محک زنی

از دانشنامه کارآفرینی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

Bench mark

/bentʃmɑːk/

معادل فارسی :آزمودن،عیارسنجی کردن

بنچ مارک در مدیریت :در این نوع از بنچ مارک، بهترین عملکرد و  فرآیندهای کسب‌وکار یک شرکت را با سایر شرکت‌ها مقایسه می‌کنند. در بنچمارک مدیریت، عواملی همچون برنامه‌ریزی‌ها، نحوه عملکرد و بازدهی، زمان، کیفیت و هزینه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.[۱]

مزایا استفاده از روش محک زنی

بهبود ارتباطات

حرفه‌ای سازی سازمان یا فرایندها

ارائه دلایل مناسب برای بودجه‌بندی

مناسب برای پروژه‌های برون‌سپاری شده

اگرچه ارزیابی عملکرد یک سازمان با خودش در طول زمان‌های مختلف بسیار مفید است و  به‌خوبی می‌تواند سرعت پیشرفت در یک سازمان را نشان دهد اما این به معنای موفقیت سازمان در رقابتی نیست که ممکن است سرعت پیشرفت رقبا بسیار بیشتر از عملکرد آن سازمان باشد.[۲]

پنج نوع محک‌زنی

محک‌زنی داخلی : محک زدن یک شرکت در داخل خودش؛ برای مثال بین واحدهای تجاری یک سازمان

محک‌زنی رقابتی : محک زدن عملکرد یا فرآیندهای یک شرکت با رقبای آن شرکت

محک‌زنی کارکردی : محک زدن فرایندهای مشابه یک شرکت در محدوده یک صنعت

محک‌زنی عمومی : مقایسه عملیات یک شرکت با صنایع غیر مرتبط

محک‌زنی مشارکتی : اجرای مشترک فرایند محک‌زنی توسط گروه‌هایی از شرکت‌های مختلف؛ برای مثال محک زدن شرکت‌های تابعه یک شرکت چندملیتی در کشورهای مختلف[۲]

مراحل معمول برای انجام فرایند محک‌زنی

تعریف محدوده

انتخاب شریک (شرکای) برای انجام محک‌زنی

تعیین روش‌های اندازه‌گیری و مشخص کردن سنجه‌ها، شاخص‌ها و روش جمع‌آوری داده‌ها

جمع‌آوری داده‌ها

تجزیه‌وتحلیل اختلافات

ارائه نتایج و بحث درباره مفاهیم، زمینه‌ها و اهداف برای بهبود در آن‌ها

تنظیم برنامه‌های بهبود یا تدوین رویه‌های جدید

نظارت بر پیشرفت و برنامه‌ریزی برای محک زدن دوباره.[۲]

محدودیت‌های محک‌زنی

محک‌زنی، فرآیند سختی است که برای موفقیت در آن به تعهد زیادی نیاز است.

محک‌زنی، وقت‌گیر و گران است.

پروژه‌های محک زدن ممکن است با تحلیل سندرم آن‌ها از ما متفاوت هستند پایان یابد و در نتیجه از جریان آزاد اطلاعات جلوگیری کند.

مقایسه عملکرد و فرایندها با «بهترین در هر کلاس رقابتی» بسیار مهم است و در حالت ایده آل بهتر است به‌طور مداوم انجام شود.

در مقایسه و تحلیل عملکردها تنها به معیارهای اولیه برای محک‌زنی پافشاری نشود زیرا موفقیت یک شرکت لزوماً از آن معیارها نبوده و ممکن است تفاوت در استراتژی، اندازه، فرهنگ و غیره باشد که در فرایند محک‌زنی استفاده‌نشده‌اند.

اگر پس از محک‌زنی، فرایندی قرار بر اجرا بود، به نقاط منفی اتخاذ آن فرایند نیز دقت شود.[۲]

منابع