نرخ سوختن
Burn Rate
/bəːn reɪt/
معادل های دیگر آن: نرخ افت درآمد شرکت،کسورات شرکت
نرخ سوزاندن به میزان مخارجی است که یک شرکت جدید از سرمایه خود برای تأمین هزینه های عملیاتی و ساخت محصول و خدمت، پیش از رسیدن به جریان نقدی مثبت انجام می دهد. این یک معیار برای محاسبه کردن جریان نقدی منفی بکار برده می شود.
نرخ سوختن چیست؟
نرخ سوختن معمولاً برای توصیف نرخی استفاده میشود که یک شرکت جدید قبل از ایجاد جریان نقدی مثبت از سرمایهی خطرپذیر خود برای تأمین هزینه های سربار هزینه می کند. این سنجشی از جریان نقدی منفی است. میزان سوختن معمولاً بر اساس پول نقد هزینه شده در ماه بیان میشود. به عنوان مثال، اگر گفته میشود نرخ سوختن یک شرکت 1 میلیون دلار است ، این بدان معنی است که این شرکت ماهانه 1 میلیون دلار هزینه میکند.
فهم نرخ سوختن
نرخ سوختن توسط شرکتهای نوپا و سرمایه گذاران برای پیگیری میزان وجه نقدی که شرکت شرکت قبل از کسب درآمد بصورت ماهانه هزینه میکند، استفاده می شود. نرخ سوختگی یک شرکت همچنین به عنوان یک چوب اندازه گیری برای فرصت آن استفاده می شود ، مدت زمانی که شرکت قبل از تمام شدن پول خود دارد. بنابراین اگر شرکتی 1 میلیون دلار در بانک داشته باشد و ماهیانه 100000 دلار هزینه کند، میزان سوختگی آن 100000 دلار و فرصت پرواز آن 10 ماه خواهد بود .
مثال نرخ سوختن
میزان سوختن دو نوع دارد : سوخت خالص و سوخت ناخالص. سوخت ناخالص یک شرکت کل مبلغ عملیات های شرکت است که در هر ماه متحمل می شود. سوخت خالص یک شرکت کل پولی است که شرکت هر ماه از دست می دهد. بنابراین ، اگر یک استارت آپ فناوری ماهانه 5000 دلار برای فضای اداری، 10،000 دلار برای سرور ماهانه و 15،000 دلار برای حقوق و دستمزد مهندسان خود هزینه كند ، میزان سوخت ناخالص آن 30،000 دلار خواهد بود. با این حال ، اگر این شرکت از قبل درآمد تولید می کرد، میزان خالص آن متفاوت بود. حتی اگر این شرکت با ضرر و زیان کار کند، با درآمد 20 هزار دلار در ماه و هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) 10 هزار دلاری، باز هم نرخ سوخت کل آن کاهش مییابد. این یک تمایز بسیار مهم است زیرا بر میزان پولی که یک شرکت در بانک دارد و در نتیجه فرصت مالی آن تأثیر می گذارد. حتی اگر 30،000 دلار ناخالص هزینه کند، مبلغ واقعی که در ماه از دست می دهد 20،000 $ است. به عنوان مثال ، این بدان معناست که اگر 100000 دلار در بانک داشته باشد ، فرصت آن پنج ماه است تا حدود سه ماه. این مسئله روشی را که مدیران استراتژی شرکت و مبلغی را که یک سرمایه گذار میخواهد در شرکت سرمایه گذاری کند ، تعیین می کند.[۱]