کارآفرین
entrepreneur
/ˌɒntrəprəˈnəː/
کارآفرین، موسس شرکت، کارگشا، پیشقدم در تأسیسکارآفرین فردی است که با تحمل بیشترین خطرات و کسب بیشترین پاداش، کسب و کار جدیدی را ایجاد میکند. او معمولاً به عنوان مبتکر، منبع ایدهها، کالاها، خدمات و تجارت/یا رویههای جدید شناخته میشود. کارآفرینان با استفاده از مهارتها و ابتکار لازم برای پیش بینی نیازها و آوردن ایدههای جدید و خوب به بازار، نقشی اساسی در هر اقتصادی بازی میکنند.
آنها با توجه به استراتژی و رویکردی که اتخاذ میکنند به چند دستهی مختلف تقسیم میشوند : ۱. سازنده ۲. فرصتطلب ۳. مبتکر ۴. متخصص
اما کارآفرین بودن یک ويژگی صرفا ذاتی نیست و میتوان با کسب مهارتهای خاص و پرورش ویژگیهای مورد نیاز، روحیهی کارآفرینی را در خود تقویت کرد. ویژگیهایی از قبیل توانایی شناخت مسائل و حل آنها، داشتن مهارتهای متنوع، ارتباطات بسیار زیاد و ... .[۱]
کارآفرین کیست؟
کارآفرین فردی است که با تحمل بیشترین خطرات و کسب بیشترین پاداش، کسب و کار جدیدی را ایجاد میکند. فرآیند راهاندازی یک کسب و کار به عنوان کارآفرینی شناخته میشود. کارآفرین معمولاً به عنوان مبتکر، منبع ایدهها، کالاها، خدمات و تجارت/یا رویههای جدید شناخته میشود. کارآفرینان با استفاده از مهارتها و ابتکار لازم برای پیش بینی نیازها و آوردن ایدههای جدید و خوب به بازار، نقشی اساسی در هر اقتصادی بازی میکنند. کارآفرینی که ثابت کند در خطر کردن و ایجاد یک استارتاپ موفق است، پاداشش سود، شهرت و ادامه فرصتهای رشد است. کارآفرینی که شکست بخورد منجر به ضرر و رواج کمتر محصول و خدمات در بازارهای مربوط به آن میشود.
انواع کارآفرینان
همهی کارآفرینان یکسان نیستند و اهداف مشابهی ندارند. از انواع کارآفرینان به چند مورد میتوان اشاره کرد :
سازنده
سازندگان به دنبال ایجاد مشاغل مقیاسپذیر در یک بازهی زمانی کوتاه هستند. سازندگان به طور معمول در دو تا چهار سال اول 5 میلیون دلار درآمد کسب می کنند و تا 100 میلیون دلار یا بیشتر به درآمد خود ادامه میدهند. این افراد با استخدام بهترین استعدادها و جستجوی بهترین سرمایهگذاران به دنبال ایجاد زیرساختهای قوی هستند. آنها شخصیتهای مزاجی دارند که برای رشد سریع و رؤیاییشان، شخصیت مناسبی است اما می تواند روابط شخصی و کاری را دشوار کند.
فرصت طلب
کارآفرینان فرصت طلب افرادی خوش بین هستند که توانایی انتخاب فرصتهای مالی، ورود به موقع و در زمان مناسب، ماندن در هیئت مدیره در زمان رشد و خروج در زمان اوج کسب و کار، را دارند. این نوع کارآفرینان به فکر سود و ثروتی هستند که ایجاد خواهند کرد، بنابراین ایدههایی برای آنها جذاب است که بتواند درآمد باقیمانده را بیشر کرده یا روش درآمد جدید ایجاد کند. از آنجا که آنها به دنبال یافتن فرصتهای به موقع هستند، ممکن است انسانهای غیرقابلپیشبینی باشند.
مبتکر
نوآوران آن دسته از افراد نادری هستند که ایده یا محصولی عالی ارائه می دهند که قبلاً هیچ کس به آن فکر نکرده است. به توماس ادیسون ، استیو جابز و مارک زاکربرگ فکر کنید. این افراد روی آنچه دوست داشتند کار کردند و از این طریق فرصتهای شغلی را پیدا کردند. نوآوران به جای تمرکز بر پول ، بیشتر به تأثیری که محصولات و خدمات آنها بر جامعه دارند، اهمیت می دهند. این افراد از آنجا که ایده پرداز هستند افراد زیاد مناسبی برای ادارهی یک تجارت نیستند، بنابراین اغلب آنها کارهای روزمره را به کسانی که از این نظر توانایی بیشتری دارند میسپارند.
متخصص
این افراد تحلیلی و خطرپذیر هستند. آنها دارای مهارت مهمی در زمینهی خاصی هستند که از طریق تحصیل یا کارآموزی بدست میآید. یک کارآفرین متخصص کسب و کار خود را از طریق شبکهسازی و ارجاع ایجاد میکند و در نتیجه رشد کندتری نسبت به یک کارآفرین سازنده دارد.
چگونه کارآفرین شویم؟
اگرچه "مرد (یا زن) خودساخته“ همیشه شخصیتی محبوب در جامعه آمریکا بوده است، در دهه های اخیر کارآفرینی بسیار رومانتیک شده است. در قرن بیست و یکم، مثال شرکت های اینترنتی مانند گوکل و فیسبوک، که هر دو بنیانگذاران خود را به شدت ثروتمند کردهاند ، مردم را به فکر کارآفرینی سوق داده است.
برخلاف مشاغل سنتی ، که معمولاً راهی مشخص برای پیمودن آنها وجود دارد، راه کارآفرینی برای اکثر مردم پر رمز و راز است. آنچه برای یک کارآفرین مفید است ممکن است برای فرد بعدی مفید نباشد و بالعکس. با این گفته ، هفت مرحله کلی وجود دارد که بیشتر آنها را، اگر نگوییم همه را، کارآفرینان موفق انجام دادهاند:
اطمینان از ثبات مالی
این قدم اول یک نیاز حتمی نیست اما اکیدا توصیه می شود. اگرچه بسیاری از کارآفرینان که کسب و کارهای موفقی را ایجاد کردهاند، از نظر مالی کمتر از حد متوسط بودند(به مارک زاکربرگ بنیانگذار فیس بوک به عنوان دانشجوی دانشگاه فکر کنید)، با این حال شروع کار با پول نقد کافی و اطمینان از تأمین بودجه میتواند به یک کارآفرین مشتاق کمک کند و پهنای باند ذهنی او را افزایش دهد. او میتواند بجای اینکه نگران کسب درآمد سریع باشد، وقت بیشتری برای کار در ساختن یک تجارت موفق صرف کند.
مجموعه مهارتهای متنوعی کسب کنید!
هنگامی که فرد از نظر مالی قدرتمند است، ایجاد مجموعه ای متنوع از مهارتها و سپس استفاده از این مهارت ها در دنیای واقعی اهمیت پیدا میکند. زیبایی مرحله دو این است که می توان آن را همزمان با مرحله یک انجام داد. ساخت یک مجموعه مهارت را میتوان با یادگیری و امتحان وظایف جدید در محیطهای واقعی بدست آورد. به عنوان مثال ، اگر یک کارآفرین مشتاق سابقهی مالی داشته باشد ، می تواند در شرکت فعلی خود به نقش فروش بپردازد تا مهارت های نرم افزاری لازم برای موفقیت را بیاموزد. با کسب مجموعه مهارتهای متنوع، کارآفرین بسته ابزاری پیدا میکند که هنگام روبرو شدن با شرایط سخت اجتنابناپذیر، می تواند به آنها اعتماد کند. در مورد اینکه آیا رفتن به دانشگاه برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق ضروری است ، بسیار بحث شده است. بسیاری از کارآفرینان مشهور شهرتشان به خاطر اخراج شدن از دانشگاه میباشد: استیو جابز ، مارک زاکربرگ و لری الیسون ، اما خب انگشتشمارند. اگرچه رفتن به دانشگاه برای ایجاد یک تجارت موفق ضروری نیست ، اما میتواند از طریق بسیاری روش های دیگر چیزهای زیادی را در مورد جهان به جوانان آموزش دهد. و این ترک تحصیلات مشهور، استثناء هستند و نه یک قاعدهی معمول. کالج ممکن است برای همه مناسب نباشد و یک انتخاب شخصی است، اما موضوعی قابل تأمل است، به ویژه با توجه به قیمت بالای تحصیلات دانشگاهی در بسیاری از کشورها مانند ایالات متحده و .. اینکه برای شروع کار باید حتما در رشتهی کارآفرینی تحصیل کنید، درست نیست. بسیاری از افرادی که مشاغل سالم ایجاد کردهاند در موضوعات مختلف تحصیل کردهاند و همین موضوع میتواند چشمانتان را به روشی متفاوت از تفکر باز کند که در تأسیس تجارت به شما یاری دهد.
از قالبهای متنوعی برای دریافت دانش استفاده کنید
همانطور که ساخت یک مجموعه مهارت متنوع از اهمیت برخوردار است، نیاز به استفاده از محتواهای متنوع نیز بسیار مهم است. این محتوا می تواند به صورت پادکست، کتاب، مقاله یا سخنرانی باشد. نکته مهم این است که محتوا، فارغ از فرم و قالب، باید از نظر پوشش مطالب نیز متنوع باشد. یک کارآفرین مشتاق باید همیشه خود را با دنیای پیرامون خود آشنا کند تا بتواند با دیدی تازه به صنایع نگاه کند و توانایی ایجاد تجارت در یک بخش خاص را پیدا کند.
برای حل مسائل آنها را بشناسید
با استفاده از قالبهای متنوع محتوا، یک کارآفرین مشتاق قادر به شناسایی مشکلات مختلفی در جهان برای حل است. یک ضرب المثل تجاری میگوید «که محصول یا خدمات یک شرکت باید دردی را دوا کند، حالا یا برای مشاغل دیگر یا برای یک گروه مصرف کننده». از طریق شناسایی کمبودها و مشکلات، کارآفرین میتواند برای حل این مشکلات شغلهای متنوعی پیرامون آنها ایجاد کند. ترکیب مراحل سه و چهار مهم است بنابراین می توان با نگاه کردن به صنایع مختلف به عنوان یک فرد خارجی ، مسئله ای را حل کرد. این اغلب به کارآفرینان مشتاق این توانایی را میدهد که مشکلاتی را ببینند که ممکن است دیگران متوجه آنها نشوند.
آن مشکل را حل کنید
استارتاپ های موفق یک درد خاص را برای شرکت های دیگر یا مردم حل میکنند. این به عنوان "ارزش افزوده در مسئله" شناخته می شود. یک کارآفرین تنها از طریق افزودن ارزش به یک مسئله یا درد خاص، موفق میشود. برای مثال بگویید، شما مراحل تعیین وقت دندانپزشک را برای بیماران پیچیده تشخیص میدهید که به خاطر همین مسئله دندانپزشکان مشتری خود را از دست میدهند. در اینجا ارزش می تواند ساختن یک سیستم قرار ملاقات بصورت آنلاین باشد که رزرو نوبت را آسانتر میکند.
دیوانهوار شبکهسازی کنید!
بیشتر کارآفرینان به تنهایی نمی توانند این کار را انجام دهند. دنیای کسب و کار یک فضای جدی است و دریافت هر کمکی، همیشه به شما کمک میکند و از زمان لازم برای دستیابی به یک تجارت موفق میکاهد. شبکهسازی برای هر کارآفرین جدیدی حیاتی است. ملاقات با افراد مناسب میتواند شما را در صنعت خود به افراد مختلف از قبیل تأمینکنندگان ، سرمایه گذاران و حتی مربیان مناسب معرفی کند ، و این میتواند تفاوت بین موفقیت و شکست باشد. شرکت در کنفرانس ها، ارسال ایمیل و تماس با افراد صنعت، صحبت با برادرِ دوستِ پسرعموی خود که در یک تجارت مشابه فعالیت میکند و .. ، به شما کمک می کند تا وارد دنیا شوید و افرادی را که میتوانند شما را راهنمایی کنند، کشف کنید. هنگامی که با افراد مناسب ارتباط میگیرید ، انجام یک تجارت بسیار آسانتر میشود.
رهبری نمونه باشید
هر کارآفرینی باید در شرکت خود پیشرو باشد. صرف انجام نیازهای روزمره منجر به موفقیت نخواهد شد. یک رهبر باید سخت کار کند، انگیزه ایجاد کند و الهامبخش کارکنان باشد تا به بهترین پتانسیل خود برسند. این رویکرد موفقیت شرکت را به دنبال خواهد داشت. به برخی از بزرگترین و موفقترین شرکتها نگاه کنید. همه آنها رهبران بزرگی داشتهاند. اپل و استیو جابز ، بیل گیتس و مایکروسافت، باب ایگر و دیزنی و غیره. این افراد را مطالعه کنید و کتابهای آنها را بخوانید تا ببینید چگونه میتوانید یک رهبر بزرگ باشید و به رهبری تبدیل شوید که کارمندانتان بتوانند با الگو گرفتن از شما پیرویتان کنند.[۱]