تقسیم بازار
اصطلاح به انگلیسی (فونتیک تلفظ آن داخل پرانتز):
Market Segmentation
/ˌmɑːkɪt ˌseɡmenˈteɪʃn/
معادل یا معادلهای فارسی:
تقسیم بازار
توضیح مختصر (چکیده) اصطلاح به فارسی (حداکثر در 500 کلمه):
در بازاریابی ، تقسیم بازار، فرآیند تقسیم بازار گسترده مصرف کننده یا تجاری است که به طور معمول متشکل از مشتریان بالقوه و زیر گروه های مصرف کننده است، در بخش بندی بازار، یک بازار را به بخشهایی با تعریف مشخص تقسیم میکنیم.
در تقسیم یا تقسیم بازارها ، محققان معمولاً به دنبال ویژگی های مشترک مانند نیازهای مشترک ، علایق مشترک ، سبک زندگی هستند. هدف کلی تقسیم بندی شناسایی بخشهای با بازده بالا است - یعنی آن دسته از بخشهایی که احتمالاً بیشترین سود را دارند یا دارای پتانسیل رشد هستند - به این ترتیب می توان آنها را برای توجه ویژه انتخاب کرد (یعنی به بازارهای هدف تبدیل شوند). روشهای مختلفی برای تقسیم بازار مشخص شده است. فروشندگان (B2B) ممکن است بازار را به انواع مختلف مشاغل یا کشورها تقسیم کنند ، در حالی که فروشندگان (B2C) ممکن است بازار را به بخشهای جمعیتی ، مانند سبک زندگی ، رفتار یا وضعیت اقتصادی اجتماعی تقسیم کنند.
{{ https://en.wikipedia.org/wiki/Market_segmentation }}
فهرست مطالب:
تعریف و توضیح مختصر
تاریخچه
استراتژی تقسیم بازار
معیارها
متغیرهای جغرافیایی
متغیرهای جمعیتشناختی
عوامل روان شناختی
عوامل رفتاری
تقسیم بندی ، هدف گذاری ، موقعیت یابی
توضیح مفصل (حداکثر 3000 کلمه):
==تعریف و توضیح مختصر==
تقسیم بندی (Segmentation) فرایندی است که طی آن، بازار به بخشهای مختلف از مشتریان بالقوه، با نیازها و/یا ویژگی های مشابه تقسیم میشود.
ویژگی مشتریان هر بخش این است که رفتارهای خرید (Purchase Behavior) مشابهی دارند، بر اساس این تقسیم بندی، میتوان فرصتها را شناسایی کرده و محصولات و برنامه های بازاریابی ویژه طراحی کنید، این کار درنهایت، به شما در دستیابی به موقعیت رقابتی برتر کمک خواهد کرد.
{{ https://motamem.org/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87/ }}
== تاریخچه==
ریچارد اس. تدلو ، مورخ تجارت ، چهار مرحله از تحول تقسیم بازار را مشخص می کند:
تکه تکه شدن (قبل از دهه 1880): ویژگی اقتصادی این کشور تامین کنندگان کوچک منطقه ای بود که کالاها را به صورت محلی یا منطقه ای می فروختند.
اتحاد یا بازاریابی انبوه (دهه 1880 تا 1920): با پیشرفت سیستم های حمل و نقل ، اقتصاد یکپارچه شد. کالاهای استاندارد و مارک دار در سطح ملی توزیع می شدند. تولیدکنندگان برای دستیابی به اقتصاد مقیاس برای نفوذ به بازارها در مراحل اولیه چرخه حیات محصول ، تمایل به استانداردسازی دقیق داشتند. به عنوان مثال، مدل T فورد
تقسیم بندی (دهه 1920 تا 1980): با افزایش اندازه بازار ، تولیدکنندگان توانستند مدل های مختلفی را که در نقاط مختلف کیفیت قرار دارند تولید کنند تا نیازهای مختلف بخش های جمعیت شناختی و روانشناختی بازار را برآورده کنند. این عصر تمایز بازار بر اساس عوامل جمعیت شناختی ، اقتصادی - اجتماعی و سبک زندگی است.
تقسیم بندی بیش از حد (بعد از دهه 1980): تغییر جهت به سمت تعریف بازارهای باریک تر. پیشرفت های فنی ، به ویژه در زمینه ارتباطات دیجیتال ، به بازاریابان اجازه می دهد تا با مصرف کنندگان منفرد یا گروه های بسیار کوچک ارتباط برقرار کنند. این گاهی اوقات به عنوان بازاریابی یک به یک شناخته می شود.
شواهد باستان شناسی نشان می دهد که بازرگانان عصر برنز مسیرهای تجاری را طبق مدارهای جغرافیایی تقسیم بندی می کنند. شواهد دیگر نشان می دهد که عمل تقسیم بازار مدرن از قرن شانزدهم به بعد به تدریج توسعه یافته است. خرده فروشان که در خارج از کلانشهرهای بزرگ کشور فعالیت می کنند ، توانایی تهیه یک نوع مشتری را به طور انحصاری ندارند. یک تکنیک ساده این بود که پنجره ای به خیابانی که بتوان از آن به مشتریان خدمات ارائه داد ، باز شود. این امر باعث فروش کالاها به مردم عادی می شد ، بدون اینکه آنها را ترغیب به ورود کند. راه حل دیگری که از اواخر قرن شانزدهم میلادی رواج یافت ، دعوت از مشتریان پسندیده به یک اتاق پشتی از فروشگاه بود ، جایی که کالاها به طور دائمی در آن به نمایش گذاشته می شد. تکنیک دیگری که تقریباً در همان زمان پدیدار شد ، برگزاری ویترین کالا در خانه شخصی مغازه دار به نفع مشتریان ثروتمندتر بود. به عنوان مثال ساموئل پپیس ، در سال 1660 ، در حال نوشتن ، دعوت به خانه خرده فروش برای دیدن یک جک چوبی را توصیف می کند. جوزیا ودگوود و متیو بولتون ، کارآفرینان قرن هجدهم ، هر دو ویترین وسیعی از کالاهای خود را در خانه های شخصی خود یا در سالن های اجاره ای که فقط طبقات بالای آنها به آنجا دعوت شده بودند ، به نمایش گذاشتند در حالی که Wedgewood از تیم فروشندگان دوره گرد برای فروش اجناس به توده مردم استفاده می کرد.
{{ https://en.wikipedia.org/wiki/Market_segmentation }}
== استراتژی تقسیم بازار==
استراتژی تقسیم بازار استراتژی تخصصی سازی است که در آن تخصصی شدن هدف و دغدغه ی فقط یک نوع یا گروه محدود از مشتریان می باشد. به این شکل این استراتژی این امکان را برای شما فراهم خواهد کرد که به شما این اجازه را می دهد محصول و کل فعالیت بازاریابی تان را با یک گروه دقیقا تعریف شده و دارای مشخصات دقیق هم سو کنید.
در حقیقت کسب و کار شما با تخصصی شدن در حوزه ای محدودتر از حوزه ی فعلی شما نتیجه قابل قبول تری در برخواهد داشت. درواقع بسیاری از شرکت های مشاوره ای بازار محدودی را مورد هدف قرار می دهند و با شرکت های بزرگ تر اما کمتر تخصصی هرگز وارد معامله نمی شوند و اصلا هیچ گونه رقابتی با این شرکت ها نمی کنند.
در صورتی که مهم ترین اصل در استراتژی بازاریابی بررسی ساده نزدیک ترین و موفق ترین رقبایتان است که باید به آن استراتژی پرداخته شود و بررسی های لازم را در جهت اجرایی کردن این استراتژی انجام داد، پس سعی کنید با گروه های تخصصی و بزرگ وارد معامله شوید و با این گونه شرکت ها رقابت کنید.
{{ http://iran-asnaf.ir/BlogPosts/1613/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1}}
== معیارها==
بخشبندی بازار باید بهگونهای انجام شود که خریداران هر بخش نیازهای مشابه با هم و متفاوت با سایر بخشها داشته باشند. همچنین کسبوکارها باید قادر باشند بهمنظور افزایش سود و بازده سرمایهگذاریشان، فعالیت بازاریابی خود را در یک یا چند بخش متمرکز کنند. بخشبندی بازار باید به روشی ساده، روشن و کمهزینه صورت بگیرد. برای بخشبندی بازار، از روشها و متغیرهای مختلفی استفاده میشود که پرکاربردترین آنها عبارتند از: متغیرهای جغرافیایی، متغیرهای جمعیتشناختی، عوامل روانشناختی و عوامل رفتاری.
===متغیرهای جغرافیایی===
در این روش، بازار به واحدهای مختلف جغرافیایی مانند کشورها، استانها، شهرها یا خیابانها تقسیم میشود. بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند فعالیت خود را از یک یا چند منطقه جغرافیایی خاص شروع کنند. از سوی دیگر، مردم مناطق مختلف دارای سلیقهها، شرایط زندگی و فرهنگهای متفاوتی هستند که میتواند بهعنوان محرکی برای بخشبندی بازار مورد استفاده قرار گیرد.
===متغیرهای جمعیتشناختی===
در بسیاری موارد، عوامل جمعیتی مانند سن، جنسیت، اندازه خانواده، درآمد، شغل، تحصیلات، نژاد و... برای بخشبندی بازار مورد استفاده قرار میگیرند. خواستهها و ترجیحات افراد و میزان استفاده از محصولات غالباً با این قبیل متغیرها وابستگی مستقیم دارد. استفاده از این متغیرها برای بخشبندی نیز اغلب ساده است.
===عوامل روانشناختی===
شخصیت و سبک زندگی افراد متغیرهایی هستند که در بخشبندی بازار بر اساس عوامل روانشناختی مورد استفاده قرار میگیرند. منظور از شخصیت، خصوصیات روانی مانند تسلططلبی یا برونگرایی است که بهطور ثابت و استوار در محیط بروز میکند و اغلب بر رفتار خرید آنها تأثیر میگذارد.
===عوامل رفتاری===
در این تقسیمبندی، خریداران بر اساس میزان مصرف، موقعیت استفاده از محصول، منافع مورد انتظار، میزان وفاداری و سایر عواملی که نسبت مصرفکننده با محصول را مشخص میکنند، بخشبندی میشوند.
{{https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85%C2%AD%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1}}
== تقسیم بندی ، هدف گذاری ، موقعیت یابی==
روند تقسیم بازار به طرز فریبنده ای ساده است. هفت مرحله اساسی کل فرآیند شامل تقسیم بندی ، هدف گذاری و موقعیت یابی را توصیف می کند. با این حال ، در عمل ، این کار می تواند بسیار طاقت فرسا باشد زیرا شامل جمع کردن داده های حجیم است و به مهارت زیادی در تجزیه و تحلیل ، تفسیر و قضاوت نیاز دارد. اگرچه لازم است تجزیه و تحلیل زیادی انجام شود و تصمیمات زیادی باید اتخاذ شود ، بازاریابان تمایل دارند از فرایند به اصطلاح S-T-P ، یعنی تقسیم بندی → هدف گذاری → موقعیت یابی ، به عنوان چارچوبی گسترده برای ساده سازی فرآیند استفاده کنند. تقسیم بندی شامل شناسایی ، انتخاب و استفاده از پایه هایی که در آن تقسیم بندی استفاده می شود. هدف گذاری شامل ارزیابی جذابیت هر بخش و انتخاب بخشهایی است که هدف قرار می گیرد. موقعیت یابی شامل شناسایی موقعیت بهینه و توسعه برنامه بازاریابی است. شاید مهمترین تصمیم بازاریابی که یک شرکت می گیرد ، انتخاب یک یا چند بخش از بازار است که باید روی آنها تمرکز کند.
{[https://en.wikipedia.org/wiki/Market_segmentation}}