بنگاه های کوچک و متوسط

از دانشنامه کارآفرینی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

Small and medium-sized enterprises (SME)

/smɔːl ænd ˈmiːdiəm-saɪzd ˈɛntəpraɪzɪz (ɛs-ɛm-iː)/

بنگاه های کوچک و متوسط ​​(SME) یا مشاغل کوچک و متوسط ​​(SMB) مشاغلی هستند که تعداد پرسنل آنها از حد معینی کمتر است. مخفف "SME" توسط سازمانهای بین المللی مانند بانک جهانی، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی (WTO) استفاده می شود.

در اقتصاد هر کشوری، دیده می شود که تعداد SME ها گاهی با اختلاف زیاد از شرکتهای بزرگ بیشتر می شوند و میزان اشتغالزایی بیشتری نیز انجام می­دهند. به عنوان مثال، SME های استرالیایی ۹۸٪ کل مشاغل استرالیایی را تشکیل می دهند، یک سوم کل تولید ناخالص داخلی را تولید می کنند و ۴.۷ میلیون نفر مشغول به کار هستند. در شیلی ، در سال تجاری ۲۰۱۴، ۹۸.۵٪ از شرکت ها به عنوان SME طبقه بندی شدند. در تونس ، کارگران خود اشتغالی به تنهایی حدود ۲۸٪ از کل اشتغال غیر مزرعه ای را تشکیل می دهند و شرکت هایی که کمتر از ۱۰۰ کارمند دارند حدود ۶۲٪ از کل اشتغال را تشکیل می دهند. SME های ایالات متحده نیمی از مشاغل ایالات متحده را تولید می کنند، اما تنها ۴۰٪ از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند.


در کشورهای در حال توسعه ، شرکتهای کوچک (خرد) و غیررسمی سهم بیشتری نسبت به کشورهای پیشرفته دارند. همچنین گفته می شود که شرکتهای کوچک و متوسط مسئول نوآوری و رقابت هستند. در بسیاری از بخشهای اقتصادی اگرچه مشاغل جدید بیشتری نسبت به بنگاه های بزرگ ایجاد می کنند، اما شرکت های متوسط ​​نیز بیشترین تخریب / انقباض شغل را متحمل می شوند.

تعریف بنگاه های کوچک و متوسط (SME)

SME  مخفف عبارت Small & Medium Enterprises است و در برگیرنده کلیه بنگاهای کوچک و متوسط اعم از بنگاههای صنعتی، خدماتی، بازرگانی و کشاورزی است. SME. به بنگاه های Micro ،Small, ، Medium تقسیم می‌شوند. این بنگاهها به علت ویژگیهای خاص خود دارای کارکردهای منحصر به فردی هستند، از جمله:

  1. اشتغالزایی
  2. توزیع ثروت در جامعه
  3. توسعه مناطق حاشیه ای
  4. تامین تولیدات مورد نیاز کشورها
  5. تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنایع و بنگاه های بزرگ

امروزه موسسات کوچک و متوسط علاوه بر کارکردهای پیشین خود، کانون اصلی توسعه فناوری و تأمین نیازهای پیچیده و پیشرفته کشورها به حساب می آیند و حمایت های گسترده ای توسط مؤسسات دولتی و عمومی از آنها به عمل می آید.

ویژگیهای  کیفی کسب و کارهای کوچک و متوسط

معمولا کسب و کارهای کوچک و متوسط از سه ویژگی کیفی برخوردارند که این ویژگی‌ها به آنها ماهیتی متفاوت از صنایع بزرگ داده است. این ویژگی‌ها عبارتند از:

  1. وحدت مالکیت و مدیریت
  2. مالکیت فردی و خانوادگی
  3. استقلال از سایر کسب وکارها

تعریف بنگاه های کوچک و متوسط در کشورهای مختلف

ایران

بر اساس تعریف وزارت صنایع و معادن و وزارت جهاد کشاورزی، بنگاه‌های کوچک و متوسط، واحدهای صنعتی و خدماتی (شهری و روستایی) هستند که کمتر از 50 نفر کارگر دارند (یونیدو، ۱۳۸۳: ۱۲۱).  وزارت تعاون نیز بر حسب مورد، تعاریف وزارت صنایع و معادن و مرکز آمار ایران را در مورد این صنایع بکار می‌برد.

مرکز آمار ایران کسب و کارها را به چهار گروه طبقه‌بندی کرده است:

·        کسب و کارهای دارای ۹-۱ کارگر،

·        کسب و کارهای ۴۹-۱۰ کارگر،

·        کسب و کارهای ۹۹-۵۰ کارگر

·        کسب و کارهای بیش از ۱۰۰ کارگر

هر چند این طبقه‌بندی ظاهرا شباهتی با تعاریف اتحادیه اروپا دارد ولی مرکز آمار ایران فقط کسب و کارهای کمتر از 10 نفر نیروی کار را بنگاه‌های کوچک و متوسط محسوب می‌کند و سایر کسب و کارها را “کارخانجات صنعتی بزرگ ” قلمداد می‌کند.

بانک مرکزی ایران نیز کسب و کارهای زیر ۱۰۰ نفر نیروی کار را به عنوان بنگاه‌های کوچک و متوسط تلقی می‌کند.

ایالات متحده آمریکا

در ایالات متحده آمریکا، بنگاه هایی را که کمتر از ۵۰۰ نفر پرسنل داشته باشند، شرکت کوچک می نامند.

آلمان

در آلمان شرکتهایی را که دارای کمتر از ده نفر پرسنل باشند. کوچک و از ده تا ۴۹۹ نفــر را شــرکتهــای متوسط محسوب می کنند. میزان گردش مالی شرکتها نیز معیار دیگری برای طبقه بندی شرکتهای کوچک و متوسط در آلمان به شمار می رود. شرکتهایی که گردش مالی آنها تا ۲۵ میلیون یورو در سال باشد، شرکت متوسط و شرکتهایی که گردش مالی آنها حدود ۲۵۰هزار یورو باشد، شرکت کوچک به حساب می آیند.

برزیل

تنها معیار کسب و کارهای کوچک در برزیل، درآمد سالانه کمتر از ۸.۴ میلیون رئال برزیل یا حدود ۱.۱ میلیون یورو ست. این کسب و کارها ۹۹ % از شمار کل را در برزیل تشکیل می دهند و همچنین تولید کننده ۲۷% از GDP این کشور هستند. SME ها در برزیل از تخفیف مالیاتی برخوردار می شوند.

تایوان

در مورد بنگاههای تولیدی، چنانچه میزان سرمایه ثبت شده آنها کمتر از ۴۰ میلیون دلار تایوان و مجمــوع دارایی هایشان کمتر از ۱۲۰ میلیون دلارتایوان باشد. بنگاه کوچک و متوسط به حســــاب می آیند. ملاک تعریف بنگاههای کوچک و متوسط برای بنگاههای غیرتولیدی حجم فروش آنها می باشد. براساس این معیار، در بنگاههای تجاری، حمل و نقل و خدماتی چنانچه میزان فروش کمتر از ۴۰ میلیون دلار تایوان باشد، آن بنگاه یک بنگاه کوچک و متوسط محسوب خواهد شد.یکی دیگـر از معیــــارهــــــا برای طبقه بندیSMEs ، استفاده ازمعیارهای مالی است. براین اساس بنگاههایی که گردش مالی سالیانه آنها کمتر از ۲۰ میلیون یورو و یا جمع ترازنامه آنها کمتر از ۱۰ میلیون یورو باشد،SMEs شناخته می شوند. براساس این تعریف بنگاههایی که گردش مالی سالانه آنها کمتر از ۵ میلیون یورو و یا جمع ترازنامه شان کمتر از ۲ میلیون یورو باشد، بنگاه کوچک محسوب می گردند.

استرالیا

طبق تعریف اداره آمار استرالیا، کسب و کارهای با کمتر از ۲۰ نفر کوچک محسوب می شود و کسب و کارهای ۲۰ تا ۲۰۰ نفر، کسب و کار متوسط محسوب می شود.

اتحادیه اروپا

در تعاریف اتحادیه اروپا، enterprise Micro ها یا کسب و کارهای خرد، تعداد نیروی کمتر از ۱۰ نفر و با درآمد سالیانه کمتر از 2 میلیون یورو را در نظر می گیرد.

در اتحادیه اروپا تعریف SME براساس این مقیاس انجام می شود:

● تعداد کارمندان کمتر از ۲۵۰ نفر

● درآمد سالیانه کمتر ۵۰ میلیون یورو Turnover

● صورت مالی نهایی کمتر از ۴۳ میلیون یورو

البته موارد ذیل می تواند باعث شود که یک کسب و کار از زیرمجموعه کسب و کارهای کوچک خارج شود:

● دسترسی به منابع مالی

● ارتباط با کسب و کارهای بزرگ

● همکاری های مشترک

می تواند یک شرکت را از تعریف SME خارج کند.

ویژگی های کسب و کارهای(بنگاه های) کوچک و متوسط

به‌منظورشناخت بیشترکسب وکار‌های‌کوچک ومتوسط‌می‌توان گفت که‌این کسب‌وکارهادارای قوانین‌اجرایی وتجاری بوده،برای‌هرصنعت براساس درآمد و میزان ‌استخدام‌سالانه، اندازه‌استانداردخاصی برای‌آن تعریف می‌گردد. در بیشتر موارد این تعریف به‌واسطه‌نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شودتاتحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی‌راصورت دهند.به علاوه،این‌استانداردهابرای برنامه‌هایی‌که‌درخصوص کمک به بهبود امور مالی‌ است‌ کارا می‌باشد. کسب ‌و کارکوچک و متوسط به‌صورت‌مستقل است وهرشرکتی باکمتراز500 پرسنل دراین حیطه قرارمی‌گیرد.این اندازه مرسوم ترین‌استانداردتعریف شده‌است. گروه ‌قابل توجهی‌ازمحققان براین باورندکه‌حل مشکل بیکاری،فقر، عدم‌ توازن ‌منطقه‌ای ‌و دستیابی به‌توسعه صنعتی‌درکشورهای‌جهان سوم در گرو ‌توسعه ‌کسب ‌و کارهای‌کوچک‌ومتوسط‌دراین‌کشورهامی‌باشد.دلایل عمده این محققین را می‌توان‌ به‌طورخلاصه‌ذیل‌عنوان‌نمود.

  • تأسیس وتوسعه‌کسب وکارهای کوچک ومتوسط‌به‌منابع‌اندکی نیازدارد :

یکی‌ازمشکلات کشورهای‌درحال‌توسعه،محدودیت منابع سرمایه گذاری است.کسب‌وکار‌های کوچک به‌دلایل کاربر بودن فعالیت های تولیدی آنها،بامنابع محدودقادربه‌شکل‌گیری‌وگسترش می باشند.

  • کسب‌وکارهای‌کوچک‌ومتوسط‌ازدرجه‌اشتغال‌زایی‌بالایی‌برخورداراست:

به‌دلیل‌کاربری بودن‌فعالیت‌های تولیدی واستفاده‌ازروش های سنتی در این‌ کسب‌ و کارها، انتظارآن‌است‌که‌باتوسعه‌آنهابتوان بااستفاده ازمنابع محدودتعدادقابل توجهی‌ازمشاغل را ایجاد نمود.بالا بودن درجه‌اشتغال‌زایی‌کسب وکارهای کوچک و متوسط به ‌این معنی نیست‌که یک واحد ‌از این‌ دسته ‌ازکسب‌وکارهاقادر به ‌استخدام وپذیرش تعداد زیادی‌ از نیروی ‌کار باشد؛ بلکه‌باتوسعه‌وگسترش تعداد کسب وکارها می‌توان‌مشاغل بیشتری‌ایجادنمود.

  • کسب‌وکارهای‌کوچک ومتوسط‌اغلب متکی بر منابع‌داخلی هستند:

در شرایطی‌که‌به‌لحاظ‌‌سیاسی‌یابه‌لحاظ‌اقتصادی‌امکان‌استفاده‌ازمنابع خارجی‌ وجود نداشته ‌باشد، اتکابه‌منابع‌داخلی‌امتیازبزرگی به‌شمار‌ می‌رود.کسب‌وکار‌های‌کوچک به‌دلیل ‌ماهیت فعالیت‌های خود به‌گونه‌ای عمل می‌کنندکه‌عمدتاً به‌سرمایه مجریان ‌یا به‌اعتبارات دریافتی اندک ازبانک‌ها،بااستفاده ‌ازکالاهای واسطه‌ای‌وسرمایه‌ای داخلی به فعالیت خودادامه‌دهند.این‌امتیازی‌است که‌صنایع بزرگ به‌ندرت  می‌توانندازآن‌بهره‌مندگردند.

  • کسب‌وکار‌های کوچک ومتوسط‌ازانعطاف پذیری بالایی برخوردارند:

این کسب وکارهاقادرندتاخودراباشرایط مختلف مطابقت داده و سازوکارهای لازم ‌را جهت‌ادامه‌فعالیت خودفراهم‌نمایند.این ویژگی موجب می‌گرددتاسیاست گذاران دراقدام به‌توسعه‌این کسب وکارها درمناطق مختلف کشور، برنامه ‌دلخواه‌ خود را طراحی واجرانمایند.

  • کسب وکارهای‌کوچک ومتوسط‌پرورش دهنده‌نیروهای مجرب ومتخصص برای کسب‌وکار‌های بزرگ به‌حساب می‌آیند:

نیروهای مورداستفاده‌درکسب وکارهای کوچک ومتوسط غالباًباسطوح پایینی‌ از آموزش عالی همراه‌می‌باشند.همین‌امرهزینه‌آموزش نیروهای مورد نیازبرای‌این دسته ‌از کسب وکارهارابه‌نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش   می‌دهد. از طرف ‌دیگر این ‌دسته ‌از نیروهای‌کار به‌کارگرفته شده‌درکسب و کارهای‌ کوچک ‌ومتوسط پس‌ از مدتی می‌توانندازتجربه مفیدی برخوردار شده،ازآن‌دربخش کسب و کارهای بزرگ‌ استفاده ‌نمایند.

  • مدیریت‌وکنترل‌کسب‌وکارهای کوچک ومتوسط هزینه‌کمتری‌در بردارد :

عملیات درکسب وکارهای کوچک ومتوسط دراندازه‌محدودانجام می‌گیرد که ‌در نتیجه، هزینه‌کنترل‌ومدیریت‌آنهادرمقایسه باکسب وکارهای بزرگ ناچیزواندک می‌باشد.

  • مکان‌یابی کسب‌وکارهای کوچک ومتوسط به‌سهولت‌وبه‌نفع سیاست‌های منطقه‌ای‌دولت قابل‌انجام‌است:

کسب‌وکارهای‌کوچک‌ومتوسط‌عمدتاًدرشهرهای کوچک وخارج‌ازمراکز عمده اقتصادی فعال می‌باشندکه‌این‌امرعلاوه بر تعدیل عدم توازن منطقه‌ای،انگیزه‌های مهاجرت به‌شهرهای بزرگ راتقلیل می‌دهد.

  • توسعه‌کسب‌وکارهای‌کوچک ومتوسط فاصله‌طبقاتی رادرجامعه کاهش داده ‌و نحوه‌ توزیع ‌درآمد را به‌نفع‌ افرادکم‌درآمدبهبود می‌بخشد.

منابع

https://iibrando.com/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-sme