا ===&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه­ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه­های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده­ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می­گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید ====&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید ====&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره­ای که اندازه گیری می­کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید ====&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می­دهید، اندازه­گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می­باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می­کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را در نظر می­گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می­گیرد. اگر از داده­ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فرصت بقای خود را محاسبه کنید ====&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه­گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یک استارتاپ چقدر فرصت بقا باید داشته باشد؟ ==&lt;br /&gt;
در دنیای استارتاپ، اکثر شرکت ها به جای اینکه فقط به درآمد و بودجه خود اتکا کنند، در حال گذر از یک دوره­ی سرمایه گذاری به دوره­ی بعدی هستند. این بدان معناست که بیشتر توصیه های مربوط به فرصت بقا بر اساس میانگین زمان بین مراحل سرمایه­گذاری در نظر گرفته می­شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Runway.png|بندانگشتی|متوسط فرصت بقای استارتاپها در مراحل مختلف سرمایه گذاری]]&lt;br /&gt;
سالهاست که کارشناسان توصیه می کنند استارت آپ ها باید فرصت بقایی در حدود 12 تا 18 ماهه را هدف قرار دهند. اما تجزیه و تحلیل اخیر از داده های سرمایه گذاری خطرپذیر در شرکت­ ها نشان می دهد که این عدد پایینترین عدد نسبت به حالت واقعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تجزیه و تحلیل داده ها ، بنیان گذاران استارت آپ باید حداقل 18 تا 21 ماه فرصت بقا داشته باشند. به طور متوسط، طولانی ترین زمان، 22 ماه بود، یعنی زمان بین بیشتر دوره های سرمایه­گذاری سری B و سری C. در مقابل، استارت آپ های مرحله اولیه، بین مرحله بذر و سری A ، ممکن است فقط به 18 فرصت بقا نیاز داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاترین عدد توصیه شده تقریباً 35 ماه برای موسسانی بود که می خواهند با احتیاط عمل کنند. این زمان برای دو مرحله اصلی سرمایه گذاری زمان فراهم می­کند: رسیدن به اهداف سازمانی و به کار بستن سرمایه در کار، و ملاقات با سرمایه گذاران برای جمع آوری پول بیشتر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این نکته مهم است که این اعداد بسیار وابسته به شرایط استارتاپ هستند. این که  21 تا 28 ماه برای راه اندازی شما زیاد یا کم است، به عوامل متعددی مانند محصول، استراتژی رشد، تیم و سایر موارد بستگی دارد. آنچه بیشتر از همه اهمیت دارد این است که مطمئن شوید تا زمان شروع درآمد یا تزریق سرمایه بعدی، بودجه کافی برای زنده ماندن دارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;https://www.brex.com/blog/startup-runway&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=561</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=561"/>
		<updated>2021-07-24T17:21:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرصت بقا''' (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف فرصت بقای استارتاپ ==&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه­هایی که بیزینس شما می­تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه­بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می­کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می­توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه­گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه­گذاران از سرمایه­گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه­گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه­ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه­های اقتصادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه محاسبه فرصت بقا ===&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه­ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه­های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده­ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می­گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید ====&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید ====&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره­ای که اندازه گیری می­کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید ====&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می­دهید، اندازه­گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می­باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می­کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را در نظر می­گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می­گیرد. اگر از داده­ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فرصت بقای خود را محاسبه کنید ====&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه­گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یک استارتاپ چقدر فرصت بقا باید داشته باشد؟ ==&lt;br /&gt;
در دنیای استارتاپ، اکثر شرکت ها به جای اینکه فقط به درآمد و بودجه خود اتکا کنند، در حال گذر از یک دوره­ی سرمایه گذاری به دوره­ی بعدی هستند. این بدان معناست که بیشتر توصیه های مربوط به فرصت بقا بر اساس میانگین زمان بین مراحل سرمایه­گذاری در نظر گرفته می­شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سالهاست که کارشناسان توصیه می کنند استارت آپ ها باید فرصت بقایی در حدود 12 تا 18 ماهه را هدف قرار دهند. اما تجزیه و تحلیل اخیر از داده های سرمایه گذاری خطرپذیر در شرکت­ ها نشان می دهد که این عدد پایینترین عدد نسبت به حالت واقعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تجزیه و تحلیل داده ها ، بنیان گذاران استارت آپ باید حداقل 18 تا 21 ماه فرصت بقا داشته باشند. به طور متوسط، طولانی ترین زمان، 22 ماه بود، یعنی زمان بین بیشتر دوره های سرمایه­گذاری سری B و سری C. در مقابل، استارت آپ های مرحله اولیه، بین مرحله بذر و سری A ، ممکن است فقط به 18 فرصت بقا نیاز داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاترین عدد توصیه شده تقریباً 35 ماه برای موسسانی بود که می خواهند با احتیاط عمل کنند. این زمان برای دو مرحله اصلی سرمایه گذاری زمان فراهم می­کند: رسیدن به اهداف سازمانی و به کار بستن سرمایه در کار، و ملاقات با سرمایه گذاران برای جمع آوری پول بیشتر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این نکته مهم است که این اعداد بسیار وابسته به شرایط استارتاپ هستند. این که  21 تا 28 ماه برای راه اندازی شما زیاد یا کم است، به عوامل متعددی مانند محصول، استراتژی رشد، تیم و سایر موارد بستگی دارد. آنچه بیشتر از همه اهمیت دارد این است که مطمئن شوید تا زمان شروع درآمد یا تزریق سرمایه بعدی، بودجه کافی برای زنده ماندن دارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;https://www.brex.com/blog/startup-runway&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=560</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=560"/>
		<updated>2021-07-24T17:19:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرصت بقا''' (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف فرصت بقای استارتاپ ==&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه­هایی که بیزینس شما می­تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه­بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می­کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می­توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه­گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه­گذاران از سرمایه­گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه­گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه­ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه­های اقتصادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه محاسبه فرصت بقا ===&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه­ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه­های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده­ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می­گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;#&amp;lt;/nowiki&amp;gt;مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-    مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره­ای که اندازه گیری می­کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می­دهید، اندازه­گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می­باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می­کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را در نظر می­گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می­گیرد. اگر از داده­ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-    فرصت بقای خود را محاسبه کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه­گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یک استارتاپ چقدر فرصت بقا باید داشته باشد؟ ==&lt;br /&gt;
در دنیای استارتاپ، اکثر شرکت ها به جای اینکه فقط به درآمد و بودجه خود اتکا کنند، در حال گذر از یک دوره­ی سرمایه گذاری به دوره­ی بعدی هستند. این بدان معناست که بیشتر توصیه های مربوط به فرصت بقا بر اساس میانگین زمان بین مراحل سرمایه­گذاری در نظر گرفته می­شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سالهاست که کارشناسان توصیه می کنند استارت آپ ها باید فرصت بقایی در حدود 12 تا 18 ماهه را هدف قرار دهند. اما تجزیه و تحلیل اخیر از داده های سرمایه گذاری خطرپذیر در شرکت­ ها نشان می دهد که این عدد پایینترین عدد نسبت به حالت واقعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تجزیه و تحلیل داده ها ، بنیان گذاران استارت آپ باید حداقل 18 تا 21 ماه فرصت بقا داشته باشند. به طور متوسط، طولانی ترین زمان، 22 ماه بود، یعنی زمان بین بیشتر دوره های سرمایه­گذاری سری B و سری C. در مقابل، استارت آپ های مرحله اولیه، بین مرحله بذر و سری A ، ممکن است فقط به 18 فرصت بقا نیاز داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاترین عدد توصیه شده تقریباً 35 ماه برای موسسانی بود که می خواهند با احتیاط عمل کنند. این زمان برای دو مرحله اصلی سرمایه گذاری زمان فراهم می­کند: رسیدن به اهداف سازمانی و به کار بستن سرمایه در کار، و ملاقات با سرمایه گذاران برای جمع آوری پول بیشتر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه به این نکته مهم است که این اعداد بسیار وابسته به شرایط استارتاپ هستند. این که  21 تا 28 ماه برای راه اندازی شما زیاد یا کم است، به عوامل متعددی مانند محصول، استراتژی رشد، تیم و سایر موارد بستگی دارد. آنچه بیشتر از همه اهمیت دارد این است که مطمئن شوید تا زمان شروع درآمد یا تزریق سرمایه بعدی، بودجه کافی برای زنده ماندن دارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;https://www.brex.com/blog/startup-runway&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Runway.png&amp;diff=559</id>
		<title>پرونده:Runway.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Runway.png&amp;diff=559"/>
		<updated>2021-07-24T17:17:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=558</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=558"/>
		<updated>2021-07-24T16:22:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرصت بقا''' (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف فرصت بقای استارتاپ ==&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه­هایی که بیزینس شما می­تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه­بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می­کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می­توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه­گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه­گذاران از سرمایه­گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه­گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه­ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه­های اقتصادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه محاسبه فرصت بقا ===&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه­ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه­های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده­ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می­گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;#&amp;lt;/nowiki&amp;gt;مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-    مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره­ای که اندازه گیری می­کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می­دهید، اندازه­گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می­باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می­کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را در نظر می­گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می­گیرد. اگر از داده­ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-    فرصت بقای خود را محاسبه کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه­گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;https://www.brex.com/blog/startup-runway&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=557</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=557"/>
		<updated>2021-07-24T16:19:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرصت بقا''' (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;==تعریف فرصت بقای استارتاپ==&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه­هایی که بیزینس شما می­تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه­بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می­کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می­توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه­گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه­گذاران از سرمایه­گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه­گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه­ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه­های اقتصادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;==نحوه محاسبه فرصت بقا==&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه­ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه­های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده­ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می­گیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;#&amp;lt;/nowiki&amp;gt;مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-    مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره­ای که اندازه گیری می­کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می­دهید، اندازه­گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می­باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می­کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
·        نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می­دهید را در نظر می­گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می­گیرد. اگر از داده­ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-    فرصت بقای خود را محاسبه کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه­گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;==منابع==&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;https://www.brex.com/blog/startup-runway&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=556</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=556"/>
		<updated>2021-07-24T16:15:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
فرصت بقا (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
====تعریف فرصت بقای استارتاپ====&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه¬هایی که بیزینس شما می¬تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه¬بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می¬کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می¬توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه¬گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه¬گذاران از سرمایه¬گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه¬گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه¬ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه¬های اقتصادی.&lt;br /&gt;
====نحوه محاسبه فرصت بقا====&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه¬ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه¬های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده¬ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می¬گیریم.&lt;br /&gt;
#مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
#مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره¬ای که اندازه گیری می¬کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
#نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می¬دهید، اندازه¬گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می¬باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
*نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می¬دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می-کند.&lt;br /&gt;
*نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می¬دهید را در نظر می¬گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می¬گیرد. اگر از داده¬ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#فرصت بقای خود را محاسبه کنید&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه¬گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=555</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=555"/>
		<updated>2021-07-24T16:12:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway&lt;br /&gt;
/ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
فرصت بقا&lt;br /&gt;
فرصت بقا (Runway) به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runwayخود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
==تعریف فرصت بقای استارتاپ==&lt;br /&gt;
فرصت بقای استارتاپ به تعداد ماه¬هایی که بیزینس شما می¬تواند فعال باشد قبل از این که پولش به اتمام برسد اشاره دارد. این تعریف فقط یک ساعت با صدای تیک تاک برای جلوگیری از خواب شب بنیانگذاران نیست. فرصت بقای استارتاپ، یک ابزار کلیدی برای بودجه¬بندی، تدوین استراتژی، آینده نگری، و جذب سرمایه در طول عمر استارتاپ است. &lt;br /&gt;
این تعریف یک پنجره است به سوی این که شما با چه سرعتی پول را هزینه می¬کنید، چه زمانی نیاز به جذب سرمایه دارید، و این که آیا نیاز به اصلاح مدل بیزینس خود دارید یا خیر. شما فرصت بقای استارتاپ را می¬توانید چه قبل از شروع درامدزایی و چه در زمان سرمایه¬گذاری میلیون دلاری محاسبه کنید. سرمایه¬گذاران از سرمایه¬گذاران ریسک پذیر گرفته تا سرمایه¬گذاران فرشته، از شما مدت زمان فرصت بقای کسبو کارتان را خواهند خواست.&lt;br /&gt;
در ادامه ما به شما نحوه محاسبه¬ی فرصت بقای استارتاپ و نرخ برن ریت (Burn Rate) را در چند گام توضیح خواهیم داد. در ادامه شما یاد خواهید گرفت که چه مقدار فرصت بقا در هر زمانی باید داشته باشید، به علاوه سه راه برای افزایش فرصت بقا، و استحکام کسب و کارتان در تکانه¬های اقتصادی.&lt;br /&gt;
==نحوه محاسبه فرصت بقا==&lt;br /&gt;
شما می توانید فرصت بقای کسب و کارتان را بر پایه بازه¬ی زمانی &amp;quot;سال&amp;quot; یا &amp;quot;ماه&amp;quot; محاسبه کنید. در هر صورت، شما باید از درآمد و هزینه¬های راه اندازی خود برای دوره انتخاب شده آگاه باشید.&lt;br /&gt;
به طور کلی، هرچه مدت زمان طولانی تری انتخاب کنید و داده های بیشتری داشته باشید، پیش بینی فرصت بقای شما دقیق تر خواهد بود.&lt;br /&gt;
فرمول فرصت ساده شده¬ی بقای کسب و کار عبارت است از:&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
فرصت بقای کسب و کار = مانده پول نقد فعلی ÷ نرخ سوخت&lt;br /&gt;
---&lt;br /&gt;
در اینجا برای تفهیم موضوع، یک استارتاپ خیالی به نام Super را در نظر می¬گیریم.&lt;br /&gt;
#مانده نقدی (Cash Balance) استارت خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
ابتدا مانده پول نقد خود را در ابتدای چهارچوبی که انتخاب کرده اید یادداشت کنید. به عنوان مثال، شش ماه پیش، شرکت سوپر سیصد هزار دلار در حساب بانکی خود داشت. این شرکت همچنین در این مدت 2 میلیون دلار از طریق صندوق سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:   2.3 میلیون دلار&lt;br /&gt;
#مانده نقدی پایان یافته خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
حال، مانده نقدی پایان یافته خود را در پایان دوره¬ای که اندازه گیری می¬کنید، تعیین کنید. به عنوان مثال، شرکت سوپر در پایان بازه زمانی شش ماهه 1.9 میلیون دلار در بانک داشت.&lt;br /&gt;
مانده نقدی استارت:    1.9 میلیون دلار&lt;br /&gt;
#نرخ سوخت خالص خود را پیدا کنید&lt;br /&gt;
وقتی که مانده نقدی استارت و مانده نقدی پایان خود را محاسبه کردید، باید نرخ سوخت خالص را محاسبه کنید، یکی دیگر از معیارهای مهم برای محاسبه. نرخ سوخت، میزان پولی را که شما ماهانه از دست می¬دهید، اندازه¬گیری میکند. به عبارت دیگر، نرخ سوخت، نشان دهنده ی  جریان منفی نقدینگی شما می¬باشد. برای محاسبه نرخ سوخت دو روش اصلی وجود دارد:&lt;br /&gt;
*نرخ سوخت خالص: نرخ سوخت خالص، میزان پولی که ماهانه از دست می¬دهید را با توجه به درامد و هزینه محاسبه می-کند.&lt;br /&gt;
*نرخ سوخت ناخالص: نرخ سوخت ناخالص، میزان پولی که ماهانه از دست می¬دهید را در نظر می¬گیرد بدون در نظر گرفتن درامد شما.&lt;br /&gt;
نرخ خالص سوخت معیار ترجیحی اکثر شرکتهای نوپا است زیرا ورودیهای نقدی معمول مانند وجوه سرمایه گذار، فروش، وامها و غیره را در نظر می¬گیرد. اگر از داده¬ی مربوط به چندین سال داده استفاده می کنید، بخاطر داشته باشید که آنها را به ماه تبدیل کنید تا نرخ سوخت و فرصت بقای استارتاپ صحیح محاسبه شود. در اینجا مثالی با استفاده از اعداد و ارقام شرکت سوپر تاکنون آورده شده است:&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (شروع مانده نقدی - پایان مانده نقدی) ÷ تعداد ماه ها&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = (2،300،000 $ - 1،900،000 $) ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 400000 $ ÷ 6 ماه&lt;br /&gt;
نرخ سوخت خالص = 66،666 دلار در ماه &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن کلیه ورودی ها و خروجی های نقدی، شرکت سوپر هر ماه نزدیک به 67000 دلار ضرر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#فرصت بقای خود را محاسبه کنید&lt;br /&gt;
اکنون، شما آماده هستید که اگر درآمد و هزینه های شما ثابت بماند، تعداد ماههای دوام تجارت خود را محاسبه کنید. به سادگی مانده پول نقد فعلی خود را بردارید و آن را بر متوسط نرخ سوخت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;
شرکت سوپر در حال حاضر 1.9 میلیون دلار در بانک دارد، بنابراین بیایید تعیین کنیم چه مدت می تواند بدون سرمایه¬گذاری مجدد دوام داشته باشد:&lt;br /&gt;
فرصت بقای = مانده پول نقد فعلی ÷ میزان سوختگی&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 1،900،000 $ 66 66،666 $&lt;br /&gt;
فرصت بقای = 28.5 ماه&lt;br /&gt;
شرکت سوپر فرصت بقایی کمتر از 29 ماه دارد. برای یک شرکت نرم افزاری در حال رشد، این رقم، رقم نسبتاً درستی است. مانده پول نقد فعلی می تواند این شرکت را تا مرحله بعدی جذب سرمایه یا نقطه عطف رشد سرپا نگاه دارد. در مثال ما، سوپر دقیقاً بین متوسط فرصت بقای معمول و بیشترین فرصت بقای معمول قرار می گیرد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=554</id>
		<title>فرصت بقا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA_%D8%A8%D9%82%D8%A7&amp;diff=554"/>
		<updated>2021-07-24T16:11:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Runway/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ˈrənˌwā/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فرصت بقا (Runway)''' به صورت اصلی در طراحی فرودگاه بکار گرفته می شود، بدین معنی که  runway، یک باند پرواز و فرود برای هواپیماهاست. اگر کسی مسئول طراحی یک فرودگاه باشد، لازم است که طول باند را مناسب و با کمترین هزینه طراحی کند تا تمام هواپیما ها به راحتی و ایمن پرواز کنند یا فرود بیایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اصطلاح وقتی برای کسب و کارهای نوپا بکار می رود بدین معنی است که تا چه زمانی یک استارتاپ یا شرکت نوپا، در صورت ثابت بودن درآمدها و هزینه های ثابت می تواند دوام بیاورد. زمانیکه شرکت ها سرمایه جذب می کنند، به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند که runway خود را افزایش دهند. باید توجه داشت که اگر سرمایه کمی برای یک شرکت جذب شود، رانوی کافی برای این شرکت موجود نیست تا از طریق آن بتواند کار قابل توجه و معنی داری انجام دهد. اگر میزان سرمایه جذب شده بیشتر از حد هم باشد، منابع هدر خواهند رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک شرکت ۱۰۰ میلیون تومان در ماه هزینه می کند (نرخ سوخت) و ۴۰۰ میلیون تومان هم در بانک دارد. اگر این شرکت ۱ میلیارد تومان جذب سرمایه داشته باشد، این شرکت ۱۴ ماه در بانک، رانوی خواهد داشت. در صورتیکه اگر این سرمایه را جذب نکرده بود، رانوی او ۴ ماه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس فرمول:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Runway = سرمایه / نرخ سوخت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر این شرکت سرمایه جذب نکرده باشد، runway  او طبق محاسبه زیر بدین صورت است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴= ۴۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ / ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی این شرکت تا ۴ ماه منابع مالی خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورت جذب سرمایه از سرمایه گذار runway افزایش خواهد یافت که نحوه محاسبه در ادامه آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ = ۱٫۴۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ / ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی این شرکت بعد از جذب سرمایه ۱۴ ماه منابع مالی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{https://karaya.ir/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%A8%D9%82%D8%A7-runway/}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC&amp;diff=547</id>
		<title>استراتژی خروج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC&amp;diff=547"/>
		<updated>2021-07-24T14:25:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Exit Strategy&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/eɡzət ˈstradəjē/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استراتژی خروج&lt;br /&gt;
استراتژی خروج یک طرح احتمالی است که توسط سرمایه گذاران، معامله گران، سرمایه گذاران ریسک پذیر یا صاحبین مشاغل با هدف تسویه‌ حساب یا نقد کردن دارایی‌های مالی و… در زمان خروج، برنامه‌ریزی می‌شود.&lt;br /&gt;
این استراتژی می‌تواند برای خروج از یک کسب و کار بدون سود اجرا شود. که در این شرایط هدف اجرای این استراتژی کم کردن ضرر است.&lt;br /&gt;
استراتژی خروج را همچنین می‌توان در زمانی که سرمایه‌گذار به هدف سود خود رسیده است، اجرا کرد. برای مثال سرمایه‌گذاران فرشته در یک کسب و کار می‌توانند پس از رسیدن به مرحله عرضه عمومی اولیه، این استراتژی را اجرا کنند.&lt;br /&gt;
از دلایل دیگری استفاده از ای استراتژی، ایجاد تغییرات قابل توجه در بازار است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:استراتژی خروج.png|بندانگشتی|استراتژی خروج]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف استراتژی خروج ==&lt;br /&gt;
استراتژی خروج به برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده گفته می‌شود که هریک از کارآفرینان، سرمایه‌گذاران، معامله گران و صاحبان مشاغل با هدف تسویه‌حساب یا نقد کردن دارایی‌های مالی و… در زمان خروج اجرا می‌گردد که می‌تواند فراتر از توافقات انجام‌شده صورت بگیرد.&lt;br /&gt;
این استراتژی ممکن است برای خروج از سرمایه‌گذاری غیر فعال و اتمام یک سرمایه‌گذاری بدون سود انجام گیرد بنابراین در این صورت هدف از اجرای استراتژی خروج محدود کردن زیان و ضرر است.&lt;br /&gt;
ممکن است این استراتژی زمانی اجرا شود که سرمایه‌گذار به سود هدف‌گذاری شده رسیده باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سرمایه‌گذار فرشته ممکن است در یک شرکت استارت آپ استراتژی خروج را در اولین مراحل کار اجرا نماید. از دیگر دلایل اجرای این استراتژی را می‌توان به تغییرات چشم‌گیر بازار به دلیل اتفاقات فاجعه‌بار، دلایل قانونی اشاره کرد و هم‌چنین ممکن است سرمایه‌گذار به دلیل بازنشستگی از کار دست بکشد و درآمد خود را نقد نماید. خروج کسب‌وکارها نباید با استراتژی خروج بازارهای اوراق بهادار جهانی اشتباه گرفته شود.&lt;br /&gt;
نکات کلیدی&lt;br /&gt;
*استراتژی خروج، برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده برای نقد کردن اموال مالی است که در یک سرمایه‌گذاری تجاری انجام‌شده است.&lt;br /&gt;
*استراتژی خروج، می‌تواند شامل عرضه سهام در اولین مراحل کار، مالکیت، خرید های فرعی باشد ولی ممکن است به‌صورت استراتژیک و با هدف جلوگیری از ورشکستگی و ضرر اجرا گردد.&lt;br /&gt;
*استراتژی های خروج همواره بر توقف روش‌های زیان‌بار و بدون سود در معاملات تأکید دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزینه‌های خروج برای سرمایه گذاران خطر پذیر و بنیان گذاران ==&lt;br /&gt;
خروج از استارتاپ (Exit) به چه معناست؟ چرا خروج از استارتاپ مهم‌ترین مرحله از فرآیند مدیریتی یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر است؟ سرمایه گذاران خطرپذیر به طور متوسط چند سال پس از سرمایه گذاری روی استارتاپ از آن خروج می‌کنند؟ انواع گزینه‌های خروج از یک استارتاپ کدامند؟ خروج موفق از استارتاپ مستلزم چه عواملی‌ است؟ زمان‌بندی خروج چه نقشی را در پرتفلیوی سرمایه گذار خطرپذیر بازی می‌کند؟&lt;br /&gt;
در این مطلب با مفهوم خروج از استارتاپ، اهمیت و گزینه‌های آن و در مطالب بعدی بلاگ با اهمیت زمان‌بندی، نمونه‌هایی از موفق‌ترین خروج‌ها و همچنین رفتار خروج صندوق‌های سرمایه گذاری خطرپذیر در جهان آشنا می‌شوید.&lt;br /&gt;
=== خروج بنیان‌گذاران از استارتاپ===&lt;br /&gt;
اگر مسیری که بنیان‌گذار هر استارتاپ‌ طی می‌کند را به چهار مرحله تفکیک کنیم، آن مراحل عبارتند از:&lt;br /&gt;
# ساختن&lt;br /&gt;
# جذب سرمایه از سرمایه گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
# افزایش مقیاس&lt;br /&gt;
# خروج&lt;br /&gt;
خروج از استارتاپ و دریافت نقدینگی در ازای سهام تحت مالکیت، آخرین مرحله و تعیین کننده سهم کارآفرین از ارزش ماجراجویی خود خواهد بود.&lt;br /&gt;
فرض کنید استارتاپی موفق در مراحل میانی توسعه، درخواستی مبنی بر فروش تمامی سهام خود به شرکتی بزرگ و هم‌صنعت را دارد. شرکت بزرگ‌تر با انگیزه بکارگیری تکنولوژی استارتاپ در راستای ایجاد مزیت رقابتی و افزایش سود اقتصادی، پیشنهاد خرید با مبلغی بسیار بالاتر از ارزشگذاری استارتاپ در آخرین مرحله جذب سرمایه را داده است.&lt;br /&gt;
واضح است که در صورت موافقت هیئت مدیره‌ی استارتاپ، تمامی سهامداران اعم از بنیان‌گذاران، سرمایه گذاران خطرپذیر و شاید پرسنل، سهام خود را در ازای دریافت وجه نقد، سهام شرکت خریدار و یا ترکیبی از این دو فروخته و از استارتاپ خروج می‌کنند. (البته در مواقعی که استارتاپ پیشنهاد خریدی دریافت نمی‌کند، خود بنیان‌گذاران در صورت تمایل به خروج فرآیند زمان‌بر معرفی استارتاپ به شرکت‌های دیگر را طی می‌کنند.)&lt;br /&gt;
می‌توان گفت اهمیت خروج برای بنیان‌گذاران استارتاپ در مقایسه با سرمایه گذاران خطرپذیر کم‌تر است؛ چرا که معمولا کارآفرینان برخلاف سرمایه گذاران خطرپذیر محدودیت زمانی ندارند. عمر یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر محدود (10 سال) است. به این معنا که تا پایان این بازه زمانی، بایستی صندوق از تمامی استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو خروج و بازده را میان سرمایه گذاران صندوق (نهادهای ثروتمند مانند صندوق‌های بازنشستگی، بعضا بانک‌ها و بیمه‌ها، نهادهای خیریه و دانشگاهی، شرکت‌های بزرگ و…) تقسیم کند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
از طرف دیگر کارآفرین ممکن است بدلیل پیوند عمیقی که با استارتاپ خود دارد، شاید بتوان گفت رابطه‌ای پدرانه/ مادرانه با استارتاپ:) به صورت جدی به خروج فکر نکند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
به عقیده من، کارآفرین واقعی (فردی که بتواند شرکت‌های دیگری را هم از الف تا ی بسازد) در صورت عدم خروج (البته پس از اطمینان از پایداری نسبی وضعیت استارتاپ) و راه‌اندازی استارتاپ‌های دیگر، به توانمندی‌های خود خیانت کرده است. (پیشنهاد می‌کنم این پادکست از راجر دیکی، بنیان‌گذار Gigster را بشنوید).&lt;br /&gt;
=== خروج صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر===&lt;br /&gt;
اگر مسیری که یک صندوق یا شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر طی می‌کند را به 4 مرحله‌ تفکیک کنیم، آن چهار مرحله عبارتند از&lt;br /&gt;
# جذب سرمایه از نهادهای ثروتمند&lt;br /&gt;
# شناسایی استارتاپ‌ها و سرمایه گذاری&lt;br /&gt;
# مدیریت و نظارت بر استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو&lt;br /&gt;
# خروج&lt;br /&gt;
از دیدگاه یک سرمایه گذار خطرپذیر خروج و دریافت نقدینگی در ازای سهام تحت مالکیت، آخرین و مهم‌ترین مرحله از این فرآیند است که به طور متوسط 5 الی 7 سال پس از سرمایه گذاری رخ می‌دهد. مهم‌ترین مرحله از این منظر که تعیین‌کننده میزان بازده سرمایه‌گذاری (Capital Gain) خواهد بود.&lt;br /&gt;
این فرآیند علاوه بر “کلیدی ‌بودن” ویژگی دیگری دارد: “دشوار بودن”&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
برخلاف سرمایه‌گذاران فعال در بازارهای مالی عمومی، سرمایه‌گذاران خطرپذیر بدلیل عدم بهره‌مندی از امکان فروش سهام مالکیت خود در بازار بورس با مشکلات بزرگی در زمینه قیمت‌گذاری سهام (Pricing) و نقدینگی (Liquidity) مواجه هستند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
بنابراین اهمیت بررسی گزینه‌های موجود برای خروج مطرح خواهد شد که متأسفانه از تنوع چندانی نیز برخوردار نیستند.&lt;br /&gt;
در ادامه به معرفی یکایک گزینه‌های خروج خواهیم پرداخت.&lt;br /&gt;
== گزینه‌های خروج از استارتاپ ==&lt;br /&gt;
=== تملیک (Acquisition)===&lt;br /&gt;
اصلی‌ترین استراتژی خروج از استارتاپ، فروش سهام به شرکتی بزرگ‌تر در صنعت مورد فعالیت یا صنعتی مشابه در ازای دریافت وجه نقد، سهام شرکت خریدار و یا ترکیبی از این دو می‌باشد. معمولا هدف شرکت بزرگ‌تر (خریدار) از تملیک، بهره‌مندی و بکارگیری محصول و یا تکنولوژیِ بکار رفته در شرکت کوچک‌تر (شرکت هدف) است بگونه‌ای که به مزیت رقابتی و در نهایت به افزایش سود اقتصادی منجر گردد.&lt;br /&gt;
معمولاً در این نوع خروج، مدیران و کارکنان کلیدی که سهامدار می‌باشند، تا ‌زمانی پس از تملیک که سهام طبق برنامه واگذاری تعیین شده به ایشان واگذار شود همکاری خود با شرکت خریدار را ادامه می‌دهند.&lt;br /&gt;
در واقع اساس این نوع از تملیک، هم‌افزایی پیش‌بینی‌شده بین محصول و یا خدمت ارائه شده توسط شرکت هدف و شرکت خریدار است.&lt;br /&gt;
نوع دیگری از تملیک (Acquihire) نیز بر اساس توانمندی تیم بنیان‌گذار شرکت هدف صورت می‌گیرد. بعبارت بهتر، شرکت خریدار ارزشی برای محصول فعلی شرکت هدف قائل نیست و خواستار تملیک تیم و انتقال آنان به شرکت خود از طریق ارائه پیشنهادهایی مبنی بر حقوق‌ و مزایایی بسیار بالاست. از آنجا که این نوع تملیک در مراحل ابتدایی توسعه انجام می‌شود به بازده چندان چشمگیری برای سهامداران نمی‌انجامد.&lt;br /&gt;
=== ادغام و تملیک (Mergers and Acquisitions)===&lt;br /&gt;
این فرآیند شامل ادغام دو شرکت مشابه و هم‌اندازه (Merger of equals) و خرید یا تملیک (Acquisition or takeover) شرکت کوچک‌تر (هدف) توسط شرکتی بزرگ‌تر (خریدار) است.&lt;br /&gt;
تفاوت دو فرآیند نامبرده در تشکیل و عدم تشکیل شرکتی جدید است. به عبارت بهتر در حالت ادغام، شرکتی جدید ایجاد می‌شود حال آنکه در تملیک، تغییری در نام و برند خریدار پس از خرید شرکت هدف ایجاد نمی‌شود.&lt;br /&gt;
هدف از این فرآیند که در آن شرکت توسط شرکتی مشابه و بزرگ‌تر خریداری می‌گردد، افزایش کارایی، سهم از بازار و در نهایت سود اقتصادی شرکت خریدار با بهره‌برداری از برخی ویژگی‌های شرکت هدف از قبیل موارد زیر است:&lt;br /&gt;
* قابلیت‌ها&lt;br /&gt;
*منابع&lt;br /&gt;
*محصولات&lt;br /&gt;
*منطقه جغرافیایی سرویس‌دهی&lt;br /&gt;
*تکنولوژی و یا دارایی فکری&lt;br /&gt;
*پتانسیل رشد سهام&lt;br /&gt;
*جامعه مشتریان&lt;br /&gt;
*عملیات سودده&lt;br /&gt;
البته گاهی دو شرکت هم‌صنعت و رقیب یکدیگر بوده و هدف از ادغام و تملیک صرفاً حذف رقابت موجود است.&lt;br /&gt;
برای مشاهده نمودار مربوط به ارزش کل معاملات ادغام و تملیک‌ صورت گرفته در مقیاس جهانی و از سال 1985 تا 2018 به این لینک مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
بدلیل پیچیدگی ادغام و تملیک، بسیاری از شرکت‌هایی که قصد خرید شرکت‌های کوچک‌تر را دارند این فرآیند را در کنار شرکت‌های مشاوره مالی و همچنین تأمین سرمایه‌ها پیش می‌برند.&lt;br /&gt;
برخی شرکت‌های بالغ و بزرگ برنامه‌ای نظام‌یافته برای پایش گزینه‌های ادغام و تملیک موجود و سپس انجام این فرآیند بصورت سالانه (Programmatic M&amp;amp;A)  دارند.&lt;br /&gt;
در ایران تعداد خروج‌ها از هر دو روش معرفی شده، بسیار کم است. دلیل آن هم میتواند تعداد بسیار کم شرکت‌های تکنولوژی محورِ بزرگ و با منایع مالی کافی برای خرید استارتاپ‌ها، نداشتن دیدگاه استراتژیک این شرکت‌ها و یا عدم وجود استارتاپ‌های موفق و قابل خریداری ست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازخرید سهام (Buy Back)===&lt;br /&gt;
این فرآیند خروج که بیش‌تر در مورد سرمایه‌گذاران در مراحل بلوغ شرکت‌ها، صندوق‌های اختصاصی (Private Equities) رخ می‌دهد ساده و بسیار محبوب است.&lt;br /&gt;
در این نوع خروج، خود بنیان‌گذار و یا شرکت، سهام سرمایه‌ گذار خطر پذیر را خریداری می‌کند. پیش‌نیاز امکان چنین خروجی وجود قرارداد سهام با اختیار فروش (Puttable Shares) میان سرمایه‌گذار خطر پذیر و بنیان‌گذار است.&lt;br /&gt;
نکته بسیار مهم در این نوع خروج، وضعیت نقدینگی بنیان‌گذار می‌باشد. در واقع امضای این قرارداد و اعطای حق بازخرید سهام به بنیان‌گذار، در صورت کافی نبودن نقدینگی در دسترس او ممکن است ریسک مذاکرات و چانه‌زنی‌ها مبنی بر کاهش قیمت سهام و یا در نظر گرفتن بازه زمانی برای پرداخت بخشی از مبلغ تعیین شده را به دنبال داشته باشد.&lt;br /&gt;
===  فروش سهام در بورس (IPO or the sale after the IPO)===&lt;br /&gt;
رؤیای هر سرمایه‌گذار خطرپذیر، خروج از طریق عرضه اولیه سهام شرکت در بورس است چرا که این خروج به بیش‌ترین‌ بازده سرمایه‌گذاری ممکن می‌انجامد. البته احتمال وقوع این رؤیا بسیار کم (فرض کنید 1 از 100) است.  بعبارت بهتر از هر 100 مورد سرمایه گذاری روی استارتاپ‌ها، تنها یک مورد، موفق به فروش سهام به عموم می‌شود.&lt;br /&gt;
معمولا این نوع خروج مربوط به زمانی‌ست که شرکت به بلوغ رسیده و امکان جذب سرمایه از صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و یا صندوق‌های اختصاصی را ندارد. این شرکت اگر پیش‌نیازها و شرایط لازم برای عام شدن را محقق کند، با پشت سر گذاشتن مقدمات لازم و نسبتا پیچیده عرضه اولیه سهام، بخشی از سهام را بصورت عمومی و برای نخستین بار به سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی در بورس می‌فروشد. البته سرمایه‌گذاران خطرپذیر ممکن است در صورت مالکیت درصدی قابل توجه نتوانند تا مدتی مشخص پس از این رخداد، سهام خود را بفروشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{https://adlan.club/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{https://charkhacademy.com/3332-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-exit-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC&amp;diff=546</id>
		<title>استراتژی خروج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC&amp;diff=546"/>
		<updated>2021-07-24T14:24:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Exit Strategy&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/eɡzət ˈstradəjē/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استراتژی خروج&lt;br /&gt;
استراتژی خروج یک طرح احتمالی است که توسط سرمایه گذاران، معامله گران، سرمایه گذاران ریسک پذیر یا صاحبین مشاغل با هدف تسویه‌ حساب یا نقد کردن دارایی‌های مالی و… در زمان خروج، برنامه‌ریزی می‌شود.&lt;br /&gt;
این استراتژی می‌تواند برای خروج از یک کسب و کار بدون سود اجرا شود. که در این شرایط هدف اجرای این استراتژی کم کردن ضرر است.&lt;br /&gt;
استراتژی خروج را همچنین می‌توان در زمانی که سرمایه‌گذار به هدف سود خود رسیده است، اجرا کرد. برای مثال سرمایه‌گذاران فرشته در یک کسب و کار می‌توانند پس از رسیدن به مرحله عرضه عمومی اولیه، این استراتژی را اجرا کنند.&lt;br /&gt;
از دلایل دیگری استفاده از ای استراتژی، ایجاد تغییرات قابل توجه در بازار است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:استراتژی خروج.png|بندانگشتی|استراتژی خروج]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف استراتژی خروج ==&lt;br /&gt;
استراتژی خروج به برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده گفته می‌شود که هریک از کارآفرینان، سرمایه‌گذاران، معامله گران و صاحبان مشاغل با هدف تسویه‌حساب یا نقد کردن دارایی‌های مالی و… در زمان خروج اجرا می‌گردد که می‌تواند فراتر از توافقات انجام‌شده صورت بگیرد.&lt;br /&gt;
این استراتژی ممکن است برای خروج از سرمایه‌گذاری غیر فعال و اتمام یک سرمایه‌گذاری بدون سود انجام گیرد بنابراین در این صورت هدف از اجرای استراتژی خروج محدود کردن زیان و ضرر است.&lt;br /&gt;
ممکن است این استراتژی زمانی اجرا شود که سرمایه‌گذار به سود هدف‌گذاری شده رسیده باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سرمایه‌گذار فرشته ممکن است در یک شرکت استارت آپ استراتژی خروج را در اولین مراحل کار اجرا نماید. از دیگر دلایل اجرای این استراتژی را می‌توان به تغییرات چشم‌گیر بازار به دلیل اتفاقات فاجعه‌بار، دلایل قانونی اشاره کرد و هم‌چنین ممکن است سرمایه‌گذار به دلیل بازنشستگی از کار دست بکشد و درآمد خود را نقد نماید. خروج کسب‌وکارها نباید با استراتژی خروج بازارهای اوراق بهادار جهانی اشتباه گرفته شود.&lt;br /&gt;
نکات کلیدی&lt;br /&gt;
*استراتژی خروج، برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده برای نقد کردن اموال مالی است که در یک سرمایه‌گذاری تجاری انجام‌شده است.&lt;br /&gt;
*استراتژی خروج، می‌تواند شامل عرضه سهام در اولین مراحل کار، مالکیت، خرید های فرعی باشد ولی ممکن است به‌صورت استراتژیک و با هدف جلوگیری از ورشکستگی و ضرر اجرا گردد.&lt;br /&gt;
*استراتژی های خروج همواره بر توقف روش‌های زیان‌بار و بدون سود در معاملات تأکید دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزینه‌های خروج برای سرمایه گذاران خطر پذیر و بنیان گذاران ==&lt;br /&gt;
خروج از استارتاپ (Exit) به چه معناست؟ چرا خروج از استارتاپ مهم‌ترین مرحله از فرآیند مدیریتی یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر است؟ سرمایه گذاران خطرپذیر به طور متوسط چند سال پس از سرمایه گذاری روی استارتاپ از آن خروج می‌کنند؟ انواع گزینه‌های خروج از یک استارتاپ کدامند؟ خروج موفق از استارتاپ مستلزم چه عواملی‌ است؟ زمان‌بندی خروج چه نقشی را در پرتفلیوی سرمایه گذار خطرپذیر بازی می‌کند؟&lt;br /&gt;
در این مطلب با مفهوم خروج از استارتاپ، اهمیت و گزینه‌های آن و در مطالب بعدی بلاگ با اهمیت زمان‌بندی، نمونه‌هایی از موفق‌ترین خروج‌ها و همچنین رفتار خروج صندوق‌های سرمایه گذاری خطرپذیر در جهان آشنا می‌شوید.&lt;br /&gt;
=== خروج بنیان‌گذاران از استارتاپ===&lt;br /&gt;
اگر مسیری که بنیان‌گذار هر استارتاپ‌ طی می‌کند را به چهار مرحله تفکیک کنیم، آن مراحل عبارتند از:&lt;br /&gt;
# ساختن&lt;br /&gt;
# جذب سرمایه از سرمایه گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
# افزایش مقیاس&lt;br /&gt;
# خروج&lt;br /&gt;
خروج از استارتاپ و دریافت نقدینگی در ازای سهام تحت مالکیت، آخرین مرحله و تعیین کننده سهم کارآفرین از ارزش ماجراجویی خود خواهد بود.&lt;br /&gt;
فرض کنید استارتاپی موفق در مراحل میانی توسعه، درخواستی مبنی بر فروش تمامی سهام خود به شرکتی بزرگ و هم‌صنعت را دارد. شرکت بزرگ‌تر با انگیزه بکارگیری تکنولوژی استارتاپ در راستای ایجاد مزیت رقابتی و افزایش سود اقتصادی، پیشنهاد خرید با مبلغی بسیار بالاتر از ارزشگذاری استارتاپ در آخرین مرحله جذب سرمایه را داده است.&lt;br /&gt;
واضح است که در صورت موافقت هیئت مدیره‌ی استارتاپ، تمامی سهامداران اعم از بنیان‌گذاران، سرمایه گذاران خطرپذیر و شاید پرسنل، سهام خود را در ازای دریافت وجه نقد، سهام شرکت خریدار و یا ترکیبی از این دو فروخته و از استارتاپ خروج می‌کنند. (البته در مواقعی که استارتاپ پیشنهاد خریدی دریافت نمی‌کند، خود بنیان‌گذاران در صورت تمایل به خروج فرآیند زمان‌بر معرفی استارتاپ به شرکت‌های دیگر را طی می‌کنند.)&lt;br /&gt;
می‌توان گفت اهمیت خروج برای بنیان‌گذاران استارتاپ در مقایسه با سرمایه گذاران خطرپذیر کم‌تر است؛ چرا که معمولا کارآفرینان برخلاف سرمایه گذاران خطرپذیر محدودیت زمانی ندارند. عمر یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر محدود (10 سال) است. به این معنا که تا پایان این بازه زمانی، بایستی صندوق از تمامی استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو خروج و بازده را میان سرمایه گذاران صندوق (نهادهای ثروتمند مانند صندوق‌های بازنشستگی، بعضا بانک‌ها و بیمه‌ها، نهادهای خیریه و دانشگاهی، شرکت‌های بزرگ و…) تقسیم کند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
از طرف دیگر کارآفرین ممکن است بدلیل پیوند عمیقی که با استارتاپ خود دارد، شاید بتوان گفت رابطه‌ای پدرانه/ مادرانه با استارتاپ:) به صورت جدی به خروج فکر نکند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
به عقیده من، کارآفرین واقعی (فردی که بتواند شرکت‌های دیگری را هم از الف تا ی بسازد) در صورت عدم خروج (البته پس از اطمینان از پایداری نسبی وضعیت استارتاپ) و راه‌اندازی استارتاپ‌های دیگر، به توانمندی‌های خود خیانت کرده است. (پیشنهاد می‌کنم این پادکست از راجر دیکی، بنیان‌گذار Gigster را بشنوید).&lt;br /&gt;
=== خروج صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر===&lt;br /&gt;
اگر مسیری که یک صندوق یا شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر طی می‌کند را به 4 مرحله‌ تفکیک کنیم، آن چهار مرحله عبارتند از&lt;br /&gt;
# جذب سرمایه از نهادهای ثروتمند&lt;br /&gt;
# شناسایی استارتاپ‌ها و سرمایه گذاری&lt;br /&gt;
# مدیریت و نظارت بر استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو&lt;br /&gt;
# خروج&lt;br /&gt;
از دیدگاه یک سرمایه گذار خطرپذیر خروج و دریافت نقدینگی در ازای سهام تحت مالکیت، آخرین و مهم‌ترین مرحله از این فرآیند است که به طور متوسط 5 الی 7 سال پس از سرمایه گذاری رخ می‌دهد. مهم‌ترین مرحله از این منظر که تعیین‌کننده میزان بازده سرمایه‌گذاری (Capital Gain) خواهد بود.&lt;br /&gt;
این فرآیند علاوه بر “کلیدی ‌بودن” ویژگی دیگری دارد: “دشوار بودن”&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
برخلاف سرمایه‌گذاران فعال در بازارهای مالی عمومی، سرمایه‌گذاران خطرپذیر بدلیل عدم بهره‌مندی از امکان فروش سهام مالکیت خود در بازار بورس با مشکلات بزرگی در زمینه قیمت‌گذاری سهام (Pricing) و نقدینگی (Liquidity) مواجه هستند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
بنابراین اهمیت بررسی گزینه‌های موجود برای خروج مطرح خواهد شد که متأسفانه از تنوع چندانی نیز برخوردار نیستند.&lt;br /&gt;
در ادامه به معرفی یکایک گزینه‌های خروج خواهیم پرداخت.&lt;br /&gt;
== گزینه‌های خروج از استارتاپ ==&lt;br /&gt;
=== تملیک (Acquisition)===&lt;br /&gt;
اصلی‌ترین استراتژی خروج از استارتاپ، فروش سهام به شرکتی بزرگ‌تر در صنعت مورد فعالیت یا صنعتی مشابه در ازای دریافت وجه نقد، سهام شرکت خریدار و یا ترکیبی از این دو می‌باشد. معمولا هدف شرکت بزرگ‌تر (خریدار) از تملیک، بهره‌مندی و بکارگیری محصول و یا تکنولوژیِ بکار رفته در شرکت کوچک‌تر (شرکت هدف) است بگونه‌ای که به مزیت رقابتی و در نهایت به افزایش سود اقتصادی منجر گردد.&lt;br /&gt;
معمولاً در این نوع خروج، مدیران و کارکنان کلیدی که سهامدار می‌باشند، تا ‌زمانی پس از تملیک که سهام طبق برنامه واگذاری تعیین شده به ایشان واگذار شود همکاری خود با شرکت خریدار را ادامه می‌دهند.&lt;br /&gt;
در واقع اساس این نوع از تملیک، هم‌افزایی پیش‌بینی‌شده بین محصول و یا خدمت ارائه شده توسط شرکت هدف و شرکت خریدار است.&lt;br /&gt;
نوع دیگری از تملیک (Acquihire) نیز بر اساس توانمندی تیم بنیان‌گذار شرکت هدف صورت می‌گیرد. بعبارت بهتر، شرکت خریدار ارزشی برای محصول فعلی شرکت هدف قائل نیست و خواستار تملیک تیم و انتقال آنان به شرکت خود از طریق ارائه پیشنهادهایی مبنی بر حقوق‌ و مزایایی بسیار بالاست. از آنجا که این نوع تملیک در مراحل ابتدایی توسعه انجام می‌شود به بازده چندان چشمگیری برای سهامداران نمی‌انجامد.&lt;br /&gt;
=== ادغام و تملیک (Mergers and Acquisitions)===&lt;br /&gt;
این فرآیند شامل ادغام دو شرکت مشابه و هم‌اندازه (Merger of equals) و خرید یا تملیک (Acquisition or takeover) شرکت کوچک‌تر (هدف) توسط شرکتی بزرگ‌تر (خریدار) است.&lt;br /&gt;
تفاوت دو فرآیند نامبرده در تشکیل و عدم تشکیل شرکتی جدید است. به عبارت بهتر در حالت ادغام، شرکتی جدید ایجاد می‌شود حال آنکه در تملیک، تغییری در نام و برند خریدار پس از خرید شرکت هدف ایجاد نمی‌شود.&lt;br /&gt;
هدف از این فرآیند که در آن شرکت توسط شرکتی مشابه و بزرگ‌تر خریداری می‌گردد، افزایش کارایی، سهم از بازار و در نهایت سود اقتصادی شرکت خریدار با بهره‌برداری از برخی ویژگی‌های شرکت هدف از قبیل موارد زیر است:&lt;br /&gt;
* قابلیت‌ها&lt;br /&gt;
*منابع&lt;br /&gt;
*محصولات&lt;br /&gt;
*منطقه جغرافیایی سرویس‌دهی&lt;br /&gt;
*تکنولوژی و یا دارایی فکری&lt;br /&gt;
*پتانسیل رشد سهام&lt;br /&gt;
*جامعه مشتریان&lt;br /&gt;
*عملیات سودده&lt;br /&gt;
البته گاهی دو شرکت هم‌صنعت و رقیب یکدیگر بوده و هدف از ادغام و تملیک صرفاً حذف رقابت موجود است.&lt;br /&gt;
برای مشاهده نمودار مربوط به ارزش کل معاملات ادغام و تملیک‌ صورت گرفته در مقیاس جهانی و از سال 1985 تا 2018 به این لینک مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
بدلیل پیچیدگی ادغام و تملیک، بسیاری از شرکت‌هایی که قصد خرید شرکت‌های کوچک‌تر را دارند این فرآیند را در کنار شرکت‌های مشاوره مالی و همچنین تأمین سرمایه‌ها پیش می‌برند.&lt;br /&gt;
برخی شرکت‌های بالغ و بزرگ برنامه‌ای نظام‌یافته برای پایش گزینه‌های ادغام و تملیک موجود و سپس انجام این فرآیند بصورت سالانه (Programmatic M&amp;amp;A)  دارند.&lt;br /&gt;
در ایران تعداد خروج‌ها از هر دو روش معرفی شده، بسیار کم است. دلیل آن هم میتواند تعداد بسیار کم شرکت‌های تکنولوژی محورِ بزرگ و با منایع مالی کافی برای خرید استارتاپ‌ها، نداشتن دیدگاه استراتژیک این شرکت‌ها و یا عدم وجود استارتاپ‌های موفق و قابل خریداری ست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازخرید سهام (Buy Back)===&lt;br /&gt;
این فرآیند خروج که بیش‌تر در مورد سرمایه‌گذاران در مراحل بلوغ شرکت‌ها، صندوق‌های اختصاصی (Private Equities) رخ می‌دهد ساده و بسیار محبوب است.&lt;br /&gt;
در این نوع خروج، خود بنیان‌گذار و یا شرکت، سهام سرمایه‌ گذار خطر پذیر را خریداری می‌کند. پیش‌نیاز امکان چنین خروجی وجود قرارداد سهام با اختیار فروش (Puttable Shares) میان سرمایه‌گذار خطر پذیر و بنیان‌گذار است.&lt;br /&gt;
نکته بسیار مهم در این نوع خروج، وضعیت نقدینگی بنیان‌گذار می‌باشد. در واقع امضای این قرارداد و اعطای حق بازخرید سهام به بنیان‌گذار، در صورت کافی نبودن نقدینگی در دسترس او ممکن است ریسک مذاکرات و چانه‌زنی‌ها مبنی بر کاهش قیمت سهام و یا در نظر گرفتن بازه زمانی برای پرداخت بخشی از مبلغ تعیین شده را به دنبال داشته باشد.&lt;br /&gt;
===  فروش سهام در بورس (IPO or the sale after the IPO)===&lt;br /&gt;
رؤیای هر سرمایه‌گذار خطرپذیر، خروج از طریق عرضه اولیه سهام شرکت در بورس است چرا که این خروج به بیش‌ترین‌ بازده سرمایه‌گذاری ممکن می‌انجامد. البته احتمال وقوع این رؤیا بسیار کم (فرض کنید 1 از 100) است.  بعبارت بهتر از هر 100 مورد سرمایه گذاری روی استارتاپ‌ها، تنها یک مورد، موفق به فروش سهام به عموم می‌شود.&lt;br /&gt;
معمولا این نوع خروج مربوط به زمانی‌ست که شرکت به بلوغ رسیده و امکان جذب سرمایه از صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و یا صندوق‌های اختصاصی را ندارد. این شرکت اگر پیش‌نیازها و شرایط لازم برای عام شدن را محقق کند، با پشت سر گذاشتن مقدمات لازم و نسبتا پیچیده عرضه اولیه سهام، بخشی از سهام را بصورت عمومی و برای نخستین بار به سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی در بورس می‌فروشد. البته سرمایه‌گذاران خطرپذیر ممکن است در صورت مالکیت درصدی قابل توجه نتوانند تا مدتی مشخص پس از این رخداد، سهام خود را بفروشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{https://adlan.club/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F}}&lt;br /&gt;
{{https://charkhacademy.com/3332-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-exit-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC&amp;diff=545</id>
		<title>استراتژی خروج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C_%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC&amp;diff=545"/>
		<updated>2021-07-24T14:13:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Exit Strategy&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/eɡzət ˈstradəjē/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استراتژی خروج&lt;br /&gt;
استراتژی خروج یک طرح احتمالی است که توسط سرمایه گذاران، معامله گران، سرمایه گذاران ریسک پذیر یا صاحبین مشاغل با هدف تسویه‌ حساب یا نقد کردن دارایی‌های مالی و… در زمان خروج، برنامه‌ریزی می‌شود.&lt;br /&gt;
این استراتژی می‌تواند برای خروج از یک کسب و کار بدون سود اجرا شود. که در این شرایط هدف اجرای این استراتژی کم کردن ضرر است.&lt;br /&gt;
استراتژی خروج را همچنین می‌توان در زمانی که سرمایه‌گذار به هدف سود خود رسیده است، اجرا کرد. برای مثال سرمایه‌گذاران فرشته در یک کسب و کار می‌توانند پس از رسیدن به مرحله عرضه عمومی اولیه، این استراتژی را اجرا کنند.&lt;br /&gt;
از دلایل دیگری استفاده از ای استراتژی، ایجاد تغییرات قابل توجه در بازار است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:استراتژی خروج.png|بندانگشتی|استراتژی خروج]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف استراتژی خروج ==&lt;br /&gt;
استراتژی خروج به برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده گفته می‌شود که هریک از کارآفرینان، سرمایه‌گذاران، معامله گران و صاحبان مشاغل با هدف تسویه‌حساب یا نقد کردن دارایی‌های مالی و… در زمان خروج اجرا می‌گردد که می‌تواند فراتر از توافقات انجام‌شده صورت بگیرد.&lt;br /&gt;
این استراتژی ممکن است برای خروج از سرمایه‌گذاری غیر فعال و اتمام یک سرمایه‌گذاری بدون سود انجام گیرد بنابراین در این صورت هدف از اجرای استراتژی خروج محدود کردن زیان و ضرر است.&lt;br /&gt;
ممکن است این استراتژی زمانی اجرا شود که سرمایه‌گذار به سود هدف‌گذاری شده رسیده باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سرمایه‌گذار فرشته ممکن است در یک شرکت استارت آپ استراتژی خروج را در اولین مراحل کار اجرا نماید. از دیگر دلایل اجرای این استراتژی را می‌توان به تغییرات چشم‌گیر بازار به دلیل اتفاقات فاجعه‌بار، دلایل قانونی اشاره کرد و هم‌چنین ممکن است سرمایه‌گذار به دلیل بازنشستگی از کار دست بکشد و درآمد خود را نقد نماید. خروج کسب‌وکارها نباید با استراتژی خروج بازارهای اوراق بهادار جهانی اشتباه گرفته شود.&lt;br /&gt;
نکات کلیدی&lt;br /&gt;
*استراتژی خروج، برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده برای نقد کردن اموال مالی است که در یک سرمایه‌گذاری تجاری انجام‌شده است.&lt;br /&gt;
*استراتژی خروج، می‌تواند شامل عرضه سهام در اولین مراحل کار، مالکیت، خرید های فرعی باشد ولی ممکن است به‌صورت استراتژیک و با هدف جلوگیری از ورشکستگی و ضرر اجرا گردد.&lt;br /&gt;
*استراتژی های خروج همواره بر توقف روش‌های زیان‌بار و بدون سود در معاملات تأکید دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزینه‌های خروج برای سرمایه گذاران خطر پذیر و بنیان گذاران ==&lt;br /&gt;
خروج از استارتاپ (Exit) به چه معناست؟ چرا خروج از استارتاپ مهم‌ترین مرحله از فرآیند مدیریتی یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر است؟ سرمایه گذاران خطرپذیر به طور متوسط چند سال پس از سرمایه گذاری روی استارتاپ از آن خروج می‌کنند؟ انواع گزینه‌های خروج از یک استارتاپ کدامند؟ خروج موفق از استارتاپ مستلزم چه عواملی‌ است؟ زمان‌بندی خروج چه نقشی را در پرتفلیوی سرمایه گذار خطرپذیر بازی می‌کند؟&lt;br /&gt;
در این مطلب با مفهوم خروج از استارتاپ، اهمیت و گزینه‌های آن و در مطالب بعدی بلاگ با اهمیت زمان‌بندی، نمونه‌هایی از موفق‌ترین خروج‌ها و همچنین رفتار خروج صندوق‌های سرمایه گذاری خطرپذیر در جهان آشنا می‌شوید.&lt;br /&gt;
=== خروج بنیان‌گذاران از استارتاپ===&lt;br /&gt;
اگر مسیری که بنیان‌گذار هر استارتاپ‌ طی می‌کند را به چهار مرحله تفکیک کنیم، آن مراحل عبارتند از:&lt;br /&gt;
# ساختن&lt;br /&gt;
# جذب سرمایه از سرمایه گذاران خطرپذیر&lt;br /&gt;
# افزایش مقیاس&lt;br /&gt;
# خروج&lt;br /&gt;
خروج از استارتاپ و دریافت نقدینگی در ازای سهام تحت مالکیت، آخرین مرحله و تعیین کننده سهم کارآفرین از ارزش ماجراجویی خود خواهد بود.&lt;br /&gt;
فرض کنید استارتاپی موفق در مراحل میانی توسعه، درخواستی مبنی بر فروش تمامی سهام خود به شرکتی بزرگ و هم‌صنعت را دارد. شرکت بزرگ‌تر با انگیزه بکارگیری تکنولوژی استارتاپ در راستای ایجاد مزیت رقابتی و افزایش سود اقتصادی، پیشنهاد خرید با مبلغی بسیار بالاتر از ارزشگذاری استارتاپ در آخرین مرحله جذب سرمایه را داده است.&lt;br /&gt;
واضح است که در صورت موافقت هیئت مدیره‌ی استارتاپ، تمامی سهامداران اعم از بنیان‌گذاران، سرمایه گذاران خطرپذیر و شاید پرسنل، سهام خود را در ازای دریافت وجه نقد، سهام شرکت خریدار و یا ترکیبی از این دو فروخته و از استارتاپ خروج می‌کنند. (البته در مواقعی که استارتاپ پیشنهاد خریدی دریافت نمی‌کند، خود بنیان‌گذاران در صورت تمایل به خروج فرآیند زمان‌بر معرفی استارتاپ به شرکت‌های دیگر را طی می‌کنند.)&lt;br /&gt;
می‌توان گفت اهمیت خروج برای بنیان‌گذاران استارتاپ در مقایسه با سرمایه گذاران خطرپذیر کم‌تر است؛ چرا که معمولا کارآفرینان برخلاف سرمایه گذاران خطرپذیر محدودیت زمانی ندارند. عمر یک صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر محدود (10 سال) است. به این معنا که تا پایان این بازه زمانی، بایستی صندوق از تمامی استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو خروج و بازده را میان سرمایه گذاران صندوق (نهادهای ثروتمند مانند صندوق‌های بازنشستگی، بعضا بانک‌ها و بیمه‌ها، نهادهای خیریه و دانشگاهی، شرکت‌های بزرگ و…) تقسیم کند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
از طرف دیگر کارآفرین ممکن است بدلیل پیوند عمیقی که با استارتاپ خود دارد، شاید بتوان گفت رابطه‌ای پدرانه/ مادرانه با استارتاپ:) به صورت جدی به خروج فکر نکند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
به عقیده من، کارآفرین واقعی (فردی که بتواند شرکت‌های دیگری را هم از الف تا ی بسازد) در صورت عدم خروج (البته پس از اطمینان از پایداری نسبی وضعیت استارتاپ) و راه‌اندازی استارتاپ‌های دیگر، به توانمندی‌های خود خیانت کرده است. (پیشنهاد می‌کنم این پادکست از راجر دیکی، بنیان‌گذار Gigster را بشنوید).&lt;br /&gt;
=== خروج صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر===&lt;br /&gt;
اگر مسیری که یک صندوق یا شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر طی می‌کند را به 4 مرحله‌ تفکیک کنیم، آن چهار مرحله عبارتند از&lt;br /&gt;
# جذب سرمایه از نهادهای ثروتمند&lt;br /&gt;
# شناسایی استارتاپ‌ها و سرمایه گذاری&lt;br /&gt;
# مدیریت و نظارت بر استارتاپ‌های موجود در پرتفلیو&lt;br /&gt;
# خروج&lt;br /&gt;
از دیدگاه یک سرمایه گذار خطرپذیر خروج و دریافت نقدینگی در ازای سهام تحت مالکیت، آخرین و مهم‌ترین مرحله از این فرآیند است که به طور متوسط 5 الی 7 سال پس از سرمایه گذاری رخ می‌دهد. مهم‌ترین مرحله از این منظر که تعیین‌کننده میزان بازده سرمایه‌گذاری (Capital Gain) خواهد بود.&lt;br /&gt;
این فرآیند علاوه بر “کلیدی ‌بودن” ویژگی دیگری دارد: “دشوار بودن”&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
برخلاف سرمایه‌گذاران فعال در بازارهای مالی عمومی، سرمایه‌گذاران خطرپذیر بدلیل عدم بهره‌مندی از امکان فروش سهام مالکیت خود در بازار بورس با مشکلات بزرگی در زمینه قیمت‌گذاری سهام (Pricing) و نقدینگی (Liquidity) مواجه هستند.&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
بنابراین اهمیت بررسی گزینه‌های موجود برای خروج مطرح خواهد شد که متأسفانه از تنوع چندانی نیز برخوردار نیستند.&lt;br /&gt;
در ادامه به معرفی یکایک گزینه‌های خروج خواهیم پرداخت.&lt;br /&gt;
== گزینه‌های خروج از استارتاپ ==&lt;br /&gt;
=== تملیک (Acquisition)===&lt;br /&gt;
اصلی‌ترین استراتژی خروج از استارتاپ، فروش سهام به شرکتی بزرگ‌تر در صنعت مورد فعالیت یا صنعتی مشابه در ازای دریافت وجه نقد، سهام شرکت خریدار و یا ترکیبی از این دو می‌باشد. معمولا هدف شرکت بزرگ‌تر (خریدار) از تملیک، بهره‌مندی و بکارگیری محصول و یا تکنولوژیِ بکار رفته در شرکت کوچک‌تر (شرکت هدف) است بگونه‌ای که به مزیت رقابتی و در نهایت به افزایش سود اقتصادی منجر گردد.&lt;br /&gt;
معمولاً در این نوع خروج، مدیران و کارکنان کلیدی که سهامدار می‌باشند، تا ‌زمانی پس از تملیک که سهام طبق برنامه واگذاری تعیین شده به ایشان واگذار شود همکاری خود با شرکت خریدار را ادامه می‌دهند.&lt;br /&gt;
در واقع اساس این نوع از تملیک، هم‌افزایی پیش‌بینی‌شده بین محصول و یا خدمت ارائه شده توسط شرکت هدف و شرکت خریدار است.&lt;br /&gt;
نوع دیگری از تملیک (Acquihire) نیز بر اساس توانمندی تیم بنیان‌گذار شرکت هدف صورت می‌گیرد. بعبارت بهتر، شرکت خریدار ارزشی برای محصول فعلی شرکت هدف قائل نیست و خواستار تملیک تیم و انتقال آنان به شرکت خود از طریق ارائه پیشنهادهایی مبنی بر حقوق‌ و مزایایی بسیار بالاست. از آنجا که این نوع تملیک در مراحل ابتدایی توسعه انجام می‌شود به بازده چندان چشمگیری برای سهامداران نمی‌انجامد.&lt;br /&gt;
=== ادغام و تملیک (Mergers and Acquisitions)===&lt;br /&gt;
این فرآیند شامل ادغام دو شرکت مشابه و هم‌اندازه (Merger of equals) و خرید یا تملیک (Acquisition or takeover) شرکت کوچک‌تر (هدف) توسط شرکتی بزرگ‌تر (خریدار) است.&lt;br /&gt;
تفاوت دو فرآیند نامبرده در تشکیل و عدم تشکیل شرکتی جدید است. به عبارت بهتر در حالت ادغام، شرکتی جدید ایجاد می‌شود حال آنکه در تملیک، تغییری در نام و برند خریدار پس از خرید شرکت هدف ایجاد نمی‌شود.&lt;br /&gt;
هدف از این فرآیند که در آن شرکت توسط شرکتی مشابه و بزرگ‌تر خریداری می‌گردد، افزایش کارایی، سهم از بازار و در نهایت سود اقتصادی شرکت خریدار با بهره‌برداری از برخی ویژگی‌های شرکت هدف از قبیل موارد زیر است:&lt;br /&gt;
* قابلیت‌ها&lt;br /&gt;
*منابع&lt;br /&gt;
*محصولات&lt;br /&gt;
*منطقه جغرافیایی سرویس‌دهی&lt;br /&gt;
*تکنولوژی و یا دارایی فکری&lt;br /&gt;
*پتانسیل رشد سهام&lt;br /&gt;
*جامعه مشتریان&lt;br /&gt;
*عملیات سودده&lt;br /&gt;
البته گاهی دو شرکت هم‌صنعت و رقیب یکدیگر بوده و هدف از ادغام و تملیک صرفاً حذف رقابت موجود است.&lt;br /&gt;
برای مشاهده نمودار مربوط به ارزش کل معاملات ادغام و تملیک‌ صورت گرفته در مقیاس جهانی و از سال 1985 تا 2018 به این لینک مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
بدلیل پیچیدگی ادغام و تملیک، بسیاری از شرکت‌هایی که قصد خرید شرکت‌های کوچک‌تر را دارند این فرآیند را در کنار شرکت‌های مشاوره مالی و همچنین تأمین سرمایه‌ها پیش می‌برند.&lt;br /&gt;
برخی شرکت‌های بالغ و بزرگ برنامه‌ای نظام‌یافته برای پایش گزینه‌های ادغام و تملیک موجود و سپس انجام این فرآیند بصورت سالانه (Programmatic M&amp;amp;A)  دارند.&lt;br /&gt;
در ایران تعداد خروج‌ها از هر دو روش معرفی شده، بسیار کم است. دلیل آن هم میتواند تعداد بسیار کم شرکت‌های تکنولوژی محورِ بزرگ و با منایع مالی کافی برای خرید استارتاپ‌ها، نداشتن دیدگاه استراتژیک این شرکت‌ها و یا عدم وجود استارتاپ‌های موفق و قابل خریداری ست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازخرید سهام (Buy Back)===&lt;br /&gt;
این فرآیند خروج که بیش‌تر در مورد سرمایه‌گذاران در مراحل بلوغ شرکت‌ها، صندوق‌های اختصاصی (Private Equities) رخ می‌دهد ساده و بسیار محبوب است.&lt;br /&gt;
در این نوع خروج، خود بنیان‌گذار و یا شرکت، سهام سرمایه‌ گذار خطر پذیر را خریداری می‌کند. پیش‌نیاز امکان چنین خروجی وجود قرارداد سهام با اختیار فروش (Puttable Shares) میان سرمایه‌گذار خطر پذیر و بنیان‌گذار است.&lt;br /&gt;
نکته بسیار مهم در این نوع خروج، وضعیت نقدینگی بنیان‌گذار می‌باشد. در واقع امضای این قرارداد و اعطای حق بازخرید سهام به بنیان‌گذار، در صورت کافی نبودن نقدینگی در دسترس او ممکن است ریسک مذاکرات و چانه‌زنی‌ها مبنی بر کاهش قیمت سهام و یا در نظر گرفتن بازه زمانی برای پرداخت بخشی از مبلغ تعیین شده را به دنبال داشته باشد.&lt;br /&gt;
===  فروش سهام در بورس (IPO or the sale after the IPO)===&lt;br /&gt;
رؤیای هر سرمایه‌گذار خطرپذیر، خروج از طریق عرضه اولیه سهام شرکت در بورس است چرا که این خروج به بیش‌ترین‌ بازده سرمایه‌گذاری ممکن می‌انجامد. البته احتمال وقوع این رؤیا بسیار کم (فرض کنید 1 از 100) است.  بعبارت بهتر از هر 100 مورد سرمایه گذاری روی استارتاپ‌ها، تنها یک مورد، موفق به فروش سهام به عموم می‌شود.&lt;br /&gt;
معمولا این نوع خروج مربوط به زمانی‌ست که شرکت به بلوغ رسیده و امکان جذب سرمایه از صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و یا صندوق‌های اختصاصی را ندارد. این شرکت اگر پیش‌نیازها و شرایط لازم برای عام شدن را محقق کند، با پشت سر گذاشتن مقدمات لازم و نسبتا پیچیده عرضه اولیه سهام، بخشی از سهام را بصورت عمومی و برای نخستین بار به سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی در بورس می‌فروشد. البته سرمایه‌گذاران خطرپذیر ممکن است در صورت مالکیت درصدی قابل توجه نتوانند تا مدتی مشخص پس از این رخداد، سهام خود را بفروشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{https://www.movafaghsho.com/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE&amp;diff=543</id>
		<title>استارتاپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE&amp;diff=543"/>
		<updated>2021-07-24T14:05:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Startup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈstɑːt ʌp/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ یا استارت آپ یک شرکت یا پروژه است که توسط یک کارآفرین برای جستجوی ، توسعه و اعتبارسنجی یک مدل تجاری مقیاس پذیر انجام شده است. در حالی که کارآفرینی به همه مشاغل جدید اشاره دارد ، از جمله خوداشتغالی و مشاغلی که هرگز قصد ثبت نام ندارند ، استارتاپ ها به مشاغل جدیدی اشاره دارند که قصد دارند فراتر از بنیانگذار انفرادی بزرگ شوند. در آغاز ، شرکت های نوپا با عدم اطمینان زیادی روبرو هستند و از شکست بالایی برخوردارند، اما اقلیت آنها موفق و تأثیرگذار هستند. برخی از استارتاپ ها تک شاخ می شوند. این شرکتهای خصوصی دارای بیش از 1 میلیارد دلار ارزش دارند.&lt;br /&gt;
===راه اندازی یک استارتاپ===&lt;br /&gt;
استارت آپ ها به طور معمول توسط بنیانگذار (بنیانگذار انفرادی) یا بنیانگذاران که راهی برای حل یک مسئله دارند شروع می شود. بنیانگذار یک شرکت نوپا اعتبار سنجی بازار را با شناسایی مشکل، شناسایی راه حل و ساخت حداقل محصول مناسب (MVP)، یعنی نمونه اولیه، برای توسعه و تأیید مدل های تجاری خود آغاز خواهد کرد. فرآیند راه اندازی می تواند مدت زمان طولانی (طبق برخی تخمین ها ، سه سال یا بیشتر) طول بکشد، بنابراین تلاش بسیاری برای ادامه کار لازم است. در طولانی مدت، تلاش برای ادامه کار به ویژه به دلیل نرخ بالای شکست و نتایج نامشخص، چالش برانگیز است.  داشتن یک طرح تجاری به طور خلاصه مشخص می کند که چه کاری باید انجام شود و چگونه باید در آینده برنامه ریزی و دستیابی به ایده انجام شود. به طور معمول، این برنامه ها 3 تا 5 سال اول استراتژی کسب و کار شما را مشخص می کند.&lt;br /&gt;
===اصول طراحی===&lt;br /&gt;
مدل هایی که در پشت استارت آپ ها به عنوان مشارکت ارائه می شوند معمولاً با علم طراحی در ارتباط هستند. علم طراحی از اصول طراحی استفاده می کند که مجموعه ای منسجم از ایده ها و گزاره ها برای طراحی و ساخت ستون فقرات شرکت استفاده می­کند. به عنوان مثال ، یکی از اصول اولیه طراحی &amp;quot;ضرر مقرون به صرفه&amp;quot;  یا &amp;quot;Affordable loss&amp;quot; است.&lt;br /&gt;
===ابتکار عمل و تعصبات در اقدامات راه اندازی===&lt;br /&gt;
به دلیل کمبود اطلاعات، عدم اطمینان زیاد، نیاز به تصمیم گیری سریع، بنیانگذاران استارتاپ ها از بسیاری از روشهای ابتکاری استفاده می کنند و در اقدامات راه اندازی خود نعصب نشان می دهند. تعصب و ابتکار عمل جزئی از جعبه ابزار شناختی ما در فرآیند تصمیم گیری هستند. آنها به ما کمک می کنند تا تحت عدم اطمینان هرچه سریعتر تصمیم بگیریم اما گاهی اشتباه و مغالطه می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارآفرینان غالباً نسبت به استارتاپهای خود و تأثیرشان بر نتیجه (اعتماد به نفس در توهم کنترل) بیش از حد اعتماد به نفس پیدا می کنند. کارآفرینان اعتقاد دارند که تسلط بیشتری بر رویدادها دارند و نقش شانس را کاهش می دهند. در زیر برخی از مهمترین سوگیری های تصمیم گیری توسط کارآفرینان برای راه اندازی مشاغل جدید آورده شده است.&lt;br /&gt;
*اعتماد به نفس بیش از حد (Overconfidence): یک اطمینان ذهنی را بالاتر از یک دقت عینی فرض کردن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*توهم کنترل (Illusion of control): بیش از حد تأکید کنید که چه مقدار مهارت، به جای شانس، باعث بهبود عملکرد می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*قانون اعداد کم (The law of small numbers): با استفاده از یک نمونه محدود در مورد کل (جمعیت بیشتر) نتیجه بگیرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تعصب در دسترس بودن (Availability bias): قضاوت کردن در مورد احتمال وقایع با توجه به مثالهای ساده.&lt;br /&gt;
افزایش تعهد (Escalation of commitment): با ابتکار عمل یا مسیرهای عملی ناموفق ادامه دادن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت های نوپا از چندین اصل اقدام برای تولید شواهد در اسرع وقت برای کاهش اثر منفی سوگیری تصمیم گیری مانند افزایش تعهد ، اعتماد به نفس بیش از حد و توهم کنترل استفاده می کنند.&lt;br /&gt;
===منتورینگ===&lt;br /&gt;
بسیاری از کارآفرینان برای ایجاد استارتاپ های خود از مربیان بازخورد می گیرند. مربیان بنیانگذاران را راهنمایی کرده و مهارتهای کارآفرینی را به آنها منتقل می کنند و ممکن است خودکارآمدی کارآفرینان نوپا را افزایش دهند. منتورینگ، مسیر را برای کارآفرینان جهت افزایش دانش در خصوص حفظ دارایی­های مادی و معنوی آنها و تقویت مهارت های بلادرنگ آنها مشخص می کند.&lt;br /&gt;
==اصول==&lt;br /&gt;
اصول زیادی در ایجاد یک استارتاپ وجود دارد. برخی از اصول در زیر ذکر شده است.&lt;br /&gt;
===استارتاپ ناب===&lt;br /&gt;
استارتاپ ناب مجموعه ای واضح از اصول است برای ایجاد و طراحی استارتاپ ها با منابع محدود و عدم قطعیت بالا، تا کارآفرین سازمانش را انعطاف پذیرتر و با هزینه کمتر بسازد. آزمون تجربی این است که این فرضیات را از اعتبار سنجی کنید و درک درستی از مدل کسب و کار جدید داشته باشید و با این کار، سرمایه گذاری های جدید بصورت تکراری در یک حلقه اندازه گیری - یادگیری ایجاد می شوند. از این رو، راه اندازی ناب مجموعه ای از اصول برای یادگیری کارآفرینی و طراحی مدل کسب و کار است. به طور معمول ، استارت آپ ناب بر چند اصل ناب تمرکز می کند:&lt;br /&gt;
*مشکلی را پیدا کنید که ارزش حل داشته باشد ، سپس یک راه حل تعریف کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*برای تأیید اعتبار بازار ، پذیرندگان اولیه را درگیر کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به طور مداوم با تکرارهای سریعتر و کوچکتر تست کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد عملکرد ، اندازه گیری پاسخ مشتری و تأیید / رد ایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تصمیمات مبتنی بر شواهد در مورد زمان &amp;quot;محوری&amp;quot; با تغییر مسیر برنامه خود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تلاش برای سرعت ، یادگیری و تمرکز را به حداکثر برسانید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اعتبار بازار&lt;br /&gt;
یک اصل اصلی راه اندازی اعتبار سنجی نیاز بازار قبل از ارائه محصول یا خدمات مشتری مدار برای جلوگیری از ایده های تجاری با تقاضای ضعیف است. [نیاز به منبع] [14] اعتبار سنجی بازار را می توان به روش های مختلفی انجام داد ، از جمله نظرسنجی ، سرما تماس ، پاسخ نامه های الکترونیکی ، دهان به دهان یا از طریق تحقیقات نمونه. [نیاز به منبع]&lt;br /&gt;
===تفکر طراحی===&lt;br /&gt;
تفکر طراحی برای درک نیاز مشتریان به روشی درگیر استفاده می شود. تفکر طراحی و توسعه مشتری می تواند مغرضانه باشد زیرا خطر تعصب را برطرف نمی کند زیرا همان تعصبات در منابع اطلاعات، نوع اطلاعات جستجو شده و تفسیر این اطلاعات ظاهر می شود. تشویق مردم به &amp;quot;در نظر گرفتن عکس&amp;quot; هر تصمیمی که قصد اتخاذ آن را دارند ، باعث کاهش تعصبات از جمله اعتماد به نفس بیش از حد ، تعصب عقب بینی و لنگر انداختن می شود (لاریک ، 2004 ، Mussweiler ، Strack و Pfeiffer ، 2000).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{https://en.wikipedia.org/wiki/Startup_company}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=420</id>
		<title>سرمایه خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=420"/>
		<updated>2021-07-23T11:53:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «وجوه سرمایه هایی که توام با مخاطره و ریسک جهت ایجاد یک کسب و کار جدید، سرمایه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;وجوه سرمایه هایی که توام با مخاطره و ریسک جهت ایجاد یک کسب و کار جدید، سرمایه گذاری می شوند . منابع و وجوهی که سرمایه گذاران با مدیریت خود با آگاهی از نحوة برگشت سود ، در شرکت های کوچک و متوسط&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2&amp;diff=419</id>
		<title>فعالیت تجاری مخاطره آمیز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2&amp;diff=419"/>
		<updated>2021-07-23T11:51:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Venture  /ˈven(t)SHər/  اغلب به یک کسب و کار تازه مخاطره آمیز جهت ایجاد شرکت یا فعالیت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈven(t)SHər/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب به یک کسب و کار تازه مخاطره آمیز جهت ایجاد شرکت یا فعالیت اقتصادی اطلاق می شود. فعالیت اقتصادی که مستلزم مخاطره و ریسک قابل ملاحظه ای است&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%B4%D8%B4&amp;diff=418</id>
		<title>کشش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%DA%A9%D8%B4%D8%B4&amp;diff=418"/>
		<updated>2021-07-23T11:49:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Traction  /ˈtrakSH(ə)n/  یعنی دستیابی به فروش در بازار هدف. وقتی یک استارتاپ به کشش برس...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Traction&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ˈtrakSH(ə)n/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی دستیابی به فروش در بازار هدف. وقتی یک استارتاپ به کشش برسد همه درها به رویش باز می شود. کشش شواهد محکمی است که نشان می دهد یک استارتاپ بازار محصول مناسب را یافته است، راه حلش مشکلات واقعی و نقاط درد مشتریان را حل می کند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=417</id>
		<title>سرمایه گذاری خطرپذیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1&amp;diff=417"/>
		<updated>2021-07-23T08:14:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Venture Capital  / /  سرمایه خطرپذیر (VC) شکلی از تأمین مالی سهام خصوصی است که توسط شرکت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Venture Capital&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه خطرپذیر (VC) شکلی از تأمین مالی سهام خصوصی است که توسط شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر یا صندوق های سرمایه گذاری برای شرکت های تازه تاسیس، در مراحل اولیه و نوظهور که تصور می شود دارای پتانسیل رشد بالایی هستند یا رشد بالایی را نشان داده اند (از نظر تعداد کارمندان ، درآمد سالانه ، مقیاس عملیات و غیره) انجام می­شود. بنگاه ها یا صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر در ازای سهام ، یا سهام مالکیت در این شرکت های نوپا سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاران خطرپذیر ریسک تأمین مالی شرکت های نوپای با ریسک بالا را به عهده دارند به این امید که برخی از بنگاه های اقتصادی مورد حمایت آنها موفق شوند. از آنجا که شرکت های نوپا با عدم اطمینان بالایی روبرو هستند، سرمایه گذاری های VC امکان شکست بالایی دارند. شرکتهای نوپا معمولاً مبتنی بر یک فناوری نوآورانه یا مدل تجاری هستند و معمولاً از صنایع با فناوری پیشرفته مانند فناوری اطلاعات (IT) ، فناوری پاک یا بیوتکنولوژی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرمایه گذاری مخاطره آمیز معمول پس از دور اولیه &amp;quot;تأمین بودجه بذر&amp;quot; (Seed Funding) اتفاق می افتد. اولین دور سرمایه های خطرپذیر برای تأمین سرمایه، دور سری A (Series A round) نام دارد. سرمایه گذاران خطرپذیر این تأمین مالی را با انگیزه کسب سود و بازگشت مالی در زمان خروج (Exit) احتمالی انجام می دهند. روشهای خروجی مانند فروش سهام به مردم برای اولین بار در یک عرضه اولیه (IPO)، یا واگذاری سهام به اشخاص حقیقی و حقوقی یا فروش شرکت به یک رقیب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر سرمایه گذاری فرشته، سرمایه گذاری در سهام و سایر گزینه های تأمین اعتبار بذر، سرمایه خطرپذیر برای شرکت های جدید با سابقه عملیاتی محدود که برای جذب سرمایه در بازارهای عمومی بسیار کوچک هستند و به حدی نرسیده اند که بتوانند یک وام بانکی را دریافت و بازپرداخت کنند، نیز گزینه جذابی است.بانک خود را تأمین کنند. وام یا تکمیل پیشنهاد بدهی. در ازای ریسک بالایی که سرمایه داران خطر پذیر با سرمایه گذاری در شرکت های کوچکتر و در مراحل اولیه می پذیرند، سرمایه داران خطرپذیر معمولاً کنترل قابل توجهی بر تصمیمات شرکت، علاوه بر بخش قابل توجهی از مالکیت شرکت ها خواهند داشت. شرکت های نوپایی مانند Uber ، Airbnb ، Flipkart ، Xiaomi و Didi Chuxing استارتاپ های بسیار با ارزشی هستند که معمولاً با نام &amp;quot;Unicorns&amp;quot; شناخته می شوند ، جایی که سرمایه گذاران خطرپذیر مشارکت بسیار بیشتری از تامین مالی صرف در این شرکت­ها دارند. آنها همچنین اغلب در مورد مدل تجاری و استراتژی های بازاریابی، مشاوره استراتژیک به مدیران شرکت ارائه می دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
*&amp;lt;nowiki&amp;gt;{{&amp;lt;/nowiki&amp;gt;https://en.wikipedia.org/wiki/Venture_capital&amp;lt;nowiki&amp;gt;}}&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=413</id>
		<title>استارتاپ یونیکورن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=413"/>
		<updated>2021-07-23T07:12:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Unicorn&lt;br /&gt;
/ ˈyo͞onəˌkôrn/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونیکورن‌ها استارتاپ‌هایی هستند که ارزش آنها بیش از یک میلیارد دلار است. این اصطلاح را Aileen Lee  سال ۲۰۱۳ بر سر زبان‌ها انداخت. آیلین لی بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری Cowboy  است که روی استارتاپ‌های نرم‌افزاری مستقر در ایالات متحده سرمایه‌گذاری می‌کند. نقطه تمایز در استارتاپ بودن این شرکت‌هاست، که طی یک دوره زمانی کوتاه به چنین ارزشی رسیده‌اند و همین اتفاق آنها را به اسب تک شاخ بدل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استارتاپ چیست؟==&lt;br /&gt;
اصطلاح یونیکورن اولین بار در سال 2013 توسط آیلین لی استفاده شد و به شرکت‌هایی که بعد از سال 2003 ایجادشده‌اند و ارزش فعلی آن‌ها بیش از یک میلیارد دلار است، گفته می‌شود. در معنی لغوی واژه یونیکورن به معنای اسب تک‌شاخ است. تک‌شاخ‌ها موجودات افسانه‌ای هستند که یک‌شاخ در سرشان دارند. استارتاپ‌هایی که  خیلی زود به ارزش بالای 1 میلیارد دلاررسیده‌اند و مانند اسب تک‌شاخ به یک افسانه تبدیل شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مکان پیدایش !! زمان ارزشگذاری !!  ارزش!!  حوزه فعالیت!!  نام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2011 || ۸  میلیارد دلار||  شبکه های اجتماعی|| توئیتر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2016 || 8.53  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| اسپاتیفای&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2010 || 4.75 میلیارد دلار || تخفیف گروهی|| گروپان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2011 || 8.5  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| اسکایپ&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| انگلستان || 2015 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| شزام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2015 || 1  میلیارد دلار|| آموزش|| لیندا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2017 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| زوم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| امارات|| 2016 || 1  میلیارد دلار|| فروشگاه انلاین|| سوق&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیلین لی برای اولین بار در مقاله‌ی خود “به باشگاه یونیکورن خوش‌آمدید: آشنایی با استارتاپ‌های یک میلیارد دلاری” درباره یونیکورن در جهان سرمایه‌داری نوشت. در این مقاله، او در مورد استارتاپ‌هایی که از سال 2000 به بعد ایجادشده‌اند نوشت و برآورد کرد که تنها 0.07 درصد از آن‌ها تاکنون به ارزش 1 میلیارد دلار رسیده‌اند. وی خاطرنشان کرد که استارتاپ‌هایی که موفق به رسیدن به ارزش 1 میلیارد دلار شدند، بسیار نادر هستند و پیدا کردن آن‌ها مانند پیدا کردن یک اسب تک‌شاخ اسطوره‌ای است.&lt;br /&gt;
البته به‌جز اصطلاح یونیکورن، اصطلاحات دیگری هم برای توصیف اندازه‌ی یک شرکت استارتاپی به کار می‌رود، به شرکت‌هایی که ارزش آن‌ها بالای 10 میلیارد دلار است دکاکورن (decacorn) و به شرکت‌هایی که بالای 100 میلیون دلار ارزش‌ دارند هکتوکورن (hectocorn)  گفته می‌شود Uber، Dropbox، SpaceX، WeWork  و … برخی از Decacorns مشهور هستند.&lt;br /&gt;
==چه تعداد استارتاپ یونیکورن در جهان وجود دارد؟==&lt;br /&gt;
TechCrunch می‌گوید که تا مارس 2018، 279 شرکت یونیکورن وجود داشت. بزرگ‌ترین یونیکورن‌ها در سال 2018 عبارت‌اند از Uber، Airbnb، Palantir، Pinterest و Xiaomi. در ماه مارس 2018 هم اعلام شد که ارزش Dropbox به بیش از 10 میلیارد دلار رسیده است و این یعنی تازه‌ترین دکاکورن در حال حاضر Dropbox است.&lt;br /&gt;
==یونیکورن‌ها دیگر کمیاب نیستند==&lt;br /&gt;
تعداد شرکت‌های یونیکورن در جهان به‌سرعت در حال افزایش است. زمانی که آیلین لی اولین بار این اصطلاح را در سال 2013 معرفی کرد، تنها ۳۹ شرکت یونیکورن وجود داشت، اما اکنون تعداد آن‌ها بیش از پنج برابر شده است. رشد استارتاپ‌های یونیکورن از سال 2012 تا سال 2015 دو برابر قبل بوده و این یعنی در آینده شاهد یونیکورن‌های بیشتری هستیم.&lt;br /&gt;
==آیا در ایران استارتاپ یونیکورن وجود دارد؟==&lt;br /&gt;
در اردیبهشت سال 97 مدیرعامل شرکت اسنپ ادعا کرد که ارزش این شرکت بین 1.4 تا 1.7 میلیارد دلار است و این یعنی اسنپ هم تبدیل به یک شرکت یونیکورن شده است اما بعد از افزایش چند برابری نرخ ارز در سالی که گذشت مطمئناً دیگر نمی‌توان اسنپ را جزو شرکت‌های یونیکورن دانست. دیجی کالا هم که عنوان پربازدیدترین سایت فروشگاهی خاورمیانه را یدک می‌کشد تا مرز یونیکورن شدن پیش رفت اما این شرکت هم به دلیل افزایش نرخ ارز از این موضوع فاصله گرفته است. پس جواب سؤال ما خیر است و در حال حاضر هیچ شرکت ایرانی را نمی‌توان جزو استارتاپ‌های یونیکورن دانست.&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شرکت‌های یونیکورن==&lt;br /&gt;
تقریباً تمام استارتاپ‌های یونیکورن صنعت را به‌کلی تغییر داده‌اند. اوبر، سفر با تاکسی را تغییر داد، Airbnb  بر روی صرفه‌جویی تمرکز کرده است، Snapchat  زمینه‌های شبکه‌های اجتماعی را تغییر داد و… .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر استارتاپ‌های یونیکورن نه‌تنها بر مزیت اولین بودن (FMA) سرمایه‌گذاری می‌کنند بلکه موقعیت خود را به‌طور دائمی با نوآوری بهبود می‌بخشد. منظور از مزیت اولین بودن این است که یک نوآوری در پشت این استارتاپ‌ها قرارگرفته است و این استارتاپ‌ها درزمینه‌ی کاری خود اولین بوده‌اند. به‌عنوان‌مثال اسنپ اولین استارتاپی بود که تاکسی اینترنتی را به ایران آورد و همین نوآوری بود که این استارتاپ را تا مرز یونیکورن شدن پیش برد. پس اسنپ پاداش اولین بودن را دریافت کرده است. 87٪ محصولات استارتاپ‌های یونیکورن در حوزه‌ی نرم‌افزار، 7٪ سخت‌افزار و 6٪ در حوزه‌ی محصولات و خدمات دیگر فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;
62٪  از یونیکورن‌ها B2C هستند و مدل‌های کسب‌وکار خود را بر روی ایجاد چیزهای ساده‌تر و مقرون‌به‌صرفه تر برای مصرف‌کنندگان قرار داده‌اند. منظور از B2C ارتباط مستقیم با مصرف‌کننده است. به‌عبارت‌دیگر در بازاریابی از نوع B2C استارتاپ‌ها مستقیماً محصولات یا خدمات خود را به مشتری می‌فروشند. به‌عنوان‌مثال دیجی کالا یک استارتاپ است (البته یونیکورن نیست!) که مستقیماً محصولات خودش را به مشتریان می‌فروشد، پس از B2C استفاده می‌کند.&lt;br /&gt;
==آیا اصطلاح یونیکورن محدود به استارتاپ‌های تکنولوژی است؟==&lt;br /&gt;
صدها یونیکورن در دنیا وجود دارد که در حوزه‌های تجارت الکترونیک، خرده‌فروشی و صدها حوزه‌ی دیگر فعالیت دارند. باوجود آن‌که بسیاری از آن‌ها استارتاپ‌ها در بخش تکنولوژی فعالیت می‌کنند اما اصطلاح یونیکورن فقط به تکنولوژی محدود نمی‌شود و هر نوع استارتاپی می‌تواند تبدیل به یک یونیکورن شود.&lt;br /&gt;
==تفاوت یونیکورن با ناروال (Narwhal)==&lt;br /&gt;
ناروال به استارتاپ‌هایی که فقط در کانادا ارزش بالای 1 میلیارد دلار دارند گفته می‌شود اما یونیکورن مربوط به همه‌ی استارتاپ‌های موجود در دنیا است و محدود به کشور خاصی نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سخن پایانی==&lt;br /&gt;
یونیکورن شدن آرزوی هر استارتاپی است. برخی از استارتاپ‌ها چندین سال تلاش کرده‌اند تا به استارتاپ یونیکورن تبدیل‌شده‌اند. اگر شما هم در فکر یک استارتاپ هستید باید تلاش و پشتکار زیادی داشته باشید تا بتوانید موفق باشید.&lt;br /&gt;
در این مقاله سعی کردیم استارتاپ‌های یونیکورن را به‌صورت کامل شرح دهیم. اگر شما هم نکات دیگری در مورد استارتاپ یونیکورن دارید لطفاً در بخش دیدگاه‌ها ذکر کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*{{https://hamyar.co}}&lt;br /&gt;
*{{https://mahmoodghasem.com}}&lt;br /&gt;
*{{https://startupha.com}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=412</id>
		<title>استارتاپ یونیکورن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=412"/>
		<updated>2021-07-23T07:10:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Unicorn&lt;br /&gt;
/ ˈyo͞onəˌkôrn/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونیکورن‌ها استارتاپ‌هایی هستند که ارزش آنها بیش از یک میلیارد دلار است. این اصطلاح را Aileen Lee  سال ۲۰۱۳ بر سر زبان‌ها انداخت. آیلین لی بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری Cowboy  است که روی استارتاپ‌های نرم‌افزاری مستقر در ایالات متحده سرمایه‌گذاری می‌کند. نقطه تمایز در استارتاپ بودن این شرکت‌هاست، که طی یک دوره زمانی کوتاه به چنین ارزشی رسیده‌اند و همین اتفاق آنها را به اسب تک شاخ بدل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استارتاپ چیست؟==&lt;br /&gt;
اصطلاح یونیکورن اولین بار در سال 2013 توسط آیلین لی استفاده شد و به شرکت‌هایی که بعد از سال 2003 ایجادشده‌اند و ارزش فعلی آن‌ها بیش از یک میلیارد دلار است، گفته می‌شود. در معنی لغوی واژه یونیکورن به معنای اسب تک‌شاخ است. تک‌شاخ‌ها موجودات افسانه‌ای هستند که یک‌شاخ در سرشان دارند. استارتاپ‌هایی که  خیلی زود به ارزش بالای 1 میلیارد دلاررسیده‌اند و مانند اسب تک‌شاخ به یک افسانه تبدیل شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مکان پیدایش !! زمان ارزشگذاری !!  ارزش!!  حوزه فعالیت!!  نام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2011 || ۸  میلیارد دلار||  شبکه های اجتماعی|| توئیتر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2016 || 8.53  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| اسپاتیفای&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2010 || 4.75 میلیارد دلار || تخفیف گروهی|| گروپان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2011 || 8.5  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| اسکایپ&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| انگلستان || 2015 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| شزام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2015 || 1  میلیارد دلار|| آموزش|| لیندا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2017 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| زوم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| امارات|| 2016 || 1  میلیارد دلار|| فروشگاه انلاین|| سوق&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیلین لی برای اولین بار در مقاله‌ی خود “به باشگاه یونیکورن خوش‌آمدید: آشنایی با استارتاپ‌های یک میلیارد دلاری” درباره یونیکورن در جهان سرمایه‌داری نوشت. در این مقاله، او در مورد استارتاپ‌هایی که از سال 2000 به بعد ایجادشده‌اند نوشت و برآورد کرد که تنها 0.07 درصد از آن‌ها تاکنون به ارزش 1 میلیارد دلار رسیده‌اند. وی خاطرنشان کرد که استارتاپ‌هایی که موفق به رسیدن به ارزش 1 میلیارد دلار شدند، بسیار نادر هستند و پیدا کردن آن‌ها مانند پیدا کردن یک اسب تک‌شاخ اسطوره‌ای است.&lt;br /&gt;
البته به‌جز اصطلاح یونیکورن، اصطلاحات دیگری هم برای توصیف اندازه‌ی یک شرکت استارتاپی به کار می‌رود، به شرکت‌هایی که ارزش آن‌ها بالای 10 میلیارد دلار است دکاکورن (decacorn) و به شرکت‌هایی که بالای 100 میلیون دلار ارزش‌ دارند هکتوکورن (hectocorn)  گفته می‌شود Uber، Dropbox، SpaceX، WeWork  و … برخی از Decacorns مشهور هستند.&lt;br /&gt;
{{https://hamyar.co/what-is-a-unicorn-startup}}&lt;br /&gt;
==چه تعداد استارتاپ یونیکورن در جهان وجود دارد؟==&lt;br /&gt;
TechCrunch می‌گوید که تا مارس 2018، 279 شرکت یونیکورن وجود داشت. بزرگ‌ترین یونیکورن‌ها در سال 2018 عبارت‌اند از Uber، Airbnb، Palantir، Pinterest و Xiaomi. در ماه مارس 2018 هم اعلام شد که ارزش Dropbox به بیش از 10 میلیارد دلار رسیده است و این یعنی تازه‌ترین دکاکورن در حال حاضر Dropbox است.&lt;br /&gt;
==یونیکورن‌ها دیگر کمیاب نیستند==&lt;br /&gt;
تعداد شرکت‌های یونیکورن در جهان به‌سرعت در حال افزایش است. زمانی که آیلین لی اولین بار این اصطلاح را در سال 2013 معرفی کرد، تنها ۳۹ شرکت یونیکورن وجود داشت، اما اکنون تعداد آن‌ها بیش از پنج برابر شده است. رشد استارتاپ‌های یونیکورن از سال 2012 تا سال 2015 دو برابر قبل بوده و این یعنی در آینده شاهد یونیکورن‌های بیشتری هستیم.&lt;br /&gt;
==آیا در ایران استارتاپ یونیکورن وجود دارد؟==&lt;br /&gt;
در اردیبهشت سال 97 مدیرعامل شرکت اسنپ ادعا کرد که ارزش این شرکت بین 1.4 تا 1.7 میلیارد دلار است و این یعنی اسنپ هم تبدیل به یک شرکت یونیکورن شده است اما بعد از افزایش چند برابری نرخ ارز در سالی که گذشت مطمئناً دیگر نمی‌توان اسنپ را جزو شرکت‌های یونیکورن دانست. دیجی کالا هم که عنوان پربازدیدترین سایت فروشگاهی خاورمیانه را یدک می‌کشد تا مرز یونیکورن شدن پیش رفت اما این شرکت هم به دلیل افزایش نرخ ارز از این موضوع فاصله گرفته است. پس جواب سؤال ما خیر است و در حال حاضر هیچ شرکت ایرانی را نمی‌توان جزو استارتاپ‌های یونیکورن دانست.&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های شرکت‌های یونیکورن==&lt;br /&gt;
تقریباً تمام استارتاپ‌های یونیکورن صنعت را به‌کلی تغییر داده‌اند. اوبر، سفر با تاکسی را تغییر داد، Airbnb  بر روی صرفه‌جویی تمرکز کرده است، Snapchat  زمینه‌های شبکه‌های اجتماعی را تغییر داد و… .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر استارتاپ‌های یونیکورن نه‌تنها بر مزیت اولین بودن (FMA) سرمایه‌گذاری می‌کنند بلکه موقعیت خود را به‌طور دائمی با نوآوری بهبود می‌بخشد. منظور از مزیت اولین بودن این است که یک نوآوری در پشت این استارتاپ‌ها قرارگرفته است و این استارتاپ‌ها درزمینه‌ی کاری خود اولین بوده‌اند. به‌عنوان‌مثال اسنپ اولین استارتاپی بود که تاکسی اینترنتی را به ایران آورد و همین نوآوری بود که این استارتاپ را تا مرز یونیکورن شدن پیش برد. پس اسنپ پاداش اولین بودن را دریافت کرده است. 87٪ محصولات استارتاپ‌های یونیکورن در حوزه‌ی نرم‌افزار، 7٪ سخت‌افزار و 6٪ در حوزه‌ی محصولات و خدمات دیگر فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;
62٪  از یونیکورن‌ها B2C هستند و مدل‌های کسب‌وکار خود را بر روی ایجاد چیزهای ساده‌تر و مقرون‌به‌صرفه تر برای مصرف‌کنندگان قرار داده‌اند. منظور از B2C ارتباط مستقیم با مصرف‌کننده است. به‌عبارت‌دیگر در بازاریابی از نوع B2C استارتاپ‌ها مستقیماً محصولات یا خدمات خود را به مشتری می‌فروشند. به‌عنوان‌مثال دیجی کالا یک استارتاپ است (البته یونیکورن نیست!) که مستقیماً محصولات خودش را به مشتریان می‌فروشد، پس از B2C استفاده می‌کند.&lt;br /&gt;
==آیا اصطلاح یونیکورن محدود به استارتاپ‌های تکنولوژی است؟==&lt;br /&gt;
صدها یونیکورن در دنیا وجود دارد که در حوزه‌های تجارت الکترونیک، خرده‌فروشی و صدها حوزه‌ی دیگر فعالیت دارند. باوجود آن‌که بسیاری از آن‌ها استارتاپ‌ها در بخش تکنولوژی فعالیت می‌کنند اما اصطلاح یونیکورن فقط به تکنولوژی محدود نمی‌شود و هر نوع استارتاپی می‌تواند تبدیل به یک یونیکورن شود.&lt;br /&gt;
==تفاوت یونیکورن با ناروال (Narwhal)==&lt;br /&gt;
ناروال به استارتاپ‌هایی که فقط در کانادا ارزش بالای 1 میلیارد دلار دارند گفته می‌شود اما یونیکورن مربوط به همه‌ی استارتاپ‌های موجود در دنیا است و محدود به کشور خاصی نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سخن پایانی==&lt;br /&gt;
یونیکورن شدن آرزوی هر استارتاپی است. برخی از استارتاپ‌ها چندین سال تلاش کرده‌اند تا به استارتاپ یونیکورن تبدیل‌شده‌اند. اگر شما هم در فکر یک استارتاپ هستید باید تلاش و پشتکار زیادی داشته باشید تا بتوانید موفق باشید.&lt;br /&gt;
در این مقاله سعی کردیم استارتاپ‌های یونیکورن را به‌صورت کامل شرح دهیم. اگر شما هم نکات دیگری در مورد استارتاپ یونیکورن دارید لطفاً در بخش دیدگاه‌ها ذکر کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*{{https://hamyar.co}}&lt;br /&gt;
*{{https://mahmoodghasem.com}}&lt;br /&gt;
*{{https://startupha.com}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=409</id>
		<title>استارتاپ یونیکورن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=409"/>
		<updated>2021-07-23T06:55:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Unicorn&lt;br /&gt;
/ ˈyo͞onəˌkôrn/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونیکورن‌ها استارتاپ‌هایی هستند که ارزش آنها بیش از یک میلیارد دلار است. این اصطلاح را Aileen Lee سال ۲۰۱۳ بر سر زبان‌ها انداخت. آیلین لی بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری Cowboy است که روی استارتاپ‌های نرم‌افزاری مستقر در ایالات متحده سرمایه‌گذاری می‌کند. نقطه تمایز در استارتاپ بودن این شرکت‌هاست، که طی یک دوره زمانی کوتاه به چنین ارزشی رسیده‌اند و همین اتفاق آنها را به اسب تک شاخ بدل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مکان پیدایش !! زمان ارزشگذاری !!  ارزش!!  حوزه فعالیت!!  نام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2011 || ۸  میلیارد دلار||  شبکه های اجتماعی|| توئیتر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2016 || 8.53  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| اسپاتیفای&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2010 || 4.75 میلیارد دلار || تخفیف گروهی|| گروپان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2011 || 8.5  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| اسکایپ&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| انگلستان || 2015 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| شزام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2015 || 1  میلیارد دلار|| آموزش|| لیندا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2017 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| زوم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| امارات|| 2016 || 1  میلیارد دلار|| فروشگاه انلاین|| سوق&lt;br /&gt;
|}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=408</id>
		<title>استارتاپ یونیکورن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE_%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86&amp;diff=408"/>
		<updated>2021-07-23T06:53:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Unicorn / ˈyo͞onəˌkôrn/  یونیکورن‌ها استارتاپ‌هایی هستند که ارزش آنها بیش از یک میل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Unicorn&lt;br /&gt;
/ ˈyo͞onəˌkôrn/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونیکورن‌ها استارتاپ‌هایی هستند که ارزش آنها بیش از یک میلیارد دلار است. این اصطلاح را Aileen Lee سال ۲۰۱۳ بر سر زبان‌ها انداخت. آیلین لی بنیانگذار شرکت سرمایه‌گذاری Cowboy است که روی استارتاپ‌های نرم‌افزاری مستقر در ایالات متحده سرمایه‌گذاری می‌کند. نقطه تمایز در استارتاپ بودن این شرکت‌هاست، که طی یک دوره زمانی کوتاه به چنین ارزشی رسیده‌اند و همین اتفاق آنها را به اسب تک شاخ بدل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مکان پیدایش !! زمان ارزشگذاری !!  حوزه فعالیت!!  نام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2011 || ۸  میلیارد دلار||  شبکه های اجتماعی|| توئیتر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2016 || 8.53  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| اسپاتیفای&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2010 || 4.75 میلیارد دلار || تخفیف گروهی|| گروپان&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| سوئد || 2011 || 8.5  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| اسکایپ&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| انگلستان || 2015 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن موسیقی|| شزام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2015 || 1  میلیارد دلار|| آموزش|| لیندا&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| ایالات متحده || 2017 || 1  میلیارد دلار|| اپلیکیشن ارتباطی|| زوم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| امارات|| 2016 || 1  میلیارد دلار|| فروشگاه انلاین|| سوق&lt;br /&gt;
|}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE&amp;diff=374</id>
		<title>استارتاپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE&amp;diff=374"/>
		<updated>2021-07-22T23:28:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Startup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارت آپ یا استارت آپ یک شرکت یا پروژه است که توسط یک کارآفرین برای جستجوی ، توسعه و اعتبارسنجی یک مدل تجاری مقیاس پذیر انجام شده است. [1] [2] در حالی که کارآفرینی به همه مشاغل جدید اشاره دارد ، از جمله خوداشتغالی و مشاغلی که هرگز قصد ثبت نام ندارند ، استارتاپ ها به مشاغل جدیدی اشاره دارند که قصد دارند فراتر از بنیانگذار انفرادی بزرگ شوند. [3] در آغاز ، شرکت های نوپا با عدم اطمینان زیادی روبرو هستند [4] و از شکست بالایی برخوردارند ، اما اقلیت آنها موفق و تأثیرگذار هستند. [5] برخی از استارتاپ ها تک شاخ می شوند. این شرکتهای خصوصی دارای بیش از 1 میلیارد دلار ارزش دارند.&lt;br /&gt;
==راه اندازی یک استارتاپ==&lt;br /&gt;
استارت آپ ها به طور معمول توسط بنیانگذار (بنیانگذار انفرادی) یا بنیانگذاران که راهی برای حل یک مسئله دارند شروع می شود. بنیانگذار یک شرکت نوپا اعتبار سنجی بازار را با شناسایی مشکل، شناسایی راه حل و ساخت حداقل محصول مناسب (MVP)، یعنی نمونه اولیه، برای توسعه و تأیید مدل های تجاری خود آغاز خواهد کرد. فرآیند راه اندازی می تواند مدت زمان طولانی (طبق برخی تخمین ها ، سه سال یا بیشتر) طول بکشد، بنابراین تلاش بسیاری برای ادامه کار لازم است. در طولانی مدت، تلاش برای ادامه کار به ویژه به دلیل نرخ بالای شکست و نتایج نامشخص، چالش برانگیز است.  داشتن یک طرح تجاری به طور خلاصه مشخص می کند که چه کاری باید انجام شود و چگونه باید در آینده برنامه ریزی و دستیابی به ایده انجام شود. به طور معمول، این برنامه ها 3 تا 5 سال اول استراتژی کسب و کار شما را مشخص می کند.&lt;br /&gt;
===اصول طراحی===&lt;br /&gt;
مدل هایی که در پشت استارت آپ ها به عنوان مشارکت ارائه می شوند معمولاً با علم طراحی در ارتباط هستند. علم طراحی از اصول طراحی استفاده می کند که مجموعه ای منسجم از ایده ها و گزاره ها برای طراحی و ساخت ستون فقرات شرکت استفاده می­کند. به عنوان مثال ، یکی از اصول اولیه طراحی &amp;quot;ضرر مقرون به صرفه&amp;quot;  یا &amp;quot;Affordable loss&amp;quot; است.&lt;br /&gt;
===ابتکار عمل و تعصبات در اقدامات راه اندازی===&lt;br /&gt;
به دلیل کمبود اطلاعات، عدم اطمینان زیاد، نیاز به تصمیم گیری سریع، بنیانگذاران استارتاپ ها از بسیاری از روشهای ابتکاری استفاده می کنند و در اقدامات راه اندازی خود نعصب نشان می دهند. تعصب و ابتکار عمل جزئی از جعبه ابزار شناختی ما در فرآیند تصمیم گیری هستند. آنها به ما کمک می کنند تا تحت عدم اطمینان هرچه سریعتر تصمیم بگیریم اما گاهی اشتباه و مغالطه می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارآفرینان غالباً نسبت به استارتاپهای خود و تأثیرشان بر نتیجه (اعتماد به نفس در توهم کنترل) بیش از حد اعتماد به نفس پیدا می کنند. کارآفرینان اعتقاد دارند که تسلط بیشتری بر رویدادها دارند و نقش شانس را کاهش می دهند. در زیر برخی از مهمترین سوگیری های تصمیم گیری توسط کارآفرینان برای راه اندازی مشاغل جدید آورده شده است.&lt;br /&gt;
*اعتماد به نفس بیش از حد (Overconfidence): یک اطمینان ذهنی را بالاتر از یک دقت عینی فرض کردن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*توهم کنترل (Illusion of control): بیش از حد تأکید کنید که چه مقدار مهارت، به جای شانس، باعث بهبود عملکرد می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*قانون اعداد کم (The law of small numbers): با استفاده از یک نمونه محدود در مورد کل (جمعیت بیشتر) نتیجه بگیرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تعصب در دسترس بودن (Availability bias): قضاوت کردن در مورد احتمال وقایع با توجه به مثالهای ساده.&lt;br /&gt;
افزایش تعهد (Escalation of commitment): با ابتکار عمل یا مسیرهای عملی ناموفق ادامه دادن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت های نوپا از چندین اصل اقدام برای تولید شواهد در اسرع وقت برای کاهش اثر منفی سوگیری تصمیم گیری مانند افزایش تعهد ، اعتماد به نفس بیش از حد و توهم کنترل استفاده می کنند.&lt;br /&gt;
===منتورینگ===&lt;br /&gt;
بسیاری از کارآفرینان برای ایجاد استارتاپ های خود از مربیان بازخورد می گیرند. مربیان بنیانگذاران را راهنمایی کرده و مهارتهای کارآفرینی را به آنها منتقل می کنند و ممکن است خودکارآمدی کارآفرینان نوپا را افزایش دهند. منتورینگ، مسیر را برای کارآفرینان جهت افزایش دانش در خصوص حفظ دارایی­های مادی و معنوی آنها و تقویت مهارت های بلادرنگ آنها مشخص می کند.&lt;br /&gt;
==اصول==&lt;br /&gt;
اصول زیادی در ایجاد یک استارتاپ وجود دارد. برخی از اصول در زیر ذکر شده است.&lt;br /&gt;
===استارتاپ ناب===&lt;br /&gt;
استارتاپ ناب مجموعه ای واضح از اصول است برای ایجاد و طراحی استارتاپ ها با منابع محدود و عدم قطعیت بالا، تا کارآفرین سازمانش را انعطاف پذیرتر و با هزینه کمتر بسازد. آزمون تجربی این است که این فرضیات را از اعتبار سنجی کنید و درک درستی از مدل کسب و کار جدید داشته باشید و با این کار، سرمایه گذاری های جدید بصورت تکراری در یک حلقه اندازه گیری - یادگیری ایجاد می شوند. از این رو ، راه اندازی ناب مجموعه ای از اصول برای یادگیری کارآفرینی و طراحی مدل کسب و کار است. به طور معمول ، استارت آپ ناب بر چند اصل ناب تمرکز می کند:&lt;br /&gt;
*مشکلی را پیدا کنید که ارزش حل داشته باشد ، سپس یک راه حل تعریف کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*برای تأیید اعتبار بازار ، پذیرندگان اولیه را درگیر کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به طور مداوم با تکرارهای سریعتر و کوچکتر تست کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد عملکرد ، اندازه گیری پاسخ مشتری و تأیید / رد ایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تصمیمات مبتنی بر شواهد در مورد زمان &amp;quot;محوری&amp;quot; با تغییر مسیر برنامه خود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تلاش برای سرعت ، یادگیری و تمرکز را به حداکثر برسانید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اعتبار بازار&lt;br /&gt;
یک اصل اصلی راه اندازی اعتبار سنجی نیاز بازار قبل از ارائه محصول یا خدمات مشتری مدار برای جلوگیری از ایده های تجاری با تقاضای ضعیف است. [نیاز به منبع] [14] اعتبار سنجی بازار را می توان به روش های مختلفی انجام داد ، از جمله نظرسنجی ، سرما تماس ، پاسخ نامه های الکترونیکی ، دهان به دهان یا از طریق تحقیقات نمونه. [نیاز به منبع]&lt;br /&gt;
===تفکر طراحی===&lt;br /&gt;
تفکر طراحی برای درک نیاز مشتریان به روشی درگیر استفاده می شود. تفکر طراحی و توسعه مشتری می تواند مغرضانه باشد زیرا خطر تعصب را برطرف نمی کند زیرا همان تعصبات در منابع اطلاعات، نوع اطلاعات جستجو شده و تفسیر این اطلاعات ظاهر می شود. تشویق مردم به &amp;quot;در نظر گرفتن عکس&amp;quot; هر تصمیمی که قصد اتخاذ آن را دارند ، باعث کاهش تعصبات از جمله اعتماد به نفس بیش از حد ، تعصب عقب بینی و لنگر انداختن می شود (لاریک ، 2004 ، Mussweiler ، Strack و Pfeiffer ، 2000).&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE&amp;diff=373</id>
		<title>استارتاپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE&amp;diff=373"/>
		<updated>2021-07-22T23:26:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: صفحه‌ای تازه حاوی «Startup  / /  استارتاپ  استارت آپ یا استارت آپ یک شرکت یا پروژه است که توسط یک کارآف...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Startup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/ /&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارت آپ یا استارت آپ یک شرکت یا پروژه است که توسط یک کارآفرین برای جستجوی ، توسعه و اعتبارسنجی یک مدل تجاری مقیاس پذیر انجام شده است. [1] [2] در حالی که کارآفرینی به همه مشاغل جدید اشاره دارد ، از جمله خوداشتغالی و مشاغلی که هرگز قصد ثبت نام ندارند ، استارتاپ ها به مشاغل جدیدی اشاره دارند که قصد دارند فراتر از بنیانگذار انفرادی بزرگ شوند. [3] در آغاز ، شرکت های نوپا با عدم اطمینان زیادی روبرو هستند [4] و از شکست بالایی برخوردارند ، اما اقلیت آنها موفق و تأثیرگذار هستند. [5] برخی از استارتاپ ها تک شاخ می شوند. این شرکتهای خصوصی دارای بیش از 1 میلیارد دلار ارزش دارند.&lt;br /&gt;
==راه اندازی یک استارتاپ==&lt;br /&gt;
استارت آپ ها به طور معمول توسط بنیانگذار (بنیانگذار انفرادی) یا بنیانگذاران که راهی برای حل یک مسئله دارند شروع می شود. بنیانگذار یک شرکت نوپا اعتبار سنجی بازار را با شناسایی مشکل، شناسایی راه حل و ساخت حداقل محصول مناسب (MVP)، یعنی نمونه اولیه، برای توسعه و تأیید مدل های تجاری خود آغاز خواهد کرد. فرآیند راه اندازی می تواند مدت زمان طولانی (طبق برخی تخمین ها ، سه سال یا بیشتر) طول بکشد، بنابراین تلاش بسیاری برای ادامه کار لازم است. در طولانی مدت، تلاش برای ادامه کار به ویژه به دلیل نرخ بالای شکست و نتایج نامشخص، چالش برانگیز است.  داشتن یک طرح تجاری به طور خلاصه مشخص می کند که چه کاری باید انجام شود و چگونه باید در آینده برنامه ریزی و دستیابی به ایده انجام شود. به طور معمول، این برنامه ها 3 تا 5 سال اول استراتژی کسب و کار شما را مشخص می کند.&lt;br /&gt;
===اصول طراحی===&lt;br /&gt;
مدل هایی که در پشت استارت آپ ها به عنوان مشارکت ارائه می شوند معمولاً با علم طراحی در ارتباط هستند. علم طراحی از اصول طراحی استفاده می کند که مجموعه ای منسجم از ایده ها و گزاره ها برای طراحی و ساخت ستون فقرات شرکت استفاده می­کند. به عنوان مثال ، یکی از اصول اولیه طراحی &amp;quot;ضرر مقرون به صرفه&amp;quot;  یا &amp;quot;Affordable loss&amp;quot; است.&lt;br /&gt;
===ابتکار عمل و تعصبات در اقدامات راه اندازی===&lt;br /&gt;
به دلیل کمبود اطلاعات، عدم اطمینان زیاد، نیاز به تصمیم گیری سریع، بنیانگذاران استارتاپ ها از بسیاری از روشهای ابتکاری استفاده می کنند و در اقدامات راه اندازی خود نعصب نشان می دهند. تعصب و ابتکار عمل جزئی از جعبه ابزار شناختی ما در فرآیند تصمیم گیری هستند. آنها به ما کمک می کنند تا تحت عدم اطمینان هرچه سریعتر تصمیم بگیریم اما گاهی اشتباه و مغالطه می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارآفرینان غالباً نسبت به استارتاپهای خود و تأثیرشان بر نتیجه (اعتماد به نفس در توهم کنترل) بیش از حد اعتماد به نفس پیدا می کنند. کارآفرینان اعتقاد دارند که تسلط بیشتری بر رویدادها دارند و نقش شانس را کاهش می دهند. در زیر برخی از مهمترین سوگیری های تصمیم گیری توسط کارآفرینان برای راه اندازی مشاغل جدید آورده شده است.&lt;br /&gt;
*اعتماد به نفس بیش از حد (Overconfidence): یک اطمینان ذهنی را بالاتر از یک دقت عینی فرض کردن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*توهم کنترل (Illusion of control): بیش از حد تأکید کنید که چه مقدار مهارت، به جای شانس، باعث بهبود عملکرد می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*قانون اعداد کم (The law of small numbers): با استفاده از یک نمونه محدود در مورد کل (جمعیت بیشتر) نتیجه بگیرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تعصب در دسترس بودن (Availability bias): قضاوت کردن در مورد احتمال وقایع با توجه به مثالهای ساده.&lt;br /&gt;
افزایش تعهد (Escalation of commitment): با ابتکار عمل یا مسیرهای عملی ناموفق ادامه دادن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت های نوپا از چندین اصل اقدام برای تولید شواهد در اسرع وقت برای کاهش اثر منفی سوگیری تصمیم گیری مانند افزایش تعهد ، اعتماد به نفس بیش از حد و توهم کنترل استفاده می کنند.&lt;br /&gt;
===منتورینگ===&lt;br /&gt;
بسیاری از کارآفرینان برای ایجاد استارتاپ های خود از مربیان بازخورد می گیرند. مربیان بنیانگذاران را راهنمایی کرده و مهارتهای کارآفرینی را به آنها منتقل می کنند و ممکن است خودکارآمدی کارآفرینان نوپا را افزایش دهند. منتورینگ، مسیر را برای کارآفرینان جهت افزایش دانش در خصوص حفظ دارایی­های مادی و معنوی آنها و تقویت مهارت های بلادرنگ آنها مشخص می کند.&lt;br /&gt;
==اصول==&lt;br /&gt;
اصول زیادی در ایجاد یک استارتاپ وجود دارد. برخی از اصول در زیر ذکر شده است.&lt;br /&gt;
===استارتاپ ناب===&lt;br /&gt;
استارتاپ ناب مجموعه ای واضح از اصول است برای ایجاد و طراحی استارتاپ ها با منابع محدود و عدم قطعیت بالا، تا کارآفرین سازمانش را انعطاف پذیرتر و با هزینه کمتر بسازد. آزمون تجربی این است که این فرضیات را از اعتبار سنجی کنید و درک درستی از مدل کسب و کار جدید داشته باشید و با این کار، سرمایه گذاری های جدید بصورت تکراری در یک حلقه اندازه گیری - یادگیری ایجاد می شوند. از این رو ، راه اندازی ناب مجموعه ای از اصول برای یادگیری کارآفرینی و طراحی مدل کسب و کار است. به طور معمول ، استارت آپ ناب بر چند اصل ناب تمرکز می کند:&lt;br /&gt;
*مشکلی را پیدا کنید که ارزش حل داشته باشد ، سپس یک راه حل تعریف کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*برای تأیید اعتبار بازار ، پذیرندگان اولیه را درگیر کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به طور مداوم با تکرارهای سریعتر و کوچکتر تست کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد عملکرد ، اندازه گیری پاسخ مشتری و تأیید / رد ایده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تصمیمات مبتنی بر شواهد در مورد زمان &amp;quot;محوری&amp;quot; با تغییر مسیر برنامه خود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تلاش برای سرعت ، یادگیری و تمرکز را به حداکثر برسانید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اعتبار بازار&lt;br /&gt;
یک اصل اصلی راه اندازی اعتبار سنجی نیاز بازار قبل از ارائه محصول یا خدمات مشتری مدار برای جلوگیری از ایده های تجاری با تقاضای ضعیف است. [نیاز به منبع] [14] اعتبار سنجی بازار را می توان به روش های مختلفی انجام داد ، از جمله نظرسنجی ، سرما تماس ، پاسخ نامه های الکترونیکی ، دهان به دهان یا از طریق تحقیقات نمونه. [نیاز به منبع]&lt;br /&gt;
==تفکر طراحی==&lt;br /&gt;
تفکر طراحی برای درک نیاز مشتریان به روشی درگیر استفاده می شود. تفکر طراحی و توسعه مشتری می تواند مغرضانه باشد زیرا خطر تعصب را برطرف نمی کند زیرا همان تعصبات در منابع اطلاعات، نوع اطلاعات جستجو شده و تفسیر این اطلاعات ظاهر می شود. تشویق مردم به &amp;quot;در نظر گرفتن عکس&amp;quot; هر تصمیمی که قصد اتخاذ آن را دارند ، باعث کاهش تعصبات از جمله اعتماد به نفس بیش از حد ، تعصب عقب بینی و لنگر انداختن می شود (لاریک ، 2004 ، Mussweiler ، Strack و Pfeiffer ، 2000).&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=291</id>
		<title>اسکیل آپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=291"/>
		<updated>2021-07-22T13:13:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Scaleup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس تعریف معمول تقریبا نیمی از استارت آپ ها در طول ۵ سال اول حیات خود تداوم می یابند و فقط ۱ مورد از ۲۰۰ استارتاپ تبدیل به اسکیل آپ (scaleup) می‌شوند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ارقام ارائه شده در بالا به وضوح نشان میدهند که رشد عمده و نمایی  و اسکیل آپ (scaleup) برای همه استارت آپ ها مناسب نیست. و البته این آمار تنها مختص شرکت های سیلیکون ولی نیست بلکه وضعیت رشد کسب و کار در سراسر جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
اما نگران نباشید و نباید هیجان و باور خود را نسبت به مدل تجاری کسب و کارتان از دست بدهید. در مقابل، اگر شما نسبت به رشد و اسکیل آپ (scaleup) شرکت خود جدی هستید، این آمار و ارقام می‌توانند الهام بخش شما باشند تا نسبت به اقدامات خود دقیق و متمرکز باشید.  &lt;br /&gt;
یک آمار دیگه رو بررسی کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی تنها ۱۱ درصد از استارتاپ های اروپایی، ۲۲ درصد از استارت آپ های آمریکایی و یک درصد از استارتاپ های ایرانی قادر هستند بیش از ۵ سال عمر بکنند دلیل اینکه نمیتوانند بیشتر عمر بکنند این هست که توانایی اسکیل کردن و تبدیل شدن به اسکیل آپ (scaleup) ندارند…&lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 1.png|بندانگشتی|یک مورد از 200 استارتاپ تبدیل به اسکیلاپ می شوند]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استارت آپ یا اسکیل آپ (scaleup) : ویژگیها و تفاوتهای مشترک ==&lt;br /&gt;
هرچند اصطلاح های «استارت آپ» و «اسکیل آپ» اغلب جهت تعریف نوع سازمان به کار گرفته میشوند اما آنها در اصل اشاره به ابعاد شرکت یا مراحل رشد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ ها و اسکیل آپ ها به دنبال میزان ثابتی از رشد و تاثیر هستند اما هر یک از آنها در مراحل مختلف چرخۀ عمر کسب و کار خود قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجازه بدهید یک بررسی اجمالی در مورد چرخه عمر کسب و کارها داشته باشیم.&lt;br /&gt;
==اسکیل آپ (scaleup) در چرخه عمر کسب و کارها==&lt;br /&gt;
چرخه عمر کسب و کار مراحلی دارد که هر کارآفرین و مدیری باید در زمینه آن‌ها و مشخصات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشد.  چرخه عمر یک کسب و کار را از شروع با استارتاپ، تا بلوغ در مرحله اسکیل آپ (scaleup) و تثبیت و افول احتمالی در اسکرواپ بررسی می‌کنیم.&lt;br /&gt;
=== استند آپ ===&lt;br /&gt;
رشد یک کسب و کار با مرحله استنداپ آغاز می‌شود. در واقع تمامی کسب و کارها در ابتدا ایده‌هایی دارند که در مرحله استنداپ مورد بررسی قرار می‌گیرد. بسیاری از کسب و کارها متاسفانه با این مرحله آشنایی ندارند و از استارتاپ شروع می‌کنند. در حالی که یک چرخه عمر کسب و کار باید از مرحله استنداپ و بررسی‌های زیرساختی مرتبط با کسب و کار شروع گردد.&lt;br /&gt;
=== استارت آپ ===&lt;br /&gt;
در این مرحله از چرخه عمر کسب و کار ایده‌ها و بررسی‌های اولیه پخته می‌شود، بیزینس پلن تثبیت شده و تیم شکل می‌گیرد. اعضای تیم که هسته اولیه کسب و کار را تشکیل می‌دهند، در محلی دور هم جمع می‌شوند و همکاری‌های اولیه شکل می‌گیرد. اعضای استارتاپ بر محصول یا خدمت جدیدی که می‌خواهند به بازار و جامعه ارائه دهند تمرکز می‌کنند. البته در مرحله استارت آپ، محصول یا خدمت مورد نظر در مقیاس کوچک ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 2.png|بندانگشتی|سیکلهای یک استارتاپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکیل آپ (scaleup) ===&lt;br /&gt;
زمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل آپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است. در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکرو آپ ===&lt;br /&gt;
این مرحله از چرخه عمر کسب و کار در تصویر به فیل تشبیه شده است. چرا؟ زیرا کسب و کار دیگر چابکی گذشته را ندارد. یک کسب و کار زمانی به اسکروآپ می‌رسد که سازمان یافته می‌شود و از نظر سازمانی بدنه سنگینی پیدا می‌کند. در این مرحله اعضای تیم مرکزی به درآمد خوبی رسیده‌اند و تیم‌ها نیز گسترش یافته و فرایندهای اجرایی پیچیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
==scale up  به چه معناست؟ ==&lt;br /&gt;
به صورت کلی تعاریف متعددی از مفهوم اسکیل آپ در منابع مختلف وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر، اسکیل آپ (scaleup) را شرکتی تعریف می‌کند که مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرار پذیر تبدیل کرده، محصول و خدمات نهایی خود را با نیازهای بازار مطابقت داده و در واقع به این اطمینان دست یافته که مدل کسب و کار آن در ابعاد کوچک، پاسخگوی نیازهای کسب و کار در ابعاد بزرگ نیز خواهد بود. در واقع  در اسکیل آپ مدل کسب و کار قابلیت مقیاس پذیری دارد.&lt;br /&gt;
در تعریفی دیگر اسکیل آپ شرکتی است که محصول و بازار مناسب محصولش را مشخص کرده و حوزه بازار ویژه محصول خود را تدقیق کرده است. در واقع چنین شرکتی دقیقا می‌داند که چه محصولات و خدماتی را به کدام بازارها و مشتریان ارائه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکیل آپ در واقع یکی از مراحل رشد کسب و کار می‌باشد که پس از استارت‌ آپ قرار می‌گیرد. مرحله‌ی اسکیل آپ به زمانی اطلاق می‌گردد که کسب و کار کاملا پتانسیل رشد پیدا کرده، به سوددهی رسیده است و درآمدی به مراتب بالاتر از هزینه‌های جاری دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:روند اسکیلاپ.png|بندانگشتی|روند اسکیلاپ]]&lt;br /&gt;
به طور کلی تا زمانی که مدل تجاری خود را اثبات نکنید، هنوز هم یک استارتاپ هستید. شما زمانی تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) میشوید که مدل اثبات شده ای داشته و در حال توسعۀ درآمد خود باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که استارتاپ هنوز در حال بررسی قابلیتهای بالقوه خود و راه¬ هایی است که میتواند محصولات و خدمات خود را از طریق آن ها به بهترین شکل ارائه دهد، اسکیل آپ به این نکات دسترسی پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت دیگر، اسکیل آپ ها متناسب سازی بازار و محصول را به بهترین شکل انجام میدهند و زمانی که نوبت به تامین مالی می رسد، اسکیل آپ ها می‌توانند سرمایه گذاران احتمالی را با ارزشی بیش از یک محصول کوچک بادوام، یک تیم قابل اعتماد و یک فرصت بازاری فوق العاده فراهم کنند. در ساده ترین حالت ممکن می توان گفت که اسکیل آپ ها شرکت هایی هستند که در یک بازه سه ساله با ۲۰ درصد رشد سالانه رشد میکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بدان معناست که شما می‌توانید یک استارتاپ با یک مدل تجاری به ظاهر قابل توسعه باشید و به دلیل فقدان رشد کافی (مشتری) هنوز نتوانسته باشید که تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) شوید. به همین ترتیب، شما می توانید یک استارتاپ با رشد درآمدی بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال قبل باشید اما هنوز هم نتوانسته باشید به زیرساختهای قابل توسعۀ، خدمات یا محصولات مورد نظر خود دست یابید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که توسعه را به عنوان یک بعد و مرحله در نظر می گیرید، به این تصور نیز خواهید رسید که توسعه می تواند مرحله ای باشد که توسط کسب و کار یا شرکت میان بازاری دیگری ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرق استارت آپ و اسکیل آپ (scaleup) چیست؟ ==&lt;br /&gt;
استارت آپ به یک کسب و کار نوآور و مبتنی بر فناوری‌های به روز گفته می‌شود. این شرکت ها معمولا از قابلیت رشد سریع برخوردارند. در استارتاپ ها معمولا ایده اولیه کسب و کار مورد آزمایش قرار می‌گیرد، منابع مالی مورد نیاز جمع آوری و مدل کسب و کار طراحی می‌شود. &lt;br /&gt;
در واقع استارتاپ را می‌توان شرکتی کوچک با عمر حدود پنج سال دانست که در جستجوی یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر یا ارائه محصول و خدماتی نوآورانه است.&lt;br /&gt;
اسکیل آپ به عنوان شرکتی تعریف می‌شود که از مرحله استارت آپ به موفقیت عبور کرده و مدل کسب و کار خود را به مدلی تکرارپذیر تبدیل کرده است. در اسکیل آپ محصول یا خدمات مورد نظر کسب و کار با نیازهای بازار مطابقت پیدا کرده است. در واقع کسب و کار به این اطمینان دست پیدا کرده که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخگوی نیاز بازار هدف است و در صورت بزرگ شدن کسب و کار، باز هم پاسخگو خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ را میتوان به عنوان یک شرکت جدید با برنامه های بزرگ برای رشد و بدون محدودیت جغرافیایی تعریف کرد. ماموریت اصلی استارت اَپ ها شناسایی مدل تجاری تکرارپذیر خود می باشد. آنها هنوز هم در حال آزمایش مواردی مانند بخش بندی، هزینه های جذب مشتری و ویژگی های محصول هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که افراد در این مرحله وارد تیم شما می شوند، تصمیم میگیرند که در راستای تحقق وعدۀ اصلی شما در رابطه با رشد و هیجان ناشی از ایجاد تاثیر فوری از مساله ثبات چشم پوشی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که یک استارتاپ هنوز در مراحل اولیه جایگاه یابی مناسب برای محصول خود، تامین بودجه و منظم کردن توالی فعالیت های خود است، یک اسکیل آپ جایگاه محصولات خود را در بازار تثبیت کرده است و در مسیر تلاش برای تسریع فعالیت های مرتبط با رشد میباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله استارتاپ ==&lt;br /&gt;
دغدغه های اصلی شرکت هایی که هنوز در مرحله استارتاپ قرار دارند اغلب مربوط به تامین مالی، استخدام افراد مناسب، مشارکت و جلب اعتماد در صنعت مربوطه است. آن ها اغلب با یک رقابت شدید مقابله می کنند و به صورت مستمر نیز با چالش‌های مرتبط با مدیریت مالی یا جریان وجوه نقد مواجه می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چالش اصلی برای هر استارتاپی خلق محصولات یا خدماتی است که مشتریان دوست داشته باشند. بنابراین ایجاد یک حلقه بازخورد بین مشتریان و توسعه‌دهندگان محصول یک عامل مهم برای آنها خواهد بود و میتواند منجر به اختلافات و حساسیت هایی شود. تمایز میان «خوب است داشته باشیم» با «باید داشته باشیم» و یادگیری نحوه اولویت بندی امری حیاتی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی اوقات در استارتاپ ها سندروم «باید بی نقص باشد» وجود دارد که باید به درستی مورد توجه قرار گیرد. برای پیشبرد سریع و کارآمد شرکت نیاز به محصولات بادوام و کوچک و پیاده سازی سریع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که شما شروع به کار می‌کنید، هیچ وقت زمان کافی وجود نخواهد داشت؛ بنابراین مدیریت میتواند کار دشواری باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غفلت از بازاریابی و فروش به دلیل محدودیت در زمان، منابع و جریان نقدینگی امری غیرمعمول نیست. آنها ممکن است باور داشته باشند که تمام اتفاقات خوب و پیش بینی نشده باید از طریق رشد ارگانیک و بازاریابی دهان به دهان اتفاق بیفتد. اما متاسفانه، افزایش فروش و درآمد بدون فعالیت راهبردی و هماهنگ در جهت جلب توجه بعید به نظر میرسد و همانند هر نوع کسب و کار دیگری ممکن است به دلیل فقدان مشاوره های لازم یا ضعف در مدیریت، مشکلات و چالش‌هایی پیش بینی نشده رخ دهند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله اسکیل آپ (scaleup)==&lt;br /&gt;
به محض اینکه شما شروع به رشد می کنید، به صورت مستمر با دو شکل روبه رو می شوید:&lt;br /&gt;
# اکثر کارها تاکنون به صورت دستی انجام می شدند&lt;br /&gt;
# همه افراد همه کاری انجام می دادند&lt;br /&gt;
در مرحله استارتاپ مسئولیتهای اعضای تیم به خوبی تعریف شده نیستند. زمانیکه کسب وکار شما توسعه مییابد، شما باید در زمینۀ ایجاد سیستم های رهبری و فرایندهای خودکارسازی خوب عمل کنید. در مرحله اسکیل آپ (scaleup) پیچیدگیهای مربوط به تصمیم گیری تغییر میکنند. میزان درگیری ذینفعان افزایش پیدا می کند و میزان ریسکی که شرکت میتواند تحمل کند کاهش می یابد. تصمیم گیری حساب شده در هر مرحله امری مهم محسوب می شود اما ممکن است در این مرحله امکان این کار وجود نداشته باشد. شرکتها ناچار هستند برای مقابله با پیچیدگیهای روزافزون سیستم های فناوری اطلاعات و ساختارهای فیزیکی و سازمانی خود را ارتقا دهند. بنابراین، با ادامه روند رشد شرکت چالش های بیشتری در زمینۀ رهبری، زیرساختها و بازاریابی شکل می گیرند. یک اسکیل آپ (scaleup) باید در هر سه زمینه سیستمهای مناسبی داشته باشد. شرکتهای دارای رشد سریع ممکن است چالشهایی در زمینه جریان نقدینگی داشته باشند؛ زیرا رشد سریع با افزایش سریع هزینه ها نیز همراه است. آنها برای تامین هزینه های مربوط به استخدامهای جدید، فعالیتهای برونسپاری، سیستمهای فناوری اطلاعات و فضای فیزیکی اضافی به یک برنامه جامع نیاز دارند. حفظ کنترل کیفیت و انجام به موقع پروژه ها بدون داشتن زیرساختهای مناسب و قابل توسعه میتواند دشوار باشد. شرکت بدون داشتن تمرکز کافی روی فرایندهای توسعه کارکنان و مشتریان خود را دچار مشکلات، سردرگمی و آسیب خواهند کرد زیرا فقدان زیرساختهای مناسب منجر به سردرگمی و آشفتگی میشود. الزامات رهبری به سرعت تغییر خواهد کرد. اگر شما به دنبال این هستید که کسب و کار خود را تا ۱۰ برابر بزرگتر کنید، باید قابلیتهای رهبری و مدیریت میانی خود را نیز ۱۰ برابر کنید. افزودن لایه های مدیریتی بیشتر به سلسله مراتب بدون کاهش سرعت کار دشواری است. اکثر شرکتها این کار را به خوبی انجام نمیدهند. یافتن و حفظ افراد مناسب در کنار حفظ سطح رقابت و سطوح محصول از مهم ترین نگرانی های شرکت های اسکیل آپ (scaleup) محسوب می¬‌شود. دلیل این امر این است که هنگام صحبت از افراد منظور ما فقط استخدام چندین متخصص نیست و این افراد باید مناسب¬ترین افراد برای مناسب ترین حوزه ها باشند. پس از تمرکز ادر زمینه تولید محصول، رشد ارگانیک و شاید بازاریابی و فروش در مرحله استارتاپ اکنون به استعدادهای منابع انسانی، مدیریت، حقوق و دستمزد و پشتیبانی نیز نیاز خواهید دارید. همانطور که جیم کالینز در کتاب پر فروش خود «خوب تا عالی» میگوید: «شما باید در هر یک از صندلیهای اتوبوس افراد مناسبی را قرار دهید.» کالینز با این استعاره به این مساله اشاره میکند که مدیران اجرایی چگونه متوجه این مساله نشده اند که اتوبوس را در چه مسیری پیش بگیرند و چگونه افراد را سوار اتوبوس کنند: «نه، آنها باید ابتدا افراد مناسبی را سوار اتوبوس کنند و افراد نامناسب را از اتوبوس پیاده کنند و سپس تعیین کنند که در چه مسیری حرکت کنند.» حتی اگر مسیر درست را نیز تعیین کنید، باز هم هرگز با افراد نامناسب تبدیل به یک شرکت عالی نخواهید شد و اکنون برای آن افرادی که به تازگی استخدام شده اند، نیاز به یک سیستم مناسب هدایتی دارید. کارکنان جدید در مرحله استارتاپ می توانند به آسانی سوار شده و حرکت کنند زیرا  نقش و عملکردهای هر یک از اعضای تیم هنوز ساده هستند و با به سرعت و از طریق انجام قابل درک می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اینکه یک کارمند جدید در مرحله اسکیل آپ (scaleup) به سرعت رسالت، چشم انداز، ارزشهای فرهنگی و فرایندهای شرکت را درک کند، باید دوره های آموزشی فشرده را پشت سر بگذارد. و این دوره ها باید طراحی شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مرحله همچنین مهم است که یک سرمایه¬ گذاری کارکردهای بازاریابی موثری جدای از فروش داشته باشد. سازمان از این طریق می تواند تمرکز خود را برای پیگیری مشتریان مناسب (و سودآورترین) حفظ کند. همچنین برای جذب استعدادهای مناسب جهت همگام شدن با رشد کسب و کار نیاز به بازاریابی است.&lt;br /&gt;
برای اینکه شرکت های اسکیل آپ (scaleup) بتوانند در رقابت باقی بمانند، باید اطمینان حاصل کنند که محصولشان نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش افزایش پیدا می کند. شما باید هوشمندی لازم را در رابطه با کسب و کار خود داشته باشید و فضایی را ایجاد کنید که کارکنان عاشق کار و اجرای آخرین فناوری ها برای حفظ قدرت رقابتی شما باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رشد در برابر اسکیل: تفاوت بزرگ ==&lt;br /&gt;
تفاوت زیادی بین رشد و توسعه یک شرکت وجود دارد و این رشد نیست بلکه رشد نمایی است که استارتاپ ها به دنبال آن هستند و اسکیل آپ ها به آن اشاره دارند. به این معنا که اگر یک استارتاپ یا شرکت در مرحله میان  بازاری بخواهد تاثیری پایدار بر صنعت خود بگذارد، باید بدون انباشت مقدار زیادی از هزینه های سربار رشد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رشد به معنای ساده تر به معنای بزرگ و بزرگتر شدن در طول یک دورۀ زمانی است اما اسکیل به معنای ظاهر شدن در ابعاد متناسب یا افزایش (یا کاهش) اندازه براساس مقیاس های معمول می باشد.&lt;br /&gt;
  مشتری های بیشتر، تعداد روزافزون کارکنان و دفاتر بیشتر یا بزرگ تر همگی از علائم فیزیکی رشد یک کسب  و  کار می باشند. اما اگر این رشد نتواند تاثیری بر شاخص های اصلی شرکت داشته باشد، چه فایده ای دارد؟&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
یک دام معمول که اکثر شرکتهای کوچک و متوسط در آغاز کار خود در آن گرفتار میشود این است که آنها در نهایت واحدهای زیادی راه اندازی می کنند، کارکنان بیشتری را استخدام می کنند و هزینه های سربار خود را افزایش میدهند اما در نهایت سود برابر با زمان آغاز فعالیت خود یا حتی کمتر از آن به دست میآورند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کسب و کار خود را توسعه می دهید، حتی با وجود اینکه به صورت چشمگیری بر تعداد مشتریان و درآمد خود را اضافه می کنید؛ هزینه ها باید فقط به شکل فزاینده ای افزایش یابند (در صورت وجود). بنابراین، اسکیل به معنای تجربۀ رشد ثابت و خطی در تمام ابعاد نیست. در مقابل، آنها در رابطه با معیارهای رشد خود به ارزیابی نمودارهای «چوب هاکی» خود می پردازند. این امر در بسیاری از موارد از طریق سیستم هایی حاصل می شود که به شکل نمایی و بدون نیاز به افزایش هزینه  ها با نسبت مساوی به درآمد اضافه می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup/{{&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=289</id>
		<title>اسکیل آپ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84_%D8%A2%D9%BE&amp;diff=289"/>
		<updated>2021-07-22T13:06:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;Scaleup&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس تعریف معمول تقریبا نیمی از استارت آپ ها در طول ۵ سال اول حیات خود تداوم می یابند و فقط ۱ مورد از ۲۰۰ استارتاپ تبدیل به اسکیل آپ (scaleup) می‌شوند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ارقام ارائه شده در بالا به وضوح نشان میدهند که رشد عمده و نمایی  و اسکیل آپ (scaleup) برای همه استارت آپ ها مناسب نیست. و البته این آمار تنها مختص شرکت های سیلیکون ولی نیست بلکه وضعیت رشد کسب و کار در سراسر جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
اما نگران نباشید و نباید هیجان و باور خود را نسبت به مدل تجاری کسب و کارتان از دست بدهید. در مقابل، اگر شما نسبت به رشد و اسکیل آپ (scaleup) شرکت خود جدی هستید، این آمار و ارقام می‌توانند الهام بخش شما باشند تا نسبت به اقدامات خود دقیق و متمرکز باشید.  &lt;br /&gt;
یک آمار دیگه رو بررسی کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور کلی تنها ۱۱ درصد از استارتاپ های اروپایی، ۲۲ درصد از استارت آپ های آمریکایی و یک درصد از استارتاپ های ایرانی قادر هستند بیش از ۵ سال عمر بکنند دلیل اینکه نمیتوانند بیشتر عمر بکنند این هست که توانایی اسکیل کردن و تبدیل شدن به اسکیل آپ (scaleup) ندارند…&lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 1.png|بندانگشتی|یک مورد از 200 استارتاپ تبدیل به اسکیلاپ می شوند]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استارت آپ یا اسکیل آپ (scaleup) : ویژگیها و تفاوتهای مشترک ==&lt;br /&gt;
هرچند اصطلاح های «استارت آپ» و «اسکیل آپ» اغلب جهت تعریف نوع سازمان به کار گرفته میشوند اما آنها در اصل اشاره به ابعاد شرکت یا مراحل رشد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ ها و اسکیل آپ ها به دنبال میزان ثابتی از رشد و تاثیر هستند اما هر یک از آنها در مراحل مختلف چرخۀ عمر کسب و کار خود قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجازه بدهید یک بررسی اجمالی در مورد چرخه عمر کسب و کارها داشته باشیم.&lt;br /&gt;
==اسکیل آپ (scaleup) در چرخه عمر کسب و کارها==&lt;br /&gt;
چرخه عمر کسب و کار مراحلی دارد که هر کارآفرین و مدیری باید در زمینه آن‌ها و مشخصات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشد.  چرخه عمر یک کسب و کار را از شروع با استارتاپ، تا بلوغ در مرحله اسکیل آپ (scaleup) و تثبیت و افول احتمالی در اسکرواپ بررسی می‌کنیم.&lt;br /&gt;
=== استند آپ ===&lt;br /&gt;
رشد یک کسب و کار با مرحله استنداپ آغاز می‌شود. در واقع تمامی کسب و کارها در ابتدا ایده‌هایی دارند که در مرحله استنداپ مورد بررسی قرار می‌گیرد. بسیاری از کسب و کارها متاسفانه با این مرحله آشنایی ندارند و از استارتاپ شروع می‌کنند. در حالی که یک چرخه عمر کسب و کار باید از مرحله استنداپ و بررسی‌های زیرساختی مرتبط با کسب و کار شروع گردد.&lt;br /&gt;
=== استارت آپ ===&lt;br /&gt;
در این مرحله از چرخه عمر کسب و کار ایده‌ها و بررسی‌های اولیه پخته می‌شود، بیزینس پلن تثبیت شده و تیم شکل می‌گیرد. اعضای تیم که هسته اولیه کسب و کار را تشکیل می‌دهند، در محلی دور هم جمع می‌شوند و همکاری‌های اولیه شکل می‌گیرد. اعضای استارتاپ بر محصول یا خدمت جدیدی که می‌خواهند به بازار و جامعه ارائه دهند تمرکز می‌کنند. البته در مرحله استارت آپ، محصول یا خدمت مورد نظر در مقیاس کوچک ارائه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:اسکیلاپ 2.png|بندانگشتی|سیکلهای یک استارتاپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکیل آپ (scaleup) ===&lt;br /&gt;
زمانی که استارت آپ به اندازه کافی ایده خود را در بازار تست کرد و محصول یا خدمات آن تثبیت شد وارد مرحله اسکیل آپ می‌شویم. در این مرحله اساسی از چرخه عمر کسب و کار، اتحاد و تعامل بین اعضای تیم شکل گرفته و تعامل لازم ایجاد شده است. در واقع همکاری بین کارمندان به گونه‌ای است که آمادگی ارائه محصول یا خدمات کسب و کار را در در سطح انبوه دارند. همچنین تیم مرکزی گسترش می‌یابد و تیم‌های دیگری به تفکیک تخصص و به فراخور نیاز اسکیل آپ ایجاد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اسکرو آپ ===&lt;br /&gt;
این مرحله از چرخه عمر کسب و کار در تصویر به فیل تشبیه شده است. چرا؟ زیرا کسب و کار دیگر چابکی گذشته را ندارد. یک کسب و کار زمانی به اسکروآپ می‌رسد که سازمان یافته می‌شود و از نظر سازمانی بدنه سنگینی پیدا می‌کند. در این مرحله اعضای تیم مرکزی به درآمد خوبی رسیده‌اند و تیم‌ها نیز گسترش یافته و فرایندهای اجرایی پیچیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
==scale up  به چه معناست؟ ==&lt;br /&gt;
به صورت کلی تعاریف متعددی از مفهوم اسکیل آپ در منابع مختلف وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر، اسکیل آپ (scaleup) را شرکتی تعریف می‌کند که مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرار پذیر تبدیل کرده، محصول و خدمات نهایی خود را با نیازهای بازار مطابقت داده و در واقع به این اطمینان دست یافته که مدل کسب و کار آن در ابعاد کوچک، پاسخگوی نیازهای کسب و کار در ابعاد بزرگ نیز خواهد بود. در واقع  در اسکیل آپ مدل کسب و کار قابلیت مقیاس پذیری دارد.&lt;br /&gt;
در تعریفی دیگر اسکیل آپ شرکتی است که محصول و بازار مناسب محصولش را مشخص کرده و حوزه بازار ویژه محصول خود را تدقیق کرده است. در واقع چنین شرکتی دقیقا می‌داند که چه محصولات و خدماتی را به کدام بازارها و مشتریان ارائه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکیل آپ در واقع یکی از مراحل رشد کسب و کار می‌باشد که پس از استارت‌ آپ قرار می‌گیرد. مرحله‌ی اسکیل آپ به زمانی اطلاق می‌گردد که کسب و کار کاملا پتانسیل رشد پیدا کرده، به سوددهی رسیده است و درآمدی به مراتب بالاتر از هزینه‌های جاری دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:روند اسکیلاپ.png|بندانگشتی|روند اسکیلاپ]]&lt;br /&gt;
به طور کلی تا زمانی که مدل تجاری خود را اثبات نکنید، هنوز هم یک استارتاپ هستید. شما زمانی تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) میشوید که مدل اثبات شده ای داشته و در حال توسعۀ درآمد خود باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که استارتاپ هنوز در حال بررسی قابلیتهای بالقوه خود و راه¬ هایی است که میتواند محصولات و خدمات خود را از طریق آن ها به بهترین شکل ارائه دهد، اسکیل آپ به این نکات دسترسی پیدا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت دیگر، اسکیل آپ ها متناسب سازی بازار و محصول را به بهترین شکل انجام میدهند و زمانی که نوبت به تامین مالی می رسد، اسکیل آپ ها می‌توانند سرمایه گذاران احتمالی را با ارزشی بیش از یک محصول کوچک بادوام، یک تیم قابل اعتماد و یک فرصت بازاری فوق العاده فراهم کنند. در ساده ترین حالت ممکن می توان گفت که اسکیل آپ ها شرکت هایی هستند که در یک بازه سه ساله با ۲۰ درصد رشد سالانه رشد میکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بدان معناست که شما می‌توانید یک استارتاپ با یک مدل تجاری به ظاهر قابل توسعه باشید و به دلیل فقدان رشد کافی (مشتری) هنوز نتوانسته باشید که تبدیل به یک اسکیل آپ (scaleup) شوید. به همین ترتیب، شما می توانید یک استارتاپ با رشد درآمدی بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال قبل باشید اما هنوز هم نتوانسته باشید به زیرساختهای قابل توسعۀ، خدمات یا محصولات مورد نظر خود دست یابید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که توسعه را به عنوان یک بعد و مرحله در نظر می گیرید، به این تصور نیز خواهید رسید که توسعه می تواند مرحله ای باشد که توسط کسب و کار یا شرکت میان بازاری دیگری ایجاد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرق استارت آپ و اسکیل آپ (scaleup) چیست؟ ==&lt;br /&gt;
استارت آپ به یک کسب و کار نوآور و مبتنی بر فناوری‌های به روز گفته می‌شود. این شرکت ها معمولا از قابلیت رشد سریع برخوردارند. در استارتاپ ها معمولا ایده اولیه کسب و کار مورد آزمایش قرار می‌گیرد، منابع مالی مورد نیاز جمع آوری و مدل کسب و کار طراحی می‌شود. &lt;br /&gt;
در واقع استارتاپ را می‌توان شرکتی کوچک با عمر حدود پنج سال دانست که در جستجوی یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر یا ارائه محصول و خدماتی نوآورانه است.&lt;br /&gt;
اسکیل آپ به عنوان شرکتی تعریف می‌شود که از مرحله استارت آپ به موفقیت عبور کرده و مدل کسب و کار خود را به مدلی تکرارپذیر تبدیل کرده است. در اسکیل آپ محصول یا خدمات مورد نظر کسب و کار با نیازهای بازار مطابقت پیدا کرده است. در واقع کسب و کار به این اطمینان دست پیدا کرده که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخگوی نیاز بازار هدف است و در صورت بزرگ شدن کسب و کار، باز هم پاسخگو خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارتاپ را میتوان به عنوان یک شرکت جدید با برنامه های بزرگ برای رشد و بدون محدودیت جغرافیایی تعریف کرد. ماموریت اصلی استارت اَپ ها شناسایی مدل تجاری تکرارپذیر خود می باشد. آنها هنوز هم در حال آزمایش مواردی مانند بخش بندی، هزینه های جذب مشتری و ویژگی های محصول هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که افراد در این مرحله وارد تیم شما می شوند، تصمیم میگیرند که در راستای تحقق وعدۀ اصلی شما در رابطه با رشد و هیجان ناشی از ایجاد تاثیر فوری از مساله ثبات چشم پوشی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که یک استارتاپ هنوز در مراحل اولیه جایگاه یابی مناسب برای محصول خود، تامین بودجه و منظم کردن توالی فعالیت های خود است، یک اسکیل آپ جایگاه محصولات خود را در بازار تثبیت کرده است و در مسیر تلاش برای تسریع فعالیت های مرتبط با رشد میباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله استارتاپ ==&lt;br /&gt;
دغدغه های اصلی شرکت هایی که هنوز در مرحله استارتاپ قرار دارند اغلب مربوط به تامین مالی، استخدام افراد مناسب، مشارکت و جلب اعتماد در صنعت مربوطه است. آن ها اغلب با یک رقابت شدید مقابله می کنند و به صورت مستمر نیز با چالش‌های مرتبط با مدیریت مالی یا جریان وجوه نقد مواجه می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چالش اصلی برای هر استارتاپی خلق محصولات یا خدماتی است که مشتریان دوست داشته باشند. بنابراین ایجاد یک حلقه بازخورد بین مشتریان و توسعه‌دهندگان محصول یک عامل مهم برای آنها خواهد بود و میتواند منجر به اختلافات و حساسیت هایی شود. تمایز میان «خوب است داشته باشیم» با «باید داشته باشیم» و یادگیری نحوه اولویت بندی امری حیاتی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهی اوقات در استارتاپ ها سندروم «باید بی نقص باشد» وجود دارد که باید به درستی مورد توجه قرار گیرد. برای پیشبرد سریع و کارآمد شرکت نیاز به محصولات بادوام و کوچک و پیاده سازی سریع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که شما شروع به کار می‌کنید، هیچ وقت زمان کافی وجود نخواهد داشت؛ بنابراین مدیریت میتواند کار دشواری باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غفلت از بازاریابی و فروش به دلیل محدودیت در زمان، منابع و جریان نقدینگی امری غیرمعمول نیست. آنها ممکن است باور داشته باشند که تمام اتفاقات خوب و پیش بینی نشده باید از طریق رشد ارگانیک و بازاریابی دهان به دهان اتفاق بیفتد. اما متاسفانه، افزایش فروش و درآمد بدون فعالیت راهبردی و هماهنگ در جهت جلب توجه بعید به نظر میرسد و همانند هر نوع کسب و کار دیگری ممکن است به دلیل فقدان مشاوره های لازم یا ضعف در مدیریت، مشکلات و چالش‌هایی پیش بینی نشده رخ دهند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== چالش های اصلی در مرحله اسکیل آپ (scaleup)==&lt;br /&gt;
به محض اینکه شما شروع به رشد می کنید، به صورت مستمر با دو شکل روبه رو می شوید:&lt;br /&gt;
# اکثر کارها تاکنون به صورت دستی انجام می شدند&lt;br /&gt;
# همه افراد همه کاری انجام می دادند&lt;br /&gt;
در مرحله استارتاپ مسئولیتهای اعضای تیم به خوبی تعریف شده نیستند. زمانیکه کسب وکار شما توسعه مییابد، شما باید در زمینۀ ایجاد سیستم های رهبری و فرایندهای خودکارسازی خوب عمل کنید.&lt;br /&gt;
در مرحله اسکیل ¬آپ (scaleup) پیچیدگی¬‌های مربوط به تصمیم¬ گیری تغییر می¬‌کنند. میزان درگیری ذی¬نفعان افزایش پیدا می¬‌کند و میزان ریسکی که شرکت می¬‌تواند تحمل کند کاهش می¬ یابد. تصمیم¬ گیری حساب شده در هر مرحله امری مهم محسوب می¬‌شود اما ممکن است در این مرحله امکان این کار وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;
شرکت¬‌ها ناچار هستند برای مقابله با پیچیدگی¬‌های روزافزون سیستم¬‌های فناوری اطلاعات و ساختارهای فیزیکی و سازمانی خود را ارتقا دهند. بنابراین، با ادامه روند رشد شرکت چالش¬ های بیشتری در زمینۀ رهبری، زیرساخت¬ها و بازاریابی شکل می گیرند.&lt;br /&gt;
یک اسکیل آپ (scaleup) باید در هر سه زمینه سیستم¬‌های مناسبی داشته باشد. شرکت¬‌های دارای رشد سریع ممکن است چالش¬‌هایی در زمینه جریان نقدینگی داشته باشند؛ زیرا رشد سریع با افزایش سریع هزینه¬ ها نیز همراه است. آن¬ها برای تامین هزینه ¬های مربوط به استخدام¬های جدید، فعالیت¬های برون¬سپاری، سیستم¬های فناوری اطلاعات و فضای فیزیکی اضافی به یک برنامه جامع نیاز دارند.&lt;br /&gt;
حفظ کنترل کیفیت و انجام به موقع پروژه¬ ها بدون داشتن زیرساخت¬‌های مناسب و قابل¬ توسعه می¬تواند دشوار باشد. شرکت بدون داشتن تمرکز کافی روی فرایندهای توسعه کارکنان و مشتریان خود را دچار مشکلات، سردرگمی و آسیب خواهند کرد زیرا فقدان زیرساخت¬‌های مناسب منجر به سردرگمی و آشفتگی می¬‌شود.&lt;br /&gt;
الزامات رهبری به سرعت تغییر خواهد کرد. اگر شما به دنبال این هستید که کسب¬و ¬کار خود را تا ۱۰ برابر بزرگ¬تر کنید، باید قابلیت¬های رهبری و مدیریت میانی خود را نیز ۱۰ برابر کنید. افزودن لایه¬ های مدیریتی بیشتر به سلسله مراتب بدون کاهش سرعت کار دشواری است. اکثر شرکت¬ها این کار را به خوبی انجام نمی¬دهند.&lt;br /&gt;
یافتن و حفظ افراد مناسب در کنار حفظ سطح رقابت و سطوح محصول از مهم¬ترین نگرانی¬ های شرکت¬ های اسکیل آپ (scaleup) محسوب می¬‌شود. دلیل این امر این است که هنگام صحبت از افراد منظور ما فقط استخدام چندین متخصص نیست و این افراد باید مناسب¬ترین افراد برای مناسب¬ترین حوزه¬ ها باشند. پس از تمرکز ادر زمینه تولید محصول، رشد ارگانیک و شاید بازاریابی و فروش در مرحله استارت¬اپ اکنون به استعدادهای منابع انسانی، مدیریت، حقوق و دستمزد و پشتیبانی نیز نیاز خواهید دارید.&lt;br /&gt;
همان¬طور که جیم کالینز در کتاب پر فروش خود «خوب تا عالی» می¬گوید: «شما باید در هر یک از صندلی¬های اتوبوس افراد مناسبی را قرار دهید.» کالینز با این استعاره به این مساله اشاره می¬کند که مدیران اجرایی چگونه متوجه این مساله نشده¬ اند که اتوبوس را در چه مسیری پیش بگیرند و چگونه افراد را سوار اتوبوس کنند: «نه، آن¬ها باید ابتدا افراد مناسبی را سوار اتوبوس کنند و افراد نامناسب را از اتوبوس پیاده کنند و سپس تعیین کنند که در چه مسیری حرکت کنند.» حتی اگر مسیر درست را نیز تعیین کنید، باز هم هرگز با افراد نامناسب تبدیل به یک شرکت عالی نخواهید شد.&lt;br /&gt;
و اکنون برای آن افرادی که به تازگی استخدام شده¬ اند، نیاز به یک سیستم مناسب هدایتی دارید. کارکنان جدید در مرحله استارت¬اپ می توانند به آسانی سوار شده و حرکت کنند زیرا  نقش و عملکردهای هر یک از اعضای تیم هنوز ساده هستند و با به سرعت و از طریق انجام قابل درک می¬باشند.&lt;br /&gt;
برای اینکه یک کارمند جدید در مرحله اسکیل آپ (scaleup) به سرعت رسالت، چشم¬ انداز، ارزش¬های فرهنگی و فرایندهای شرکت را درک کند، باید دوره¬ های آموزشی فشرده را پشت سر بگذارد. و این دوره¬ ها باید طراحی شوند.&lt;br /&gt;
در این مرحله همچنین مهم است که یک سرمایه¬ گذاری کارکردهای بازاریابی موثری جدای از فروش داشته باشد. سازمان از این طریق می¬تواند تمرکز خود را برای پیگیری مشتریان مناسب (و سودآورترین) حفظ کند. همچنین برای جذب استعدادهای مناسب جهت همگام شدن با رشد کسب¬و ¬کار نیاز به بازاریابی است.&lt;br /&gt;
برای اینکه شرکت های اسکیل آپ (scaleup) بتوانند در رقابت باقی بمانند، باید اطمینان حاصل کنند که محصولشان نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش افزایش پیدا می¬کند. شما باید هوشمندی لازم را در رابطه با کسب¬ و ¬کار خود داشته باشید و فضایی را ایجاد کنید که کارکنان عاشق کار و اجرای آخرین فناوری¬ها برای حفظ قدرت رقابتی شما باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رشد در برابر اسکیل: تفاوت بزرگ ==&lt;br /&gt;
تفاوت زیادی بین رشد و توسعه یک شرکت وجود دارد و این رشد نیست بلکه رشد نمایی است که استارت¬اپ¬ها به دنبال آن هستند و اسکیل¬اپ¬ها به آن اشاره دارند. به این معنا که اگر یک استارتاپ یا شرکت در مرحله میان¬ بازاری بخواهد تاثیری پایدار بر صنعت خود بگذارد، باید بدون انباشت مقدار زیادی از هزینه¬ های سربار رشد کند.¬&lt;br /&gt;
رشد به معنای ساده¬ تر به معنای بزرگ و بزرگ¬تر شدن در طول یک دورۀ زمانی است اما اسکیل به معنای ظاهر شدن در ابعاد متناسب یا افزایش (یا کاهش) اندازه براساس مقیاس¬های معمول می¬باشد.&lt;br /&gt;
  مشتری¬های بیشتر، تعداد روزافزون کارکنان و دفاتر بیشتر یا بزرگ¬تر همگی از علائم فیزیکی رشد یک کسب¬ و ¬کار می باشند. اما اگر این رشد نتواند تاثیری بر شاخص¬های اصلی شرکت داشته باشد، چه فایده¬ای دارد؟&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
یک دام معمول که اکثر شرکت¬های کوچک و متوسط در آغاز کار خود در آن گرفتار می¬شود این است که آن¬ها در نهایت واحدهای زیادی راه¬ اندازی می¬کنند، کارکنان بیشتری را استخدام می¬کنند و هزینه¬ های سربار خود را افزایش می¬دهند اما در نهایت سود برابر با زمان آغاز فعالیت خود یا حتی کمتر از آن به دست می¬آورند.&lt;br /&gt;
زمانی¬که کسب¬و¬کار خود را توسعه می دهید، حتی با وجود اینکه به صورت چشمگیری بر تعداد مشتریان و درآمد خود را اضافه می¬کنید؛ هزینه¬ ها باید فقط به شکل فزاینده¬ای افزایش یابند (در صورت وجود). بنابراین، اسکیل به معنای تجربۀ رشد ثابت و خطی در تمام ابعاد نیست. در مقابل، آن¬ها در رابطه با معیارهای رشد خود به ارزیابی نمودارهای «چوب هاکی» خود می¬پردازند. این امر در بسیاری از موارد از طریق سیستم¬هایی حاصل می¬شود که به شکل نمایی و بدون نیاز به افزایش هزینه¬ ها با نسبت مساوی به درآمد اضافه می¬شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ https://ghazal.consulting/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A2%D9%BE-scaleup/{{&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE.png&amp;diff=288</id>
		<title>پرونده:روند اسکیلاپ.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE.png&amp;diff=288"/>
		<updated>2021-07-22T13:05:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;روند اسکیلاپ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE_2.png&amp;diff=287</id>
		<title>پرونده:اسکیلاپ 2.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE_2.png&amp;diff=287"/>
		<updated>2021-07-22T13:03:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اسکیلاپ 2&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE_1.png&amp;diff=285</id>
		<title>پرونده:اسکیلاپ 1.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.entreneed.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%BE_1.png&amp;diff=285"/>
		<updated>2021-07-22T13:01:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;S.rahmanpour64: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اسکیلاپ 2&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>S.rahmanpour64</name></author>
	</entry>
</feed>