فرصت

از دانشنامه کارآفرینی
(تغییرمسیر از Opportunity)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

Opportunity

/ˌɒp.əˈtʃuː.nə.ti/


فرصت در لغت به معنی"موقعیتی که باعث پیشرفت می شود" است. [۱]

دیر زمانی است که تشخیص فرصت، به عنوان یک جنبه کلیدی از فرایند کارآفرینی مورد توافق قرار گرفته است. در واقع از نظر بسیاری از محققان، تشخیص فرصت قدم اول و تعیین‌کننده در فرایند خلق کسب و کارهای مخاطره‌آمیز جدید است.[۲]

اما اگر دنبال تعریف آن در بستر کارآفرینی باشیم، به تعاریف متنوعی بر میخوریم که نشان دهنده گسترده بودن این مفهوم و استفاده آن در هر زمینه کسب و کاری، تجاری، اقتصادی، مدیریتی و غیره می باشد.

تعریف فرصت در لغت‌نامه ها

در ذیل کلمه فرصت (Opportunity) در دیگشنری وبستر آمده است: زمان مناسب و مقتضی؛ زمان یا مکان مساعد و مطلوب برای اجرای یک هدف؛ ترکیب مناسب شرایط، …

دایره‌المعارف بریتانیکا فرصت را «یک شانس خوب برای پیشرفت و ترقی» تعریف کرده است (سیپیلا، ۲۰۰۶، ص۳).

دیگشنری آکسفورد فرصت را به عنوان «زمان یا موقعیت مناسب و مساعد برای دستیابی به یک هدف یا مقصود یا پذیرش چیزی که انجام شده یا به مرحله اجرا درآمده است» تعریف می‌کند. (ساراسواتی و ونکاترمن، ۲۰۰۲، ص۴).

واژه فرصت از دیرباز در فرهنگ و ادب فارسی نیز وجود داشته است. در زیر به برخی تعاریفی که ذیل این کلمه در لغت‌نامه‌های مختلف آمده است اشاره شده است:

ناظم‌الاطبا (۱۳۱۸) فرصت را این چنین معنی کرده است: «فرصت ـ مأخوذ از تازی ـ موقع و وقت و مجال. و یارا. و محل. و هنگام لایق و وقت مناسب و مناسبت و موافقت و دست یافتن و دسترس و مساعدت روزگار» و فرصت‌جو: «کسی که وقت و موقع را غنیمت شمرد». (ناظم‌الاطبا، ۱۳۱۸، ص ۲۵۴۳).

در لغت‌نامه دهخدا (۱۳۳۵) آمده است: «فرصت: نوبت، موقع، مجال» و «فرصت‌جو: آنکه در پی موقع مناسب باشد. آنکه مترصد وقت و منتظر فرصت باشد». (دهخدا، ۱۳۳۵).

فرهنگ فارسی معین (۱۳۶۴) فرصت را «وقت مناسب برای انجام دادن کاری؛ هنگام لایق» و فرصت‌جو را «آنکه مترصد وقت و منتظر فرصت باشد» می‌داند. (معین، ۱۳۶۴، ص ۲۵۱۹).

در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) آمده است: «فرصت: وقت مناسب برای انجام کاری؛ زمان، وقت» و «فرصت‌طلب: بهره‌برداری کننده از موقعیت‌‌های مناسب معمولا برای هدف‌های غیراخلاقی». (انوری، ۱۳۸۱، ص ۵۳۱۲).

فرهنگ معاصر (۱۳۸۱) نیز این چنین فرصت را معنی کرده است: «فرصت: زمان مناسب، وقت مناسب، مجال» و «فرصت‌طلب: بهره‌برداری (معمولا ناروا) از رویدادها و وضعیت‌ها» (صدری‌افشار و همکاران، ۱۳۸۱، ص۹۳۳).

نکته حائز اهمیت این است که متاسفانه در دوره معاصر (همچنانکه از مقایسه تعاریف موجود در لغت‌نامه‌های قدیمی و معاصر فارسی نیز استنباط می‌شود) فرصت‌جویی و فرصت‌طلبی کاری بد و ناشایست قلمداد می‌شود. باید به خاطر داشته باشیم مفهوم فرصت‌جویی و جستجوی فرصتها در علم کارآفرینی کاملا با این برداشت مغایر است و در واقع، همچنانکه در ادامه خواهیم دید، لازمه و به تعبیر برخی از محققان این حوزه ماده اولیه کارآفرینی شناسایی فرصت‌هاست و فرصت‌جویی یکی از ویژگی‌های مهم کارآفرینان موفق است. در ادامه به تعاریف تخصصی فرصت در کارآفرینی می‌پردازیم.[۲]

تعریف فرصت در کارآفرینی

تعاریف متعددی از فرصت وجود دارد. به عنوان مثال:

  • فرصت، موقعیتی است در آینده که تصمیم گیرندگان، آن را مطلوب و امکانپذیر می پندارند.
  • شانس دیدن یک نیاز در بازار براي ارائه ارزش بالاتر از طریق ترکیب خلاق منابع.
  • مجموعه اي از شرایط محیطی که منجر به عرضه یک یا بیشتر محصولات و خدمات جدید می شود.
  • مجموعه اي مساعد و مطلوب از شرایط که نیازي را براي یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایجاد می کند.

در تمامی موارد بالا بازار (محیط)، محصول (خدمت)، امکان بهره وری و کسب ارزش جدید (نوآوری) مشترک است. بنابراین فرصت ها یا وجود دارند و یا ایجاد می شوند و این کارآفرینان هستند که از دل این فرصت ها کسب و کار های سودده ایجاد می کنند.

فرصت ها برای اینکه بتوانند توجه دیگران را به خود جلب کنند و استفاده شوند، باید جذاب باشند (تا مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند)، به موقع باشند (تا مخاطب نیاز به این فرصت را احساس کرده باشد)، با دوام باشند (تا برای مخاطب قابل اعتماد تر باشند) و برای خریدار یا مصرف کننده نهایی ارزش افزوده خلق کنند (و به مخاطب بتوانند سودی برسانند).

کارآفرینی، شامل جست و جوي فرصت و سپس جست و جوي منابع مورد نیاز است. فرصت ها پیدا نمی شوند؛ پنجره هاي فرصت، همیشه باز نیست. بلکه هنگامی که باد وزیدن می گیرد، باز و سپس بسته می شود! تصور کنید که شما در حال انجام یک بازي هستید که طی آن توپ هایی را از یک پنجره که به صورت تصادفی باز و بسته می شود، پرتاب می کنید. براي هر توپی که از پنجره ي باز رد می کنید، پاداش می گیرید و اگر توپ به پنجره ي بسته اصابت کند، تنبیه می شوید. براي این که پاداش بگیرید، باید منتظر بمانید و زمانی که پنجره شروع به باز شدن می کند، توپ را با هدف گیري مناسب، پرتاب کنید. تعیین این که پنجره ي کارآفرینانه، چه موقعی در حال باز شدن است و چه موقعی در حال بسته شدن، در بسیاري از موارد، کاری مشکل است و البته یکی از اصلی ترین کارهای کارآفرین است.[۱]

جدول خلاصه تعاریف فرصت[۲]

ردیف تعریف فرصت ارائه‌دهنده تاریخ منبع
۱ زمان مناسب و مقتضی؛ زمان یا مکان مساعد و مطلوب برای اجرای یک هدف؛ ترکیب مناسب شرایط، … دیگشنری وبستر
۲ یک شانس خوب برای پیشرفت و ترقی دایره‌المعارف بریتانیکا
۳ زمان یا موقعیت مناسب و مساعد برای دستیابی به یک هدف یا مقصود یا پذیرش چیزی که انجام شده یا به مرحله اجرا درآمده است دیگشنری آکسفورد
۴ هنگام لایق و وقت مناسب و مناسبت و موافقت و دست یافتن و دسترس و مساعدت روزگار ناظم‌الاطبا ۱۳۱۸ فرهنک نفیسی
۵ فرصتهای کارآفرینانه فرصتهایی هستند برای خلق کالاها، خدمات، مواد خام، و شیوه‌های سازماندهی جدید که این امکان را بوجود می‌آورد که ستاده‌ها (خروجی‌ها) با قیمت بالاتر از قیمت تولید فروخته شوند. کیسون ۱۹۸۲ شین، ۲۰۰۰، ص ۴۵۱
۶ فرصت موقعیتی است در آینده که تصمیم‌گیرندگان آن را فی‌نفسه مطلوب و امکان‌پذیر می‌پندارند (یعنی در کنترل و صلاحیت آنها). حالت “مطلوب” و “امکان‌پذیر” بودن برای اشخاص ذهنی و درونی است. کروگر ۱۹۹۳ تات‌که و همکاران، ۲۰۰۲، ص۱
۷ فرصت کارآفرینانه شامل مجموعه‌ای از ایده‌ها، اعتقادات و اعمال است که توانایی خلق کالاها و خدمات آینده را در غیاب بازارهای فعلی برای آنها فراهم می‌کند. ونکاترمن ۱۹۹۷ ساراسواتی، ونکاترمن، ۲۰۰۲، ص ۴
۸ فرصت حاصل برخورد ایده‌ها با شرایط دنیای واقعی و خلاقیت کارآفرینانه در یک نقطه در زمان است. تیمونز ۱۹۹۹ دلابارکا، ۲۰۰۲، ص ۱۷
۹ فرصت به موقعیتهایی اطلاق می‌گردد که: مثبت و قابل کنترل توسط فرد باشند؛ در مقابل تهدید به هر موقعیت غیرقابل کنترل با پی‌آمدهای منفی اطلاق می‌گردد. کروگر ۲۰۰۰ کروگر، ۲۰۰۰، ص ۷
۱۰ شرایطی که در آن کالاها، خدمات، مواد خام، بازارها و شیوه‌های سازماندهی جدید می‌تواند از طریق ایجاد ابزارهای جدید تولید، یا محصولات نهایی جدید و یا تعریف رابطه جدید بین ابزار تولید و محصول نهایی معرفی شود»، تعریف می‌کنند اکهارت و شین ۲۰۰۳ دوتا و کروسان، ۲۰۰۵، ص ۴۲۶
۱۱ به طور کلی، فرصت ممکن است شانس دیدن یک نیاز (یا علاقه، یا خواست) در بازار برای ارائه ارزش بالاتر از طریق ترکیب خلاق منابع باشد. آردیچویل و همکاران ۲۰۰۳ آردیچویل و همکاران، ۲۰۰۳، ص۳
۱۲ عامل بالقوه برای خلق چیز جدید (محصولات یا خدمات جدید، بازارهای جدید، فرایندهای تولید جدید، مواد اولیه جدید، راههای جدید سازماندهی تکنولوژیهای موجود و … ) که از یک الگوی پیچیده از تغییر شرایط ــ تغییر در دانش، تکنولوژی، یا شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و جمعیت شناختی ــ حاصل شده است. بارون و شین ۲۰۰۵ بارون و شین، ۲۰۰۵، ص۲۲
۱۳ مجموعه‌ای از شرایط محیطی که منجر به عرضه یک یا بیشتر محصولات و خدمات جدید در بازار بوسیله کارآفرین یا یک تیم کارآفرینانه از طریق کسب و کار موجود یا یک کسب و کاری که جدیداً ایجاد شده است، می‌شود. دوتا و کروسان ۲۰۰۵ دوتا و کروسان، ۲۰۰۵، ص۴۲۶
۱۴ مجموعه مساعد و مطلوب از شرایط که نیازی را برای یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایجاد می‌کند بارینگرو ایرلند ۲۰۰۶ بارینگرو ایرلند، ۲۰۰۶، ص ۳۶

فرصت کارآفرینانه شامل چه مواردی است؟

ونکاترمن در سال ۲۰۰۲ معتقد است یک فرصت کارآفرینانه شامل:

  1. ایده/ ها یا اختراع/هایی که ممکن است منجر به کسب نتایج اقتصادی بشود یا نشود.
  2. اعتقاد به اینکه چیزها مساعد و مطلوب هستند برای دستیابی به این نتایج؛
  3. اعمالی که این نتایج را از طریق مصنوعات اقتصادی جدید اجرایی و عملی می‌کند (مصنوعات ممکن است کالا و خدمات باشد، یا شرکت‌ها، بازارها، استانداردها و نرم‌ها) (ساراسواتی، ونکاترمن، ۲۰۰۲، ص ۴).[۲]

فرصت چه ویژگی هایی باید داشته باشد

تیمونز (۱۹۹۹) معتقد است یک فرصت باید:

  • جذاب باشد؛
  • به‌موقع باشد؛
  • بادوام باشد؛
  • برای خریدار یا مصرف‌کننده نهایی ارزش افزوده خلق کند (دلابارکا، ۲۰۰۲، ص ۱۷).[۲]

تشخیص فرصت

فرایندي که از طریق آن کارآفرینان ایده هاي جدیدي که منجر به فرصتهاي کسب و کار می شود را جستجو می کنند، در دست می گیرند و پالایش می کنند، تشخیص فرصت نامیده می شود و شامل سه مرحله متفاوت است:

1. احساس یا درك نیازهاي بازار و یا منابع استفاده نشده (شناسایی فرصت)

سیل ایده هایی که هر روز به ذهن کارآفرینان سرازیر می شود، اولین قدم را برای تشخیص فرصت ها برای آنان فراهم می آورد. بسیاری از افراد در مواجه با شرایط مختلف ذهن بسته ای دارند و همواره میخواهند از راه های مطمئن و از پیش تعیین شده مسایل را حل کنند، درحالی که پیدا کردن راهکار های مبتکرانه برای مسایل جدید است که تفاوت بین کارآفرین های موفق و غیر موفق را ایجاد میکند. کارآفرینان باید بدانند که برای بقای کسب و کار در دنیای رقابتی امروزی چاره ای ندارند جز اینکه فرصت های جدیدی از دل شرایط بیرون بکشند و کسب و کارشان را با تغییرات همگام سازند.

2. تشخیص یا کشف یک" تناسب" بین نیازهاي بازارها و منابع (ارزیابی فرصت)

پس از اینکه فرصت شناسایی شد نیاز است که بررسی های دقیقی از جنبه های مالی، امکان سنجی، بازاریابی، رقابتی و غیره روی آن صورت گیرد. مهمترین پرسشی که کارآفرینی پس از شناسایی فرصت باید به آن پاسخ دهد این است: آیا میتوانم در بازار فعلی ایده ام را به کسب و کاری سودآور تبدیل کنم؟

3. ایجاد و خلق یک "تناسب" جدید بین نیازها و منابعی که تا کنون در شکل دادن مفهوم یک کسب و کار، از هم جدا بوده اند. (بهره برداری از فرصت)

در این مرحله تمامی طرح ها و ایده های مراحل قبلی اجرایی می شوند. این مرحله تلفیقی از اجرای تکنیک ها، بهره گیری از افراد خلاق و مبتکر و رو به رو شدن با موقعیت های سخت و غیر قابل حل است و به همین دلیل، این مرحله سخت ترین مرحله است. حالا زمان تشکیل تیم، جذب سرمایه و تدوین استراتژی های بازاریابی و فروش است.

بنابراین پیش از شروع یک کسب و کار، باید به نیاز های محیط و بازار توجه کنیم. سپس در صورت مشاهده ی یک نیاز، راه حل ها و ایده های خود را ارائه کنیم، آنها را ارزیابی کنیم و از دل آنها فرصت های ایجاد کسب و کار سود آور (چه برای کارآفرین و چه برای مصرف کننده یا مخاطب) را ببینیم و آنها را استخراج کنیم. و همیشه به این نکته حواسمان باشد که فرصت ها و ایده ها هیچوقت به اتمام نمیرسند و همیشه فرصتی برای کسب و کار برای کارآفرینان تیزبین وجود دارد.

فرصت در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

در کتاب غررالحکم ذیل کلمه فرصت با عنوان عربی «الفرصه و فوتها» تعداد ۴۴ حدیث آمده است که تعدادی از آنها در زیر ذکر شده است (شماره‌های احادیث براساس شماره‌های مرقوم در غررالحکم است):

  1. اَلفُرَصُ تَمُرﱞ مَرّ السَحابِ / ۱۱۴۳/ فرصتها چنانکه ابر گذرد می‌گذرد.
  2. اِنتَهِزُوا فُرَصَ الخَیرِ فَإنَها تَمُرﱞ مَرّ السَحابِ / ۲۵۰۱/ فرصتهای خیر را غنیمت شمارید، زیرا که آنها همچون گذشتن ابر می‌گذرند.
  3. إنّ اَلفُرَصَ تَمُرﱞ مَرّ السَحابِ فَانتَهِزُوها إذا أمکَنَت فی أبوابِ الخَیرِ وَ إلا عادَت نَدَماً / ۳۵۹۸/ براستی که فرصت مانند گذشتن ابر می‌گذرند (و از دست می‌روند)، پس هر گاه ممکن شود آنها را در بابهای خیر غنیمت دانید، وگرنه پشیمان برگردند (یعنی سبب پشیمانی انسان گردد).
  4. اَلفُرصَهُ سَریعَهُ الفَوتِ، وَ بَطیئَهُ العَودِ / ۲۰۱۹/ فرصت زودگذر، و دیربرگشت است.
  5. إضاعَهُ الفُرصَهِ غُصَهٌ / ۱۰۸۳/ ضایع کردن فرصت غصه است.
  6. اَلفُرصَهُ غُنمٌ / ۱۹۴/ فرصت غنیمت است.
  7. اَلفَوتُ حَسَراتٌ مُحرِقاتٌ / ۸۷۷/ از دست رفتن فرصت پشیمانی سوزنده‌ایست.
  8. مَنْ غافَصَ الفُرَصٌ أمِنَ الغُصَصَ / ۸۰۶۳/ هر که به طور ناگهانی فرصتها را بگیرد (و آنها را غنیمت شمارد) از غصه‌ها ایمن گردد.
  9. عَودُ الفُرصَهِ بَعیدٌ مَرامُها / ۶۳۴۰/ برگشتن فرصت رسیدن به آن دور است.
  10. غافِصِ الفُرصَهَ عِندَ إمکانِها فَإنَکَ غَیرُ مُدرِکِها بَعدَ فَوتِها / ۶۴۴۳/ فرصت را در وقت امکان ناگهان بگیر، زیرا که بعد از، از دست رفتن، آن را دریابنده نخواهی بود.
  11. اَلفُرَصُ خُلَسٌ / ۱۶۵/ فرصتها ربودن‌هاست.
  12. اَلفَوتُ غُصَصٌ / ۱۶۶/ فوت فرصت و از دست دادن آن غصه‌هاست.
  13. إذا أمکَنَتِ الفُرصَهُ فَانتَهِزها، فَإنّ إضاعَهَ الفُرصَهِ غُصهٌ / ۴۱۲۴/ هرگاه فرصت ممکن شود آن را غنیمت دان، زیرا ضایع کردن فرصت غصه است.
  14. أشَدﱞ الغُصَصِ فَوتُ الفُرَصِ / ۳۲۱۵/ سخت‌ترین غصه‌ها از دست رفتن فرصتهاست.
  15. فِی الفَوتِ حَسرَهٌ وَ (أو) مَلامَهٌ /۶۴۵۲/ در از دست رفتن فرصت حسرت و ملامت خواهد بود.
  16. فی کُلﱢ وَقتٍ فَوتٌ / ۶۴۵۶/ در هر وقتی از دست رفتنی است.
  17. قَد تُصابُ الفُرصَهُ / ۶۶۴۸/ گاهی فرصت، نصیب می‌شود (یعنی نباید مأیوس شد).
  18. لَیسَ کُل فُرصَهٍ تُصابُ / ۷۴۶۸/ چنین نیست که هر فرصتی رسیده شود.
  19. مَن قَعَدَ عَنِ الفُرصَهِ أعجَزَهُ الفَوتُ / ۸۴۰۴/ هر که از ( استفاده کردن) فرصت بنشیند (یعنی آن را از دست دهد) فوت (و از دست رفتن فرصت) او را عاجز و ناتوان سازد.
  20. مَن ناهَزَ الفُرصَهَ أمِنَ الغُصَهَ / ۹۲۳۹/ هر که فرصت را غنیمت شمارد از غصه ایمن گردد.
  21. مَنْ وَجَدَ مَوْرِداً عذٍباً یَرتَوی مِنهُ فَلَم یَغتَنِمهُ یُوشِکُ أن یَظمَأ وَ یَطلُبَهُ فلا یَجِدُهُ / ۸۱۰۰/ هر که محل ورود آب گوارایی را بیابد که از آن سیراب شود پس آن را غنیمت نشمارد، نزدیک باشد که تشنه شود و آن را طلب نماید و نیابد آن را.[۲]

تفصیل تعاریف فرصت در کارآفرینی

کرزنر (۱۹۷۳) پیشنهاد می‌کند که فرصت‌ها شبیه اسکناس‌های دلاری هستند که در پیاده‌رو پخش شدند و انتظار یک آدم هوشیار را می‌کشند که آنها را بردارد. در مقابل شومپیتر (۱۹۳۴)، پیشنهاد می‌کند که فرصت‌ها برای بهره‌برداری مستلزم مقدار زیادی سرمایه هستند و تعهد به بهره‌برداری از آنها می‌‌تواند تنها در اذهان با بالاترین نظم یافت شود (کیسون و وادسون، ۲۰۰۷، ص ۲۸۵).

برای درک بهتر فرصت و مباحث مربوط، ریشه‌‌یابی این مفهوم و دنبال کردن نقطه ورودش به ادبیات کارآفرینی می‌تواند مفید واقع شود. ریشه‌های مفهوم فرصت در مکتب اقتصادی اتریش یافت شده است. مفهوم فرصت به صورت ضمنی در کار هایک (۱۹۴۵) که به نقش دلالان و معامله‌گران در کشف، بهره‌برداری و از بین بردن تفاوت‌های محلی در قیمتهای کالاها اشاره دارد، وجود دارد. این بینش که عاملان اقتصادی از نظر “دانش‌ شرایط خاص زمان و مکان” تفاوت دارند، اساس و بنیاد توصیف هایک از فرایند بازار است. دانش محلی‌شده عاملان بازار، در قیمتهای رقابتی که علامتی برای کمیابی‌های مربوطه است و اینکه چگونه این‌ها در طول زمان و بین مکانها تغییر می‌کنند، منعکس می‌شود.

تفاوت‌های قیمت باعث فرصتهای معامله می‌شود، و بهره‌برداری از این فرصتها باعث تعادل بازار می‌شود. با تاکید بر ظرفیت خودتنظیمی فرایند بازار، به نظر نمی‌رسد هایک ظرفیت عاملان برای کشف و دنبال کردن فرصتها را به عنوان مسئله بالقوه غامضی دیده باشد. او مطمئن است که شرکت‌کنندگان فردی بازار به طور قابل اطمینانی (به طور موثقی) روی تشخیص‌شان، مبتنی بر دانش ذهنی‌شان، از فرصت‌های داد و ستد (معامله) عمل می‌کنند. با این دیدگاه خوشبینانه از فرایند بازار، هایک به متفکران سنتی اقتصاد آزاد وفادار باقی می‌ماند. در عین حال، در این دیدگاه از فرایند بازار هیچ نقش خاصی برای کارآفرین وجود ندارد.

با تکیه بر کار قبلی ون میسس[۳] (۱۹۴۹)، این مسئله در کار کرزنر (۱۹۷۷ ، ۱۹۷۳) تغییر کرد، جایی که کارآفرین عنوان مرحله اصلی را می‌گیرد. مطابق نظر کرزنر، این یک مشخصه ویژه کارآفرینان است که آنها «قادرند فرصتهایی را برای سود کارآفرینانه درک کنند، به عبارت دیگر، آنها قادرند ببینند کجا یک کالا می‌تواند به قیمت بالاتر از آنچه خریداری شده است فروخته شود». این فرصتها از دانش ناقص ناشی می‌شود، یعنی، دقیقا از تفاوتهای ذهنی افراد از دانش زمان و مکان که قبلا توسط هایک تاکید شده بود، نتیجه می‌شود.

جوزف شومپیتر، یکی دیگر از پیروان مکتب اقتصاد اتریش است که مفهوم فرصت صریحا در کارهایش دیده نمی‌شود. در عوض، نقطه شروع حرکت او نظریه نوآوری است که خود آن را «ترکیب جدید» توصیف کرد. کارآفرین شخصی است که ترکیب جدیدی خلق می‌کند و آن را در بازار دنبال می‌کند (احتمالا، نه لزوماً، از طریق تشکیل یک شرکت جدید). بدیهی است خلق یک ترکیب جدید می‌تواند به عنوان خلق یک فرصت کارآفرینانه تلقی شود. به این ترتیب، رویکرد شومپیتر از عقیده هایک ـ میس ـ کرزنر از این نظر که فرصتها برای اینکه فعالیت کارآفرینانه‌ای رخ دهد، لازم نیستند، بلکه بوسیله خود کارآفرین نوآور خلق می‌شوند، متفاوت است. (بونستورف، ۲۰۰۶، صص ۴-۲). (در قسمت‌های بعدی دیدگاه این دو محقق، شومپیتر و کرزنر، به تفصیل بیان می‌شود). بعد از این، بسیاری از محققان تعاریف و تعبیرهای متفاوتی از فرصت در ادبیات کارآفرینی ارائه کرده‌اند که به بعضی از آنها در زیر اشاره می‌شود.

کیسون (۱۹۸۲) معتقد است فرصتهای کارآفرینانه فرصتهایی هستند برای خلق کالاها، خدمات، مواد خام، و شیوه‌های سازماندهی جدید که این امکان را بوجود می‌آورد که ستاده‌ها (خروجی‌ها) با قیمت بالاتر از قیمت تولید فروخته شوند (شین، ۲۰۰۰، ص۴۵۱).

فرصت از نگاه کروگر (۱۹۹۳) موقعیتی است در آینده که تصمیم‌گیرندگان آن را فی‌نفسه مطلوب و امکان‌پذیر می‌پندارند (یعنی در کنترل و صلاحیت آنها). حالت “مطلوب” و “امکان‌پذیر” بودن برای اشخاص ذهنی و درونی است (تات‌که و همکاران، ۲۰۰۲، ص۱).

ونکارترمن در سال ۱۹۹۷ فرصت را اینچنین تعریف می‌کند: فرصت کارآفرینانه شامل مجموعه‌ای از ایده‌ها، اعتقادات و اعمال است که توانایی خلق کالاها و خدمات آینده را، در غیاب بازارهای فعلی برای آنها، فراهم می‌کند.

تیمونز (۱۹۹۹) پیشنهاد می‌کند: «… در حقیقت فرایند شبیه تصادم ذرات در یک واکنش هسته‌ای یا شبیه تولیدمثل ماهیان بعد از طوفان در اقیانوس است. ایده‌ها با شرایط دنیای واقعی و خلاقیت کارآفرینانه در یک نقطه در زمان برخورد می‌کنند و حاصل این برخورد یک فرصت است ….»

کروگر (۲۰۰۰) فرصت را در مقابل تهدید مطرح می‌کند. وی بر این باور است که فرصت به موقعیتهایی اطلاق می‌گردد که: مثبت و قابل کنترل توسط فرد باشند؛ در مقابل تهدید به هر موقعیت غیرقابل کنترل با پی‌آمدهای منفی اطلاق می‌گردد. (کروگر، ۲۰۰۰، ص ۷).

اکهارت و شین (۲۰۰۳) فرصتهای کارآفرینانه را به عنوان «… شرایطی که در آن کالاها، خدمات، مواد خام، بازارها و شیوه‌های سازماندهی جدید می‌تواند از طریق ایجاد ابزارهای جدید تولید، یا محصولات نهایی جدید و یا تعریف رابطه جدید بین ابزار تولید و محصول نهایی معرفی شود»، تعریف می‌کنند (دوتا و کروسان، ۲۰۰۵، ص ۴۲۶).

آردیچویل و همکارانش در سال ۲۰۰۳ در تعریف فرصت می‌گویند: « به طور کلی، فرصت ممکن است شانس دیدن یک نیاز (یا علاقه، یا خواست) در بازار برای ارائه ارزش بالاتر از طریق ترکیب خلاق منابع باشد. اما «فرصت‌ها» حالتی از یک پدیده را شرح می‌دهند که بدون شکل (بی‌سازمان) بوده و در طی زمان توسعه‌یافته‌تر می‌شوند (بیشتر توسعه می‌یابد). در ابتدایی‌ترین شکلش، آنچه ممکن است بعدا یک «فرصت» نامیده شود، در ابتدا ممکن است به شکل یک نیاز مبهم تعریف شده بازار، یا منابع یا تسهیلات تحت اختیار ظهور کرده و بعدا به تکنولوژی‌های پایه، اختراعاتی که برای آنها هیچ بازاری تعریف نشده، یا ایده‌هایی برای کالاها و خدمات تبدیل شود (آردیچویل و همکاران، ۲۰۰۳، ص۳).

روبرت بارون و اسکات شین در سال ۲۰۰۵ فرصت را چنین تعریف کرده‌اند: « عامل بالقوه برای خلق چیز جدید (محصولات یا خدمات جدید، بازارهای جدید، فرایندهای تولید جدید، مواد اولیه جدید، راههای جدید سازماندهی تکنولوژیهای موجود و … ) که از یک الگوی پیچیده از تغییر شرایط ــ تغییر در دانش، تکنولوژی، یا شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و جمعیت شناختی ــ حاصل شده است» (بارون و شین، ۲۰۰۵، ص۲۲).

فرصتهای کارآفرینانه از نظر دوتا و کروسان (۲۰۰۵) عبارت است از: مجموعه‌ای از شرایط محیطی که منجر به عرضه یک یا بیشتر محصولات و خدمات جدید در بازار بوسیله کارآفرین یا یک تیم کارآفرینانه از طریق کسب و کار موجود یا یک کسب و کاری که جدیداً ایجاد شده است، می‌شود (دوتا و کروسان، ۲۰۰۵، ص۴۲۶).

بارینگر فرصت را مجموعه مساعد و مطلوب از شرایط که نیازی را برای یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایجاد می‌کند، تعریف می‌کند (بارینگر، ایرلند، ۲۰۰۶، ص ۳۶).[۲]

منابع