اقتصاد مبتنی بر دانش
Knowledge economy
/ˈnɒlɪʤ i(ː)ˈkɒnəmi/
شرایطی که ارزش و ثروت در اثر ایده های جدید، نرم افزار، خدمات و روابط جدید روند صعودی پیدا می کند و افزایش می یابد.
تعریف
اقتصاد مبتنی بر دانش بر اهمیت اساسی سرمایه انسانی در اقتصاد قرن بیست و یکم متمرکز شده است. گسترش سریع دانش و اعتماد بیشتر به فعالیت های بر اساس رایانه ، تجزیه و تحلیل داده های بزرگ و اتوماسیون ، اقتصاد جهان پیشرفته را به اقتصادی تغییر می دهد که بیشتر به سرمایه و مهارت های فکری وابسته باشد و به روند تولید وابسته نباشد.
تاریخچه
اصطلاح "اقتصاد دانش بنیان" توسط مشاور مشهور مدیریت بازرگانی ، پیتر دراکر ، ابتدا در کتاب خود با عنوان "مجری موثر" و سپس در کتاب خود با عنوان "عصر ناپیوستگی" در سال 1969 رواج یافت. دراکر با تأکید بر دانش / مهارت ، تجزیه و تحلیل داده ها و عملکرد قابل اندازه گیری و مدیریت استراتژیک توسط اهداف (MBO) بسیار زودتر از زمان خود زندگی می کرد.
ویژگی ها
اقتصاد دانش بنیان که اقتصاد اولیه در بین کشورهای پیشرفته است ، اقتصادی وابسته به سرمایه انسانی و دارایی های نامشهود مانند فناوری انحصاری است.
اقتصاد دانش بنیان صنایع IT / ICT را در خط مقدم رشد کلی اقتصادی قرار داده است.
مجموعه مهارتهایی که شامل تجزیه و تحلیل داده ها ، ایجاد و کار با مدلهای مالی و توانایی نوآوری هستند ، در اقتصاد مدرن بسیار مورد توجه هستند.
تغییر در نیازهای مهارت و تغییر در دارایی ها
اقتصاد دانش بنیان با حضور درصد بالاتری از کارمندان بسیار ماهر که شغل آنها به دانش یا مهارت خاصی نیاز دارد ، مشخص می شود. برخلاف گذشته ، وقتی اقتصاد به شدت به مشاغل غیرمتخصص نیروی کار وابسته بود و اساساً از تولید کالاهای فیزیکی تشکیل شده بود ، اقتصاد مدرن بیشتر از صنعت خدمات و مشاغل تشکیل شده است که نیاز به تفکر و تحلیل داده ها دارند. اقتصاد مدرن همچنین به عنوان اقتصاد پساصنعتی یا اقتصاد اطلاعاتی شناخته می شود که منجر به اهمیت محوری فناوری اطلاعات (IT) در اقتصاد کشورهای پیشرفته میشود. در دانش اقتصاد جدید ، باارزش ترین دارایی های یک شرکت اغلب دارایی های نامشهود است - مانند حق ثبت اختراع ، حق چاپ یا نرم افزار یا فرآیندهای اختصاصی. این در تضاد با دوره های اقتصادی قبلی است ( اقتصاد ارضی )، که در آن زمین معمولاً دارایی اصلی بود و اقتصاد صنعتی ، که کارخانه ها و تجهیزات تولید دارایی های اصلی بیشتر مشاغل بود.
اقتصاد دانش بنیان، نوآوری ، تحقیقات و پیشرفت سریع فناوری را پشتیبانی می کند و به آن دامن می زند. اکثریت قریب به اتفاق کارگران اقتصاد دانش در زمینه ایجاد مدلهای تجاری و مالی با سواد بالای رایانه و ماهر هستند. بعلاوه تاکید بیشتری بر جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و توسعه الگوریتم ها و هوش مصنوعی (AI) است.
مایکل پورتر ، استاد دانشکده تجارت هاروارد ، خالق مدل پنج نیروئی پورتر برای تجزیه و تحلیل تجارت ، استدلال می کند که در اقتصاد امروز ، توانایی تجارت و توسعه یک مزیت رقابتی در بازار است و بیشتر به توانایی آن بستگی دارد. با استفاده از نوآوری مداوم در فرایندها و سیستم های تجاری خود ، خود را با جهانی همیشه در حال تغییر سازگار کنید. پروژه های تحقیق و توسعه درصد بیشتری از منابع شرکت را جذب می کنند.
رفت و برگشت بین مراکز تحقیقاتی ، دانشگاه ها و اتاق های فکر ، و مشاغل استفاده از کشفیات خود وجود دارد. به نوبه خود ، تأکید بر دانش و نوآوری در دنیای تجارت باعث رشد بیشتر و سریعتر تجزیه و تحلیل و دستکاری اطلاعات و داده ها در دنیای دانشگاه می شود.
رشد مشاغل STEM
اقتصاد دانش بنیان عامل اصلی گسترش گسترده آنچه به عنوان مشاغل STEM شناخته می شود ، تلقی می شود. STEM مخفف "علوم ، فناوری ، مهندسی و ریاضیات" است. مشاغل در زمینه های STEM - که شامل مسیرهای شغلی مانند علوم کامپیوتر ، مهندسی ، شیمی و زیست شناسی است - جایی است که بسیاری از بزرگترین فرصت ها برای پیشرفت شغلی ، جبران خسارت بیشتر و موقعیت های اجرایی سطح بالا را می توان یافت.
نکته اصلی این است که دانش بنیان بودن تخصص فنی لازم ، مهارت های جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و شیوه های نوآورانه مدیریت را فراهم می کند که شرکت ها و مشاغل را قادر می سازد در اقتصاد مدرن و جهانی رقابت کنند. دانش و مهارت های تخصصی ممکن است به عنوان دارایی های تولیدی برای استخدام یک تجارت یا محصولات تجاری برای بازاریابی و فروش باشد.
ویژگی دیگر اقتصاد دانش بنیان توسعه "خوشه" صنایعی است که در یک منطقه جغرافیایی خاص متمرکز شده اند. به عنوان مثال می توان به تمرکز مشاغل مهندسی خودرو در آلمان ، فناوری رایانه در "سیلیکون ولی" در ایالات متحده و صنعت الکترونیک در کره جنوبی اشاره کرد. [۱]