ارزیابی
Evaluation
/əˌvalyəˈwāSH(ə)n/
فرایند مستمری است که توسط یک شخص ثالث، سازمان یا مشتری اجرا می گردد. این فرایند معیارهای کمی و کیفی مربوط به میزان دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده و اهداف برنامه ها، کیفیت مدیریت و تغییرات بنیادین را ارائه میکند، این بازخورد برای برنامهریزی و اجرای تغییرات مطابق با اهداف تعیین شده به کار می رود.ارزیابی برای حمایتهای عمومی و سرمایه گذاری جاری در برنامه های بنگاه های خرد ضروری است. لازم است کارشناسان بیرونی برای برنامه ریزی و اجرای ارزیابی های معتبر به کار گرفته شوند. فهرست مطالب: معنا ومفهوم ارزیابی تاریخچه بخش های سیستم ارزیابی
معنا ومفهوم ارزیابی
ز نظر لغوي واژه ارزيابي به معني تعيين ارزش چيزي است . (معين 1371 ، 199) به گفته برخي از صاحبنظران ،ارزيابي با دو واژه ارزشيابي و سنجش مترادف مي باشد و نمي توان بين اين سه واژه تفاوت معنايي و مفهومي قائل شد . عده اي نيز اين سه واژه را از يكديگر تفكيك كرده و حيطه كاربرد آنرا درجه بندي كرده اند . بعنوان مثال ابيلي ارزشيابي را جامع تر از ارزيابي ميداند و حيطه كاربرد آنرا وسيعتر از ارزيابي مي شمارد (ابيلي 1375 ، 110 ) در حاليكه سيف ارزشيابي را جامع تر از سنجش دانسته و سنجش را جزيي از ارزشيابي مي داند . (سيف 1375 ، 33 ) به نظر كيا منش ارزيابي به منظور ارزيابي عملكرد فراگير يا فراگيران و ارزشيابي به منظور ارزشيابي برنامه ، دوره ، درس و يامؤسسه به كار گرفته مي شود . همچنين به نظر او سنجش مترادف با اندازه گيري مي باشد و تفاوت سنجش با ارزشيابي ، را در اين مورد دانسته كه سنجش علي الاصول فعاليتي غير ارزشي بوده در حاليكه در ارزشيابي قضاوت در ميان مي باشد (كيامنش 1368ـ 26 ـ30 ) از سوي ديگر بازرگان سه واژه مذكور را مترادف به كار مي برد .
تاریخچه
اولين تعريف ارزيابي به نام رالف تايلر ثبت شده وي ارزشيابي را وسيله اي جهت تعيين ميزان رسيدن برنامه رسيدن به هدفهاي آموزشي ميداند . در اين تعريف هدفهاي آموزشي به تغييرات مطلوب اشاره ميكنند كه انتظار مي رود در اثراجراي برنامه آموزشي در رفتار فراگيران حاصل آيد . گوردون هانتيك ، مانوئل زيمبلس ، مارتين گادفري معتقدند كه ارزيابي به تجزيه و تحليل بازده و هزينه يك طرح پس از اجراي آن مي پردازد . كه اگر ارزيابي در حيطه اجراي طرح انجام پذيرد اهداف آن بهبود مديريت برنامه درسي و يا اتخاذ تصميم براي ادامه و گسترش يا تجديد نظر در طرح خواهد بود و اگر ارزيابي در پايان طرح انجام پذيرد و هدف آن تعيين علل موفقيت يا عدم موفقيت طرح خواهد بود تا در طرحهاي مشابه آني از تكرار اشتباهات جلوگيري شود. نورمن جكسون (1998 )ارزيابي را فراهم سازي معيار و ملاكي براي پاسخگويي ، تسهيل و آسان سازي يادگيري ، و ايجاد توانايي جهت اصلاح و بهبود و يا تغيير ميداند . از نظر وي توانايي شناخت ، خود پايه اي براي خود تنظيمي است وفرايند خود تنظيمي ، ارزيابي يك شرايط ، برونداد (محصولي ) يا سطحي از عملكرد را دربرمي گيرد وچه تعيين مي كند كه چه عمليات ، فرايند و فعاليتهايي مورد نياز هست تا آن شرايط محصول (برونداد ) و يا سطحي از عملكرد را تغيير و يا تداوم بخشد . از نظر اپونت(1998 )
بخش های سیستم ارزیابی
سيستم ارزيابي شامل : سنجش و بررسي فرايند كار و جمع آوري و تفسير اطلاعات به منظور تصميم گيري و بررسي منظم و سيستماتيك ، تعيين كميت و كيفيت ، و يا انتخاب معياري براي تعريف كيفيت و تعيين ارتباط دوره هاي آموزش با مراحل و فرايند كار ، و اجراي خط مش ها و سياستگذاريهاست . از نظر نوو (1998 ) ارزيابي حداقل بر چهارنوع اطلاعات و در خصوص كيفيت و اهداف آموزشي متمركز باشد و آن عبارتست از : آرمانها و اهداف ، استراتژيها ، طرحها و برنامه ها ، فرايند اجراء و نتايج و پيامدها و اثرات متقابل آنها . كرونباخ نيز ارزيابي را گردآوري و كاربرد اطلاعات به منظور اخذ تصميم درباره يك برنامه آموزش تعريف كرده است. ورتن پس از آنکه ارزيابي را درساده ترين شكل آن تعيين ارزش يك چيزمي داندوضمن تفكيك نمودن مفهوم ارزيابي برنامه آنرا به عنوان فعاليتهايي مي داند كه به منظور قضاوت در مورد ارزش و سود دهي برنامه در بهبود جنبه هايي از نظام آموزشي صورت مي گيرد سپس او به نقل از بال و آندرسون فعاليتهاي ارزيابي را بر اساس شش هدف عمده فهرست مي كند كه به اختصار عبارتند از : 1- شركت در اخذ تصميم براي شروع 2- ادامه ، توسعه و تصديق 3- اصلاح برنامه 4- مداركي براي حمايت بيشتر از برنامه ها 5- اكتسابمداركي براي حمايت بيشتر جهت مخالفت با برنامه 6- شركت در درك و فهم و اصول روان شناختي ، اجتماعي و ساير فرايندها. http://rah.ir/fa/news/75}}}}