خود راه اندازی

از دانشنامه کارآفرینی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

bootstrap

/ˈbuːtstrap/

ایکون بوت استرپ.jpg

جذب سرمایه و سرمایه گذار همواره یک موضوع بسیار مهم و چالش برانگیز برای استارتاپ هایی بوده که برای راه اندازی کسب و کار نیاز دارند که تحت حمایت قرار بگیرند. روش های مختلفی برای جذب سرمایه ی یک استارت آپ وجود دارد که از جمله آنها، می‌توان به بوت استرپ اشاره کرد. بوت استرپینگ یکی از گزینه‌های مناسب برای تأمین منابع مالی مورد نیاز یک استارتاپ است. روش بوت استرپ به راه‌اندازی کسب‌وکار بدون جذب سرمایه‌ی خارجی یا با حداقل سرمایه اشاره دارد. در این روش، استارتاپ از طریق سرمایه‌های شخصیِ اعضای تیم، رشد و توسعه می‌یابد و مدیران استارتاپی ملزم هستند تا راهکارهای هوشمندانه‌ای را برای بقای استارتاپشان با صرف کمترین منابع در پیش بگیرند.[۱]

بوت استرپینگ چیست؟

در مدل مالی بوت استرپ استارتاپ ، موسسین تجارت از پس انداز ، سرمایه گذاری و درآمد خود برای تأمین مالی کسب و کار خود استفاده می‌کنند. این مدل راه اندازی تجاری ، بنیانگذاران را از بدهی دور نگه می‌دارد و به آنها امکان کنترل هزینه ها را می‌دهد.[۲]

بوت استرپ کردن یک شرکت/ کمپانی[۳]

شرکت‌های بوت استرپ شده معمولا سه مرحله تامین مالی دارند: 1- مراحل اولیه 2- مرحله بودجه مشتری و 3- مرحله اعتبار

مراحل اولیه

در این مرحله کارآفرین معمولا با استفاده از ذخیره‌های مالی شخصی، یا قرض و سرمایه‌گذاری از طرف خانواده و دوستان شروع شده، یا به عنوان یک کار دوم – کارآفرینان به کار اصلی خود در طول روز ادامه می‌دهند در حالیکه یک کسب‌و کار را به عنوان شغل دوم خود دارد.

مرحله بودجه مشتری

در این مرحله، هزینه‌ای که از سمت مشتریان به دست می‌آید برای چرخاندن کسب‌وکار استفاده شده و به مرور منابع مالی افزایش پیدا می‌کنند. وقتی هزینه‌های اجرایی برآورده شدند، سرعت رشد بالاتر می‌رود.

مرحله اعتبار

در مرحله اعتبار، کارآفرینان باید بر روی تامین مالی یک فعالیت خاص تمرکز کننده، برای مثال بهبود تجهیزات، استخدام کارکنان و غیره. در این مرحله، کمپانی‌ها برای گسترش کار خود وام گرفته و یا حتی به دنبال سرمایه‌گذاری‎های خطرپذیر می‌روند.

جوانب مثبت و منفی بوت استرپینگ استارتاپ

درست مانند یک مدل تجاری دیگر ، بوت استرپینگ نیز موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. این برای افرادی که سهام مالی کافی در اختیار دارند و دوست دارند آرزوهای خود را دنبال کنند بسیار مناسب است. بیایید این جوانب مثبت و منفی را بسنجیم.

جوانب مثبت بوت استرپ

سرمایه گذاران نمی‌توانند بر روی تجارت شما تأثیر بگذارند: بوت استپرینگ به کسب و کار شما قدرت می‌دهد تا رئیس خود باشید. در یک شرکت تازه تأسیس شده با بودجه اولیه سرمایه گذار ، حتی مدیرعامل مجبور است که به حرف سرمایه گذاران و سایر سهامداران گوش دهد. اما هنگامی که بنیانگذار یک استارتاپ bootstrapped هستید ، تحت تأثیر سهامداران قرارنمی‌گیرید. لازم نیست نگران ارزش سهام خود باشید بنیانگذاران استارتاپ از به اشتراک گذاشتن ارزش سهام با شخص دیگر متنفرند. اما وقتی آنها از شخص دیگری بودجه می‌گیرند ، باید سهام خود را با این سهامداران تقسیم کنند. با این حال ، این مورد در مدل استارتاپ bootstrapped صدق نمی‌کند. می‌توانید ریسک کنید همانطور که در بالا ذکر شد ، مواردی وجود دارد که بنیانگذاران استارتاپ ممکن است با یکدیگر توافق نکنند و این می‌تواند دید بنیانگذار استارتاپ را کاهش دهد. اما وقتی استارتاپ راه اندازی می‌شود ؛ توپ در زمین شما قرار می‌گیرد. شما می‌توانید تا آنجا که می‌توانید ریسک کنید و استارتاپ خود را به هر جهتی که می‌خواهید هدایت کنید.

جوانب منفی بوت استرپ

شما باید منتور و مشاور را جستجو کنید یک نقطه ضعف در زمینه راه اندازی کسب و کار شما این است که از بسته ارائه شده توسط شرکت های سرمایه گذارخطر ، پذیر منتور و مشاور دریافت نمی‌کنید. وقتی سرمایه گذاران و شرکت های سرمایه گذارخطر پذیر ( venture capital ) در تجارت شما شریک هستند ، آنها سعی می‌کنند به شما کمک کنند درآمد بیشتری کسب کنید. برای این کار ، آنها از خدمات منتور ها ، متخصصان استارتاپ و مشاوران مالی استفاده خواهند کرد. اگر در حال راه اندازی مشاغل با مدل بوت استرپ هستید این خدمات را دریافت نمی‌کنید. شد شما نسبتاً کند خواهد بود استارتاپ های بوت استرپ به سرعت رشد استارتاپ های دیگر تأمین مالی نمی‌شوند. به این دلیل است که منابع کمتری را دارند. اما این بدان معنا نیست که شما نباید سخت کار کنید. ممکن است مجبور شوید استعدادها را با هزینه کمتری استخدام کنید اشکال دیگر راه اندازی با مدل بوت استرپ استارتاپ این است که ممکن است مجبور شوید نیروی کار ارزان بخاطر کمبود بودجه استخدام کنید. این لزوماً به معنای استخدام کم استعدادها نیست. درعوض به جای دستمزد بالاتر ، به استخدام کنندگان خود سهمی در تجارت خود بدهید.

منابع مالی[۴]

  • من پول ندارم. ولی … منابع نامشهود و غیر مادی من کدامند؟
  • پدری ومادری که مرا دوست دارند
  • دوستان زیادی دارم
  • برون سپاری می کنم
  • لپ تاپی اضافه دارم که می شود فروختش
  • خواهرم پس اندازی دارد که می تواند به من قرض دهد
  • هزنیه ها را حداقل می کنم
  • می توانم دفتر دوستم را فقط با یک میز و دو صندلی کرایه کنم
  • پرینتر ندارم ولی بیرون پرینت می کنم
  • بابت خریدها چک می دهم برای چند ماه بعد
  • قبل از تولید محصول یا ارائه خدمت پیش پرداخت می گیرم

اینها همه منابع تامین مالی خودراه انداز هستند. گاهی شما با کم کردن هزینه ی ۱۰ میلیونی به ۲ میلیون، انگار ۸ میلیون تامین مالی کرده اید. این ها مثال هایی بود از اینکه ما همیشه دارایی ها و منابع نامشهودی داریم که برای تبدیل آنها به دارایی مشهود باید حسابی فکر کنیم.

روش های کلی تامین مالی خودراه انداز

حداقل کردن هزینه ها از طریق:

خرید تجهیزات دست دوم: ماشین آلات و تجهیزات دسته دوم هزینه ها را می توانند تا ۵۰ درصد در آغاز کار کم نمایند. تخفیف برای خرید نقدی : می توان با خرید نقدی محصولات از تخفیف هایی بهره برد که هزینه ها را کم می کند.

کرایه مایحتاج موقتی : گاهی می توان به جای خرید تجهیزات برای کم کردن هزینه ، آنها را اجاره کرد. مذاکره برای بهترین شرایط با تامین کنندگان و قیمت های مناسب و ارتباطات طولانی یکی از این روش هاست.

استفاده از روال های مشخص کسب و کار و تجارب انجام شده ای که کم هزینه تر و کم ریسک تر است.

پرداخت های دیرتر از موعد:

پرداخت با تاخیر به تامین کننده: می توانیم به جای پرداخت های نقدی در بازه های زمانی و یا با چک یا سایر وثایق خریداری کنیم.

تاخیر در پرداخت مالیات ها

استفاده از لیزینگ ( خرید اقساطی تجهیزات )

به اشتراک گذاشتن منابع:

دادوستد در عوض خرید و فروش کالا: با این کار میزان نیاز به نقدینگی و ریسک کمتر می شود. قرض تجهیزات از همکاران و دوستان و آشنایان از طریق روابط دوستانه یا همکاری های دوجانبه خرید با هزینه حمل از طرف تامین کننده: هزینه های حمل را در همان مرحله خرید روی جنس محاسبه نمایند.

به اشتراک گذاشتن کارمندان: در دو بخش می توان از یک کارمند استفاده کرد یا در دو شرکت در یک مکان، مثلا استخدام یک منشی یا حسابدار برای دو یا چند شرکت

به اشتراک گذاشتن تجهیزات مورد استفاده ی بجای تهیه ی دوباره ی آنها

اشتراک گذاشتن دفتر کار: هزینه ی مکان کسب و کار یکی از هزینه های سربار برای شروع هر کسب و کار است.

جذب سرمایه از دوستان و اقوام:

  • استخدام دوستان و اقوام در ازای پرداخت مبالغ کم، این افراد بیشتر از پول برای شما با علاقه به فعالیت مشغولند.
  • گرفتن وام و پول از دوستان و اقوام، شاید مبالغ کمی را بتوان از این افراد دریافت کرد ولی در مورد پس دادن خیلی هم جدی نیستند.
  • راه اندازی کسب و کار در خانه، مکانی بهتر از خانه برای شروع یک کسب و کار نیست، هزینه های کم و درگیری همیشگی با کار.
  • استفاده از درآمد های بیرون از کسب و کار، برخی از یک کسب و کار دیگر برای تامین مالی استارتاپ خود استفاده می نمایند.
  • استفاده از کارت اعتباری شخصی، در جوامع پیشرفته شرکت های مالی اعتباری کارت هایی را بر اساس میزان درآمد و اعتبار ایشان می دهند که پس از خرید بوسیله ی آن باید به صورت اقساط مبالغی را پرداخت نمایند.
  • خودداری از دریافت دستمزد مدیریت، در استارتاپ ها افراد بنیانگذار خود حقوقی به عنوان دستمزد دریافت نمی کنند.

دریافت پیش پرداخت از مشتریان:

توقف همکاری با مشتریان غیرنقدی، به دلیل نیاز به نقدینگی در مراحل هر کسب وکار و عدم توانایی تقبل پرداخت های دیر از موعد انتخاب مشتریان نقدی

دریافت پیش پرداخت قبل از تحویل محصول به افراد

ارائه شرایط مشترک به همه مشتریان تا هیچ مشتری حس نکند که اولویتی در دریافت خدمات دارد سریع زدن فاکتورها در زمان خرید مشتری و عدم تلف کردن وقت برای اقدام به دریافت وجه فروخته شده تعیین میزان بهره برای حساب های پیش از موعد این روش ها بر اساس دو استراتژی کلی برای تبدیل منابع نامشهود به منابع مشهود وسرمایه مالی در کسب و کار ها مورد استفاده قرار می گیرد.

– روش کم کردن هزینه ها در کسب و کار

– روش اکتساب بیشترین میزان منابع مالی

چه انتظاراتی از بوت استرپینگ داشته باشیم

کلید بوت استرپ کردن موفق این است که آگاه باشید این کار به زمان نیاز دارد. ممکن است رشد استارتاپ شما آهسته‌تر شود؛ زیرا شما به سرمایه‌ی دلخواه خود دسترسی ندارید.

توجه داشته باشید که این شرایط، لزوماً بد نیستند. به‌خصوص برای افرادی که هم‌زمان با راه‌اندازی استارتاپ، در حال یادگیری اصول کسب‌وکار هستند. این افراد اگر از ابتدای کار خود به حجم بالای سرمایه دست پیدا کنند، شاید در استفاده از آن دچار سردرگمی شوند.

درهرصورت اگر تصمیم گرفتید برای تأمین سرمایه‌ی کسب‌وکارتان، از بوت استرپینگ استفاده کنید، فرایند زیر به شما کمک می‌کند راهی را در پیش بگیرید که از شکست دور باشد:

مقیاس‌دهی آرامی داشته باشید

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات کسب‌وکارها در همه‌ی صنایع، این است خیلی سریع مقیاس‌دهی می‌کنند. این کار باعث می‌شود استارتاپ متحمل فشاری شود که نمی‌تواند آن را مدیریت کند. حتی استارتاپ‌هایی که از پشتیبانی سرمایه‌گذاران بهره می‌گیرند هم به دام این اشتباه می‌افتند.

اگر به بوت استرپینگ روی آورده‌اید، ناگزیرید سرعت خود را کم کنید. به‌جز در حالتی که به‌صورت ناگهانی مانند جایزه، هدیه یا ارث پولی به دست شما رسیده باشد، احتمالاً میلیون‌ها تومان پول برای هزینه کردن در اختیار ندارید. اما مقیاس‌دهی آرام به شما فرصت می‌دهد در طول زمان، پایه‌های قوی‌تری برای کسب‌وکارتان فراهم کنید.

روی پروسه‌هایی متمرکز شوید که درآمدزایی بیشتری دارند

اگر سرمایه‌ی خود را از بوت استرپینگ تأمین می‌کنید، می‌دانید که بخش اعظم درآمدی که به دست می‌آورید دوباره به کسب‌وکار شما بازمی‌گردد. طبق اصل پارتو که به قانون ۲۰-۸۰ هم شناخته می‌شود، ضروری است که بدانید منابع محدود خود را کجا سرمایه‌گذاری کنید: باید از فرآیندهایی استفاده کنید که پول بیشتری برایتان می‌آورند.

به‌عنوان‌ مثال اگر در زمینه‌ی بازاریابی فعالیت می‌کنید و متوجه شده‌اید که با ایمیل مارکتینگ فروش بیشتری دارید، با سرمایه‌گذاری روی تبلیغات فیس‌بوک و مدیریت اینستاگرام، شاهد رشد لیست ایمیل‌هایتان خواهید بود.

ریسک‌پذیری استراتژیک

درحالی‌که استفاده از وام و بدهی به اطرافیان برای رشد استارتاپ قابل توصیه نیست؛ بسیاری از مواقع با در نظر گرفتن تراز بدهی‌ها و طلب‌ها، استفاده‌ی استراتژیک از تسهیلات بانکی می‌تواند نجات‌بخش شما باشد.

بااین‌حال به یاد داشته باشید که اگر از روش‌های اعتباری مثل چک‌های مدت‌دار، پرداخت‌های قسطی یا خریدهای اعتباری استفاده می‌کنید، باید برای پرداخت به‌موقع حساب‌های خود برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشید. اجازه ندهید که خطرپذیری شما به ضرر کسب‌وکارتان تمام شود یا به‌عبارتی‌ دیگر، اگر ریسک‌پذیر هستید، اطمینان حاصل کنید که استراتژی خوبی پشت این تصمیم وجود دارد.